زبان دیوزدگی

دکتر محسن حافظیان- داریوش آشوری، نویسندۀ «زبان باز»، از «واپس‌ماندگی زبان فارسی»، از «زبان فارسی نمونه‌ای از همۀ زبان‌های جهان سوم» و «کاستی‌ها و لنگی‌ها و گنگی‌هایش» می‌گوید. زبان و اندیشۀ به کار رفته در این کتاب را «غرب‌زده» نمی‌گویم؛ چراکه این اصطلاح را دیگر روشنفکران «مدرن» ما دوست نمی‌دارند و کهنه‌اش می‌پندارند و توانش هم در این باره اندک و نارساست. زبان و اندیشۀ این کتاب زبانِ آشفتۀ دیوزدگی است، همین.

نگاهی به فرهنگ واژه‌های فارسی سره‌ی فریده رازی

چاپِ نخستِ «فرهنگِ واژه‌های فارسیِ سره برای واژه‌های عربی در فارسیِ معاصر» (فریده رازی، نشرِ مرکز) در سالِ 1372 به بازار آمد و چنین می‌نماید که نزدِ سره‌نویسان جایگاهی ویژه دارد. بنده نیز به اندازه‌ی خود از این نامه بهره برده‌ام ولی نادرستی‌هایی در آن راه یافته‌است که امیدوارم بازگفتـشان برای سره‌نویسان، از رخ‌دادِ دوباره‌ی چنین لغزش‌هایی پیش‌گیری کند. شاید در چاپ‌های پسینِ این دفتر نیز سودمند افتد.

فرهنگ واژه‌های فارسی سره برای واژه‌های عربی در فارسی معاصر

هدف «فرهنگ واژه‌های فارسی سره برای واژه‌های عربی در فارسی معاصر»، شناساندنِ واژه‌های پارسی نابی است که در فرهنگ‌های کهن پارسی یاد و در ادبیات گذشته بسیار دیده شده‌اند؛ ولی در زبان گفتار و نوشتار امروزین، کمتر شنیده و خوانده می‌شوند و جای خود را به واژه‌های تازی داده‌اند.

چرا باید واژگان پارسی را به کار ببریم؟

کورش جنّتی- زیستن در جهان امروز، نیازمند زبانی ست که با ویژگی‌های این جهان نوین سازگار باشد. رویکرد سنتی به زبان، پاسخگوی نیاز زبانی ما در رویارویی با این جهان نوین نبوده و نیست. بنابراین یا باید با پایفشاری بر روش‌های ترادادی و کهنه، بیینده‌ی ناکارآمدی و مرگ آرام زبانمان، دست کم در زمینه‌ی دانش و فناوری باشیم یا با پذیرفتن راهکارهای نوین و هتا گاه ترادادشکن، تلاش کنیم زبان پارسی را از پرهون (دایره) کوچک زیستی خود بیرون آوریم.

واژه‏هاى آشناى ناآشنا

ضياءالدين هاجرى‏- هرگاه كه شاهنامه را به دست مى‏گيرم تا اندكى بخوانم و دمى بررسى و پژوهش كنم، يا با خواندنش از دلتنگى بيرون آيم و از اندوه رهايى يابم، شگرفى و شگفتى واژگانش چنان گيج و منگ و هاج و واجم مى‏كند كه رُك و ساده مى‏گويم كه هنوز آن گونه كه بايد و شايد چيزى از آن نمى‏دانم و به راز و پوشيدگى واژگانِ بزرگ سراينده‏اش، همانا بخرد فرزانه‏ى بى‏همتاى توس، پى‏نبرده‏ام.

فرهنگ واژگان گویش‌های ایران

منوچهر پیشوا- بهره‌ی مطالعه و بررسی «فرهنگ واژگان گویش‌های ایران» این تواند بود که همه‌ی زبان‌ها و لهجه‌های رایج در ایران بخشی از فرهنگ شفاهی ماست و با توجه به اینکه ریشه در دیرین‌ترین گویش‌های ایرانی، اوستایی و حتی مادی باستان دارد می‌تواند خزانه‌ای باشد، برای هرچه غنی‌تر کردن زبان فارسی رایج امروزی که زبان ملّی و تکیه‌گاه فرهنگ، ادبیات، اندیشه‌ی ایرانی و میراث مشترک همه تیره‌های آریایی ‌ست.

واژه‌شناسی چوگان و واترپولو

شهربراز- «چوگان» را کوتاه شده‌ی «چوبگان» و «چوپگان» دانسته‌اند؛ اما در پارسی میانه این واژه به صورت caw(la)gan «چَولَگان» آمده است که صفت «چولَگ» است. چولَگ به معنای خمیده است و امروزه به صورت «چوله» درآمده است و شکل دیگر آن «کوله» است که در «کج و کوله» به کار می‌رود. علت نامگذاری این بازی به خاطر چوب آن است که سر آن کج و خمیده بوده و به صورت کمچه یا قاشق بوده است که با آن گوی را در هوا می‌گرفتند.

فرهنگ‌نامه پارسی آریا

«فرهنگ‌نامه پارسی آریا»، گردآوری «ج. دانشیار» دربرگیرنده جستارهایی پیرامون «پالایش و بهسازی زبان پارسی» همراه با «واژه‌نامه ناپارسی به پارسی آریا» ست.

واژه‌نامه پارسی سره

«واژه‌نامه پارسی سره» از فرهنگستان زبان پارسی، واژه‌نامه‌ای است که در آن کوشش شده‌ است برابر‌های پارسی واژه‌های بیگانه، نمایانده شود. به یاری این واژه‌نامه می‌توانید نوشتار و گفتار خود را از واژه‌های بیگانه بپیرایید.

پالایش زبان پارسی

محسن شاملو- باید پذیرفت که پالایش زبان پارسی یک نیاز فرهنگی است، و باید به یک جنبش همه‌گیر دگریده شود. خواست مردم بسیار ارزنده است و یاری‌گر دست‌گاه‌های کشوری و فرهنگی خواهد بود.