بررسیِ خرده‌گویشهای قصران به همراهِ واژه‌نامه‌ی قصرانی

پارسی‌انجمن: قصران بخشی از ریِ باستان است. قصران نامیدن این بخش از ریِ کهن به سده‌ی دوم مَهی برمی‌گردد. گفتنی است که روزگاری تهران یکی از دیه‌های قصران بوده است. در این بررسی، پژوهنده به همراه دستیارانِ دانشجویش، در درازی سه سال، تا آن جای که توانسته‌اند خرده‌گویشهای قصران را گردآوری و آوانویسی کرده‌اند و واژه‌نامه‌ای نیز از این گویشها به دست داده‌اند.

بارگیریِ «خطِ میخیِ فارسیِ باستانِ» قریب

پارسی‌انجمن: زبانِ پارسه (پارسیِ باستان) زبانِ یادمانهای بر جایِ مانده از شاهنشاهانِ هخامنشی است. بیشترِ این یادمانها به دبیره‌ی میخی‌اند که بر کوهها، دیوارِ پلکانها و ستونِ کاخها، پوششِ سنگیِ تندیسها، مُهرها، آوندهای زرین و سیمین و دیگر چیزها کنده شده‌اند. نوشته‌های پارسه بی‌گمان بر پوست و لوخ(پاپیروس) و پارچه و استخوان و چوب هم بوده که در تاریخِ پرآشوب و پرتازشِ برآمده از الکسندرِ گُجسته و تازیان و ترکان و مغولان و دیگر گزندهای روزگار از میان رفته‌اند.

نصرالله مُنشی نباشیم

کورش جنتی: هرچه از سده‌های چهارم و پنجم پیش‌تر می‌آییم نثر پارسی بیشتر با وام‌واژه‌های عربی آمیخته می‌شود و بازی‌های زبانی و سجع‌پردازی، زبان پارسی را از سرشت زاستاری(طبیعی) خود دور و دورتر می‌کند. ترزبانشِ(ترجمۀ) تاریخ طبری ساده‌تر و پارسی‌تر از تاریخ بیهقی است. تاریخ بیهقی پارسی‌تر از کلیله‌و‌دمنه است و کلیله‌ و دمنه پارسی‌تر از تاریخ وَصّاف.