4 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. با درود
    سپاس بیکران از همه کوشندگان میهنی برای بالندگی و پویایی زبان پارسی .
    پیشنهاد می گردد بجای واژه فوق العاده واژه “فراروند” و بجای خارق العاده = افد(شگفت در پهلوی) و عاده (روند) واژه “افد روند بکار برده شود .

    1+
  2. با بهترین درودها و سپاس ها. می خواهم چند واژه ای را نیز که یافته و یا بر پایه دستور زبان پارسی پهلوی و واژگان در دسترس ساخته ام، در این جا بیاورم. بسیار سپاسگزار خواهم بود اگر آقای استاد کزازی دوست داشته باشند که مادَیان (کتاب) نوشته مرا ببینند و ویراستاری آن را بپذیرند و با هم آن را از راه همین تارنمای بسیار سودمند پارسی انجمن بزنیم (منتشر نماییم). روشن و آشکار است که ایشان نیز می توانند با افزودن واژگان بیشتر به سودمندی مادیان یاری بیشتری ببخشند. من تنها برای خرسندی خودم و برای پاسداری از فرهنگ و زبان مردم میهنم که آماج یورش بیگانگان و بیگانه پرستان بوده، به ترگومانی و سپس افزودن واژگان پرداختم و امیدوارم این کار من، نه شما را آزرده کند، که شادان نماید که هنوز ایرانیان در پی گذشته و داستان خویش، و نه افسانه های ساخته بیگانگان و بیگانه پرستان راه می پویند. باشد که پذیرفته شما استادان بزرگ و هم میهنان ارجمند باشد، و سپاسی برای بزرگداشت آنان که در درازای داستان کهن میهنمان، جان خود را پیشکش ایران و ایرانیان نمودند تا ایران باستان همچنان باستان و جاوید بماند، و ایرانی دربند و گرفتار بیگانه نباشد. این مادیان نه یک مادیان تنها، که گنجینه ای از واژگان است که برای برابریابی واژگان بیگانه نیز سودمند خواهد بود. نمونه هایی از این واژگان را در زیر آورده ام. روشن است که برای هر چیم واژگان بسیاری می توانند باشند و بزرگی و گستردگی ایران کهن چه از دیدگاه پهناوری و چه از دید پایداری زمانی فرمانروان شکوهمند اشکانیان و بویژه ساسانیان چنان شکوهمند است که ایز (حتّی) دگرگونی واژگان در آن زمان ها نیز می توانسته روی داده باشد. با سپاس دوباره:
    نیبَییشنیگ: دراز کشنده، استراحت کننده، دارای آسایش و راحتی و آرامش؛ {اُفُقی}}
    نیباییشنیگ: دراز کشنده، استراحت کننده؛ دارای آسایش و راحتی و آرامش؛ {اُفُقی}}
    {ستوُنیگ: دارای ستون/ پایه/ دکل/ رُکن؛ ستونی، پایه ای، دکلی، رُکنی، عمودی}
    {اَبزاریگ: مجهّز؛ ماهر، توانمند، قدرتمند}
    فرَشن: پرسش، مسئله
    {زَییگ: مجهّز، مسلّح، دارای اسلحه، دارای ابزار}
    {زَیُومَند: مجهّز، مسلّح}
    {زَییگی|هیشنیگ: مجهّز شونده، مجهّز، مسلّح شونده، مسلّح}
    اَبد: شگفت انگیز
    اَبدسَهیست: شگفت انگیز
    اَود: جالب، شگفت انگیز
    {ویدیماشیشنیگ: شگفت انگیز، اعجاز آور}
    ویدیماشیگ: شگفت انگیز، معجزه آسا
    فریزبانیگ: اجباری، الزامی، حتمی، لازم الاجرا، الزام آور
    مادَگیگ: بسیار بایا، بنیادین، بسیار ضروری، اصلی
    مادَگوار: بسیار ضروری، بنیادین، اصلی، ویژه
    اَباییشنیگ: ضروری، متناسب، برازنده، شایسته
    مادَیان: نهاد، ذات، مغز، اصل، پایه، گوهر؛ ضروری، عمده، اصلی
    {پَهیکاردار: درخواست کننده، مدّعی، نیازمند، مشاوره کننده؛ قابل ادّعا، قابل درخواست، قابل مشاوره، ضروری}
    {پَهیکارین: قابل ادّعا، قابل درخواست، قابل مشاوره، ضروری}
    {پَهیکاریشنیگ: درخواست کننده، مدّعی، نیازمند، مشاوره کننده؛ قابل ادّعا، قابل درخواست، قابل مشاوره، ضروری}
    {نییازیگ: دارای نیاز، نیازمند؛ ضروری}
    نییازُومَند: نیازمند، دارای نیاز؛ ضروری
    وَرم: حافظه، یاد، استخر، حوض، مخزن
    {اَنافتَگ: مردود، پذیرفته نشده، برگردانده شده و دفع شده، عقیم گذاشته شده، ناکام مانده، سُست، باطل شده}
    توهیگ: تهی، خالی، بیهوده

    0

دیدگاهی بنویسید.

رایانشانی شما پخش‌ نخواهد شد.


*