فرهنگستان و وام‌واژه‌های عربی

کورش جنتی: پادکام(به‌رغم) همۀ کوشش‌هایی که به ویژه در یک صد سال گذشته در زمینه پالایش زبان پارسی از وام‌واژه‌های بیگانه انجام شده است، همچنان وام‌واژه‌های بسیاری در زبان پارسی وجود دارد. بخش بزرگی از وام‌واژه‌های زبان پارسی، واژه‌های عربی‌ای هستند که پس از تازش تازیان به ایران به گستردگی در زبان پارسی کاربرد یافته‌اند. دیرینگی و پیشینۀ کاربرد شماری از این واژه‌ها در زبان پارسی به بیش از هزار سال می‌رسد و از همین رو کنار گذاشتن و پالایش آنها کار آسانی نیست. فرهنگستان نیز بخش بزرگی از این وام‌واژه‌ها را پذیرفته و بیشترین کوشش خود را بر روی وام‌واژه‌های اروپایی‌تباری متمرکز کرده که در این چند دهه به گونه‌ای سیل‌آسا در حال ورود به زبان پارسی هستند.

استدلال‌های اصلی فرهنگستان، در توضیح رویکرد همدلانه‌اش با وام‌واژه‌های عربی، در دو فِتاد(مورد) زیر خلاصه‌شدنی است:

  • روند وام‌گیری از زبان عربی متوقف شده است؛
  • سیل واژه‌های اروپایی‌تباری که به ویژه در زمینه‌های دانشیک به زبان پارسی سرازیر است، چنان پرشتاب و سهمگین است که بهتر است بیشتر توان و زمان خود را در زمینه واژه‌گزینی برای این دست از وام‌واژه‌ها به کار بندیم.

بر پایۀ چنین نگرشی فرهنگستان بسیاری از وام‌واژه‌های عربی را پارسی به شمار می‌آورد و نیازی به جایگزینی آنها نمی‌داند: «همۀ واژه‌هایی عربی‌تباری که یا در پارسی امروز متداول‌اند یا دستِ‌کم در چند متن معتبرِ نظم و نثر پارسی، عمدتا تا اواخر قرن پنجم به کار رفته‌اند، پارسی به شمار می‌آیند.» به دیگر سخن فرهنگستان معتقد است که شماری از وام‌واژه‌های عربی چنان در زبان پارسی جا افتاده‌اند که پالایش آنها اگر نه ناشدنی، بسیار سخت است.

استدلال‌های فرهنگستان دربارۀ پذیرش وام‌واژه‌های دیرپای عربی نادرست نیست، ولی همۀ حقیقت را نیز نشان نمی‌دهد. این رویکرد فرهنگستان دربارۀ وام‌واژه‌های دیرپای عربی دست‌ کم از سه دیدگاه پرژنیدنی است:

  1. اعتبار زبان؛
  2. ترانمایی یا شفّافیّت؛
  3. آسیب‌زا بودن وام‌واژه‌های خوشه‌ای.

اعتبار

شمار بالای وام‌واژه در زبان به اعتبار آن زبان آسیب می‌رساند، به ویژه آنجا که وام‌واژه‌ها دربارۀ پَرمانه‌ها(مفهوم‌ها) و چیزهای ابتدایی و پرکاربرد زندگی باشد. از این دریچه وجود وام‌واژه‌های «مربع»، «مثلث»، «ضرب»، «تقسیم»، «جمع» و «منها» که در دانش ریاضی جزء پَرمانه‌های ابتدایی و پرکاربرد هستند، از اعتبار زبان وام‌گیرنده می‌کاهد.

ترانمایی (شفّافیّت)

شمار بالای وام‌واژه در زبان آن را تیره و ناترانما می‌کند. وام‌واژه‌های عربی «فاعل»، «مفعول»، «مسند» و «فکّ اضافه»، «مضاف‌الیه»، «وجه‌شبه»، «ماضی نقلی»، «ماضی بعید» به دلیل تیره بودن، یادگیری دستور زبان را برای دانش‌آموزان سخت کرده‌اند و بسیاری از آنها این پرمانه‌ها را فقط حفظ می‌کنند. پارسی‌سازی چنین واژه‌هایی آموزش و یادگیری چنین پرمانه‌هایی را آسان‌تر کند.

