دساتیر، زبانِ پاک و غالبِ دهلوی

پارسی‌انجمن: با پیدایشِ «دساتیر» نویسندگانی بسیار از سده‌یِ یازدهمِ مهی بدین‌سو در هند و ایران و دیگر سرزمینهایِ پارسی‌زبان از سبکِ سره‌یِ آن پیروی کردند. یکی از ایشان غالب دهلوی چامه‌سرا و نویسنده‌یِ بزرگِ پارسی‌گویِ هند است. در این جستار نویسنده می‌کوشد فراز و نشیب دساتیری‌نویسانِ هند را با رویکرد به چامه‌هایِ غالب بررسد.

سرنوشت زبان‌ فارسی چه‌ خواهد بود؟

پارسی‌انجمن: «سرنوشت زبان‌ فارسی چه‌ خواهد بود؟» نوشته‌ی زنده‌یاد «محمدعلی امام‌شوشتری» در ۴۶ سال پیش است و از آنجا که سخن امام‌شوشتری تا اندازه‌ای سخن امروز ما نیز هست آن را با گفتاورد از ماهنامه‌ی وحید، شماره‌ی ۹۸، بهمن‌ماه ۱۳۵۰ در اینجا می‌آوریم.

بایستگی نگارش فلسفه به پارسیِ سره

داریوش درویشی: زبان برجسته‌ترین و پررنگ‌ترین افزار خرددوشگی است؛ اگر پرورش نیافته باشد، اگر ویژواژگانی در آن پدید نیامده و به کار برده نشده باشند، آشکارا با گونه‌ای خرددوشگی روبه‌رو هستیم که افزاری ناکارآمد را در کار می‌بندد و این ناکارآمدی میوه‌ای برای این درخت به همراه نخواهد آورد.

بازاندیشی زبان فارسی ۴

داریوش آشوری: گرایش فلسفی و علمی زبان فارسی پیشینه دارد و آن کوششهایی است که ابن سینا و ابوریحان و ناصرخسرو و افضل‌الدین کاشانی برای واژه‌سازی فلسفی و علمی ‌به فارسی کرده‌اند. باری، زبان فلسفی ما هنوز در راه است و نمی‌توان گفت که به منزل رسیده است و کاوش در متنهای کهن به یاری ذوق و بازسنجی مدرن و کوشش برای کشف امکانات زبان فارسی، می‌باید آن را جاافتاده‌تر و پخته‌تر و رساتر گرداند.

بازاندیشی زبان فارسی ۳

داریوش آشوری: گرایش به زنده کردن و دوباره به کار گرفتن واژه‌های فارسی تنها یک مسالۀ ذوقی نیست بلکه به نیاز ما به داشتن زبانی زایا نیز مربوط می‌شود و زبان زایا می‌باید دستگاه زاینده‌اش کار کند، و برای این کار باید به مایه‌های خود تکیه داشته باشد و آنچه را از بیرون می‌گیرد از آن خود کند.

بازاندیشی زبان فارسی ۲

داریوش آشوری: دیدهای ناسیونالیستی و مکانیستی تا کنون در بازگرداندن زبان فارسی به سر خانۀ اصلی واژگان و دستور خود خدمتهای گرانبها کرده‌اند و حال نوبت آنست که مساله را جدیتر و دقیقتر به راهنمایی اهل علم در زمینۀ زبان‌شناسی دنبال کنیم، اما طبیبانه دست بر نقطه‌های دردناک و حساس بگذاریم و در جهت نشانه‌شناسی بیماریها و درمان‌شناسی آن گامی ‌برداریم.

بازاندیشی زبان فارسی ۱

داریوش آشوری: پریشانی «جهان» ما سبب پریشانی زبان ما شده است و بازسازی و چه بسا زیر-و-زبر شدن این جهان و افت-و-خیزهایِ سختِ این دگرگونیها، ناگزیر افت-و-خیزهای سخت در زبان پدید می‌آورد. مراد یک اصل هستی‌شناسی است که انسان و زبان و جهان سه چیز و یک چیزند و هر یکی در رابطه با آن دو دیگر معنادار است.

دیدگاهِ انگلس درباره‌ی زبان، دبیره و ادبِ پارسی در نامه‌اش به مارکس

گزارش و گردانش بزرگمهر لقمان: از این بازه‌ی چندهفته‌ای که خویشتن را درگیرِ نمایشهای خاورزمینیان کرده‌ام برای یادگیریِ زبانِ پارسی بهره برده‌ام. از زبانِ عربی گریزانم، از رویِ بیزاریِ ذاتی‌ام از زبانهای سامی، و ازآن‌رو که بی زمان نهادنِ بسیار، پیشرفت در آن شدنی نیست. در سنجش با آن، زبانِ پارسی بسیار آسان است. برای یادگیریِ پارسی بیشینه سه هفته زمان گذاشته‌ام. دریغا وایتلینگ پارسی نمی‌داند که اگر می‌دانست زبانِ جهانیِ آرمانی‌اش را می‌یافت.

پیامد آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های بیگانه (۴)

سامان حسنی: یکی دیگر از پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های عربی همانا «بیگانه‌پنداشتنِ» شماری از واژه‌های زبان پارسی است. در دورۀ آمیختگی نویسندگان و خوش‌نویسان، نه ازرویِ نیاز که برای نازیدن، به‌گونه‌ای بی‌دروپیکر واژه‌های عربی بسیاری را به درون زبان پارسی کشاندند. حتی فراموش کردند که بسیاری از این واژه‌ها پارسی هستند و برپایۀ راژمان زبان عربی دگردیسه شده‌اند و آن‌ها را به همان دیسه پذیرفتند.

گلها فروشی نیست یا گلها فروشی نیستند؟

پارسی‌انجمن: «گلها فروشی نیست» یا «گلها فروشی نیستند»؟ کدام درست‌ است؟
دکتر محمد حیدری ملایری در گفتار زیر به پرسشِ «همخوانی کارواژه[=فعل] با کنا[=فاعل] یا کرده[=مفعول]» با آوردن نمونه‌هایی از نوشته‌های کهن و امروزین پارسی پاسخ گفته‌ است.