استاد شهریار: آذربایجان کانونِ زبانِ پهلوی و نژادِ آریا بود+آوا

استاد شهریار: «کانونِ زبانِ پهلوی آذربایجان بوده، مرکزِ ایران آذربایجان بوده، کانونِ نژادِ آریا، دروازه‌ی شرق، دروازه‌ی غرب، همه، آذربایجان بوده است.» این گفته‌ها نشان‌دهنده‌ی آگاهیِ تاریخیِ شهریار است. او به نیکی از این راستیِ تاریخی آگاه بود که زبانِ آذربایجان پیش از ترک‌تازیِ ترکان گویشی از زبانِ پارسی با نامِ پهلویِ آذری بوده و بر همین پایه است که به روشنی ‌گوید که «آذربایجان کانونِ زبانِ پهلوی بوده است».

زبانِ پارسی بزرگی را از دست داد

استاد نیساری در بخشی بزرگ از زندگیِ دراز و پربارِ خود به گسترشِ زبان و ادب و دبیره‌ی پارسی پرداخت و ایرانیان و پارسی‌زبانانِ جهان را از دانشِ سرشارِ خود بهره‌مند ساخت. روانِ او شاد باد که خدمتی ماندگار به زبانِ پارسی کرد.

زبانِ پارسی و آذربایجان دو جُستار از دکتر تقی ارانی

تقی ارانی: «آذربایجان … از ازمنه‌ی قدیمه مسکنِ اقوامِ آریان‌نژاد و یکی از مهم‌ترین مهدهای تمدنِ ایرانی بوده … بدبختانه پس از حمله‌ی وحشیانِ مشرق … در قسمتِ عمده‌ی آذربایجان اهالی زبانِ خود را فراموش نموده به زبانِ ترکی متکلم شده‌اند. ترکی‌زبان بودنِ بعضی از قسمتهای ایران باعثِ اشتباهِ برخی مردمانِ بی‌اطلاع (پان‌ترکیستها) شده بدون اینکه این‌ قبیل اشخاص قدری صفحاتِ تاریخ را ورق زده از حقیقت مطلع شوند فورا ادعا می‌کنند که این قوم ترک هستند … گویا نمی‌دانند که یک نفر آذربایجانی ترک‌شدن را برای خود ننگ می‌داند.»

‌نامه‌ای سرگشاده به فرهنگستان زبان و ادب فارسی

محمدرضا خسروی: فرهنگستان زبان فارسی که می‌باید پاسدار بیدار مرزهای زبان پارسی باشد راست به سربازی می‌ماند که در سنگرش خفته باشد.
با نگاه به نامه فرهنگستان می‌گویم و از گفته برون می‌آیم که از فرهنگستان پیداست که نویسندگان و کارداران آن یکسره با درد جانکاه زبان بیگانه‌اند، آنان که می‌باید به درمان این درد می‌پرداختند، نمک‌پاش دل ریش آن شده‌اند.

بارگیریِ «فرهنگِ نفیسی» در پنج پوشینه

پارسی‌انجمن: میرزا علی‌اکبرخان نفیسی برای گردآوری این فرهنگ بیش از ۲۵ سال رنج برد و فرهنگِ وی که به روزگارِ رضاشاه چاپخش شد تا پیش از فرهنگِ دهخدا بَوَنده‌ترین[=جامع‌ترین] فرهنگی بود که برای زبانِ پارسی نوشته شده است؛ چه این فرهنگ دربردارنده‌ی ۱۵۸ هزار و ۴۳۱ واژه است که در این میان، ۵۸ هزار و ۸۷۹ واژه‌ی آن نیز یکسره پارسی‌اند.

نگاهی به کارنامه‌ی دانشیِ زنده‌یاد محمد دبیرسیاقی

دبیرسیاقی با فرهنگِ دهخدا ۶۲ سال همکاری داشت که از این میان ۹ سالش در همکاری با خودِ علی‌اکبر دهخدا سپری شد، ۱۱ سالش نیز در همکاری با محمد معین و ۴۲ سالِ دیگرش نیز با جعفر شهیدی. می‌گویند که ایشان بامداد به وزارت داریی می‌رفت و پسین، رهسپارِ لغت‌نامه می‌شد و تا شب به کار واژه می‌پرداخت و چنین، اگر یاریِ دانشمندانی همچون او نبود بی‌گمان کارِ فرهنگِ دهخدا سرانجامی نمی‌گرفت و این برماندِ گرانبها برای پارسی‌زبانان برجای نمی‌ماند.

پاسخِ هدایت به تقی‌زاده درباره‌ی بایستگیِ به کارگیریِ واژه‌های پارسی

پارسی‌انجمن: صادق هدایت نه تنها پایه‌گذارِ داستان‌نویسیِ نوینِ در زبانِ پارسی بود که پارسیگ‌دانی (پهلوی‌دانی) برجسته نیز به شمار می‌رفت که نبیگهایی چند از پارسیگ به پارسی گزارده بود. وی که جانی ایرانی و دانشی فراخ داشت در پاسخِ سید حسن تقی‌زاده که سخن از برتریِ به کارگیریِ واژه‌های عربی در پارسی رانده بود چنین گفته است…

روشن است از من نشانِ پارسی

پارسی‌انجمن: «اسفندیار نظر» چامه‌سرا، پژوهشگر و روزنامه‌نگارِ سرشناس تاجیک است.
چامه‌ی «روشن است از من نشانِ پارسی» برای آشناییِ خوانندگانِ پارسی‌انجمن با کارهای اسفندیار نظر از دبیره‌ی سیرلیک به دبیره‌ی پارسی گردانده شده است.

واژه‌نامه‌ی «دیباچه‌ای بر فلسفه‌ی تاریخِ ایران»

پارسی‌انجمن: برخی از واژه‌های فلسفی که ارسلان پوریا در این نبیگ برساخته و برای نخستین بار پیش نهاده است چنین‌اند: آزمایش‌گروی (empiricism)، بوده‌گروی (positivism)، کردارگروی (pragmatism)، ماده‌گروی (materialism)، مینوگروی (idealism)، مینوشناسی (ideology)، مینه (concept)، نگره (تئوری، نظریه)، نهش (موضع)، نهشته (موضوع)، نایِش (نفی)، گروهگان (جامعه).