
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: پیوند با ما	</title>
	<atom:link href="https://parsianjoman.org/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://parsianjoman.org</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 03 Apr 2025 13:10:53 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.0.11</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: آرش ایرانپور		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-22933</link>

		<dc:creator><![CDATA[آرش ایرانپور]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Apr 2025 13:10:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-22933</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-7&quot;&gt;آنزان نيوز(انشان بختياري)&lt;/a&gt;.

بر اساس تاریخ و دانش باستان‌شناسی شهرستان انشان همان بیضا در استان پارس است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-7">آنزان نيوز(انشان بختياري)</a>.</p>
<p>بر اساس تاریخ و دانش باستان‌شناسی شهرستان انشان همان بیضا در استان پارس است.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="22933"
					data-ulike-nonce="6beefa2922"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_22933"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: Qudos Talash		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-12255</link>

		<dc:creator><![CDATA[Qudos Talash]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Jun 2022 17:45:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-12255</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-7272&quot;&gt;شراره&lt;/a&gt;.

bano/agha sherare be hamaan gone ke merdom be waje haa-ye tazi khoye kerdand ,be hamaan gone baa karbord waje haa-ye parsi be waje haa-ye parsi khoye mi girand. waje haa-ye tazi be zor saer neze wae shamshir be zaban parsi deron shode and. waje haa-ye tazi dastor zaban parsi ra baa dashwari haa-ye gonagon ro-der-ro saakhte and]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-7272">شراره</a>.</p>
<p>bano/agha sherare be hamaan gone ke merdom be waje haa-ye tazi khoye kerdand ,be hamaan gone baa karbord waje haa-ye parsi be waje haa-ye parsi khoye mi girand. waje haa-ye tazi be zor saer neze wae shamshir be zaban parsi deron shode and. waje haa-ye tazi dastor zaban parsi ra baa dashwari haa-ye gonagon ro-der-ro saakhte and		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="12255"
					data-ulike-nonce="bf111e5a5b"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_12255"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بابک پاکدامن سردرود		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11922</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک پاکدامن سردرود]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2021 13:16:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-11922</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11506&quot;&gt;وحید&lt;/a&gt;.

