روشن است از من نشانِ پارسی

پارسی‌انجمن: «اسفندیار نظر» چامه‌سرا، پژوهشگر و روزنامه‌نگارِ سرشناس تاجیک است.
چامه‌ی «روشن است از من نشانِ پارسی» برای آشناییِ خوانندگانِ پارسی‌انجمن با کارهای اسفندیار نظر از دبیره‌ی سیرلیک به دبیره‌ی پارسی گردانده شده است.

دبیره در ایران‌زمین

پارسی‌انجمن: حسن رضائی باغ‌بیدی در این نوشته پیشینه‌ی دبیره در ایران‌زمین را از شش هزار سالِ پیش بدین‌سو نشان داده است. وی از دبیره‌های فرتورنگار و میخیِ ایلامی آغازیده و سپس دبیره‌‌های گوناگونِ زبانِ پارسی ـ پارسه (پارسیِ باستان)، پارسیگ (پهلوی) و پارسیِ دری ـ و نیز دیگر زبانهای ایرانی همچون اوستایی، پارتی، بلخی، خوارزمی، سُغدی، خُتَنی و تُمشُقی و … را یک به یک بررسیده و نمونه‌هایی از آنها به دست داده است.

زبانِ آذربایجان در گذرِ زمان

پارسی‌انجمن: «زبانِ آذربایجان در گذرِ زمان» نوشته‌ی پژوهنده‌ی آذربایجانی دکتر عباس جوادی است. جوادی در تبریز زاده شد و، پس از دانش‌آموختگی از دبیرستانِ فردوسیِ تبریز و دانشگاهِ آنکارا، دکترای خود را در رشته‌های زبانشناسی، خاورشناسی و زبان و ادبِ آلمانی از دانشگاهِ کلن گرفت. ایشان در این نبیگ به سد پرسشِ همگانی درباره‌ی تاریخ و فرهنگ و زبانِ آذربایجان پاسخ داده است.

تحریف اصل ۱۵ قانون اساسی در خانه‌ی ملت

مهرشاد ایمانی: تفاوت است میان «تدریس به زبان مادری» و «تدریسِ زبان مادری». شاید این دو عبارت از حیث کلامی شبیه به یکدیگر باشند، اما از لحاظ محتوایی وجوه تفارق بسیاری دارند تا جایی که قانون‌گذار در اصل ۱۵ قانون اساسی یکی را مجاز و دیگری را ممنوع دانسته است.

پارسی، تاجیکی یا دری؟

گفت‌وگو دربارۀ زبانِ پارسیِ تاجیکی بیست‌واندی سال است که در تاجیکستان دنبال می‌شود. امروزه کشورهایی چون ‌ایران، افغانستان و تاجیکستان هستند که سرچشمۀ فرهنگشان زبانِ پارسی است. لیک، امروز، کسانی این باور را گسترش می‌دهند که زبانِ تاجیکان چیزی دیگر است. چنین گفت‌وگوهایی درباره‌ی پارسی دری نیز هست. در این باره با استاد امید جَیهانی، زبانشناس، گفت‌وگو کرده‌ایم.

دانش و فلسفه در ایرانِ باستان

پارسی‌انجمن: در این جُستار استاد زنده‌یاد مرتضی ثاقب‌فر به جایگاهِ زبان، فلسفه و دانش در ایرانِ باستان می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه اخگرهای این دانش و فرهنگ به جهانِ اسلام نیز رسید ـ تا آنجا که نزدیکِ ۹۰ درسد دانشمندانِ جهانِ اسلام از ایران‌زمین بودند.

واژه‌های یونانی در غزل‌های مولانا

شهربراز: زبان مادری مولانا جلال‌الدین محمد بلخی پارسی بود. وی همچنین بر عربی چیره بود و با ترکی و یونانی نیز آشنایی داشت. مولانا درباره‌ی آشنایی خود با زبان ترکی به روشنی چنین گفته است که نشان می‌دهد وی نه ترک بوده و نه ترکی می‌دانسته است: تو ماه تُرکی و من اگرچه ترک نیستم | دانم من این قدر که به ترکی است آب «سو».
به هر روی، در این جستار به بررسی چهار غزل مولانا می‌پردازم که واژه‌های یونانی بسیار دارند.

مدهوش، نیازان و آواشناسیِ زبانِ پارسی

پارسی‌انجمن: زنده‌یاد دکتر ماهیار نوابی، در بخشِ نخستِ این جستار، به بررسیِ واژه‌ی پارسیِ عربی‌پنداشته‌شده‌ی «مدهوش» به چِمِ[=معنیِ] «بیهوش» می‌پردازد. در بخشِ دوم، واژه‌ی «نیازان» را که در پارسیِ به همتایی «عاشق» است برمی‌رسد. در بخشِ سوم و پایانی نیز گفتاری از ایشان درباره‌ی «آواشناسیِ زبانِ پارسی» آمده است.

نوروز یکی از نشانه‌های ملیت ماست

دکتر پرویز ناتل خانلری: نوروز یکی از نشانه‌های ملیت ماست. نوروز یکی از روزهای تجلی روح ایرانی است. نوروز برهان این دعوی است که ایران، با همه‌ی سالخوردگی، هنوز جوان و نیرومند است.

«آیینه‌ی نوروز» سروده‌ای به پارسیِ سره از بزرگ امید

پارسی‌انجمن: «آیینه‌ی نوروز» سروده‌ی احمد شکیب (بزرگ امید) از چامه‌سرایانِ بَغلانِ خراسان است. وی در پیشگفتارِ این سروده گوید: «اگر زبانهای لاتین و یونانی باستانی فروخفتند، و اگر سانسکریت جا را برای زبانها و گویشهای امروزین تهی کرد، پارسی ماندگار ایستاد، و به گفته‌ی جاویدان‌یاد «پرویز ناتل خانلری» هنوز آن فارسیِ پهلوان است که بود. آنچه می‌خوانید گوشه‌ای از سره‌سرایی بدین زبان است.»