ایرانشهر و برخی بُن‌پارهایش

جاوید اشکانی: روشن است که نام سرزمینها، شهرها و جاینامها برای هر پژوهنده کلیدی ارزشمند است؛ زیرا این ‌نامها بازگو‌کننده‌ی زیست‌بوم یا سرزمین و نشان‌دهنده‌ی زبان، فرهنگ، منش و شیوه‌های شهرآیینی آنان است. بر این‌ بنیاد، نام «ایرانشهر» یکی از آن ‌کلیدواژه‌های بر جای مانده‌ی تاریخ است که نام و نشان یا شناسنامه‌ی خود را در سنگ‌نبشته‌ها، نبیگها و دانگها (سکه‌ها) باز‌می‌‌گوید.

دژ استوار شلخته‌نویسی

عباس سلیمی آنگیل: وبگاه ورزش سه از پربیننده‌ترین پایگاه‌های خبری ایران است و بیشتر مخاطبانش هم جوانان و نوجوانان‌اند. این رسانه، با این‌همه نام و آوازه، نه ویراستاری دارد و نه خبرنویسانش به چیزی که می‌نویسند اهمیت می‌دهند. درست آن است که بگوییم بیشتر خبرنگاران و یادداشت‌نویسان و دست‌اندرکاران وبگاه ورزش سه الگوهای شلخته‌نویسی هستند، اما این همه‌ی داستان نیست و آنان گاهی کم‌دانی (اگر نگوییم غرض‌ورزی) را هم بر شلخته‌نویسی می‌افزایند و چه گفتنشان هم همانند چگونه گفتنشان می‌شود.

قزوینی و بدفهمی‌های نسل ما

دکتر ماشااله آجودانی: به باور من نوشته‌های قزوینی از آن رو اسناد گرانبهای این سده است که کوشش شرافتمندانه‌ی نسلی را نشان می‌دهد که همه‌ی توش و توان خود را به کار گرفته بود تا در بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ ما هویت فرهنگی و تاریخی متعادلی را برای ملت ایران تبیین و بازآفرینی کند.

نگاهی گذرا به چند شعر میهنی از شاعری تاجیکستانی

عباس سلیمی آنگیل: پس از فروپاشی شوروی، پیوندهای مردمان ایرانشهر استوارتر شد و در دهه‌های اخیر سرایندگان بسیاری در ایران و افغانستان و تاجیکستان در استوارتر کردن هر چه بیشتر این پیوندها قلم زده‌اند. باشد که اندیشه‌ی ایرانشهری پادزهر ایدئولوژی‌های نژادپرستانه و قوم‌گرایانه شود.

ناسیونالیسم ایرانی و «مساله‌ی ملیت‌ها» در ایران

مرتضی ثاقب‌فر: این ادعا که «خلقی از خلق‌های ایران» زبان فارسی دری را به زور و جبر به سایر اهالی ایران تحمیل کرده، گمراهی خطرناک و زشتی است که بیگانه در ذهن عده کمی رواج داده است. هر ایرانی حتی درس‌نخوانده‌ای می‌داند که ادیبان و شاعران بزرگ ایران هر یک از گوشه‌ای از این سرزمین برخاسته‌اند و به رغم وجود لهجه‌ها، نیم‌زبان‌ها و حتی زبان‌های محلی، همواره نثر و شعر خود را به فارسی دری نوشته‌اند.

دمیدن شیپور از سر گشاد: آیا ایرانیان نژادپرست‌اند؟

عباس سلیمی آنگیل: درست آن است که بگوییم با توجه به رویدادهای جهانی در چند سده‌ی اخیر، واژگانی چون «روسیاه» و «سیاه‌سوخته» و… مایه‌ی رنجش سیاه‌پوستان می‌شود و چه بهتر که به کار نروند، نه اینکه شکل‌گیری این واژه‌ها و دشنام‌ها را نتیجه‌ی نژادپرست بودن گویندگانش دانست، و آنگاه فاشیسم و نازیسم و صنعت برده‌داری آمریکا را با واژه‌ی «روسیاه» و نقش کنیز مطبخی در خانواده‌های اعیان ایرانی هم‌کاسه کرد و یکی پنداشت!

بارگیریِ «فرهنگِ واژه‌سازی در زبانِ فارسیِ» خلیلی در ۸ پوشینه

پارسی‌انجمن: پارسی، با پیشینه‌ی ۲۶۰۰ سال نویسایی، نه تنها از کهن‌ترین زبانهای زنده‌ی جهان است و گنجینه‌‌ای شگفت از فرهنگ و دانش جهانیان بدان آفریده شده که تواناییِ شگرفی هم در واژه‌سازی دارد – تا آن جای که بر پایه‌ی شمارشِ استاد محمودِ حسابی، در پارسی تنها با بهره از وندها می‌توان بیش از ۲۲۶ هزارهزار (میلیون) واژه ساخت.

مدرسه‌های ترکیه‌ای در پهنه‌ی ایرانشهر

عباس سلیمی آنگیل: سیاست خارجی ترکیه از سال‌های پایانی خلافت عثمانی تاکنون، بیش از یک سده، دگرگونی بنیادینی نداشته است. عثمانی در جنگ جهانی نخست از آشفتگی دولت ایران و دربار قاجار بهره برد و نام سرزمین ارّان و شروان را به آذربایجان دیگرگون کرد و هم‌زمان در فرارودان (آسیای میانه) اندیشه‌های پان‌ترکیستی را تبلیغ می‌کرد. این روزها نیز دولت ترکیه هم در اران و شروان نیروی نظامی و نفوذ اقتصادی و فرهنگی دارد و هم در فرارودان و نیز در افغانستان.

بارگیریِ داستانِ تاریخیِ «آذرِ استروشنی»

پارسی‌انجمن:‌ «آذرِ استروشنی یا شمشیرِ اسپارتاکوس» داستانی تاریخی است که قهرمانش آهنگری به نامِ «آذر» از «استروشن» است که در زمانِ اشکانان می‌زیسته. آذر را دستِ سرنوشت به جنگهای گوناگون در آسیای میانه و چین می‌کشاند و سپس به بردگی گرفتار می‌آید و بازرگانانِ یونانیِ راهِ ابرایشم او را در شهرِ رم می‌فروشند. آذر در شورشِ بردگان روم در کنارِ اسپارتاکوسِ نامی می‌جنگد و سپس هم شهروندِ افتخاریِ امپراتوریِ روم می‌شود.