کوشش‌های کسروی در پیراستن زبان فارسی

«علیرضا مناف‌زاده» از این جستار چنین فرجام می‌گیرد: «درست است که از سبک ویژه‌ی کسروی کسی پیروی نکرد، اما نثر فارسی، به‌ویژه نثر رساله‌نویسی، پس از او در راهی گام برداشت که او گشود و در جهتی دگرگون شد که او نمود. امروز بسیاری از ایرانیان در باره‌ی زبان فارسی و گرفتاری‌های آن از ایده‌هایی دفاع می‌کنند که همه را برای نخستین‌بار کسروی مطرح کرده است. دریغ است که از او نامی نمی‌برند.»

نگاهی به نوشتارها، جهان‌بینی و منشِ مرتضی ثاقب‌فر

مسعود لقمان: مرتضی ثاقب‌فر، مترجم، جامعه‌شناس، ایران‌شناس، تاریخ‌دان و شاهنامه‌پژوه، در ۹ امرداد ۱۳۲۱ در تهران زاده شد و ۱۱ دی ۱۳۹۱ چشم از جهان فروبست. پیشینه‌ی آشنایی نگارنده با ایشان به خرداد ۱۳۸۴ برمی‌گردد، آن‌هنگام‌که برای برپایی جشن خردادگان در دانشگاه تهران به نزدش شتافتم و خواهش کردم تا سخنرانی در این آیین را بپذیرد و از آن زمان تا آن روز که روح سرکشش تن خسته‌اش را وانهاد، از دانش، خرد و منشش آموختم و این اندک ادای دینی است به بزرگ‌مَردی که نمونه‌ی راستین و والای ایران‌دوستی و میهن‌پرستی خردمندانه بود.

«محمدجان شکوری» از زبان «فریدون جنیدی»

مسعود لقمان: ۲۶ شهریور ۹۱، محمدجان شکوری بخارایی دیده از جهان فروبست و فرهنگ و شهرآیینیِ ایرانی را در سوگی بزرگ نشاند. شکوری استادی بود که، به گفتۀ فرهنگ‌مداران، نقشی برجسته در ادبیات و فرهنگِ مردم پارسی‌زبان و معماری فرهنگی تاجیکستان کنونی بازی کرد. جایگاه دانشی و شخصیت والای شکوری او را تا بدانجا رساند که دشمنانش نیز به وی ارج بسیار می‌گذاشتند.
دربارۀ ایشان با فریدون جنیدی، ایران‌شناس، گفت‌وگویی کرده‌ام که در دنباله می‌خوانید.

مظاهر مصفا: خانلری استاد بی‌بدیل روزگار ما بود

پرویز ناتل‌خانلری -ادیب، زبان‌شناس، منتقد، شاعر و نویسندۀ معاصر- به سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران زاده شد و در یکم شهریورماه ۱۳۶۹ زندگی را بدرود گفت.
آنچه در پی می‌آید گفت‌وگوی میترا فردوسی و مسعود لقمان با مظاهر مصفا -استاد پیشین دانشگاه، شاعر و مصحح نامی- که این روزها به‌دشواری برخی از یادها به خاطرش می‌آید، دربارۀ ناتل‌خانلری و خدمات او به فرهنگ ایران است.