دیدگاههایی درباره‌ی زبان پارسی

دکتر ضیاالدین هاجری: آنچه مایه‌ی نگاهبانی و نگاهداری سرزمین ایران شده است زور و نیروی شمشیر شاهان و توانمندی سرداران نبوده، لیک توش و توان زبان پارسی بوده است. زبان پارسی آهنگ و نوای دوستی می‌ساخته و بانگ و آوای مهر می‌نواخته و با سروده‌های دلنشین و شورانگیز خود، مردم باختر و خاور را، آگاهانه و ناآگاهانه زمزمه‌گر یک آهنگ و سخنور یک سخن و داستان‌سرای یک زبان می‌کرده است‌.

نگرشی بر زبانهای اروپایی

دکتر ضیاالدین هاجری: آنچه امروزه از فرنگ می‌آید «واژه‌ی فرنگی‌» است نه «واژه‌ی آریایی‌»؛ و واژه‌ی «فرنگی‌» آلوده‌کننده‌ی زبان فارسی است و باید پیش‌ازآن‌که بیش از این زهر خود را بریزد و زبان شیرین و شیوای پارسی را رنجور و بیمار وزمین گیر کند، بی‌درنگ در پی پادزهر و داروی درمان و پیشگیری از این ویران‌سازی باشیم و همگی مردم ایران‌زمین دست به دست هم دهیم و به‌پا خیزیم.

تکنیک‌های گسترش واژگان؛ گفت‌وگو با آشوری ۲

حساسیّت در برابرِ مسائل زبان فارسی خیلی زود در من شکفت. و آن هنگامی بود که در کلاسِ دوم دبیرستانِ البرز برایِ آموختنِ زبانِ فارسی کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی را درس می‌دادند. من از همان زمان نسبت به یاوه‌نویسی‌های «نثرِ مصنوع» و عربی‌چپانی‌های بی‌مزه و بی‌ربط در نثرِ فارسی حساس شدم. البته در سال‌های بعد آشنایی با نوشته‌های احمد کسروی و دیدگاه‌هایِ زبانیِ او هم این زمینه را در ذهنِ من نیرومند کرد.

فرهنگ علوم انسانی؛ گفت‌وگو با داریوش آشوری ۱

داریوش آشوری در گفت‌وگو با مهدی جامی: من هوادارِ به کار بردنِ واژه‌هایِ اصیلِ فارسی‌ام که به ضربِ قلمِ منشیانِ درباری و «علما» و «فضلا» جای خود را بی‌هوده به سیلِ واژه‌های عربی‌تبار سپرده‌ اند. از واژه‌هایِ عربی‌تبار آنچه را که ضروری باشد به کار می‌برم. امّا، به‌خلافِ عادت و روشِ دیرینه‌ای که برای فضل‌فروشی صرف و نحوِ عربی را نیز همراهِ آن‌ها وارد فارسی می‌کرد، می‌کوشم آن‌ها را بنا به دستور زبانِ فارسی به کار گیرم.

فارسی افغانستان و چالش‌های پیش رو

آنچه در این نوشته از محمدکاظم کاظمی، نویسنده و چامه‌سرای افغانستانی، می‌خوانید نگاهی به چالش‌ها و دشواری‌هایی زبان فارسی در افغانستان همچون کمبود دانش‌ همگانی، ورود بی‌رویه واژه‌های بیگانه، از میان رفتن گویش‌های بومی، نامهربانی سررشته‌داران و جدا ساختن فارسی‌زبانان افغانستان از پیکره زبان فارسی است.

داستانِ تنوین

داریوش آشوری: راهِ حلِ درستِ مسأله نه تغییرِ شکلِ نگارشیِ این تکواژِ وابسته‌یِ قیدساز از [-اً] عربی به [-ن]-ِ فارسی، بلکه بازگشت به ساختارِ درست و سالمِ ساختمانِ قید در زبانِ فارسی ست. یکی از راه‌هایِ آن یادآوریِ دو باره‌یِ واژه‌هایِ فارسی ست که واژهایِ عربی‌تبار با ساختارِ دستوریِ عربی جایِ آن‌ها را گرفته‌اند.

پیرایش و بازسازی زبان (3)

استاد داریوش آشوری- در کار پیرایش زبان فارسی اساس کار می‌باید بازشناختن آسیبهایی باشد که به این زبان، بویژه به نثر آن، از راه دست اندازیهای خودسرانه و ناشیانه و منشیانه رسیده است و بازگردانیدن آن بر پایه‌های درست و استوار خود …

فارسی دری و فارسی دری وری (1)

استاد داریوش آشوری- سه سرچشمۀ مایه‌دهنده برای بهکرد نثر فارسی و توانگر کردن آن و سلامت بخشیدن به آن یکی بیشتر نثرهای کهن تا قرن هفتم، دیگر زبان شعر، بویژه غزل و منظومه و مثنویها، و سوم قالبهای دستوری و سرمایۀ لغت در گفتار امروزیان است که در گویشهای مردم این سرزمین زنده است.

بدون فرتور

هفت فرنود مهادین (دلیل اصلی) ناسازگاران با پالایش زبان پارسی

* زبان تازی، گرفتار کالبدهاست و اندیشه را نیز ناگزیر در همان مرز گرفتار کرده. * سازه‌های زبان تازی، گویایی سازه‌های زبانهای هندواروپایی را ندارند. * واژگان تازی به انگیزه نبودن نوآوری هر کدام با چند چم بار شده‌اند که زبان را گنگ کرده.

زبان پارسی آماج تازش‌ها

شهربراز- در برابر این همه تازش و دشمنی، سنگر بزرگ و پرتوانی نیست که از زبان پارسی دفاع کند و تنها می‌توان به برخی دلسوزان امیدوار بود و به توانایی زبان پارسی که ققنوس‌وار در همه‌ی تاریخ خود پایدار بوده است و پایدار خواهد ماند.