سرشت زبان فارسی (۱)

داریوش آشوری: برای بازیافتن روح اصلی زبان و میراث اصیل واژگانی آن و بویژه برای پرهیز و گریز از آثار ویرانگری که ذوقهای کژ و بیمارگونه در قلمرو نثر فارسی بجا نهاده‌اند و پیراستن زبان نثر و بازگرداندن تازگی و سادگی و روانی به آن، بویژه برای بازگرداندن واژگان اصلی زبان فارسی، که به زور – و – ضرب از قلمرو نثر بیرون رانده شده است، میراث شعر فارسی می‌تواند الهام‌بخش نثرنویسان امروز باشد.

واژه‌گزینی در زبان فارسی

دکتر حسین وحیدی: امروزه ما به‌ناچار باید دانش جهان امروز را بیاموزیم پس یا دربرابرِ هر واژه‌ای که به‌کار می‌بریم باید از گنجینۀ بزرگ زبان و ادب پارسی بهره بگیریم و واژه‌ای فارسی بسازیم تا واژگان و زبان دانشی خود را بگسترانیم یا اینکه، مانند کاری که امروز می‌کنیم، واژۀ بیگانه را بگیریم و همان را به‌کار ببریم!

دیدگاههایی درباره‌ی زبان پارسی

دکتر ضیاالدین هاجری: آنچه مایه‌ی نگاهبانی و نگاهداری سرزمین ایران شده است زور و نیروی شمشیر شاهان و توانمندی سرداران نبوده، لیک توش و توان زبان پارسی بوده است. زبان پارسی آهنگ و نوای دوستی می‌ساخته و بانگ و آوای مهر می‌نواخته و با سروده‌های دلنشین و شورانگیز خود، مردم باختر و خاور را، آگاهانه و ناآگاهانه زمزمه‌گر یک آهنگ و سخنور یک سخن و داستان‌سرای یک زبان می‌کرده است‌.

نگرشی بر زبانهای اروپایی

دکتر ضیاالدین هاجری: آنچه امروزه از فرنگ می‌آید «واژه‌ی فرنگی‌» است نه «واژه‌ی آریایی‌»؛ و واژه‌ی «فرنگی‌» آلوده‌کننده‌ی زبان فارسی است و باید پیش‌ازآن‌که بیش از این زهر خود را بریزد و زبان شیرین و شیوای پارسی را رنجور و بیمار وزمین گیر کند، بی‌درنگ در پی پادزهر و داروی درمان و پیشگیری از این ویران‌سازی باشیم و همگی مردم ایران‌زمین دست به دست هم دهیم و به‌پا خیزیم.

تکنیک‌های گسترش واژگان؛ گفت‌وگو با آشوری ۲

حساسیّت در برابرِ مسائل زبان فارسی خیلی زود در من شکفت. و آن هنگامی بود که در کلاسِ دوم دبیرستانِ البرز برایِ آموختنِ زبانِ فارسی کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی را درس می‌دادند. من از همان زمان نسبت به یاوه‌نویسی‌های «نثرِ مصنوع» و عربی‌چپانی‌های بی‌مزه و بی‌ربط در نثرِ فارسی حساس شدم. البته در سال‌های بعد آشنایی با نوشته‌های احمد کسروی و دیدگاه‌هایِ زبانیِ او هم این زمینه را در ذهنِ من نیرومند کرد.

فرهنگ علوم انسانی؛ گفت‌وگو با داریوش آشوری ۱

داریوش آشوری در گفت‌وگو با مهدی جامی: من هوادارِ به کار بردنِ واژه‌هایِ اصیلِ فارسی‌ام که به ضربِ قلمِ منشیانِ درباری و «علما» و «فضلا» جای خود را بی‌هوده به سیلِ واژه‌های عربی‌تبار سپرده‌ اند. از واژه‌هایِ عربی‌تبار آنچه را که ضروری باشد به کار می‌برم. امّا، به‌خلافِ عادت و روشِ دیرینه‌ای که برای فضل‌فروشی صرف و نحوِ عربی را نیز همراهِ آن‌ها وارد فارسی می‌کرد، می‌کوشم آن‌ها را بنا به دستور زبانِ فارسی به کار گیرم.

فارسی افغانستان و چالش‌های پیش رو

آنچه در این نوشته از محمدکاظم کاظمی، نویسنده و چامه‌سرای افغانستانی، می‌خوانید نگاهی به چالش‌ها و دشواری‌هایی زبان فارسی در افغانستان همچون کمبود دانش‌ همگانی، ورود بی‌رویه واژه‌های بیگانه، از میان رفتن گویش‌های بومی، نامهربانی سررشته‌داران و جدا ساختن فارسی‌زبانان افغانستان از پیکره زبان فارسی است.

داستانِ تنوین

داریوش آشوری: راهِ حلِ درستِ مسأله نه تغییرِ شکلِ نگارشیِ این تکواژِ وابسته‌یِ قیدساز از [-اً] عربی به [-ن]-ِ فارسی، بلکه بازگشت به ساختارِ درست و سالمِ ساختمانِ قید در زبانِ فارسی ست. یکی از راه‌هایِ آن یادآوریِ دو باره‌یِ واژه‌هایِ فارسی ست که واژهایِ عربی‌تبار با ساختارِ دستوریِ عربی جایِ آن‌ها را گرفته‌اند.

بحثی درباره‌ی صرف فعل در زبان علمی فارسی

دکتر محمد حیدری ملایری- زبان علمی فارسی در گرایش جدید خود بسوی توانایی و غنای بیشتر … معادل اصطلاحهای واضح علمی را می‌سازد. از اینرو، تنها معنایی که مثلا به مصدر «آبیدن» در علم داده شده این است: «ترکیب کردن با آب».

پیشگفتار فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی-اخترفیزیک

دکتر محمد حیدری ملایری- از آنجا که پارسی زبانی هند-و-اروپایی است، این بخت را دارد که از الگوها و تجربه‌های گذشته‌ی زبان‌های اروپایی‌ استفاده کند، زبان‌هایی که توانسته‌اند نیرومندترین راژمان اصطلاح‌شناسی دانشی را پدید آورند. واژه‌سازی در زبان پارسی از همان الگوهایی استفاده می‌کند که در زبان‌های اروپایی به کار می‌روند …