بارگیری «واژه‌های ایرانی در نوشته‌های باستانی»

پارسی‌انجمن: «واژه‌های ایرانی در نوشته‌های باستانی» نوشته‌ی شهرام هدایت، زبان‌شناس و استاد پیشین دانشگاه، و دستاورد پژوهشهای وی در زمینه‌ی واژه‌های ایرانی در ۳۹ نوشته‌ی کهن به زبانهای عبری ـ آرامی ـ کلدانی است. ره‌یابی این واژه‌ها بدین نوشته‌ها، نشانه‌ای است از پیوندی که میان ایرانیان باستان و سامیان همسایه‌شان به ویژه یهودیان می‌بوده است.

درباره‌ی واژه‌های «فراوان»، «سخن»، «قهرمان» و…

پارسی‌انجمن: جستار زیر دربردارنده‌ی چهار یادداشت جداگانه درباره‌ی چند واژه و گزاره‌ی پارسیگ[=پهلوی] است. یادداشت نخست به واژه‌ی «فراوان» می‌پردازد. یادداشت دوم گردانش و گزارش بندی از نوشتارگان مانوی است. یادداشت سوم درباره‌ی چمهای[=معنی] گوناگون «سخن» است و اینکه چگونه سخن از «گفتار» به «کار» در شاهنامه دگرش چمی یافته است. واپسین‌یادداشت هم درباره‌ی واژه‌ی «قهرمان» است و اینکه چگونه این واژه از پارسیگ به عربی رفته است.

بارگیری «واژه‌های ایرانی در زبان انگلیسی»

پارسی‌انجمن: زبانهای پارسی و انگلیسی هر دو در دسته‌ی زبانهای هندواروپایی جای می‌گیرند. زین‌رو، واژه‌هایی بسیار در این دو زبان از ریشه‌هایی یکسان برآمده‌اند. افزون بر این، واژه‌های بسیاری از زبانهای ایرانی به انگلیسی درآمده‌اند که نبیگ[=کتاب] واژه‌های ایرانی در زبان انگلیسی نوشته‌ی محمدعلی سجادیه بدانها پرداخته است.

اورتایلی: برای ما ترکان فرهنگ و تمدن ایران مرتبه یونان برای اروپا را دارد

ایلبر اروتایلی، تاریخ‌نگار و ترک‌شناس نامدار ترک، در سخنرانی‌ای در دانشگاه ازمیر به جایگاه فرهنگ ایرانی در ترکیه و پیوندهای زبان و فرهنگ و شهرآیینی ایرانی و زبان و فرهنگ ترکی پرداخت و گفت: «تاریخ گذشته‌ی ایران در دنیا جایی مستثنا دارد. فرهنگ ترکی و زبان ترکی نسبت به فرهنگ ایرانی یک فرهنگ روستایی است. ایران استاد ما است و ترکان در خدمت به فرهنگ ایرانی جای استثنایی دارند. برای ما ترکان فرهنگ و تمدن ایران مرتبه یونان برای اروپا را دارد».

بارگیری «وامواژه‌های ایرانی میانه غربی در زبان ارمنی»

پارسی‌انجمن: زبان ارمنی از آن دست زبانهای هندواروپایی است که از زبانهای ایرانی به‌ویژه پارسی وامی بسیار ستانده است تا آنجاکه تا چندی پیش آن را یکی از زبانهای ایرانی می‌دانستند تا اینکه هنریخ هوبشمان نشان داد که این زبانِ هندواروپایی در شاخه‌ی زبانهای ایرانی نمی‌گنجد.

پارسی‌های تازی‌نما: ریشه‌شناسی واژه‌های فارسی عربی‌نما

پارسی‌انجمن: در این جُستار دکتر کامران کسائی برآن است تا نمونه‌هایی از واژه‌های پارسیِ پرکاربردی را که امروزه آگاهانه یا ناآگاهانه عربی پنداشته می‌شوند و در گفتار و نوشتار بیشتر به شیوه‌ی واژه‌های تازی و ساختار آن زبان با آنها رفتار می‌شود بررسد و نیز برنماید که این واژه‌ها اگرچه به نگر عربی می‌آیند لیک ریشه‌ی پارسی دارند. وی همچنین روندی را که به عربی پنداشته شدن این واژه‌ها انجامیده می‌شناساند.

پیامد آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های بیگانه (۴)

سامان حسنی: یکی دیگر از پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های عربی همانا «بیگانه‌پنداشتنِ» شماری از واژه‌های زبان پارسی است. در دورۀ آمیختگی نویسندگان و خوش‌نویسان، نه ازرویِ نیاز که برای نازیدن، به‌گونه‌ای بی‌دروپیکر واژه‌های عربی بسیاری را به درون زبان پارسی کشاندند. حتی فراموش کردند که بسیاری از این واژه‌ها پارسی هستند و برپایۀ راژمان زبان عربی دگردیسه شده‌اند و آن‌ها را به همان دیسه پذیرفتند.

درآمدی بر پالایش زبان پارسی

حامد قنادی: فرهنگستان زبان پدید آمد و هم‌زمان با آن بزرگانی هم‌چون احمد کسروی رو به سره‌نویسی آوردند. کوشش‌های آنان گرچه همان‌روز پاسخ نداد ولی زبان امروزینِ مردم نمایان‌گر این‌ست که سرانجام واژه‌های تازه در میان مردم جا باز کرد و بسیاری از واژه‌های بیگانه از زبان زدوده شد. روزگاری به‌جای هواپیما، شهرداری و دادگستری واژه‌هایِ طیاره، بلدیه و عدلیه به‌کار می‌رفت، ولی امروز بسیاری از چم [معنی] این‌ واژه‌ها نیز ناآگاه‌اند!

نگرشی بر زبان تازی (بخش پایانی)؛ تازی‌گرایی

دکتر ضیاالدین هاجری: اگر رستاخیز و خیزشی که فردوسی، بخرد فرزانه‌ی توس، در به‌کاربردن واژه‌ها‌ی دری برپا نموده بود، همچنان دنبال می‌شد و هر یک از سرایندگان و نویسندگان، درخورِ تاب‌وتوان و نیروی خود واژگان فارسی را به کار می‌گرفتند، زبان فارسی راهی دیگر را می‌پیمود و سرنوشتی نیکوتر می‌یافت.

نگرشی بر زبان تازی (بخش دوم)؛ دِگَرش (وات‌گردانی) چیست؟

دکتر ضیاالدین هاجری: دگرش یکی از دیدمانها و بهری ارزشمند از «دستورزبان پارسی‌» است و نباید به‌هیچ‌رو از آن بسادگی گذشت. در بیشتر دستورها بدین نکته نگرش نشده و بسا استادان و کارشناسان ارجمند زبان و ادب پارسی هم در آموزگاهها بدان نمی‌پردازند. شایسته است بدانیم که «دگرش‌» کلیدکار و پایه و مایه‌ی «واژه‌شناسی‌» است.