فارسی افغانستان و چالش‌های پیش رو

آنچه در این نوشته از محمدکاظم کاظمی، نویسنده و چامه‌سرای افغانستانی، می‌خوانید نگاهی به چالش‌ها و دشواری‌هایی زبان فارسی در افغانستان همچون کمبود دانش‌ همگانی، ورود بی‌رویه واژه‌های بیگانه، از میان رفتن گویش‌های بومی، نامهربانی سررشته‌داران و جدا ساختن فارسی‌زبانان افغانستان از پیکره زبان فارسی است.

داستانِ تنوین

داریوش آشوری: راهِ حلِ درستِ مسأله نه تغییرِ شکلِ نگارشیِ این تکواژِ وابسته‌یِ قیدساز از [-اً] عربی به [-ن]-ِ فارسی، بلکه بازگشت به ساختارِ درست و سالمِ ساختمانِ قید در زبانِ فارسی ست. یکی از راه‌هایِ آن یادآوریِ دو باره‌یِ واژه‌هایِ فارسی ست که واژهایِ عربی‌تبار با ساختارِ دستوریِ عربی جایِ آن‌ها را گرفته‌اند.

دیدگاهِ انگلس درباره‌ی زبان، دبیره و ادبِ پارسی در نامه‌اش به مارکس

گزارش و گردانش بزرگمهرِ لقمان: از این چند هفته‌ای که خویشتن را درگیرِ نمایشهای اوشَسْتَریان (مشرقیان) کرده‌ام برایِ یادگیریِ زبانِ پارسی بهره برده‌ام. از زبانِ عربی گریزانم، از رویِ بیزاریِ ذاتی‌ام از زبانهای سامی، و از آن ‌روی که بی زمان نهادنِ بسیار، پیشرفت در آن شدنی نیست. در سنجش با آن، زبانِ پارسی بسیار آسان است. برایِ یادگیریِ پارسی بیشینه سه هفته زمان گذاشته‌ام. دریغا وایتلینگ پارسی نمی‌داند که اگر می‌دانست زبانِ جهانیِ آرمانی‌اش را می‌یافت.

پیرایش و بازسازی زبان (3)

استاد داریوش آشوری- در کار پیرایش زبان فارسی اساس کار می‌باید بازشناختن آسیبهایی باشد که به این زبان، بویژه به نثر آن، از راه دست اندازیهای خودسرانه و ناشیانه و منشیانه رسیده است و بازگردانیدن آن بر پایه‌های درست و استوار خود …

فارسی دری و فارسی دری وری (1)

استاد داریوش آشوری- سه سرچشمۀ مایه‌دهنده برای بهکرد نثر فارسی و توانگر کردن آن و سلامت بخشیدن به آن یکی بیشتر نثرهای کهن تا قرن هفتم، دیگر زبان شعر، بویژه غزل و منظومه و مثنویها، و سوم قالبهای دستوری و سرمایۀ لغت در گفتار امروزیان است که در گویشهای مردم این سرزمین زنده است.

بدون فرتور

هفت فرنود مهادین (دلیل اصلی) ناسازگاران با پالایش زبان پارسی

* زبان تازی، گرفتار کالبدهاست و اندیشه را نیز ناگزیر در همان مرز گرفتار کرده. * سازه‌های زبان تازی، گویایی سازه‌های زبانهای هندواروپایی را ندارند. * واژگان تازی به انگیزه نبودن نوآوری هر کدام با چند چم بار شده‌اند که زبان را گنگ کرده.

زبان پارسی آماج تازش‌ها

شهربراز- در برابر این همه تازش و دشمنی، سنگر بزرگ و پرتوانی نیست که از زبان پارسی دفاع کند و تنها می‌توان به برخی دلسوزان امیدوار بود و به توانایی زبان پارسی که ققنوس‌وار در همه‌ی تاریخ خود پایدار بوده است و پایدار خواهد ماند.

بدون فرتور

چند پیشنهاد برای پارسی‌نویسی

سامان حسنی- اندر چرایی پارسی‌گویی و پارسی‌نویسی باید گفت که یکی از هدفهای این کار، آسان کردن نگارش زبان پارسی است. نگارش زبان پارسی بسیار آسانتر از دیگر زبانهاست. آنچه آن را دشوار کرده، وام‌واژه‌ها، واکها و نشانه‌های زبان عربی است که در نگارش آن راه یافته است. در این جستار این دشواریها را بررسی می‌کنیم و می‌کوشیم برای آن چاره‌ای بیابیم. نخست به واکها می‌پردازیم.

دُژواژه چیست؟

محمد عشوری- این واژگان كه در خواندن و نوشتن دشواری‌ می‌زایند، چهره‌ی زبان را می‌آلایند و بزرگتر از همه دستور زبان را می‌گسلانند و بی‌اعتبار می‌گردانند، نام دژواژه را می‌سزند كه مفهوم واژه‌ی گزاینده و دشمن دارد.

رویارویی زبان فارسی با دنیای مدرن در گفت‌وگوی لقمان با آشوری

مسعود لقمان: داریوش آشوری با گذر از کنش‌های سیاسی، اجتماعی، ادبی و فلسفی، اکنون در «خانه‌ی‌ وجود»، یعنی عرصه‌ی زبان، به سر می‌برد و از دهه‌های پیش کوششی خستگی‌ناپذیر را برای بالا بردن سطح گفتمانی درباره‌ی مباحث زبانی در ایران آغاز کرده که کتاب‌هایی چون «فرهنگ علوم انسانی»، «بازاندیشی زبان فارسی» و «زبان باز» دستاورد این کوشش‌ها و کنش‌هاست. در دنباله، گفت‌وگویم را با داریوش آشوری درباره‌ی زبان، مدرنیت و چالش زبان فارسی با دنیای مدرن می‌خوانید.