آسیب ‌وام‌واژه‌های خوشه‌ای

بسیاری از وام‌واژه‌های دیرپای عربی به دیسۀ(شکل) خوشه‌ای به زبان پارسی راه یافته‌اند و فرهنگستان در حالی به پذیرش این وام‌واژه‌ها عربی حکم می‌دهد که آشکارا در شیوه‌نامه خود به آسیب‌رسان بودن این دسته از وام‌واژه‌ها اشاره کرده است. درست است که روند وام‌گیری از زبان عربی کم‌وبیش متوقف شده است، ولی آسیب وام‌واژه‌های خوشه‌ای عربی برای دستور زبان پارسی و دستگاه ساختواژی آن همچنان ادامه دارد. این نکته از چشم پژوهندگان زبان نیز دور نمانده است:

«آری، مشکل اساسی، همچنانکه امروزه بسیاری از اهل نظر و صاحبان قلم متوجه شده‌اند آن است که زبانِ پارسی زبانی است از نظر دستگاه صرفی پیرو دو دستورِ زبانِ جداگانه که به علّت ساختمان ناهمگونشان با هم جوش‌خوردنی نیستند و، در واقع، برای آموختنِ زبان نوشتاری پارسی باید دو زبان را آموخت، زیرا، بمَثَل، کشتن و کشنده و کشته از یک دستگاه دستوری است و قتل و قاتل و مقتول از آنِ دستگاه دستوری دیگری، و به همین دلیل زبانی است سرگردان و بی در و پیکر».

چنانکه گذشت، نگارنده همچنان که به کوشش‌های فرهنگستان ارج می‌گذارد باور دارد که بخش بزرگی از وام‌واژه‌های عربی‌ای که فرهنگستان برنامه‌ای برای پالایش آنها ندارد برای زبان پارسی زیان‌بارتر از بسیاری از وام‌واژه‌هایی هستند که به تازگی از زبان‌های اروپایی به زبان پارسی راه یافته‌اند.


آگاهی: برای پیوند با ما می‌توانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از به‌روزرسانیهای تارنما می‌توانید هموندِ رویدادنامه پارسی‌انجمن شوید و نیز می‌توانید به تاربرگِ ما در فیس‌بوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.