با درود و آرزوی بهروزی، آقای وحید هم میهن گرامی، هوگیستان در داستان (تاریخ) ایران بوده و در بخشی از مادَیان (کتاب) Babylonia Judaica in Talmudic Period از آن و داستان آن نوشته شده است و نام روستاگ (شهر) کنونی اهواز نیز در زمان ساسانیان و به زبان پارسی &quot;هورموز اردشیر&quot; نیز آمده است که به فرمان اردشیر پاپکان ساسانی ساخته شد. در مادَیان &quot;شهرستانیهای ایرانشهر&quot; آمده است که این شهر و رام-هورمیزد را هورمیزد پسر شابوهر ساخته است. واژه هوگ در هوگَند (خُجَند) امروزی و در روستای هوگند در دوازده هزارمتری باختر شهرستان بشرویه نیز نام امامزاده ای به همین نام می باشد. در ایران باستان چیهر (طبیعت) ارزشمند و ارجمند بود و جانوران و میوه ها نماد شمرده می شدند مانند سَگ که نماد نستوهی و پَترِش (مقاومت) بوده است و در نامیدن کوهستان سَگَند یا همان سَهَند کنونی به کار رفته است. هوگَند مانند مَرَند، زَرَند، هوراند، هَرَند، چَرَند، پَرَند،و اَمَند نامیده شده است و هوگ نماد زایندگی و فراوانی چیزهای نیکو بوده است و هوگستَگ همان فرخنده و خجسته است و شاید نام این دام از هو: نیک و وگ: پسوندی با چیم (معنی) کوچک ساخته شده است. شما با آیه ای از قرآن به پلید شمردن این دام در دین های ابراهیمی پرداخته اید و بر پایه آن به پلیدی هوگ در ایران پیش از اسلام گمان برده اید. باید گفت که در ایران کهن آیین های بیشتر زرتشت، مهر (میتراییسم)، زوروانی، نیز دین های مانی، مزدک و اندکی بودایی، ترساگی (مسیحیت) و کلیمی (موسوی) رَواگی (رواج) داشتند و از این رو نمی توان بر پایه آموزه های دین های ابراهیمی درباره فرهنگ خوراک مردم داوری نمود. همچنین، پیروان دین ترساگی خود گوشت هوگ را می خورند و بوداییان نیز! درباره کلیمیان و فرهنگ خوراکی آنان نمی دانم. در ایران، هوگ شکار می شده و اگر پند فردوسی &quot;میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است&quot; را به یاد داشته باشیم، نمی توان شکار آن را برای آمادگی در تیراندازی و سرگرمی دانست و شاید برای خوردن گوشت آن شکار می شده است. من درباره فراوانی هوگ در هوگیستان گمان می کنم، و اگر هم در ایران کنونی هوگ در آن جا یافته نشود، کیشوَر (اقلیم) و آبهوای ایران آن روزگاران (۱۸۰۰ تا ۱۴۰۰ سال پیش) با اکنون همگون نبوده و در نوشته ها و گفته ها دریاچه هایی هستند که امروزه با نیستند یا بسیار کوچک هستند. سرگذشت دریاچه بختگان و زایده رود و دریاچه ارومیه یادتان نرود! زبان پارسی و کیش میخی هخامنشیان با زبان و کیش پارسی پهلوی ساسانیان پس از اسکندر و سلوکیان و اشکانیان پارتی ناهمگونی هایی دارد. گوجَستَگ در زبان پارسی پهلوی به چیم ملعون است و نه هوگَستَگ که همان فرخنده است! بی (امّا) شما مرا که تنها یافته های خود را از زبان و فرهنگ ایران کهن و برای یک انجمن زبان پارسی نوشته ام برنتافته و به خدایی می سپارید که می پبوسید (انتظار دارید) مرا رنج رساند که چرا چنین نوشتم! برادرجان، نه این ها، خود ریشه های (اصول) دین اسلام را نیز باید با مغز و خرَدورزی آزادانه دریابید و بپذیرید. بر پایه آموزه های دانشمندان دین اسلام دین را به پیروی (تقلید) نباید پذیرفت. جغرافیای ایلام جدای از جایگاه هوگیستان است و ایلامی های خسته از زورگویی فرمانروای بابل، از نخستین مردمانی بودند که به پارس های پیرو کوروش بزرگ بنیانگزار ایران هخامنشی پیوستند و این پیوندی با گفتگوی ما درباره هوگ و هوگند و هوگیستان نیز ندارد. در پایان، این که خرَد و خرَدوَرزی نیازمند بهره گیری آزادانه از نیروی خرَد و اندیشه است که خداوند دانا و توانا به ما مردمان بخشیده است و این دهن کجی در برابر خدا نیست و بیشتر از خدا و پیشتر از خدا باید از تیر خشم و ویزایینَگ (تعصُّب) آفریدگان خدا که خود را نزدیک به او و برتر می یابند، باید سنگر گرفت که خرد خدادداد را بر پایه گمان خود از خدای بزرگ به بند کشیده و خردورزی و بررسی ایز (حتی) واژگان یک زبان را دهن کجی به او می شمارند. برادر خدایی که این همه کهکشان با این همه ستارگان و اَپاختَران (سیّارات) را آفریده از دهن کجی (اگر دهن کجی می پنداری) خشمناک نمی شود و شاید هم چون پدر و مادری مهربان از دیدن چهره کودک خنده اش هم بگیرد! خدای بزرگ کوچک نیست! من آقای ذبیح بهروز را نمی شناسم و اگر او نیز به یافته هایی مانند یافته های من دست یافته است، مانند شامروت های (تکرارهای) آزمایش دانشیگ (علمی) به دست چندین پژوهشگر ناآگاه از کار هم است که همین درستی سخنان ما را نشان می دهد. پیوند در زبان پارسی به چیم دودمان و خویشاوند است و کاربرد آن برای تعصُّب درست نمی نماید. شاد و تندرست و بهروز باشید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11506">وحید</a>.</p>
