زبان فارسی و مرزهای جغرافیایی آن در گفت‌وگو با مسعود میرشاهی

در بخارا خانمی ۳۰ ساله مشغول تزیین سفره‌ای برای فروش زردآلو بود. با دوستی فرانسوی از کنار او می‌گذشتیم. بعد از کمی گپ و گفت٬ دریافت که ایرانی هستم. پول زردآلوها را نگرفت و گفت که اگر بیشتر پافشاری تمام سرمایه‌ام را در آب رود می‌ریزم. او ادامه داد که اینجا پر از ایرانی‌تبار است؛ چراکه همه‌ی ما ایرانی هستیم.

چرا کزازی سره سخن می‌گوید؟

دو دهه پیش باور کردم که می‌توان به یاری زبان پارسی شتافت تا از گزند و آسیب روزگار در امان باشد؛ از همین‌رو بر آن شدم تا بدین شیوه گفتن و نوشتن را آغاز کنم. این شیوه گفتن و نوشتن نمونه‌ای سنجیده و به آیین از ادب و زبان پارسی را برای دوستداران این زبان به یادگار می‌نهد.

نامنامه‌ی ایرانی فردیناند یوستی

شهربراز- «فردیناند ویلهلم یاکوب یوستی»، زبان‌شناس و خاورشناس آلمانی است که «نامنامه‌ی ایرانی» یکی از کتاب‌های اوست. این کتاب دارای نزدیک ۴۵۰۰ نام (و ۹۵۰۰ شخص جداگانه) است که در متن‌های ایرانی (اوستایی، پارسی کهن، میانه و نو) تا زمان یوستی به دست آمده بوده است. این نام‌ها همچنین از متن‌ها و خاستگاه‌های دیگری مانند سنگ‌نبشته‌ها و کتاب‌های قوم‌های دیگری که با ایرانیان در تماس بودند برگرفته شده‌اند …

گفت‌وگو با بیتا دریاباری دربارۀ کمک دومیلیون‌دلاری‌اش به بخش شاهنامۀ کمبریج

مسعود لقمان: بیتا دریاباری، از ثروتمندانِ نیکوکارِ ایرانیِ ساکنِ امریکا، دومیلیون دلار به بخش شاهنامۀ دانشکدۀ پمبروکِ دانشگاهِ کمبریج کمک کرده‌است تا پژوهش بر این اثرِ جاودانۀ استاد سخن، فردوسی توسی، رونق بیشتری گیرد و با این کارِ نیک همۀ آنانی را که به شاهنامه و فرهنگ ایران عشق می‌ورزند سپاسگزار خویش کرده‌است.

ادیب‌سلطانی در بیمارستان بستری شد

میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی (۱۳۱۰)، پزشک، فیلسوف، زبانشناس، منطق‌دان، ریاضی‌دان و مترجم نوشته‌های گرانسنگ ادبی و فلسفی در بیمارستان ایرانمهر تهران بستری شد.

کوشش‌های کسروی در پیراستن زبان فارسی

«علیرضا مناف‌زاده» از این جستار چنین فرجام می‌گیرد: «درست است که از سبک ویژه‌ی کسروی کسی پیروی نکرد، اما نثر فارسی، به‌ویژه نثر رساله‌نویسی، پس از او در راهی گام برداشت که او گشود و در جهتی دگرگون شد که او نمود. امروز بسیاری از ایرانیان در باره‌ی زبان فارسی و گرفتاری‌های آن از ایده‌هایی دفاع می‌کنند که همه را برای نخستین‌بار کسروی مطرح کرده است. دریغ است که از او نامی نمی‌برند.»

نگاهی به نوشتارها، جهان‌بینی و منشِ مرتضی ثاقب‌فر

مسعود لقمان: مرتضی ثاقب‌فر، مترجم، جامعه‌شناس، ایران‌شناس، تاریخ‌دان و شاهنامه‌پژوه، در ۹ امرداد ۱۳۲۱ در تهران زاده شد و ۱۱ دی ۱۳۹۱ چشم از جهان فروبست. پیشینه‌ی آشنایی نگارنده با ایشان به خرداد ۱۳۸۴ برمی‌گردد، آن‌هنگام‌که برای برپایی جشن خردادگان در دانشگاه تهران به نزدش شتافتم و خواهش کردم تا سخنرانی در این آیین را بپذیرد و از آن زمان تا آن روز که روح سرکشش تن خسته‌اش را وانهاد، از دانش، خرد و منشش آموختم و این اندک ادای دینی است به بزرگ‌مَردی که نمونه‌ی راستین و والای ایران‌دوستی و میهن‌پرستی خردمندانه بود.

«محمدجان شکوری» از زبان «فریدون جنیدی»

مسعود لقمان: ۲۶ شهریور ۹۱، محمدجان شکوری بخارایی دیده از جهان فروبست و فرهنگ و شهرآیینیِ ایرانی را در سوگی بزرگ نشاند. شکوری استادی بود که، به گفتۀ فرهنگ‌مداران، نقشی برجسته در ادبیات و فرهنگِ مردم پارسی‌زبان و معماری فرهنگی تاجیکستان کنونی بازی کرد. جایگاه دانشی و شخصیت والای شکوری او را تا بدانجا رساند که دشمنانش نیز به وی ارج بسیار می‌گذاشتند.
دربارۀ ایشان با فریدون جنیدی، ایران‌شناس، گفت‌وگویی کرده‌ام که در دنباله می‌خوانید.