جستارهای وابسته

  • نقدی بر دیدگاه‌های دکتر مجتبایی درباره‌ی زبان‌پریشینقدی بر دیدگاه‌های دکتر مجتبایی درباره‌ی زبان‌پریشی شهربراز: یکی از دلیل‌هایی که نوواژه‌ها جا نمی‌افتند آن که امروزه همه خود را «باسواد» و «صاحب‌نظر» می‌دانند و به خاطر دو ترم کلاس انگلیسی رفتن، دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که این واژه‌های انگلیسی ترجمه‌پذیر نیستند! گروهی هم کاربرد واژه‌های انگلیسی و بیگانه را نشانه‌ی «سواد» می‌دانند و ترجیح می‌دهند برابرهای پارسی را به کار […]
  • فرهنگستان به چه درد می‌خورد؟فرهنگستان به چه درد می‌خورد؟ نصرالله پورجوادی (هموند پیوسته‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسی): «بعضی وقتها من واقعا از فرهنگستان ناامید می‌شوم. یعنی خیلی وقتها. آخر این هم شد فرهنگستان؟ شما باشید از این که می‌بینید آقائی که اسم خودش را ایرانی گذاشته ولی از شنیدن ایران و شکوه تمدن ایرانی اخم می‌کند، از فرهنگستانی که کاری به افتخارات فرهنگی ایران نداشته باشد و از آن دفاع […]
  • ‌نامه‌ای سرگشاده به فرهنگستان زبان و ادب فارسی‌نامه‌ای سرگشاده به فرهنگستان زبان و ادب فارسی محمدرضا خسروی: فرهنگستان زبان فارسی که می‌باید پاسدار بیدار مرزهای زبان پارسی باشد راست به سربازی می‌ماند که در سنگرش خفته باشد. با نگاه به نامه فرهنگستان می‌گویم و از گفته برون می‌آیم که از فرهنگستان پیداست که نویسندگان و کارداران آن یکسره با درد جانکاه زبان بیگانه‌اند، آنان که می‌باید به درمان این درد می‌پرداختند، نمک‌پاش دل ریش آن […]
  • پاسخی به ریشخندکنندگان واژه‌های فرهنگستانپاسخی به ریشخندکنندگان واژه‌های فرهنگستان کورش جنتی: بارها دیده‌ایم که برخی واژه‌های زبان پارسی و به ویژه شماری از نوواژه‌ها را دستاویز خنده وسرگرمی قرار می‌دهند. بی‌گمان کسی که از جایگاه و ارزش زبان پارسی و نقش برجستۀ آن در نگاهداشت فرهنگ ایرانشهری و یکپارچگی سرزمینی ایران آگاه باشد، روی خوشی به چنین شوخی‌هایی نشان […]
  • پیشینه‌ی فرهنگستان در ایرانپیشینه‌ی فرهنگستان در ایران پارسی‌انجمن: در این جستار استاد احمد سمیعی (گیلانی) به پیشینه‌ی فرهنگستان در ایران می‌پردازد؛ از انجمنی که برای واژه‌سازی‌های بیشتر نظامی در ۱۳۰۳ آغاز به کار کرد تا فرهنگستانی که اکنون استوار است. هر چند این جستار نگاهی پادورزانه به سره‌گرایی دارد، لیک از نگر بررسی‌یِ تاریخی می‌تواند فتادهایی درخور و سرنخ‌هایی درنگیدنی‌ برای هر […]
  • فرهنگستان زبان و سیاست آن (۸)فرهنگستان زبان و سیاست آن (۸) استاد داریوش آشوری: سیاست فرهنگستان زبان ایران در زمینۀ بهره‌گیری از مایه‌های زبان فارسی و حتا زبانهای ایرانی برای گسترش زبان علمی ‌و فنی سیاستی است درست و ناگزیر، ولی اگر این سیاست مطلق و بی‌هیچ استثنا بخواهد اجرا شود، گرفتاریها و تنگناهای خاص خود را پیش […]
0