<p>با درود و آرزوی بهروزی، آقای وحید هم میهن گرامی، هوگیستان در داستان (تاریخ) ایران بوده و در بخشی از مادَیان (کتاب) Babylonia Judaica in Talmudic Period از آن و داستان آن نوشته شده است و نام روستاگ (شهر) کنونی اهواز نیز در زمان ساسانیان و به زبان پارسی &#8220;هورموز اردشیر&#8221; نیز آمده است که به فرمان اردشیر پاپکان ساسانی ساخته شد. در مادَیان &#8220;شهرستانیهای ایرانشهر&#8221; آمده است که این شهر و رام-هورمیزد را هورمیزد پسر شابوهر ساخته است. واژه هوگ در هوگَند (خُجَند) امروزی و در روستای هوگند در دوازده هزارمتری باختر شهرستان بشرویه نیز نام امامزاده ای به همین نام می باشد. در ایران باستان چیهر (طبیعت) ارزشمند و ارجمند بود و جانوران و میوه ها نماد شمرده می شدند مانند سَگ که نماد نستوهی و پَترِش (مقاومت) بوده است و در نامیدن کوهستان سَگَند یا همان سَهَند کنونی به کار رفته است. هوگَند مانند مَرَند، زَرَند، هوراند، هَرَند، چَرَند، پَرَند،و اَمَند نامیده شده است و هوگ نماد زایندگی و فراوانی چیزهای نیکو بوده است و هوگستَگ همان فرخنده و خجسته است و شاید نام این دام از هو: نیک و وگ: پسوندی با چیم (معنی) کوچک ساخته شده است. شما با آیه ای از قرآن به پلید شمردن این دام در دین های ابراهیمی پرداخته اید و بر پایه آن به پلیدی هوگ در ایران پیش از اسلام گمان برده اید. باید گفت که در ایران کهن آیین های بیشتر زرتشت، مهر (میتراییسم)، زوروانی، نیز دین های مانی، مزدک و اندکی بودایی، ترساگی (مسیحیت) و کلیمی (موسوی) رَواگی (رواج) داشتند و از این رو نمی توان بر پایه آموزه های دین های ابراهیمی درباره فرهنگ خوراک مردم داوری نمود. همچنین، پیروان دین ترساگی خود گوشت هوگ را می خورند و بوداییان نیز! درباره کلیمیان و فرهنگ خوراکی آنان نمی دانم. در ایران، هوگ شکار می شده و اگر پند فردوسی &#8220;میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است&#8221; را به یاد داشته باشیم، نمی توان شکار آن را برای آمادگی در تیراندازی و سرگرمی دانست و شاید برای خوردن گوشت آن شکار می شده است. من درباره فراوانی هوگ در هوگیستان گمان می کنم، و اگر هم در ایران کنونی هوگ در آن جا یافته نشود، کیشوَر (اقلیم) و آبهوای ایران آن روزگاران (۱۸۰۰ تا ۱۴۰۰ سال پیش) با اکنون همگون نبوده و در نوشته ها و گفته ها دریاچه هایی هستند که امروزه با نیستند یا بسیار کوچک هستند. سرگذشت دریاچه بختگان و زایده رود و دریاچه ارومیه یادتان نرود! زبان پارسی و کیش میخی هخامنشیان با زبان و کیش پارسی پهلوی ساسانیان پس از اسکندر و سلوکیان و اشکانیان پارتی ناهمگونی هایی دارد. گوجَستَگ در زبان پارسی پهلوی به چیم ملعون است و نه هوگَستَگ که همان فرخنده است! بی (امّا) شما مرا که تنها یافته های خود را از زبان و فرهنگ ایران کهن و برای یک انجمن زبان پارسی نوشته ام برنتافته و به خدایی می سپارید که می پبوسید (انتظار دارید) مرا رنج رساند که چرا چنین نوشتم! برادرجان، نه این ها، خود ریشه های (اصول) دین اسلام را نیز باید با مغز و خرَدورزی آزادانه دریابید و بپذیرید. بر پایه آموزه های دانشمندان دین اسلام دین را به پیروی (تقلید) نباید پذیرفت. جغرافیای ایلام جدای از جایگاه هوگیستان است و ایلامی های خسته از زورگویی فرمانروای بابل، از نخستین مردمانی بودند که به پارس های پیرو کوروش بزرگ بنیانگزار ایران هخامنشی پیوستند و این پیوندی با گفتگوی ما درباره هوگ و هوگند و هوگیستان نیز ندارد. در پایان، این که خرَد و خرَدوَرزی نیازمند بهره گیری آزادانه از نیروی خرَد و اندیشه است که خداوند دانا و توانا به ما مردمان بخشیده است و این دهن کجی در برابر خدا نیست و بیشتر از خدا و پیشتر از خدا باید از تیر خشم و ویزایینَگ (تعصُّب) آفریدگان خدا که خود را نزدیک به او و برتر می یابند، باید سنگر گرفت که خرد خدادداد را بر پایه گمان خود از خدای بزرگ به بند کشیده و خردورزی و بررسی ایز (حتی) واژگان یک زبان را دهن کجی به او می شمارند. برادر خدایی که این همه کهکشان با این همه ستارگان و اَپاختَران (سیّارات) را آفریده از دهن کجی (اگر دهن کجی می پنداری) خشمناک نمی شود و شاید هم چون پدر و مادری مهربان از دیدن چهره کودک خنده اش هم بگیرد! خدای بزرگ کوچک نیست! من آقای ذبیح بهروز را نمی شناسم و اگر او نیز به یافته هایی مانند یافته های من دست یافته است، مانند شامروت های (تکرارهای) آزمایش دانشیگ (علمی) به دست چندین پژوهشگر ناآگاه از کار هم است که همین درستی سخنان ما را نشان می دهد. پیوند در زبان پارسی به چیم دودمان و خویشاوند است و کاربرد آن برای تعصُّب درست نمی نماید. شاد و تندرست و بهروز باشید.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="11922"
					data-ulike-nonce="87459ca902"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_11922"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+1"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بابک پاکدامن سردرود		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11920</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک پاکدامن سردرود]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 11 Jun 2021 18:39:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-11920</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11506&quot;&gt;وحید&lt;/a&gt;.

