کوشش‌های کسروی در پیراستن زبان فارسی

«علیرضا مناف‌زاده» از این جستار چنین فرجام می‌گیرد: «درست است که از سبک ویژه‌ی کسروی کسی پیروی نکرد، اما نثر فارسی، به‌ویژه نثر رساله‌نویسی، پس از او در راهی گام برداشت که او گشود و در جهتی دگرگون شد که او نمود. امروز بسیاری از ایرانیان در باره‌ی زبان فارسی و گرفتاری‌های آن از ایده‌هایی دفاع می‌کنند که همه را برای نخستین‌بار کسروی مطرح کرده است. دریغ است که از او نامی نمی‌برند.»

توانمندی‌های زبان پارسی

«پرفسور محمود حسابی» در این جُستار به روشنی نشان می‌دهد که توان واژه‌سازی زبان پارسی، بیش از ۲۲۶ میلیون واژه است و اگر آمیخته‌‌های دیگر را بخواهیم به شمار بیاوریم، شمار واژه‌‌هایی که می‌تواند پدید آید مرزی ندارد و این در حالی است که زبان‌ عربی، بیشینه توان ساختن دو میلیون واژه را دارد.

پیش‌درآمدی بر بازنگری دستور زبان پارسی

«مسعود ارشادی‌فر» و «مهران ارشادی‌فر» در این جستار بر این باورند که دستور زبان پارسی هنوز نتوانسته است این توان را برای پارسی‌زبانان فراهم آورد که در ساخت واژه‌های تازه از آن بهره بجویند. اگر این دستور می‌توانست ساختار زبان را در اندیشه پارسی‌زبانان نهادینه کند، اندیشمندان، هنگامی‌ که با واژه‌های نو روبرو می‌شدند، در دم واژه‌ی پارسی برابر را می‌ساختند. آنان در این گفتار تلاش کرده‌اند تا ریشه‌ی این سستی‌ها را بازشناسی کنند و نمونه‌هایی از این بدآموزی‌ها را بنمایانند.

بدون فرتور

جستاری در سوگ زبان پارسی

«عباس سلیمی آنگیل» در این جستار، هم به گستره‌ی زبان پارسی می‌پردازد و هم به چراییِ پویایی و ایستایی آن.

خط ما، دبیره‌ی پارسی یا الفبای عربی

«دکتر آیدین پورمسلمی» در این جستار نشان می‌دهد دبیره‌ای که اکنون زبان پارسی به آن نوشته‌ می‌شود، ایرانی است و می‌گوید که اعراب تا آنجا که تاریخ گواه است، خط نداشته‌اند و خطی که از حمیر و انبار به عربستان رفته و در زمان پیدایی اسلام نشر یافته است، عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده است و حال اینکه حتی خود ما ایرانیان این خط را بدون پرسش و تحقیق عربی بنامیم بسیار دردناک است.

سرگذشت زبان فارسی

«دکتر جلال خالقی مطلق» در این جستار نشان می‌دهد که زبان فارسی یا دری، حدود دو هزار و پانصد سال پیشینه دارد که از آن حدود، هزار سال نخستین زبان گفتار در جنوب غربی ایران و سپس حدود هزار و پانصد سال زبان گفتار و حدود هزار و صد سال اخیر آن، زبان نوشتار در بخش بزرگ سرزمین‌های فلات ایران بوده است و روزگاری به عنوان زبان فرهنگ و ادب به کشورهای دیگر نیز نفوذ کرده است.

درباره‌‌ ریشه‌ واژه‌ عشق

«دکتر محمد حیدری‌ ملایری» در این نوشته‌ی کوتاه این اندیشه را پیش می‌نهد که واژه‌ی عشق ریشه‌ای هندواروپایی دارد. این پیشنهاد بر پایه‌ی پژوهش‌های ریشه‌شناختی استوار است. نگارنده امیدوار است این نوشته انگیزه‌ای باشد برای جست‌وجوهای بیشتر درباره‌ی این واژه و دیگر واژه‌های کم‌شناخته‌ی زبان فارسی تا ایرانیان زبان فارسی را بهتر بشناسند و به ارزش‌ها و توانمندی‌های والای آن پی ببرند.

نام زبان ما به انگليسی چيست؟

نام زبان ما فارسی است. در انگلیسی به آن پِرژِن (Persian) می‌گویند. اگر‌چه این گفته ساده می‌نماید، اما در سال‌های اخیر در زبان انگلیسی به گونه‌ای روز‌افزون به جای واژه پرژن (Persian)، از واژه فارسی (Farsi) استفاده می‌شود. در این گفتار کوتاه، «کامران تلطف» توضیح می‌دهد که چرا چنین جایگزینی صورت می‌گیرد، چه کسانی آن را انجام می‌دهند و سرانجام اینکه زیان‌های این جایگزینی کدام است.

گفتاری درباره‌ بلوچ و بلوچستان آریایی

«استاد فریدون جنیدی» در این جستار می‌گوید که چون در شاهنامه، رهام (سازنده‌ رَخوت و رُخج) فرزند گودرز است، پس بلوچان غیور، فرزندان گودرز کشوادند و نژاد از کاوه‌ آهنگر، برافرازنده‌ درفش کاویان و رهاننده‌ ایرانیان از ستم یک‌هزارساله‌ بیگانگان دارند… و درود بر فرزندان، و شاد، روان نیاکان ارجمندشان که در گستره‌ تاریخ ایران همواره نگهبان مرزهای این سرزمین میانه‌ جهان بوده‌اند.