اندر چرایی سَره‌گویی و سَره‌نویسی

دکتر میرجلال الدین کزّازی- وام‌واژه‌های درشتناک و ناهموار و گوش‌آزار، بافتار نازک و دلاویز و آهنگین زبان پارسی را می‌پریشند و زنگ و آهنگ خنیایی آن را زیان می‌رسانند. آسیب‌های دیگر که از این رهگذر به دیگر سامانه‌های زبان همچون سامانه گردانشی (صرفی و نحوی) و ماناشناختی (معنی‌شناختی) می‌رسد، نهان است و دیرپیدا و زبان را از درون می‌فرساید و می‌پوساند.

زبان فارسی و هویت نوین ایرانی در اندیشه‌های محمدعلی فروغی

محمدعلی فروغی‌: «من‌ چون‌ دوستدار ایرانم‌ و به‌ ملیت‌ ایرانی‌ دلبستگی‌ دارم‌ و ملیت‌ ایرانی‌ را مبنی‌ بر فرهنگ‌ ایرانی‌ می‌دانم‌ و نمایش‌ فرهنگ‌ ایرانی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ است‌ نمی‌توانم‌ دل‌ را به‌ زبان‌ فارسی‌ بسته‌ نداشته‌ باشم‌.»

زبان فارسی و مرزهای جغرافیایی آن در گفت‌وگو با مسعود میرشاهی

در بخارا خانمی ۳۰ ساله مشغول تزیین سفره‌ای برای فروش زردآلو بود. با دوستی فرانسوی از کنار او می‌گذشتیم. بعد از کمی گپ و گفت٬ دریافت که ایرانی هستم. پول زردآلوها را نگرفت و گفت که اگر بیشتر پافشاری تمام سرمایه‌ام را در آب رود می‌ریزم. او ادامه داد که اینجا پر از ایرانی‌تبار است؛ چراکه همه‌ی ما ایرانی هستیم.

زبان دیوزدگی

دکتر محسن حافظیان- داریوش آشوری، نویسندۀ «زبان باز»، از «واپس‌ماندگی زبان فارسی»، از «زبان فارسی نمونه‌ای از همۀ زبان‌های جهان سوم» و «کاستی‌ها و لنگی‌ها و گنگی‌هایش» می‌گوید. زبان و اندیشۀ به کار رفته در این کتاب را «غرب‌زده» نمی‌گویم؛ چراکه این اصطلاح را دیگر روشنفکران «مدرن» ما دوست نمی‌دارند و کهنه‌اش می‌پندارند و توانش هم در این باره اندک و نارساست. زبان و اندیشۀ این کتاب زبانِ آشفتۀ دیوزدگی است، همین.

همزباني و بي‌زباني

«همزباني و بي‌زباني» نام كتابي به خامه‌ی شيوا و شيرينِ شاعر هم‌روزگار افغانستانی «محمدكاظم كاظمي» است. این کتاب نخستین‌بار در سال 1382 به چاپ رسید و پس از نایابی آن، در زمستان 1390 بازچاپ شد.

زبان پارسی در هیولاشهر تهران!

شهربراز- امروزه مردم به پیروی از الگوهای غلط رفتاری و خودباختگی، به جان زبان پارسی افتاده‌اند و در این میانه رقابت و چشم هم چشمی‌ای است که بیا و بین! به ویژه در «هیولاشهر» تهران منظره‌های زشت و چندش‌آوری به چشم می‌خورد که دل را می‌آزاد.

هنر سره‌گویی

گفتار و نوشتار سره باید همراه با زیبایی، استواری، شیوایی و رسایی باشد. سره‌گویی و سره‌نویسی هنری است همسنگ و همتراز با سرودن چکامه‌های زیبای پارسی. سره‌گویی تنها این نیست که واژه‌های بیگانه را با برابرهای پارسی آن جایگزین کرد، در سره‌گویی باید بهترین واژه‏‌ای را از میان برابرهای پارسی برگزید که با آهنگ و سامه‌ نوشته همخوانی داشته باشد.

چرا باید واژگان پارسی را به کار ببریم؟

کورش جنّتی- زیستن در جهان امروز، نیازمند زبانی ست که با ویژگی‌های این جهان نوین سازگار باشد. رویکرد سنتی به زبان، پاسخگوی نیاز زبانی ما در رویارویی با این جهان نوین نبوده و نیست. بنابراین یا باید با پایفشاری بر روش‌های ترادادی و کهنه، بیینده‌ی ناکارآمدی و مرگ آرام زبانمان، دست کم در زمینه‌ی دانش و فناوری باشیم یا با پذیرفتن راهکارهای نوین و هتا گاه ترادادشکن، تلاش کنیم زبان پارسی را از پرهون (دایره) کوچک زیستی خود بیرون آوریم.

پالایش زبان پارسی

محسن شاملو: باید پذیرفت که پالایش زبان پارسی یک نیاز فرهنگی است و باید به یک جنبش همه‌گیر دگریده شود. خواست مردم بسیار ارزنده است و یاریگر دستگاههای کشوری و فرهنگی خواهد بود.

زبان فارسی از آشوب تا سامان

دکتر جلیل دوستخواه- بر ماست که درهمه‌ی کاربُردهای زبان، بیشترین دقّت را به خرج دهیم و از هرگونه آشفته‌کاری و بی‌بند و باری در گفتار و نوشتار خودداری ورزیم و از راه دادن تعبیرها و ترکیب‌های بیگانه با ساختار و هنجار زبان به بافت آن و عرضه‌داشت گفتارها و نوشتارهای درهم جوش و ملقمه‌وار بپرهیزیم.