با درود، وحید گرامی، نام هوگیستان در کتاب تلموت آمده است و شوربختانه سخنان من نیز با واگ واگ کردن واژگان آن به گونه ای اوگارده (سانسور و حذف) شده اند که شما از خواندن همه آن بی بهره مانده اید. شهر خُجَند در تاجیکستان هوگَند گفته می شود که درستی سخن مرا نشان می دهد. در پیوند با یافته شدن خوک در استان خوزستان نخست این که من به نماد بودن خوک و نه پوشش جانوری استان پافشاری نمودم و دیگر آن که از همان زمان ساسانیان کیشوَر (اقلیم) و آبهوای ایران دستخوش خشکی شده است. من در جایی از هستی دریاچه ای در زمان ساسانیان چیزی دیدم که امروزه نیست. همین گونه، دریاچه ارومیه بسیار بزرگتر بود و اکنون با خشکی چند دهه ای، می بینیم که رفته رفته به شوره زاری دگرگون می شود. سخن از هزار و چهارصد سال است! درباره خوردن خوک در ایران، اگرچه در ایران پس از اسلام خوک ناپاک شمرده می شود، با این همه، گهگاهی می شنویم که برخی از ایرانیان (دستکم ترسایان) خوک و خرگوش را شکار می کنند و می خورند و همان گونه که همه می دانیم گوشت خوک در بیشتر کشورهای ترسایان خورده می شود. در ایران پیش از اسلام نیز خوک شکار می شده است که شاید برای خوردن گوشت و شاید تنها برای سرگرمی و کارآزمایی در تیراندازی با کمان باشد. با این همه، چنان که آیین پندار، گفتار و کردار نیک ایرانیان پیش از اسلام را به یاد بیاوریم که در آن ایرانیان به پرهیز از شکار جانورانی مانند سمور آبی فراخوانده و دستور داده شده اند، به گمان نمی رسد که شکار خوک برای کارآزمایی در تیر انداختن باشد که فردوسی می گوید &quot;میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است&quot; و شکار خوک بیشتر به گمان می رسد که برای خوردن گوشت آن بوده باشد. هوگیستان سرزمین جلگه ای است که از یک سر به شاخاب پارس و از سوی دیگر به کوه های زاگرس می رسد و جدای از سرزمین ایلام است که از همان اوان فرمانروایی کوروش از ستمگری فرمانروای بابلیان رهانده شدند و آزادانه به ایران هخامنشی پیوستند. از دیدگاه زمانی زبان و کیش (خط) میخی هخامنشیان تا زبان پهلوی ساسانیان پس از یورش اسکندر مقدونی گُجَستَگ (ملعون، و نه هوگَستَگ: فرخنده، خجسته) تا سلوکیان و اشکانیان پارتی دگرگونی هایی بسیار یافته است و کیش پهلوی اشکانی و ساسانی نیز خود تا اندازه ای ناهمگون هستند (چه برسد با کیش میخی هخامنشیان). خرَد و خرَدورزی گم شده ای است که باید با خواندن نوشته ها و اندیشیدن بسیار به دست آید و با شتاب زدگی و بررسی داستان (تاریخ) زبان و فرهنگ را با پاسُخگویی در برابر خدایی که مردمی را آزاد آفریده است و به شگفتی آفرینش به اندیشیدن واداشته است، همخوانی ندارد. اندیشیدن نادرست بهتر از به بند کشیدن اندیشه در تار و پودی است که به نام خدا بر اندیشه و مغز مردم می بافید. در بررسی دانشیگ نیز خرسندی مردم اگرچه دانشوران دیگر و پذیرش یافته های دانشیگ از سوی آنان آرمان خردمندان نیست اگرچه دانش برای آسایش مردم است. یکی از چکامه سرایان بزرگ ایران نظامی گنجوی است که در زمان چیرگی تورکان و گسل فرهنگی سترگ پس از چیره شدن آنان و پیش از آنان، از بهرام گور ساسانی و داستان های کهن زمان ساسانیان می سراید تا یادآور داستان و کیستی مردم به آنان باشد. او نه برای خوشایند زورمندان بیگانه لب گشوده و کلک می فرساید و نه برای خوشایند مردمانی که شاید بیشتر آنان از داستان خود ناآگاه بوده و گرفتار خوراک تابستان و پوشاک زمستان بودند و همین است که کار او بسیار ارزنده است آنچنان که ایران ستیزان شغال خویی چون استالین و چاکران دیروز و امروز چنگ بر کیستی خود این چکامه سرا انداخته اند، نا آگاه از آن که چکامه های او ایرانی بودن راستین او و ایرانی بودن مردمان اران (جمهوری آذربایجان کنونی) را به خوبی نشان می دهند که چکامه سرا نه برای زر و زور که به دوستاری و مهر میهنش چکامه سروده است. پس ویزایینَگ (تعصُّب) در سخن من جایی ندارد و دانشوران را خردورزی باید تا از پیش داوری پرهیختن.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11506">وحید</a>.</p>
<p>با درود، وحید گرامی، نام هوگیستان در کتاب تلموت آمده است و شوربختانه سخنان من نیز با واگ واگ کردن واژگان آن به گونه ای اوگارده (سانسور و حذف) شده اند که شما از خواندن همه آن بی بهره مانده اید. شهر خُجَند در تاجیکستان هوگَند گفته می شود که درستی سخن مرا نشان می دهد. در پیوند با یافته شدن خوک در استان خوزستان نخست این که من به نماد بودن خوک و نه پوشش جانوری استان پافشاری نمودم و دیگر آن که از همان زمان ساسانیان کیشوَر (اقلیم) و آبهوای ایران دستخوش خشکی شده است. من در جایی از هستی دریاچه ای در زمان ساسانیان چیزی دیدم که امروزه نیست. همین گونه، دریاچه ارومیه بسیار بزرگتر بود و اکنون با خشکی چند دهه ای، می بینیم که رفته رفته به شوره زاری دگرگون می شود. سخن از هزار و چهارصد سال است! درباره خوردن خوک در ایران، اگرچه در ایران پس از اسلام خوک ناپاک شمرده می شود، با این همه، گهگاهی می شنویم که برخی از ایرانیان (دستکم ترسایان) خوک و خرگوش را شکار می کنند و می خورند و همان گونه که همه می دانیم گوشت خوک در بیشتر کشورهای ترسایان خورده می شود. در ایران پیش از اسلام نیز خوک شکار می شده است که شاید برای خوردن گوشت و شاید تنها برای سرگرمی و کارآزمایی در تیراندازی با کمان باشد. با این همه، چنان که آیین پندار، گفتار و کردار نیک ایرانیان پیش از اسلام را به یاد بیاوریم که در آن ایرانیان به پرهیز از شکار جانورانی مانند سمور آبی فراخوانده و دستور داده شده اند، به گمان نمی رسد که شکار خوک برای کارآزمایی در تیر انداختن باشد که فردوسی می گوید &#8220;میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است&#8221; و شکار خوک بیشتر به گمان می رسد که برای خوردن گوشت آن بوده باشد. هوگیستان سرزمین جلگه ای است که از یک سر به شاخاب پارس و از سوی دیگر به کوه های زاگرس می رسد و جدای از سرزمین ایلام است که از همان اوان فرمانروایی کوروش از ستمگری فرمانروای بابلیان رهانده شدند و آزادانه به ایران هخامنشی پیوستند. از دیدگاه زمانی زبان و کیش (خط) میخی هخامنشیان تا زبان پهلوی ساسانیان پس از یورش اسکندر مقدونی گُجَستَگ (ملعون، و نه هوگَستَگ: فرخنده، خجسته) تا سلوکیان و اشکانیان پارتی دگرگونی هایی بسیار یافته است و کیش پهلوی اشکانی و ساسانی نیز خود تا اندازه ای ناهمگون هستند (چه برسد با کیش میخی هخامنشیان). خرَد و خرَدورزی گم شده ای است که باید با خواندن نوشته ها و اندیشیدن بسیار به دست آید و با شتاب زدگی و بررسی داستان (تاریخ) زبان و فرهنگ را با پاسُخگویی در برابر خدایی که مردمی را آزاد آفریده است و به شگفتی آفرینش به اندیشیدن واداشته است، همخوانی ندارد. اندیشیدن نادرست بهتر از به بند کشیدن اندیشه در تار و پودی است که به نام خدا بر اندیشه و مغز مردم می بافید. در بررسی دانشیگ نیز خرسندی مردم اگرچه دانشوران دیگر و پذیرش یافته های دانشیگ از سوی آنان آرمان خردمندان نیست اگرچه دانش برای آسایش مردم است. یکی از چکامه سرایان بزرگ ایران نظامی گنجوی است که در زمان چیرگی تورکان و گسل فرهنگی سترگ پس از چیره شدن آنان و پیش از آنان، از بهرام گور ساسانی و داستان های کهن زمان ساسانیان می سراید تا یادآور داستان و کیستی مردم به آنان باشد. او نه برای خوشایند زورمندان بیگانه لب گشوده و کلک می فرساید و نه برای خوشایند مردمانی که شاید بیشتر آنان از داستان خود ناآگاه بوده و گرفتار خوراک تابستان و پوشاک زمستان بودند و همین است که کار او بسیار ارزنده است آنچنان که ایران ستیزان شغال خویی چون استالین و چاکران دیروز و امروز چنگ بر کیستی خود این چکامه سرا انداخته اند، نا آگاه از آن که چکامه های او ایرانی بودن راستین او و ایرانی بودن مردمان اران (جمهوری آذربایجان کنونی) را به خوبی نشان می دهند که چکامه سرا نه برای زر و زور که به دوستاری و مهر میهنش چکامه سروده است. پس ویزایینَگ (تعصُّب) در سخن من جایی ندارد و دانشوران را خردورزی باید تا از پیش داوری پرهیختن.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="11920"
					data-ulike-nonce="3daba40f78"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_11920"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+1"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: وحید		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11506</link>

