زبان پارسی‌نو: شکوفایی، آمیختگی و پالایش

سامان حسنی: زبان پارسی، با ریشه در زبان اوستایی، دارای پیشینۀ درازآهنگ سه‌هزاروچندسدساله می‌باشد و سه دوران را پشتِ‌سر گذاشته‌است: پارسی‌باستان، پارسی‌میانه و پارسی‌نو. در این جستار به زبان پارسی‌نو می‌پردازیم و راهِ پُرفرازونشیبش، از شکوفایی تا زمین‌گیرشدنش زیرِ بارِ واژه‌های بیگانه، و خیزش دوباره‌اش را برمی‌رسیم.

بدون فرتور

دگرگونی واژگان فارسی

داریوش آشوری: در این چند دهه صدها واژۀ علمی و فنی و فلسفی و هنری بر گنجینۀ واژگان فارسی افزوده‌اند، چنانکه اکنون زبان فارسی نسبت به پنجاه یا صد سال پیش توانایی بسیار برای بیان مفاهیم مدرن یافته و بخش کمابیش مهمی ‌از آن را در خود جذب کرده و، در نتیجه، همان نسبت به زبان سنتی و دیرینه فاصله گرفته و از آن دور شده است.

اندیشه‌مند تاجیک: ایران‌ستیزی یعنی خودنا‌شناسی و خودستیزی

دکتر صفرعبدالله: ایران‌ستیزی نکنید! ایران‌ستیزی یعنی خودنا‌شناسی و خودستیزی! … این زبان شیرین که حالا در کشور ما، رنگ پریده است و حالی دارد نابسامان، ما را باید به ‌اندیشه وادار بکند. من بهبودی را در برقرار کردن خط می‌بینم. … وقتی سخن از برگشتن به خط خودی، یا نیاکان، می‌گوییم، منظور ما نه فقط برطرف کردن ماجراهای موجود در زبانمان است، بلکه دوباره پیوستن به نیاکان بی‌نظیرمان و فرا گرفتن آثار گران‌سنگ زبان پارسی است … دیگر این که ارتباط مستقیم با هم‌زبانانمان در تمام جهان برقرار خواهد شد.

واژه‌های پارسی پورسینا و تأثیر آنها بر دیگر دانشمندان

دکتر محمد معین در این جستار دانش‌واژه‌هایی [=اصطلاحاتی] را که پورسینا در برخی از نوشته‌های پارسی خود (: دانشنامه‌ی علایی و رگ‌شناسی) بهره برده است، نشان می‌دهد و می‌افزاید که چگونه دانشمندان آینده از این دانش‌واژه‌ها در نوشته‌های فلسفی خود سود جسته‌اند و نیز خودْ واژه‌هایی تازه به این گنجینه افزوده‌اند.

واژه‌گزینی در تاجیکستان و دشواری‌های آن

استاد زنده‌یاد محمدجان شکوری بخارایی: ‌‌‌برای آنکه زبان ملی ما دوباره جان بگیرد، ضرور است که ملت رو به آغازگاه‌های‌ خود‌ بیاورد، از سرچشمه‌های هستی معنویِ خود سیراب شود و از اصالت سخن فارسی بهره‌ور گردد. چون امروز تاجیکستان به استقلال رسیده‌ است،‌ نباید‌ از یاد برد که استقلال فرهنگی لازمِ ذاتِ استقلال ملی است و شه‌پایه‌ دولت ملی همانا زبان ملی است و تأمین رشد و تکامل آن از جمله مهم‌ترین فرموده‌های تاریخ است.

نگرشی بر زبان تازی (بخش پایانی)؛ تازی‌گرایی

دکتر ضیاالدین هاجری: اگر رستاخیز و خیزشی که فردوسی، بخرد فرزانه‌ی توس، در به‌کاربردن واژه‌ها‌ی دری برپا نموده بود، همچنان دنبال می‌شد و هر یک از سرایندگان و نویسندگان، درخورِ تاب‌وتوان و نیروی خود واژگان فارسی را به کار می‌گرفتند، زبان فارسی راهی دیگر را می‌پیمود و سرنوشتی نیکوتر می‌یافت.

نگرشی بر زبان تازی (بخش دوم)؛ دِگَرش (وات‌گردانی) چیست؟

دکتر ضیاالدین هاجری: دگرش یکی از دیدمانها و بهری ارزشمند از «دستورزبان پارسی‌» است و نباید به‌هیچ‌رو از آن بسادگی گذشت. در بیشتر دستورها بدین نکته نگرش نشده و بسا استادان و کارشناسان ارجمند زبان و ادب پارسی هم در آموزگاهها بدان نمی‌پردازند. شایسته است بدانیم که «دگرش‌» کلیدکار و پایه و مایه‌ی «واژه‌شناسی‌» است.

نگرشی بر زبان تازی (بخش نخست)؛ تازی‌نمایی

در این جستار دکتر ضیاالدین هاجری نشان می‌دهد که چگونه زبان تازی از راه «تازی‌نمایی‌» و همانند آن پرورش و گسترش یافت و از دشت و بیابان به شهر و سامان آمد و زبان دین و دانش و ساستاری شد و بدین‌گونه زبانی که واژگان بنیادی آن پیش از پیدایش اسلام از دوهزار فزونی نمی‌یافت، در اندک گاه رو به افزایش گذاشت و از نیمه‌ی دوم سده‌ی یکم کوچی، شتابانه راه پیشرفت پیش گرفت …

از هر کرانه …

زنده‌یاد علی‌اکبر سعیدی سیرجانی: زبان و ادبیات فارسی همان رستمی است که یک‌تنه و مردانه بیش از هزار سال از همۀ جلوه‌های فکری ایرانیان حمایت و نگهداری کرده‌است. در جهان آشفته‌ای که ابرقدرتان نابودی دیگران را ضامن استمرار قدرت و سلطۀ خویش می‌دانند، چه عجب اگر از هر کرانه به قصد سینۀ این پهلوان تیر بلایی روانه کرده‌باشند، باشد که «زان میانه یکی کارگر شود».

سخنی درباره «آموزشِ زبان مادری» و «آموزش به زبان مادری»

عباس سلیمی آنگیل: در ایران دستِ‌کم بیست‌وپنج زبان و سدها گویش و چندهزار لهجه وجود دارد، اما کنشگران «زبان‌محور» هنگام سخن‌گفتن از حق «آموزش به زبان مادری» تنها سه یا چهار زبان را نام می‌برند! اگر حقی برای بشر وجود داشته‌باشد، بیشینه یا کمینه‌بودن (اکثریت و اقلیت) بر آن حق نمی‌افزاید و از آن نمی‌کاهد. نخستین مشکل این است که چگونه می‌توان همهٔ درس‌های مدرسه‌ها را به بیش از بیست‌وپنج زبان آماده کرد؟