5 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. ما می توانیم نخست برای واژه های اَرَبی ( تِی زی = تازی ) که به چهر خوشه ای به زبان پارسی راه یافته اند ، برابرنهاده هایی از سِتاک ها و وَندهای ( پیشوندها و پسوندها وَ میانوندهای )شناخته شده و پُرکاربُرد پارسی برگزینیم ، زیرا از همه ی توان نهفته ی (بالقوهء) پارسی بهره نمی بَریم ، با نمونه ای این گفته روشن می گردد :
    سِتاک ” بَر وَ بُرد ” که با آن کارواژه ی ” بُردن “( بَریدَن) را که در زبان پارسی شِناخته و پُرکاربُرد است را در نِگَر بِگیریم که همتراز اَرَبی آن ” حمل از سِتاک سه تایی حَمَلَ ” می باشد و خوشه و شکافته های ( شَقّه شده ها یا مُشتقات ) آن : حامِل ، حامِله ، حَمّال ، تَحمیل ، تَحَمُّل ، اِستِحمال ، اِحمال ، … و آمیزه های پارسی – اَرَبی آن : حَمل کردن ، حَمل کُننده ، حَمل شُدن ، حامِل بودن ، حامِله شدن ، حامله کردن ، حَمّالی ، حَمّالی کردن ، تَحمیل کردن ، تَحَمُّل کردن ، اِحمال کردن ، اِحمال کاری و بسیاری دیگر که یا هست یا می تواند با واژه های دیگر پارسی آمیخته شود.
    اکنون با سِتاک های بَر و بُرد چه بَرساخته ایم ( جعل کرده ایم ) یا می توانیم بازبَربِسازیم :
    بَرَنده : کَسی یا چیزی که می بَرَد که همتراز اَرَبی آن حامِل است ( به مینش پیروز هم به کار می رود که بهتر است آن را به فَرَنده بِدِگَرانیم [ تغییر دهیم ] تا با یکدیگر هَمسان گیری ( مُشتَبَه ) نشود.)
    بُردار = این هم برابر نهاد حامِل است که در دانِش رایازی ( ریاضی ) به کار می رود.
    بَرِش : می تواند برابر نهاد تَحَمُّل شود.
    بَرانِش :نامواژه از کارواژه ی بَراندَن همتراز با تَحمیل [ مانند : تَعَلُّم ( تَفَعُّل ) = آموزِش ، تَعلیم ( تَفعیل ) = آموزانِش ]
    بَرِشگَر = حَمّال : کَسی یا چیزی که بسیار می بَرَد.
    بَرا ، بُردگَر = حامِله ( باردار ، آبِستَن )
    نابُردَن ، آبُردَن = اِحمال کردن
    واژه ی فراوان دیگری می توان از این دو بُن ( بَر ، بُرد ) که برای پارسی زبانان شناخته و دانسته است برساخت که آرام آرام در کنار واژه های اربی به کار رَوَد تا کم کم جا بیفتند ، این روند نیاز به ژمان ( زمان) دارد که نخست باید در نوشته ها و نوشتارها و نوشتنی ها به کار بسته شود و سپس در گفته ها و گفتارها و گفتنی ها :
    بَرَنده ، بَرَندِگی ، بَرِش ، بَرِشی ، بَره ، بَره ای ، بَرا ، بَرایی ، بَرو ، بَرویی ، بَرَند ، بَرَندی ، بَران ، بَرانی ، بَرَن ، بَرَنی ، بَرَک ، بَرَکی ، بَراک ، بَراکی ، بَرال ، بَرالی ، بَریل ، بَریلی ، بَرِشمند ، بَرِشمَندی ، بَرِشگَر ، بَرِشگَری ، بَرِشوَر ، بَرِشوَری ، بَرِشگاه ، بَرِشگاهی ، بَرِشکَده ، بَرِشکَده ای ، بَرمان ، بَرمانی ؛
    بُرده ، بُردِگی ، بُردار ، بُرداری ، بُردگَر ، بُردگَری ، بُردمان ، بُردمانی ، بَردگاه ، بُردگاهی .
    این پسوندها همگی در زبان پارسی شناخته شده اند و دارای کاربُرد، نمونه ها از بُن های دیگر:
    رَو : رَوَند ، رَوِش ، رَوان، رَوَنده ، رَوا
    ساز : سازه ، سازِمان ، سازنده ، سازش
    تاو : تاوَن ، تاوان
    پوش : پوشَک ، پوشاک ، پوشال ، پوشنده
    بَند : بَندیل ( بار وُ بَندیل ) ، بَنده
    دان : دانِشمَند ، دانِشوَر ، دانِشگاه ، دانِشکَده
    کِش : کِشو ، کِشَنده ، کِشِش ، کِشان ، کِشَند
    گفت : گفته ، گفتار
    رُفت ( روفت ) : رُفتگَر ( روفتگَر )
    خاست : خاستگاه
    ساخت : ساختِمان
    کارواژی بُردَن با پیشوند ها :
    آبُردَن ، اَفبُردَن ، اَنبُردَن ، پِی بُردَن ، پی بُردن ، بی بُردَن ، آزبُردن ( اَزبُردَن ، زابُردن ، زُبُردن)، دَربُردَن ، بَربُردن ، بازبُردن ، فَربُردن ، فَرابُردَن ، فُروبُردَن ، گُبُردَن ، ویبُردَن ، نِبُردَن ، هَم بُردَن ، ازهَم بُردَن ، باهَم بُردن ، به هم بُردن ، بَرهم بُردن…نمونه ها ی دیگر :
    آکَندن ، آزمودن ، اَفراشتن ، اَنگیختن ، پیراستن ، پِیمودن ، بازداشتن ، دررفتن ، برداشتن ، فرمودن ، فراگرفتن ، فروپاشیدن ، گُشودن ، ویراستن ، نِمودن…
    واژه های فراوان بی شمار دیگری هم می توان برساخت و به کار گرفت. ما اگر از همین بُن ها و ریشه ها و سِتاک ها با پسوند ها و پیشوندهای آشنا بهره گیریم در درازکِشَند ( درازمدت / بلندمدت ) این دشواری گُشوده خواهد گَشت ( حل خواهد شد ).

