خط و فرهنگ

«خط و فرهنگ» (ایران‌کوده شماره 8)، نوشته‌ی استاد زنده‌یاد «ذبیح بهروز» است که بخش‌هایی از آن پیشتر در «پارسی‌انجمن» در دو بخش به دیده‌ی خوانندگان ارجمند رسید و اکنون پویش (اسکن) این نسک خواندنی را پیشکش شما گرامیان می‌کنیم. آماج بهروز از نوشتن این نسک، آموزاندن خطی ست که خود ساخته است و بر این باور بود که با یادگیری این خط می‌توان کلید آموختن همه‌ی خطوط کهن و نو را فراگرفت.

زبان‌های اسلامی؟!

شهربراز- مردم خاورزمین «موضوع مطالعه»اند و از خود حق و اختیاری ندارند و این «مطالعه‌کننده»ی غربی است که آزادانه برای «راحتی کار خود» و «صرفه‌جویی در نوشتن و گفتن» تصمیم می‌گیرد که این مردم را – مانند حشره‌ها و گیاهانی که در آزمایشگاه روی آنها مطالعه می‌شود – دسته‌بندی کند و برچسب بزند و درباره‌شان چیز بنویسد.

نیروی یگانگی‌بخش زبان فارسی؛ بررسی کتاب «تاریخ و زبان در افغانستان»

فریدون جنیدی- از سوی بنیاد فرهنگی دکتر افشار یزدی نامه‌ای به نام « تاریخ و زبان در افغانستان» به چاپ رسید که دری تازه از پژوهش را در تاریخ و فرهنگ مرزی که از دو سده‌ی پیش «افغانستان» نامیده شد، باز می‌کند و برخی از پیوندهای آشکار میان مردمان دو سوی این مرز (و گاه سه‌سوی این مرز) را بازمی‌نماید.

زبان فارسی و هویت نوین ایرانی در اندیشه‌های محمدعلی فروغی

محمدعلی فروغی‌: «من‌ چون‌ دوستدار ایرانم‌ و به‌ ملیت‌ ایرانی‌ دلبستگی‌ دارم‌ و ملیت‌ ایرانی‌ را مبنی‌ بر فرهنگ‌ ایرانی‌ می‌دانم‌ و نمایش‌ فرهنگ‌ ایرانی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ است‌ نمی‌توانم‌ دل‌ را به‌ زبان‌ فارسی‌ بسته‌ نداشته‌ باشم‌.»

زبان فارسی و مرزهای جغرافیایی آن در گفت‌وگو با مسعود میرشاهی

در بخارا خانمی ۳۰ ساله مشغول تزیین سفره‌ای برای فروش زردآلو بود. با دوستی فرانسوی از کنار او می‌گذشتیم. بعد از کمی گپ و گفت٬ دریافت که ایرانی هستم. پول زردآلوها را نگرفت و گفت که اگر بیشتر پافشاری تمام سرمایه‌ام را در آب رود می‌ریزم. او ادامه داد که اینجا پر از ایرانی‌تبار است؛ چراکه همه‌ی ما ایرانی هستیم.

همزباني و بي‌زباني

«همزباني و بي‌زباني» نام كتابي به خامه‌ی شيوا و شيرينِ شاعر هم‌روزگار افغانستانی «محمدكاظم كاظمي» است. این کتاب نخستین‌بار در سال 1382 به چاپ رسید و پس از نایابی آن، در زمستان 1390 بازچاپ شد.

درباره‌ی فقر فرهنگی مهاجمان و گسترش زبان فارسی

دکتر جلال متینی- ادامه‌ی حیات زبان فارسی در دوران حکومت مهاجمان ترک و ترکمان و … معلول بی‌فرهنگی آن اقوام از یکسو، و وجود زبان و فرهنگ غنی فارسی از سوی دیگر است. اگر آنان زبانی داشتند که با آن می‌توانستند کارهای اداری خود را انجام دهند، بی‌شک کوشش‌های صفاریان و سامانیان و حتا فردوسی نیز به جایی نمی‌رسید و از زبان فارسی از سده‌ی پنجم هجری به بعد کم‌تر اثری بر جای می‌ماند.

«آموزشِ زبان مادری» آری، «آموزش به زبان مادری» نه

مسعود لقمان: «آموزشِ زبانِ مادری»، در کنارِ زبانِ فارسی که زبانِ رسمی، دیوانی، ملی و تمدنی است، خواسته‌ای‌ است که می‌تواند ازسویِ همگان پیگیری شود لیک «آموزش “به” زبانِ مادری» و زدودنِ زبانِ فارسی از سامانۀ آموزشی واژگونه‌ی نصِ صریحِ قانونِ اساسیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران و همچنین مؤلفه‌های وحدت‌بخشِ ایرانیان است.

بدون فرتور

پارسی را پاسداری کن، اگر دانشوری

زنده‌یاد فریدون مشیری- زادگاه مهر بود و مهرآیین کشوری / چون درخشان گوهری در پهنه‌ی پهناوری / جای جا، در سرزمین‌های فراخش / مردمانی پاک‌جان / گونه‌گون آیین و دین /
گون‌گون آداب، اما یک ‌زبان / پارسی، جانمایه‌ی هم‌بستگی‌شان بود / هم‌زبانی چهره‌ساز زندگی‌شان بود