پیشنهاد: «اَواکی» برابرنهاده‌ای برای واژۀ «سکوت»

کورش جنتی: در پارسی میانه برای واژه «سکوت» برابرنهاده‌هایی چون «خاموشی»، «بسته‌بانگی»، «تُشتی»، «اَگویایی» و … را داشته‌ایم. در پارسی سده‌های نخست، واژۀ «خاموشی» ایواز(فقط) به معنای «سکوت» کاربرد داشته است و واژه‌های «کشتن» و «نشاندن»، افزون بر معناهای رواگیدۀ(رایج) خود، رسانندۀ معنای «خاموش کردن آتش و افرازه(شعله)» نیز بوده‌اند.

بارگیریِ «واژه‌های معرب در کنز اللغات و منتخب اللغاتِ» کیا

«واژه‌های معرب در کنز اللغات و منتخب اللغات» گردآوریِ صادق کیا، استادِ پیشینِ دانشگاهِ تهران و فرنشینِ فرهنگستانِ زبانِ ایران در زمانِ محمدرضاشاه پهلوی، است.
استاد کیا در پیشگفتار چنین نوشته است: «معرب واژه‌ای است که از زبانی دیگر به زبانِ عربی راه یافته باشد، خواه به همان صورت به کار رفته باشد خواه در آن دگرگونی پدید آمده باشد. این گونه واژه‌ها در عربی فراوان است. …

اندر پیرامون واژه‌ «ترجمه»

جاوید اشکانی: ترجمه به چم (معنای) برگرداندنِ گفتار یا نوشتار بوَد از زبانی به زبان دیگر. این واژه تازی (عربی) برگرفته از «ترجُمان» ــ کسی که سخن دو کس را برگرداند ــ است. به باور نگارنده، واژه «ترجُمان» برگرفته از واژه «ترزبان» پارسی است.

زبان فارسی در عراق: از صفویه تا صدام

حمدی ملک: من در بغداد به دنیا آمدم. در خانواده‌ای که متهم به داشتن بنیادهای ایرانی می‌شد و در روزگاری که دلارهای نفتی عراق به یاری جنون قدرتِ صدام حسین آمده بود تا او را دچار توهم کند …

باباجان غفورف: «فرهنگ تاجیکستان و ایران دارای ریشه بزرگ یگانه‌ای است» (۲)

باباجان غفورف: فرهنگ تاجیکستان و ایران دارای ریشه بزرگ یگانه‌ای است، تنها شاخه‌های جداگانه‌ای دارد. به همین دلیل هنگامی کسی از تاجیکان به سرزمین شما می‌آید بی‌شک خود را در خانه‌ی خویش احساس می‌کند. هنگامی که به ایران آمدم خود را در سرزمین نزدیکی یافتم.

باباجان غفورف: «فراموش کردن فارسی شدنی نیست» (۱)

سیروس علی‌نژاد:‌ این گفت‌وگو نزدیک پنجاه سال پیش انجام شده است، زمانی که باباجان غفورف سیاستمدار و دانشور تاجیک (۱۹۷۷-۱۹۰۹) برای نخستین و واپسین بار به ایران آمد. آن زمان او ۶۴ ساله بود و دو سه سال پس از آن شنیدم که گویا در خود تاجیکستان درگذشت.

بارگیریِ «ساختارهای وندیِ مشتقهای فعلی»ِ حافظیان

پارسی‌انجمن: محسنِ حافظیان، نویسنده‌ی «ساختارهای وندیِ مشتقهای فعلی»، دانش‌آموخته‌ی دکترای زبان‌شناسی از دانشگاهِ سوربنِ پاریس است.
حافظیان خود در پیشگفتار درباره‌ی این کار چنین نوشته است: «از تواناییهای واژگان‌سازیِ زبانِ پارسی بسیار شنیده و خوانده‌ایم. در نوشته‌ای که پیشِ روی دارید، کوشیده‌ام تواناییهای زبانِ پارسی را در لایه‌ای از لایه‌های زبانی باز بنمایانم.»

بارگیریِ «ساختارشناسی و شکلهای تصریفیِ فعلهای فارسی»ِ حافظیان

حافظیان در این نِبیگ (کتاب) فهرستی از کارواژه‌های (افعال) پربسامدِ پارسی را که در فرهنگها آورده شده‌اند شناسانده و الگوی ساختاریِ فراگیری برایِ کارواژه‌های پارسی به دست داده است. بر این پایه، گره از برخی از دشواریهایی که در کاربردِ کارواژه‌های پارسی رو می‌نمایند گشوده شده و همچنین چگونگیِ گردانشِ کارواژه‌ها (تصریفِ افعال) در سخن، به کوتاهی، نموده شده است.

دقیقی، زبانِ دری و گویشِ آذری

پارسی‌انجمن: دستور(دکتر) جلالِ متینی در جُستارِ «دقیقی، زبانِ دری و لهجه‌ی آذری» به دیگرسانیها و همسانیها پارسیِ دری با پارسیِ آذری (زبانی که دستِ کم تا پیش از صفویه و ترکتازیِ ترکی در آذربایجان زبانِ مردمِ کوچه و بازار بود) پرداخته است.

بارگیریِ «بررسیِ گویشِ فینی»

پارسی‌انجمن: گویشهای پارسی که هر یک شاخه‌ای از تنه‌ی سترگِ زبانِ پارسی‌اند، پشتوانه‌ای برایِ این زبان به شمار می‌آیند.
یکی از این شاخه‌های پارسی گویشِ فینی است. شهرِ فین در نزدیکیِ بندرِ عباس در استانِ هرمزگان است و شهری است که به خرماهایش نامدار است.