    0
    • دوست بزرگ! “عرب” یک نام است و تلفظ اصلی آن با “ع” است. اینکه شما آن را “اربی” مینویسی معنایی نمیدارد.
      “ع” با “ا” متفاوت است.
      “غ” با “ق” متفاوت است.
      “ص” با “ث” با “س” متفاوت است.
      “ض” با “ظ” با “ذ” با “ز” متفاوت است.
      “ح” با “ه” متفاوت است.
      خط ما عربی است بنابراین باید نامها و واژه های عربی را همانگونه که مینویسند بنویسیم حتی اگر آنگونه تلفظشان نمیکنیم.

      0
  2. ۱۷th June 2022 tersaaye
    man baa nawehste agha korosh janatati 100% ro-der-ro am. eshan neger khod ra naweshte ast, her kaes aazad ast, neger ash ra ager dorost bashaed yaa na-dorst be nawesaed. az zaban parsi baayed hame waje haa-ye tazi beron kashide shawaed, chon be zayaan zaban parsi and wae be rawani wae dastor zaban parsi zayaan mi rasanand. der 43 sal gozeshte peramon 300 taa 400 waje-ye nau tazi ra karmand haa-ye akhond haa be fermaan akhond haa deron zaban parsi ne mode and.

    kenon der keshwer haa-ye parsi zaban feraman-rewaaye haa be daest nemaayende haa-ye englis wae CIA and , ger-che tajikistan taa paymaane-ye aazad ast , amaa zban shenaas haa-ye ber jeste ne daraed ,ke beraaye waje haa-ye zaban haa-ye europaaye waje haa-ye nau be saazaend,shaayed ferman-rewaaye haem zaban shenaas haa ra pohshtibaani ne konaed. der hame video haa-ye ” youtube ” hame tahaye konedae haa-ye video haa be jaa-ye in-ke be gooyand : baa in video hamdasti ne maayed , mi gooyand : “Subcribe” ne maayed ? in nadan haa yaa chaker haa-ye bi-gaane haa hamo waje-ye tazi ” eshterak” ra ham be kar ne mi borand. dobaale daraed qudos.talash@mail.com

    0
  3. ۱۸th June 2022 = 28 Kherdad
    in kaes haa-ye ke waje haa-ye englisi ra az nadani wae chaker-maneshi be kar mi borand , in haa aashenaaye na-chiz baa zaban englisi yaa deger zaban haa ne daraend , be goone-ye nemone , in na-khan haa mi gooyand : ” bernaame/video maa ra -subscribe- konid.” waje-ye englisi -subscribe (saebkaerayeb) der zaban parsi chaem haa : – zir chizi naam nawesh kerdaen ; haem-andishi kerdaen ; haem-daesti kerdaen – ra mi dahaed wae waje -subcribe- yek kerdar (fael) ast, der englisi “verb” gooyand wae pas az an ne baayed waje-ye “konid” ra afzod. baayed goft : -bernaame/video maa ra subcribe.- yaa goft : -bernaame/video maa ra subscription konid-. subscription (saebkaraepshaen) naam ast ,der englisi “noun”.

