«بانوی واژه‌ها» درگذشت

بدرالزمان قریب که در یکم شهریورماه ۱۳۰۸ در تهران زاده شده بود، امروز (هفتم امرداد ۱۳۹۹) درگذشت. او استاد دانشگاه تهران و هموند پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب پارسی بود که زندگی خویش را در خدمت به فرهنگ و زبانهای ایران باستان، به ویژه زبان سغدی، و نیز گسترش زبان پارسی سپری کرد.

«پیمانهای زناشوییِ» رهامِ اشه چاپ شد

پارسی‌انجمن: «پیمانهای زناشویی» (Marriage Contracts) نامِ کارِ تازه‌ی «رَهامِ اشه» است که اندر آن به پیمانهای بر جای مانده از زناشوییِ ایرانیانِ کهن، به زبانهای «پارسیگ» (پهلوی)، «سُغدی» و «بَلخی» (با گردانشِ آنها به زبانِ انگلیسی به همراهِ یادداشتهای روشنگرانه و پانوشتهای ریشه‌شناسانه)، پرداخته است.

چاپِ «بنیادهای دستورِ زبان و ادبِ پارسی و جمله‌سازی» به ترکیِ استانبولی

پارسی‌انجمن: زبانِ پارسی درایشی(نفوذی) بسیار در زبانِ ترکی، به ویژه ترکیِ عثمانی، داشته است، تا آن جا که اندریافتِ تاریخِ این زبانِ بی دانستنِ پارسی کاری است کم‌وبیش نشدنی. از سویی دیگر، زبانِ پارسی، سالهایی بی‌شمار، زبانِ مردمانِ کوچه‌وبازار، دیوانیان، دانشمندان، سررشته‌داران و … در آناتولی بوده و اندریافتِ تاریخِ این مردمان و آن چه که برِ آنان رفته است بی دانستنِ پارسی شدنی نمی‌نماید.

🎥 «سرتاج ساتیندر» «ظفرنامه»ی پارسی «گوبیند سینگ» را نماهنگ کرد/ زیرنویس از «پارسی‌انجمن»

پارسی‌انجمن: این «ظفرنامه» نامه‌ای است که «گوبیند سینگ» از پیشوایانِ آیینِ سیک، سیسد و اندی سالِ پیش، به «اورنگ‌زیب»، فرمانروای هند، نوشته و در آن پس از درودگویی و … اورنگ‌زیب را بازخواست کرده که چرا پس از سوگند به قرآن پیمان شکسته و دست به کشتارِ هندوان و سیکان زده است.

نامۀ سرگشاده نجیب بارور به امام‌علی رحمان

از دفتر شما برای من دعوت‌نامه‌یی ارسال شده بود که در جشن نوروز در تاجیکستان حضور یابم، من با وجود آن‌که عشق عمیقی به جغرافیای زبان پارسی دارم و «از شام تا به کاشغر، از سند تا خجند» را وطن خویش می‌پندارم؛ از بابت اعتراضی که نسبت به بیرنگ شدن فرهنگ مکاتبتی زبان پارسی در تاجیکستان داشتم، جگر زیر دندان گرفتم و به تاجیکستان نیامدم. آخر مگر می‌شود در سرزمین استاد شاعران زبان پارسی بروم و ندانم در لوحه‌های شهری‌اش با چه زبانی چه نوشته‌اند؟

«زبانِ پارسیگ» گردانشِ مریم تاج‌بخش و بزرگمهر لقمان و «اوستا»ی رهام اشه نامزدِ «کتابِ سال» شدند

«زبانِ پارسیگ (پهلوی): دستورِ زبان، واژه‌سازی و واج‌شناسی» نوشته‌ی رَهام اشه با گردانشِ مریم تاج‌بخش و بزرگمهر لقمان، و «اوستا» (Avesta; A Grammatical Précis) نوشته‌ی رهام اشه به زبانِ انگلیسی، نامزدِ «کتابِ سالِ» ایران در سالِ ۱۳۹۸ در زمینه‌ی زبانهای باستانی شده‌اند.

چراییِ فروافتادنِ سامانیان

پارسی‌انجمن: مهدی سیدی در این پوشه‌ی شنیداری به چراییِ فروافتادنِ فرمانرواییِ سامانیان می‌پردازد. سامانیان از ایران‌دوست‌ترین سررشته‌داران پس از اسلام بوده‌اند و جایگاهی برجسته‌ در گسترش و بالشِ زبانِ پارسی داشتند. پایتختِ سامانیان شهرِ بخارا بود؛ شهری که امروزه بخشی از کشورِ ازبکستان است. رهبران این کشور، در چند دهۀ گذشته، با فشار و زورآوری، زبانِ پارسی را در بخارا و دیگر شهرِ بزرگِ ازبکستان، سمرقند، تا مرزِ فراموشی سرکوب کرده‌اند.

آذربایجان را دریابید!

عباس سلیمی آنگیل: خبر ممنوعیت زبان فارسی در نشست‌های شورای شهر ارومیه، و قهر نمایندهٔ کردزبان، خالد حاتمی، ممکن است خیلی‌ها را شگفت‌زده کند، ممکن است برای خیلی‌ها فضای ترکیه و سوریه و دیگر بازماندگان عثمانی را فرایاد آورد، اما من شگفت‌زده نیستم که هیچ، از تعجب دوستان متعجبم.

اندر بایستگیِ پارسیگ‌‌آگاهی

مریم تاج‌بخش و بزرگمهر لقمان: زبانِ «پارسی» دنباله‌ی زبانِ «پارسیگ» (پهلوی) و آن نیز دنباله‌ی زبانِ «پارسه» (پارسیِ باستان) است. زین‌رو، پارسی‌شناسی بی پارسیگ‌شناسی شدنی نباشد. با پارسیگ‌‌‌آگاهی است که به شناختی ژرف از پارسی توان دست یازیدن. چه نه تنها از چشمِ پارسیگ به پارسی نگریستن نگریستن به جان و جهانِ خویش با چشمانِ خویشتن است که با پارسیگ‌‌دانی است که اندریافتِ چگونگیِ دستورِ زبانِ پارسی آسان شود و گرههای ناگشوده گشوده گردد.