«بانوی واژه‌ها» درگذشت

بدرالزمان قریب که در یکم شهریورماه ۱۳۰۸ در تهران زاده شده بود، امروز (هفتم امرداد ۱۳۹۹) درگذشت. او استاد دانشگاه تهران و هموند پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب پارسی بود که زندگی خویش را در خدمت به فرهنگ و زبانهای ایران باستان، به ویژه زبان سغدی، و نیز گسترش زبان پارسی سپری کرد.

🎥 «مرز پرگوهر» درباره‌ی استاد حسین گل‌گلاب

پارسی‌انجمن: استاد زنده‌یاد حسین گل‌گلاب افزون بر این که کارهایی ارزنده در گیاه‌شناسی، چامه‌سرایی، خنیا و … از خود به یادگار نهاده، واژه‌هایی بسیار ـ به ویژه در زمینه‌ی گیاهشناسی، همچون کاسبرگ، تخمدان، جلبک، گلسنگ ـ نیز ساخته است. در توژ زیر که ساخته‌ی هومن ظریف است با زندگی و کارهای استاد گل‌گلاب بیشتر آشنا شوید.

نگاهی به کارنامه‌ی دانشیِ استاد یدالله ثمره

یدالله ثمره، زبانشناسِ نامدار، استادِ پیشینِ دانشگاهِ تهران، نخستین سرپرستِ انجمنِ زبانشناسیِ ایران و هموندِ پیوسته‌ی فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی، در ۸۶ سالگی درگذشت. او زندگیِ خویش را در خدمت به زبانِ پارسی سر کرد و در زمینه‌ی آواشناسی و واج‌شناسیِ زبانِ پارسی و دیگر گویشهای ایرانی یادگارهایی ارجمند از خویشتن به یادگار نهاد.

آغازگرِ سبکی نوین در آموزشِ زبانهای باستان درگذشت

زنده‌یاد محسن ابوالقاسمی در نزدیک به چهل سال آموزگاری دانشجویانی بسیار پرورد و نبیگها(کتب) و نوشته‌هایی ارزنده از خویش به یادگار گذاشت. او آغازگرِ شیوه‌های نوینِ آموزش در رشته‌ی زبانهای باستان بود و درایشی(تأثیری) ماندگار در روندِ آموزشِ زبانهای باستانی و همچنین دستورِ زبانِ پارسی در ایران داشت.

استاد شهریار: آذربایجان کانونِ زبانِ پهلوی و نژادِ آریا بود+آوا

استاد شهریار: «کانونِ زبانِ پهلوی آذربایجان بوده، مرکزِ ایران آذربایجان بوده، کانونِ نژادِ آریا، دروازه‌ی شرق، دروازه‌ی غرب، همه، آذربایجان بوده است.» این گفته‌ها نشان‌دهنده‌ی آگاهیِ تاریخیِ شهریار است. او به نیکی از این راستیِ تاریخی آگاه بود که زبانِ آذربایجان پیش از ترک‌تازیِ ترکان گویشی از زبانِ پارسی با نامِ پهلویِ آذری بوده و بر همین پایه است که به روشنی ‌گوید که «آذربایجان کانونِ زبانِ پهلوی بوده است».

زبانِ پارسی بزرگی را از دست داد

استاد نیساری در بخشی بزرگ از زندگیِ دراز و پربارِ خود به گسترشِ زبان و ادب و دبیره‌ی پارسی پرداخت و ایرانیان و پارسی‌زبانانِ جهان را از دانشِ سرشارِ خود بهره‌مند ساخت. روانِ او شاد باد که خدمتی ماندگار به زبانِ پارسی کرد.

زبانِ پارسی و آذربایجان دو جُستار از دکتر تقی ارانی

تقی ارانی: «آذربایجان … از ازمنه‌ی قدیمه مسکنِ اقوامِ آریان‌نژاد و یکی از مهم‌ترین مهدهای تمدنِ ایرانی بوده … بدبختانه پس از حمله‌ی وحشیانِ مشرق … در قسمتِ عمده‌ی آذربایجان اهالی زبانِ خود را فراموش نموده به زبانِ ترکی متکلم شده‌اند. ترکی‌زبان بودنِ بعضی از قسمتهای ایران باعثِ اشتباهِ برخی مردمانِ بی‌اطلاع (پان‌ترکیستها) شده بدون اینکه این‌ قبیل اشخاص قدری صفحاتِ تاریخ را ورق زده از حقیقت مطلع شوند فورا ادعا می‌کنند که این قوم ترک هستند … گویا نمی‌دانند که یک نفر آذربایجانی ترک‌شدن را برای خود ننگ می‌داند.»

‌نامه‌ای سرگشاده به فرهنگستان زبان و ادب فارسی

محمدرضا خسروی: فرهنگستان زبان فارسی که می‌باید پاسدار بیدار مرزهای زبان پارسی باشد راست به سربازی می‌ماند که در سنگرش خفته باشد.
با نگاه به نامه فرهنگستان می‌گویم و از گفته برون می‌آیم که از فرهنگستان پیداست که نویسندگان و کارداران آن یکسره با درد جانکاه زبان بیگانه‌اند، آنان که می‌باید به درمان این درد می‌پرداختند، نمک‌پاش دل ریش آن شده‌اند.

بارگیریِ «فرهنگِ نفیسی» در پنج پوشینه

پارسی‌انجمن: میرزا علی‌اکبرخان نفیسی برای گردآوری این فرهنگ بیش از ۲۵ سال رنج برد و فرهنگِ وی که به روزگارِ رضاشاه چاپخش شد تا پیش از فرهنگِ دهخدا بَوَنده‌ترین[=جامع‌ترین] فرهنگی بود که برای زبانِ پارسی نوشته شده است؛ چه این فرهنگ دربردارنده‌ی ۱۵۸ هزار و ۴۳۱ واژه است که در این میان، ۵۸ هزار و ۸۷۹ واژه‌ی آن نیز یکسره پارسی‌اند.

نگاهی به کارنامه‌ی دانشیِ زنده‌یاد محمد دبیرسیاقی

دبیرسیاقی با فرهنگِ دهخدا ۶۲ سال همکاری داشت که از این میان ۹ سالش در همکاری با خودِ علی‌اکبر دهخدا سپری شد، ۱۱ سالش نیز در همکاری با محمد معین و ۴۲ سالِ دیگرش نیز با جعفر شهیدی. می‌گویند که ایشان بامداد به وزارت داریی می‌رفت و پسین، رهسپارِ لغت‌نامه می‌شد و تا شب به کار واژه می‌پرداخت و چنین، اگر یاریِ دانشمندانی همچون او نبود بی‌گمان کارِ فرهنگِ دهخدا سرانجامی نمی‌گرفت و این برماندِ گرانبها برای پارسی‌زبانان برجای نمی‌ماند.