		<dc:creator><![CDATA[وحید]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Feb 2021 08:29:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-11506</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10393&quot;&gt;بابک&lt;/a&gt;.

نخست اینکه شکر را سنسکریت دانسته‌اند نه پارسی. فارسی آن همان خوز است. اینجا چرا «نی» را با آن هم می‌زنید، پیداست چرا.

دوم اینکه هنگامی که می‌گویید در زمانی چنان بوده و چنان نبوده باید برای آن یادکردی (ارجاع) داشته باشید نه به دلخواه خود بگویید خوک نماد چه بود!
اگر می‌پندارید که خوزستان با آن رودها به خوک نامور شده پس استانهای گیلان و مازندران را باید ابرخوکستان میگفتند!!

سوم اینکه خجستک وارون آنچه نوشتید، به مانیک پلید است چراکه برنام اسکندر مقدونی را می‌گفتند اسکندر خجستک

چهارم اینکه خوک پیش از اسلام نیز از سوی ادیان و مردمان دیگری هم پلید و نجس شمرده می‌شد که نمونه اش را هردودت درباره‌ی مصریان، سکاها (ایرانیان اباختری و نیاکان مردم مازندران، سیستان و سمنان) گفته و همچنین یهودیان که هزارسال پیش از اسلام بویژه در همان استان (همچون دانیال نبی) میزیستند خوک را پلید می‌دانستند:
«هرودوت مورخ باستان درباره ی این عادت مصریان میگوید :
    «مصریان خوک را جانوری ناپاک و نجس میدانند. اگر کسی در گذرگاهی کمترین تماس با خوک پیدا کند بیدرنگ خودرا بالباس در رود می اندازد تا غسل کند*، بعلاوه خوکبانان حتی اگر مصری باشند یگانه کسانی هستند که در مصر حق ورود به معابد را ندارند و هیچکس با آنان زناشویی نمیکند...» تاریخ هرودوت کتاب ۲ بند۴۷ ترجمه مرتضی ثاقب فر ۱/۲۵۷ انتشارات اساطیر

    *شبیه به غسل ارتماسی در اسلام.

