«دیالکتیک» و همتای پارسی‌اش

بزرگمهر لقمان: در پارسی به جای دیالکتیک بیشتر «جدل» را نهاده‌اند، لیک زبان پارسی خود دستِ‌ کم دو واژه به همتایی جدل عربی دارد و نیازی به واژه‌سازی یا وام‌گیری در این باره نیست: «ﭘﯿﮑﺎر» (پارسیگ: pehikār) و «ﺳﮕﺎﻟﺶ» (پارسیگ: uskār) که هر یک در جایی درخور تواند به کار رفتن…

بررسی ریشه‌شناختی چند واژه‌ی پزشکی از ایران باستان

پارسی‌انجمن: «اوستا» کهن‌ترین نوشته‌ی بر جای مانده از زبانهای ایرانی باستان به شمار می‌آید که دربردارنده‌ی هزاران واژه در زمینه‌ی آیین و فرهنگ و دانش ایرانیان باستان است. با نگر به آنچه از اوستا بر جای مانده و گزارشها و گواهیهایی که به دست ما رسیده روشن است که این زبان کهن از نگر دانشی نیز در جهان باستان درخور نگرش بوده است. فرجام‌آهنگ پژوهش زیر آشنایی با ریشه‌شناسی چند واژه‌ی پزشکی است که در اوستا و زبانهای ایرانی باستان به کار رفته‌‌اند.

جایگزینی «پَنامیدن» به‌جای « ممنوع‌کردن»

کورش جنتی: یکی از برجسته‌ترین کوشش‌هایی که می‌تواند در زمینه پاسداری و پالایش زبان پارسی انجام پذیرد، جایگزین کردن مصدرهای ساده پارسی به جای مصدرهای همهشته(مرکب) پارسی- عربی است.

درباره‌ی واژه‌های «فراوان»، «سخن»، «قهرمان» و…

پارسی‌انجمن: جستار زیر دربردارنده‌ی چهار یادداشت جداگانه درباره‌ی چند واژه و گزاره‌ی پارسیگ[=پهلوی] است. یادداشت نخست به واژه‌ی «فراوان» می‌پردازد. یادداشت دوم گردانش و گزارش بندی از نوشتارگان مانوی است. یادداشت سوم درباره‌ی چمهای[=معنی] گوناگون «سخن» است و اینکه چگونه سخن از «گفتار» به «کار» در شاهنامه دگرش چمی یافته است. واپسین‌یادداشت هم درباره‌ی واژه‌ی «قهرمان» است و اینکه چگونه این واژه از پارسیگ به عربی رفته است.

بارگیری «تاریخچه‌ی واجهای ایرانی» بارتولومه

پارسی‌انجمن: برای گردآوری داده‌های ارزنده از فرهنگ و زبان و ادب ایران باستان، میانه و نو جستارهای گوناگونی میان سالهای ۱۸۹۵ تا ۱۹۰۴ از سوی دانشمندان ایرانشناس بنام و استادان برجسته‌ی فرهنگ و زبانهای آریایی نوشته و چاپ شد که با نام «بنیاد دانشهای وابسته به زبانهای ایرانی»[=اساس فقه‌اللغه ایرانی] شناخته می‌شود و ارزش دانشی آنها تا به امروز زبانزد استادان فرهنگ و زبانهای ایرانی است. نبیگ «تاریخچه‌ی واجهای ایرانی» بخشی از همین پژوهشهاست که پس از سدواندی سال دکتر واهه دومانیان آن را به پارسی گردانده است.

پارسی‌های تازی‌نما: ریشه‌شناسی واژه‌های فارسی عربی‌نما

پارسی‌انجمن: در این جُستار دکتر کامران کسائی برآن است تا نمونه‌هایی از واژه‌های پارسیِ پرکاربردی را که امروزه آگاهانه یا ناآگاهانه عربی پنداشته می‌شوند و در گفتار و نوشتار بیشتر به شیوه‌ی واژه‌های تازی و ساختار آن زبان با آنها رفتار می‌شود بررسد و نیز برنماید که این واژه‌ها اگرچه به نگر عربی می‌آیند لیک ریشه‌ی پارسی دارند. وی همچنین روندی را که به عربی پنداشته شدن این واژه‌ها انجامیده می‌شناساند.

گاه‌های خوراک‌ِ روزانه

شهربراز: امروزه بیشتر در زبان پارسی گاه‌های خوراک‌ِ روزانه را «صبحانه» و «ناهار» و «شام» می‌گوییم، ولی در بسیاری از شهرها و نیز گویش‌ها نام‌های دیگری هم به کار می‌رود. در اینجا چند نام (ناشتایی، چاشت، ناهار و شام) را برمی‌رسم.

ریشه‌شناسی و زبان فارسی

پارسی‌انجمن‌: دانش ریشه‌شناسی با واژه سروکار دارد و شاخه‌ای از زبانشناسی تاریخی به شمار می‌آید. در جستار «ریشه‌شناسی و زبان فارسی» دکتر احمدرضا قائم‌مقامی به ابزارهای ریشه‌شناسی می‌پردازد و اینکه ریشه‌شناس به چه چیزهایی باید ابزارمند باشد و چگونه باید آواشناسی و دگرگونیهای آوایی و همچنین دگرگونیهای معنایی و پیکره‌ی زبانی را در نگر آورد و همچنین توانایی شناخت وام‌واژه‌ها را داشته باشد.

«فرهنگ ساختاری واژگان پارسی» از سوی پارسی‌انجمن و شورآفرین چاپخش شد

«فرهنگ ساختاری واژگان پارسی»‌ که فرهنگِ الفبایی ریشه‌ها و وندهای زبانِ پارسی به شمار می‌آید، در دو پوشینه به پارسی سره فراهم گردیده‌است. پوشینه‌ی یکم، یا خودِ فرهنگ، به سامانِ الفبایی است. نکته‌ها و گزارشها و پیش‌آگاهیها و راهنماییهای بایسته نیز در پوشینه‌ی دوم یا پیوستها آورده شده است.

همتای پارسی «دُشَک» چیست؟

شهربراز: امروزه در زبان پارسی برای نامیدن بخشی از بستر که در زیر جای می‌گیرد و روی آن می‌خوابیم واژه‌ی ترکی‌تبار «دُشک» یا «تُشک» را به کار می‌بریم. واژه‌ی پارسی همتای «دُشک» که در شاهنامه و دیگر نوشتارهای پارسی کهن به کار رفته است «نِهالین» است که به گونه‌ی «نِهالی» کوتاه شده است…