بازاندیشی زبان فارسی ۳

داریوش آشوری: گرایش به زنده کردن و دوباره به کار گرفتن واژه‌های فارسی تنها یک مسالۀ ذوقی نیست بلکه به نیاز ما به داشتن زبانی زایا نیز مربوط می‌شود و زبان زایا می‌باید دستگاه زاینده‌اش کار کند، و برای این کار باید به مایه‌های خود تکیه داشته باشد و آنچه را از بیرون می‌گیرد از آن خود کند.

بارگیری «واژه‌های برابر فرهنگستان ایران»

پارسی‌انجمن:‌ «واژه‌های برابر فرهنگستان ایران» گزارش پیراسته و گسترده‌تر «واژه‌های نو» فرهنگستان ایران است که پیش‌تر در پارسی‌انجمن در دسترس خوانندگان نهاده شده بود. این نِبیگ[=کتاب] دربردارنده‌ی نزدیک به پنج هزار واژه‌ای است که فرهنگستان نخست در زمینه‌های گوناگون دانشی یا همگانی برگزیده یا برساخته است.

واژه‌نامۀ سره برگرفته از پیشگفتار فرهنگ دهخدا

امیرحسین اکبری شالچی: در پیشگفتار فرهنگ دهخدا از نویسندگانی کهن یاد شده که کوشیده بوده‌اند واژگان پارسی را به همتایی واژگان تازی به کار گیرند. بزرگ‌ترین آنان دو مغز بزرگ ایرانِ تاریخی، بیرونی و پورسینا، هستند. دهخدا واژگان به‌کاررفتۀ هر کدام از آنان را جداجدا آورده. من گزیدۀ آنها را در اینجا به‌هم کرده‌ام و واژه‌نامۀ کوچک کنونی را پدید آورده‌ام.

«فرهنگ ساختاری واژگان پارسی» از سوی پارسی‌انجمن و شورآفرین چاپخش شد

«فرهنگ ساختاری واژگان پارسی»‌ که فرهنگِ الفبایی ریشه‌ها و وندهای زبانِ پارسی به شمار می‌آید، در دو پوشینه به پارسی سره فراهم گردیده‌است. پوشینه‌ی یکم، یا خودِ فرهنگ، به سامانِ الفبایی است. نکته‌ها و گزارشها و پیش‌آگاهیها و راهنماییهای بایسته نیز در پوشینه‌ی دوم یا پیوستها آورده شده است.

پیامد آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های بیگانه (۵)

سامان حسنی: یکی از پسوندهای فراموشیده که گاهی نشانه بیشال پنداشته می‌شود، پسوند نیایی “ان” است. این پسوند بیانگر آن است که یک کس فرزند کیست یا از کدام خاندان است. این پسوند در زبان پارسیگ روایی داشته است، مانند “ان” در پاپکان.

سرچشمه‌های پارسی سره

منوچهر فروزنده‌فرد: دکتر شالچی از پارسی‌پژوهان بنام است و نوشتارهایی پارسی و شیرین و اندریافتنی می‌نگارد که برای آشنایی با شیوه‌ی سره‌نویسی سودمند تواند بود. وی در این نوشتار به سرچشمه‌های پارسی سره می‌پردازد و سره‌گرایان را در یافتنِ سرچشمه‌های واژگان شایسته رهنمونی می‌کند.

همتای پارسی «دُشَک» چیست؟

شهربراز: امروزه در زبان پارسی برای نامیدن بخشی از بستر که در زیر جای می‌گیرد و روی آن می‌خوابیم واژه‌ی ترکی‌تبار «دُشک» یا «تُشک» را به کار می‌بریم. واژه‌ی پارسی همتای «دُشک» که در شاهنامه و دیگر نوشتارهای پارسی کهن به کار رفته است «نِهالین» است که به گونه‌ی «نِهالی» کوتاه شده است…

پیامد آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های بیگانه (۴)

سامان حسنی: یکی دیگر از پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های عربی همانا «بیگانه‌پنداشتنِ» شماری از واژه‌های زبان پارسی است. در دورۀ آمیختگی نویسندگان و خوش‌نویسان، نه ازرویِ نیاز که برای نازیدن، به‌گونه‌ای بی‌دروپیکر واژه‌های عربی بسیاری را به درون زبان پارسی کشاندند. حتی فراموش کردند که بسیاری از این واژه‌ها پارسی هستند و برپایۀ راژمان زبان عربی دگردیسه شده‌اند و آن‌ها را به همان دیسه پذیرفتند.

بارگیری «وندهای پارسی» محمدعلی لوائی

پارسی‌انجمن: زنده‌یاد لوائی در وندهای پارسی نزدیک ۳۰۰ وند (۲۴ پسوند پارسی باستان، ۱۲۴ وند اوستایی، ۵۴ وند پارسیگ[=پهلوی] و ۷۴ وند پارسی) را بررسیده و در پایان، افزون بر فهرست وندها، واژه‌نامه‌ای به فرانسوی و پارسی درانداخته که واژه‌های دستور زبان به کار رفته در این نبیگ را برمی‌نماید.

پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های بیگانه (۲)

سامان حسنی: یکی دیگر از آسیب‌هایی که درپیِ آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های بیگانه به این زبان رسیده‌است همانا به‌کاربردنِ کارواژه‌های آمیخته[فعل مرکب] به‌جایِ کارواژه‌های ساده[فعل بسیط] است. هرچند در آغاز شمار اندکی کارواژه‌های ساده با واژه‌های عربی ساخته شد، این روش به‌زودی فراموش گردید و واژه‌های بیگانه کارواژه‌‌های آمیخته را به دنبال خود آوردند.