گویا خوک در میان سکاها نیز ناپاک بوده است. چنانکه هرودوت درباره ی آن مینویسد :

    «می افزیم که آنان (=سکاها) هرگز خوک قربانی نمی کنند ، چون پرورش خوک را در سرزمین خود نمیتوانند تحمل کنند» تاریخ هرودوت کتاب ۴ بند ۶۳ ترجمه مرتضی ثاقب فر ۱/۴۷۶ قسمت دوم این بند به ترجمه ی هادی هدایتی چنین است &quot; چون نزد انها خوک ناپاک است&quot;»

چنانکه قرآن میفرماید: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ .شوری۱۳ »
زیستن ده‌ها پیامبر در ایران پیش از اسلام، دست‌کم به کارکرد پیامبر بودنشان نشانی روی ایرانیان داشته یا نداشته؟

پنجم اینکه چگونه است که هنوز خوک در جایی همچون استان گلستان به شیوه‌ای آزاد زندگی میکند بیک در خوزستانی که آن را جایگاه خوک میدانی هیچ نشانی از آن دیده نمی‌شود؟
آیا نباید تندیسی همانند شیر که در آنجا فراوان است از خوک هم می‌ساختند؟


ششم اینکه چگونه است که ما تندیس دال و شیر و ... در برساخته‌های کهن داریم بیک هیچ تندیسی از خوک (این نماد فرهنگی ایرانیان به باور شما) نداریم؟

هفتم اینکه آسمان ریسمان کردن آسان است. چرا خوجند همان خواجه کند نباشد؟ چرا خور جند نباشد؟

هشتم اینکه آن سرزمین، جایگاه مردمان عیلامی بود که سیاه چرده و پسوندی زبان  و بت پرست بودند چیزی که تنها درباره‌ی مردمان دراویدی همسایه خاوری ایران درست می‌نماید که سرزمین خود را هلتمتی یا به آوایش سامیان آلامتو (ایلام) یا سرزمین خدا می‌دانستند.

نهم اینکه داریوش هخامنشی ۲۴بار و خشایارشاه ۱ بار نام خوزستان را به دیسه‌ی اوجا و اوجیا در سنگنوشته‌هایشان بکار برده‌اند در برابر می‌بینیم که در زبان پهلوی خوک همان خوک یا هوک است:
http://pahlavi.surge.sh


خوب است که مردم از خرد دور نشوند و به پندار چندان فرو نروند که پس از چند روز و شب زندگی پاسخگوی دهنکجی خود به خدا شوند. سخنان شما مرا به یاد ذبیح بهروز می‌اندازد که سخنانش را از روی پیوندگرایی (تعصب) دانسته و دانشوران زیربارش نمی‌رفتند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10393">بابک</a>.</p>
<p>نخست اینکه شکر را سنسکریت دانسته‌اند نه پارسی. فارسی آن همان خوز است. اینجا چرا «نی» را با آن هم می‌زنید، پیداست چرا.</p>
<p>دوم اینکه هنگامی که می‌گویید در زمانی چنان بوده و چنان نبوده باید برای آن یادکردی (ارجاع) داشته باشید نه به دلخواه خود بگویید خوک نماد چه بود!<br />
اگر می‌پندارید که خوزستان با آن رودها به خوک نامور شده پس استانهای گیلان و مازندران را باید ابرخوکستان میگفتند!!</p>
<p>سوم اینکه خجستک وارون آنچه نوشتید، به مانیک پلید است چراکه برنام اسکندر مقدونی را می‌گفتند اسکندر خجستک</p>
<p>چهارم اینکه خوک پیش از اسلام نیز از سوی ادیان و مردمان دیگری هم پلید و نجس شمرده می‌شد که نمونه اش را هردودت درباره‌ی مصریان، سکاها (ایرانیان اباختری و نیاکان مردم مازندران، سیستان و سمنان) گفته و همچنین یهودیان که هزارسال پیش از اسلام بویژه در همان استان (همچون دانیال نبی) میزیستند خوک را پلید می‌دانستند:<br />
«هرودوت مورخ باستان درباره ی این عادت مصریان میگوید :<br />
    «مصریان خوک را جانوری ناپاک و نجس میدانند. اگر کسی در گذرگاهی کمترین تماس با خوک پیدا کند بیدرنگ خودرا بالباس در رود می اندازد تا غسل کند*، بعلاوه خوکبانان حتی اگر مصری باشند یگانه کسانی هستند که در مصر حق ورود به معابد را ندارند و هیچکس با آنان زناشویی نمیکند&#8230;» تاریخ هرودوت کتاب ۲ بند۴۷ ترجمه مرتضی ثاقب فر ۱/۲۵۷ انتشارات اساطیر</p>
<p>    *شبیه به غسل ارتماسی در اسلام.</p>
<p>گویا خوک در میان سکاها نیز ناپاک بوده است. چنانکه هرودوت درباره ی آن مینویسد :</p>
<p>    «می افزیم که آنان (=سکاها) هرگز خوک قربانی نمی کنند ، چون پرورش خوک را در سرزمین خود نمیتوانند تحمل کنند» تاریخ هرودوت کتاب ۴ بند ۶۳ ترجمه مرتضی ثاقب فر ۱/۴۷۶ قسمت دوم این بند به ترجمه ی هادی هدایتی چنین است &#8221; چون نزد انها خوک ناپاک است&#8221;»</p>
<p>چنانکه قرآن میفرماید: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ .شوری۱۳ »<br />
زیستن ده‌ها پیامبر در ایران پیش از اسلام، دست‌کم به کارکرد پیامبر بودنشان نشانی روی ایرانیان داشته یا نداشته؟</p>
<p>پنجم اینکه چگونه است که هنوز خوک در جایی همچون استان گلستان به شیوه‌ای آزاد زندگی میکند بیک در خوزستانی که آن را جایگاه خوک میدانی هیچ نشانی از آن دیده نمی‌شود؟<br />
آیا نباید تندیسی همانند شیر که در آنجا فراوان است از خوک هم می‌ساختند؟</p>
<p>ششم اینکه چگونه است که ما تندیس دال و شیر و &#8230; در برساخته‌های کهن داریم بیک هیچ تندیسی از خوک (این نماد فرهنگی ایرانیان به باور شما) نداریم؟</p>
<p>هفتم اینکه آسمان ریسمان کردن آسان است. چرا خوجند همان خواجه کند نباشد؟ چرا خور جند نباشد؟</p>
<p>هشتم اینکه آن سرزمین، جایگاه مردمان عیلامی بود که سیاه چرده و پسوندی زبان  و بت پرست بودند چیزی که تنها درباره‌ی مردمان دراویدی همسایه خاوری ایران درست می‌نماید که سرزمین خود را هلتمتی یا به آوایش سامیان آلامتو (ایلام) یا سرزمین خدا می‌دانستند.</p>
<p>نهم اینکه داریوش هخامنشی ۲۴بار و خشایارشاه ۱ بار نام خوزستان را به دیسه‌ی اوجا و اوجیا در سنگنوشته‌هایشان بکار برده‌اند در برابر می‌بینیم که در زبان پهلوی خوک همان خوک یا هوک است:<br />
<a href="http://pahlavi.surge.sh" rel="nofollow ugc">http://pahlavi.surge.sh</a></p>
<p>خوب است که مردم از خرد دور نشوند و به پندار چندان فرو نروند که پس از چند روز و شب زندگی پاسخگوی دهنکجی خود به خدا شوند. سخنان شما مرا به یاد ذبیح بهروز می‌اندازد که سخنانش را از روی پیوندگرایی (تعصب) دانسته و دانشوران زیربارش نمی‌رفتند.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="11506"
					data-ulike-nonce="b3f6ece7b9"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_11506"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+4"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: امیر رضا		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-11131</link>

