بدون فرتور

دگرگونی واژگان فارسی

داریوش آشوری: در این چند دهه صدها واژۀ علمی و فنی و فلسفی و هنری بر گنجینۀ واژگان فارسی افزوده‌اند، چنانکه اکنون زبان فارسی نسبت به پنجاه یا صد سال پیش توانایی بسیار برای بیان مفاهیم مدرن یافته و بخش کمابیش مهمی ‌از آن را در خود جذب کرده و، در نتیجه، همان نسبت به زبان سنتی و دیرینه فاصله گرفته و از آن دور شده است.

واژه‌گزینی دانشی با بهره از «شاهنامه»

علی کافی: برایِ پایداری زبان فارسی باید این زبان را به واژه‌های نو، برایِ فرایافت‌های تازه، زیناوند کرد. شاهنامۀ فردوسی سرچشمه‌ای است که می‌توان از آن برایِ گرفتن روش‌ها و آیین‌های واژه‌گزینی بهره گرفت و همچنین در آن واژه‌هایی هست که می‌توان از آن‌ها سرراست برایِ فرایافت‌های تازه بهره برد.

واژه‌گزینی در زبان فارسی

دکتر حسین وحیدی: امروزه ما به‌ناچار باید دانش جهان امروز را بیاموزیم پس یا دربرابرِ هر واژه‌ای که به‌کار می‌بریم باید از گنجینۀ بزرگ زبان و ادب پارسی بهره بگیریم و واژه‌ای فارسی بسازیم تا واژگان و زبان دانشی خود را بگسترانیم یا اینکه، مانند کاری که امروز می‌کنیم، واژۀ بیگانه را بگیریم و همان را به‌کار ببریم!

عدم و کاربردهای آن

شهربراز نوشته است که «عدم» واژه‌ای تازی به چمِ «نیستی و نابودی» است. از آنجا که در زبان تازی واژه‌سازی تنها بر پایه‌ی همنهش[=ترکیب] واژگان است و پسوند و پیشوند ندارد، برای نایی‌سازی[=منفی‌سازی] از واژه‌ی «عدم» بهره می‌برند. در زبان پارسی برای این‌گونه همنهش‌ها می‌توان پیشوندهای «نا-» یا «بی-» را به کار برد.