واژه‌های پارسی میانه در نوشته‌های کهن پارسی و عربی

پارسی‌انجمن: بیشتر نویسندگان مسلمان زبان پارسیگ را پهلوی/ فهلوی می‌نامیدند و در برخی نوشته‌های کهن عربی که از فهلویه یا فارسیه یاد شده خواست زبان پارسی میانه یا پارسیگ بوده است.
زنده‌یاد احمد تفضلی در این جستار ـ که لیلا عسگری و فضل‌الله پاکزاد به فارسی گردانده‌اند ـ نمونه‌هایی از این دست به ویژه از «تاریخ قم» و «محاضرات الادبا» به دست داده است.

بارگیری «تاریخچه‌ی واجهای ایرانی» بارتولومه

پارسی‌انجمن: برای گردآوری داده‌های ارزنده از فرهنگ و زبان و ادب ایران باستان، میانه و نو جستارهای گوناگونی میان سالهای ۱۸۹۵ تا ۱۹۰۴ از سوی دانشمندان ایرانشناس بنام و استادان برجسته‌ی فرهنگ و زبانهای آریایی نوشته و چاپ شد که با نام «بنیاد دانشهای وابسته به زبانهای ایرانی»[=اساس فقه‌اللغه ایرانی] شناخته می‌شود و ارزش دانشی آنها تا به امروز زبانزد استادان فرهنگ و زبانهای ایرانی است. نبیگ «تاریخچه‌ی واجهای ایرانی» بخشی از همین پژوهشهاست که پس از سدواندی سال دکتر واهه دومانیان آن را به پارسی گردانده است.

بارگیری جستارهای دکتر ماهیار نوابی

پارسی‌انجمن: نبیگی که در زیر می‌آید دربردارنده‌ی جستارهای پژوهشی زبان‌شناسانه‌ی استاد ماهیار نوابی است که به کوشش محمود طاووسی با نام «مجموعه مقالات ۱» در شماره‌ی پنجاهم گنجینه‌ی دست‌نویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی چاپ شده است.

بازاندیشی زبان فارسی ۳

داریوش آشوری: گرایش به زنده کردن و دوباره به کار گرفتن واژه‌های فارسی تنها یک مسالۀ ذوقی نیست بلکه به نیاز ما به داشتن زبانی زایا نیز مربوط می‌شود و زبان زایا می‌باید دستگاه زاینده‌اش کار کند، و برای این کار باید به مایه‌های خود تکیه داشته باشد و آنچه را از بیرون می‌گیرد از آن خود کند.

بازاندیشی زبان فارسی ۲

داریوش آشوری: دیدهای ناسیونالیستی و مکانیستی تا کنون در بازگرداندن زبان فارسی به سر خانۀ اصلی واژگان و دستور خود خدمتهای گرانبها کرده‌اند و حال نوبت آنست که مساله را جدیتر و دقیقتر به راهنمایی اهل علم در زمینۀ زبان‌شناسی دنبال کنیم، اما طبیبانه دست بر نقطه‌های دردناک و حساس بگذاریم و در جهت نشانه‌شناسی بیماریها و درمان‌شناسی آن گامی ‌برداریم.

دیدگاهِ انگلس درباره‌ی زبان، دبیره و ادبِ پارسی در نامه‌اش به مارکس

گزارش و گردانش بزرگمهر لقمان: از این بازه‌ی چندهفته‌ای که خویشتن را درگیرِ نمایشهای خاورزمینیان کرده‌ام برای یادگیریِ زبانِ پارسی بهره برده‌ام. از زبانِ عربی گریزانم، از رویِ بیزاریِ ذاتی‌ام از زبانهای سامی، و ازآن‌رو که بی زمان نهادنِ بسیار، پیشرفت در آن شدنی نیست. در سنجش با آن، زبانِ پارسی بسیار آسان است. برای یادگیریِ پارسی بیشینه سه هفته زمان گذاشته‌ام. دریغا وایتلینگ پارسی نمی‌داند که اگر می‌دانست زبانِ جهانیِ آرمانی‌اش را می‌یافت.

پارسی‌نویسی و سره‌گرایی (بخش نخست)

کورش جنتی: در این جستار کوشش خواهیم کرد تا با بازخوانی سرگذشتِ زبانِ پارسی و با در کانون نهادنِ پارسی‌نویسی و سره‌گرایی، به ‌یکی از برجسته‌ترین کوشش‌های ایرانیان در راستای پاسداست و نگهبانی ایران و ایرانگی بپردازیم.

زبان پارسی و پیوستگیِ کیستیِ ایرانزمین

آرمین سورن: زبان پارسی، چیزی ست فرای زبان دیوانی ‌و سراسری؛ او بنیاد کیستیِ همۀ ایرانیان است. حتا آن دسته از ایرانیان نیز که امروز در بیرون از مرزهای ایرانِ کوچک می‌زیند و حتا آن دسته از ایرانیان، که امروز، زبانی جز زبان پارسی را از مامِ خویش می‌آموزند. کیستیِ ایرانزمین که زبان پارسی جایگاهِ نمودِ آن است، زیرآمدی از امرِ حق نیست، خود زایندۀ حق است.

پیامد آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های بیگانه (۴)

سامان حسنی: یکی دیگر از پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژه‌های عربی همانا «بیگانه‌پنداشتنِ» شماری از واژه‌های زبان پارسی است. در دورۀ آمیختگی نویسندگان و خوش‌نویسان، نه ازرویِ نیاز که برای نازیدن، به‌گونه‌ای بی‌دروپیکر واژه‌های عربی بسیاری را به درون زبان پارسی کشاندند. حتی فراموش کردند که بسیاری از این واژه‌ها پارسی هستند و برپایۀ راژمان زبان عربی دگردیسه شده‌اند و آن‌ها را به همان دیسه پذیرفتند.

درآمدی بر پالایش زبان پارسی

حامد قنادی: فرهنگستان زبان پدید آمد و هم‌زمان با آن بزرگانی هم‌چون احمد کسروی رو به سره‌نویسی آوردند. کوشش‌های آنان گرچه همان‌روز پاسخ نداد ولی زبان امروزینِ مردم نمایان‌گر این‌ست که سرانجام واژه‌های تازه در میان مردم جا باز کرد و بسیاری از واژه‌های بیگانه از زبان زدوده شد. روزگاری به‌جای هواپیما، شهرداری و دادگستری واژه‌هایِ طیاره، بلدیه و عدلیه به‌کار می‌رفت، ولی امروز بسیاری از چم [معنی] این‌ واژه‌ها نیز ناآگاه‌اند!