		<dc:creator><![CDATA[امیر رضا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Jan 2021 02:23:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-11131</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-241&quot;&gt;مهراطون ناظمی&lt;/a&gt;.

مگر خودتان نگفتید زاب نادرست است و بگویید گذار واژه .یا نگویید ازدایش که بگویید ازدش سرانجام ما چه کنیم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-241">مهراطون ناظمی</a>.</p>
<p>مگر خودتان نگفتید زاب نادرست است و بگویید گذار واژه .یا نگویید ازدایش که بگویید ازدش سرانجام ما چه کنیم		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="11131"
					data-ulike-nonce="1247a149c8"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_11131"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بابک		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10628</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Mar 2020 22:47:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-10628</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10404&quot;&gt;بابک&lt;/a&gt;.

آقای اشرف غنی فراموش فرموده اند که پاسداران زبان فارسی امروز بزرگانی چون فردوسی و پور ماهک هستند و افغانستان کشوری است که با دسیسه های شوم انگلستان و نوکری خودباختگان آنان در اصفهان و افغانستان از مام میهن جدا گشته است. به هروی برای مردم افغانستان پیروزکامی و تندرستی و صد البته پیوستن دوباره به مام میهنمان را آرزومندم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10404">بابک</a>.</p>
<p>آقای اشرف غنی فراموش فرموده اند که پاسداران زبان فارسی امروز بزرگانی چون فردوسی و پور ماهک هستند و افغانستان کشوری است که با دسیسه های شوم انگلستان و نوکری خودباختگان آنان در اصفهان و افغانستان از مام میهن جدا گشته است. به هروی برای مردم افغانستان پیروزکامی و تندرستی و صد البته پیوستن دوباره به مام میهنمان را آرزومندم.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="10628"
					data-ulike-nonce="bf74bdb470"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_10628"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بابک پاکدامن سردرود		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10573</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک پاکدامن سردرود]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Mar 2020 18:38:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-10573</guid>

					<description><![CDATA[واژگانی از تاجیکستان:
آفتاب روُ: جنوبی
سایه روُ: شمالی
آفتاب دَرآی: شرقی
و واژه پیشنهادی خودم از دو واژه پارسی پهلوی &quot;واش: علوفه و انباشت: انباشته&quot;
واشَنباشت: سیلاژ (silage)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>واژگانی از تاجیکستان:<br />
آفتاب روُ: جنوبی<br />
سایه روُ: شمالی<br />
آفتاب دَرآی: شرقی<br />
و واژه پیشنهادی خودم از دو واژه پارسی پهلوی &#8220;واش: علوفه و انباشت: انباشته&#8221;<br />
واشَنباشت: سیلاژ (silage)		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="10573"
					data-ulike-nonce="c250d3787c"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_10573"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بابک پاکدامن سردرود		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10445</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک پاکدامن سردرود]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Feb 2020 23:20:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-10445</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-758&quot;&gt;سيناي يزدي&lt;/a&gt;.

والَنتور: شبکه اجتماعی والَن: اجتماع، جامعه، و تور: شبکه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-758">سيناي يزدي</a>.</p>
<p>والَنتور: شبکه اجتماعی والَن: اجتماع، جامعه، و تور: شبکه		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="10445"
					data-ulike-nonce="9bdd1d1b93"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_10445"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بابک		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-10444</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Feb 2020 22:56:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=27#comment-10444</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-7272&quot;&gt;شراره&lt;/a&gt;.