    der baare-ye in-ke deroz naweshtaem , der pars/iran wae khorasan (afghan=poshto-stan) fermann-rawaaye haa be daest namaayend haa-ye englis wae CIA and khanende shaayed baa khod be gooyed : ” hay baa baa in akhond haa roz wae shaeb be amrika dashnaam mi dahaend … ” merdom baayed be danand ke in dashnaam dadaen haa jang zergaeri beraaye farib merdom ast. khaast rah-bordi akhond haa der kabul wae tehran wae khaast englis wae astan haa-ye amrika abakhter=USA yek chiz ast , ke hame shaan haem-so baa samaane-ye sateam-gerane wae bahrae-kaesh-geranae-ye imperialisti and wae mi gooyand : ” khoda be her kaes khaaste ast pol wae daraaye dade ast wae be her kaes ke ne khaaste ast ne dade ast. ” her kaes az bahre-kaeshi wae sataem gap zanad au bimaar rawani , diwane , bi-khoda wae kommonist ast , baayed au ra der bimaarestan diwane kerd yaa kosht.
    in-ke amrika abakhter (shomali) wae berkhi keshwer haa-ye europaaye az saeze (hagh) zaen haa gaahi yaad-aweri mi konand , yek nirang ast beraaye farib merdom. amrika abakhter=USA wae haem pey-maan haa ash ager 1% / yek dersaed be saeze zaen haa paas mi dashtaend 87 milliard dollar jang-afzar ra be moshti taleb na-khan , nadan wae tag-andish (mo-te-asib) ke zaen haa ra tenhaa beraaye kaam-taeni (sex) mi pandaraen , chon chani der quran wae enjil (bible) naweshte ast ,peshkaesh ne mi kerdaend

    0
  4. ۱۸th June 2022 = 28 Kherdad
    in kaes haa-ye ke waje haa-ye englisi ra az nadani wae chaker-maneshi be kar mi borand , in haa aashenaaye na-chiz baa zaban englisi yaa deger zaban haa ne daraend , be goone-ye nemone , in na-khan haa mi gooyand : ” bernaame/video maa ra -subscribe- konid.” waje-ye englisi -subscribe (saebkaerayeb) der zaban parsi chaem haa : – zir chizi naam nawesh kerdaen ; haem-andishi kerdaen ; haem-daesti kerdaen – ra mi dahaed wae waje -subcribe- yek kerdar (fael) ast, der englisi “verb” gooyand wae pas az an ne baayed waje-ye “konid” ra afzod. baayed goft : -bernaame/video maa ra subcribe.- yaa goft : -bernaame/video maa ra subscription konid-. subscription (saebkaraepshaen) naam ast ,der englisi “noun”.

    der baare-ye in-ke deroz naweshtaem , der pars/iran wae khorasan (afghan=poshto-stan) fermann-rawaaye haa be daest namaayend haa-ye englis wae CIA and khanende shaayed baa khod be gooyed : ” hay baa baa in akhond haa roz wae shaeb be amrika dashnaam mi dahaend … ” merdom baayed be danand ke in dashnaam dadaen haa jang zergaeri beraaye farib merdom ast. khaast rah-bordi akhond haa der kabul wae tehran wae khaast englis wae astan haa-ye amrika abakhter=USA yek chiz ast , ke hame shaan haem-so baa samaane-ye sateam-gerane wae bahrae-kaesh-geranae-ye imperialisti and wae mi gooyand : ” khoda be her kaes khaaste ast pol wae daraaye dade ast wae be her kaes ke ne khaaste ast ne dade ast. ” her kaes az bahre-kaeshi wae sataem gap zanad au bimaar rawani , diwane , bi-khoda wae kommonist ast , baayed au ra der bimaarestan diwane kerd yaa kosht.
    in-ke amrika abakhter (shomali) wae berkhi keshwer haa-ye europaaye az saeze (hagh) zaen haa gaahi yaad-aweri mi konand , yek nirang ast beraaye farib merdom. amrika abakhter=USA wae haem pey-maan haa ash ager 1% / yek dersaed be saeze zaen haa paas mi dashtaend 87 milliard dollar jang-afzar ra be moshti taleb na-khan , nadan wae tag-andish (mo-te-asib) ke zaen haa ra tenhaa beraaye kaam-taeni (sex) mi pandaraen , chon chani der quran wae enjil (bible) naweshte ast ,peshkaesh ne mi kerdaend. man kar-gozar (masaul) naweshte am mi baashaem , parsianjoman hich kar-gozari (masaulayaet) ne daraed. I am 100% responsible against my written , the website parsianjoman has no responsibiity.qudos.talash@mail.com

    0

دیدگاهی بنویسید.


*