نگرشی بر زبان تازی (بخش پایانی)؛ تازی‌گرایی

دکتر ضیاالدین هاجری: اگر رستاخیز و خیزشی که فردوسی، بخرد فرزانه‌ی توس، در به‌کاربردن واژه‌ها‌ی دری برپا نموده بود، همچنان دنبال می‌شد و هر یک از سرایندگان و نویسندگان، درخورِ تاب‌وتوان و نیروی خود واژگان فارسی را به کار می‌گرفتند، زبان فارسی راهی دیگر را می‌پیمود و سرنوشتی نیکوتر می‌یافت.

نگرشی بر زبان تازی (بخش دوم)؛ دِگَرش (وات‌گردانی) چیست؟

دکتر ضیاالدین هاجری: دگرش یکی از دیدمانها و بهری ارزشمند از «دستورزبان پارسی‌» است و نباید به‌هیچ‌رو از آن بسادگی گذشت. در بیشتر دستورها بدین نکته نگرش نشده و بسا استادان و کارشناسان ارجمند زبان و ادب پارسی هم در آموزگاهها بدان نمی‌پردازند. شایسته است بدانیم که «دگرش‌» کلیدکار و پایه و مایه‌ی «واژه‌شناسی‌» است.

نگرشی بر زبان تازی (بخش نخست)؛ تازی‌نمایی

در این جستار دکتر ضیاالدین هاجری نشان می‌دهد که چگونه زبان تازی از راه «تازی‌نمایی‌» و همانند آن پرورش و گسترش یافت و از دشت و بیابان به شهر و سامان آمد و زبان دین و دانش و ساستاری شد و بدین‌گونه زبانی که واژگان بنیادی آن پیش از پیدایش اسلام از دوهزار فزونی نمی‌یافت، در اندک گاه رو به افزایش گذاشت و از نیمه‌ی دوم سده‌ی یکم کوچی، شتابانه راه پیشرفت پیش گرفت …

رفعت یالچین: بسیاری از واژه‌های ترکی از فارسی گرفته شده‌اند

رفعت یالچین بالاطه (دانشگاه اژۀ ازمیر): ازآنجایی‌که ترکیه کشوری مسلمان بود، دین باعث ورود زبان عربی به ترکیه شد اما در مقایسه با زبان فارسی، تأثیر زبان عربی محدود است. بسیاری از واژه‌هایی که در نوشتن شعر و نثر ترکی به کار برده می‌شوند، از فارسی گرفته شده‌اند.

واژه‌های پارسی در لهجه‌ی عربی حجاز

پارسی‌انجمن: «واژه‌های فارسی‌الاصل در لهجه‌ی عربی حجاز» یکی از جستارهایی است که به بررسی شماری از واژگان پارسی در زبان تازی می‌پردازد. نویسنده‌ی این جستار دکتر «محمد صدیق العوضی» پس از بررسی راه‌های ورود واژگان پارسی به لهجه‌ی حجازی زبان تازی فهرستی از واژگان پارسی را در زبان تازی به دست می‌دهد. در این فهرست شمار واژگانی که درباره‌ی نام گل‌ها و گیاهان، ابزارها و خوراک‌هاست، چشمگیر است.

بارگیری کتاب «واژه‌های فارسیِ عربی‌شده» ادّی الشیر

«واژه‌های فارسیِ عربی‌شده» فرهنگ‌واره‌ای است که به بررسی واژه‌های پارسی درون‌شده در زبان عربی می‌پردازد و از ریشه‌ها و چگونگی دگرگونی‌ این واژه‌ها سخن می‌گوید. این کتاب را «ادّی الشیر» در سال ۱۹۰۸ در بیروت به چاپ رسانده است. الشیر که به زبان‌های پارسی، کردی، لاتین، فرانسوی، عربی، عبری، کلدانی و ترکی چیره بود، در جنگ جهانی نخست به دست ترکان کشته شد.

نفوذ زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی

زنده‌یاد دکتر محمد امین ریاحی: زبان فارسی در آسیای صغیر چندین سده زبان رسمی بود و طبقۀ مبرز بدان سخن می‌گفتند و شعر می‌سرودند و کتاب می‌نوشتند. نامه‌نویسی به فارسی بود، وعظ و تدریس به فارسی بود، و در آن دیار، هزاران نسخه از متن‌های فارسی را استنساخ کرده‌اند. این‌ها همگی اسناد گویایی از نفوذ زبان فارسی در آن سرزمین است. نفوذ فارسی منحصر به قلمرو آسیایی عثمانی نبود و در در ممالک جنوب شرقی اروپا نیز رواج داشت.

فارسی در پاکستان؛ از سرود ملی تا شرافت فرهنگی

عبدالحی سحر: زبان فارسی در شبه‌قارۀ جنوب آسیا دستِ‌کم هشت تا نُه سده پیشینه دارد. در پاکستان هم، که در روزگار گسترش فرهنگ اسلامی در شبه‌قاره به‌وجود آمد، تا سدۀ سیزدهم هجری زبان فارسی به‌درازای هفت سده دارای پیشینۀ رسمی، علمی، ادبی، و اداری بوده‌است.

واژه‌های پارسی در زبان سواحلی

سامان حسنی: زبان «سواحلی»، «سواحیلی» یا «کی سواحیلی»، که بومیان به آن «سهیلی» می‌گویند، فراگیرترین زبان قارۀ آفریقا است. این زبان که از شاخه زبان‌های بانتو است، از شاخ آفریقا تا موزامبیک (اوگاندا، کنیا، تانزانیا، زنگبار، رواندا، بروندی، مالی، زامبیا، بخش‌هایی از سومالی، شمال موزامبیک و خاور کنگو) را دربرمی‌گیرد.