با درود. خانم شراره، آنچه شما از دانستن آن ناتوان مانده اید، آن همان زبان نیاکان شماست که همان عرب زبان آنان را خاموش ساخته است، آنچنان که یک آدوریگ (آذری) خود را ترک، و یک هوگیگ (خوزی، خوزستانی) خود را عرب می پندارد. اگرچه اَرمائیلانی (اعرابی) نیز پیش از یورش اَرمائیلان (اعراب) مسلمان نیز ایرانی بودند و در ابران شکوهمند و پهناور ساسانی (ایرانشهر) می زیستند. برای یافتن پاسخ خود، زَندهای (کامنت های)بابک را در این تارنما یافته و بخوانید (از همین بخش پیوند با ما و دیگر بخش ها). اگرچه برخی مانند امام غزالی ابوعلی سینا را هم شایسته نمی دانستند، با این همه نیک می دانم که هر ایرانی راستین هماره در اندیشه داستان (تاریخ) و زبان و فرهنگ نیاکان خود می باشد. زبان بیگانه زبان بیگانه است، و پارسی پهلوی زبان مادری راستین هر ایرانی و ایرانشهری است، با این همه، زبان عربی از آن روی آزاردهنده تر است که اَرمائیلان (اعراب) مسلمان با یورش خود زن و دختر ایرانی (کَنیز) را به بردگی کشیدند و مردان و پوران ایران زمین را کُشتند و به بیگاری کشیدند و نیبیگان (کتاب ها) سوزاندند و زبان و فرهنگ آریایی را از آریاییان گرفتند و همان کردند که داعش با ایزدیان و مردان و زنان آنان کرد. شراره گرامی، آنچنان ما را از خود بی خود کردند که هیچ نتوانستیم تا این که به بدتر از خودشان از تخت فرمانروایی کنار زده شدند، مغولان تاتار چنگیزی و سپس تیمورلنگی! زبان پارسی پهلوی دوباره آسیب دید. همان امام غزالی پور سینا را شایسته نمی دانست و ...، و همان نظامی گنجوی سده ها پس از یورش ارمائیلان و چیرگی و فرمانروایی آنان از داستان های پادشاهان ساسانی چکامه ها می سراید تا به ایرانیان شکوه داستان و زبان و فرهنگ نیاکان آریاییشان را یادآوری نماید. شگفتا که فردوسی پاکزاد را یاد نکردید که سعدی شیرین سخن از او یاد نموده و نظامی بسیار از او نام برده و به نیکی یاد کرده است. زندهای (کامنت های) مرا در این بخش و دیگر جاهای این پایگاه میانتوریگ (اینترنتی) بخوانید و بیندیشید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7/#comment-7272">شراره</a>.</p>
<p>با درود. خانم شراره، آنچه شما از دانستن آن ناتوان مانده اید، آن همان زبان نیاکان شماست که همان عرب زبان آنان را خاموش ساخته است، آنچنان که یک آدوریگ (آذری) خود را ترک، و یک هوگیگ (خوزی، خوزستانی) خود را عرب می پندارد. اگرچه اَرمائیلانی (اعرابی) نیز پیش از یورش اَرمائیلان (اعراب) مسلمان نیز ایرانی بودند و در ابران شکوهمند و پهناور ساسانی (ایرانشهر) می زیستند. برای یافتن پاسخ خود، زَندهای (کامنت های)بابک را در این تارنما یافته و بخوانید (از همین بخش پیوند با ما و دیگر بخش ها). اگرچه برخی مانند امام غزالی ابوعلی سینا را هم شایسته نمی دانستند، با این همه نیک می دانم که هر ایرانی راستین هماره در اندیشه داستان (تاریخ) و زبان و فرهنگ نیاکان خود می باشد. زبان بیگانه زبان بیگانه است، و پارسی پهلوی زبان مادری راستین هر ایرانی و ایرانشهری است، با این همه، زبان عربی از آن روی آزاردهنده تر است که اَرمائیلان (اعراب) مسلمان با یورش خود زن و دختر ایرانی (کَنیز) را به بردگی کشیدند و مردان و پوران ایران زمین را کُشتند و به بیگاری کشیدند و نیبیگان (کتاب ها) سوزاندند و زبان و فرهنگ آریایی را از آریاییان گرفتند و همان کردند که داعش با ایزدیان و مردان و زنان آنان کرد. شراره گرامی، آنچنان ما را از خود بی خود کردند که هیچ نتوانستیم تا این که به بدتر از خودشان از تخت فرمانروایی کنار زده شدند، مغولان تاتار چنگیزی و سپس تیمورلنگی! زبان پارسی پهلوی دوباره آسیب دید. همان امام غزالی پور سینا را شایسته نمی دانست و &#8230;، و همان نظامی گنجوی سده ها پس از یورش ارمائیلان و چیرگی و فرمانروایی آنان از داستان های پادشاهان ساسانی چکامه ها می سراید تا به ایرانیان شکوه داستان و زبان و فرهنگ نیاکان آریاییشان را یادآوری نماید. شگفتا که فردوسی پاکزاد را یاد نکردید که سعدی شیرین سخن از او یاد نموده و نظامی بسیار از او نام برده و به نیکی یاد کرده است. زندهای (کامنت های) مرا در این بخش و دیگر جاهای این پایگاه میانتوریگ (اینترنتی) بخوانید و بیندیشید.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="10444"
					data-ulike-nonce="969aba88af"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_10444"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+1"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
