
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: چند برابرنهاد پارسی از گردانشگر «فلسفه‌ی علم»	</title>
	<atom:link href="https://parsianjoman.org/10401/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://parsianjoman.org/10401/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 31 May 2025 20:21:12 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.0.11</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: امیر قربان‌زاده		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/10401/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85/#comment-23777</link>

		<dc:creator><![CDATA[امیر قربان‌زاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 May 2025 20:21:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://parsianjoman.org/?p=10401#comment-23777</guid>

					<description><![CDATA[با درود،
برخی از برابرهای بکار رفته دَرخور و خوب اند. شوربختانه، برخی از برابرها، من‌درآوردی و نادَرخور اند.
برای نمونه، برابرهای زیر بسیار بد برگزیده شده اند:
-برون‌پایه (بجای عینی،آبجکتیو) objective
–درون‌پایه (بجای ذهنی،سابجکتیو) subjective
میان object و subject، با objective و subjective پیوند و هم‌خانوادگی هست.
برابرهای دَرخور زیر را دکتر حیدری ملایری (با نگر به واژه‌های ادیب سلطانی) ساخته اند:
برآخت = object (n)
برآختی = objective
برآختیدن = object (v)
درآخت = subject (n)
درآختی = subjective
درآختیدن = subject (v)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با درود،<br />
برخی از برابرهای بکار رفته دَرخور و خوب اند. شوربختانه، برخی از برابرها، من‌درآوردی و نادَرخور اند.<br />
برای نمونه، برابرهای زیر بسیار بد برگزیده شده اند:<br />
-برون‌پایه (بجای عینی،آبجکتیو) objective<br />
–درون‌پایه (بجای ذهنی،سابجکتیو) subjective<br />
میان object و subject، با objective و subjective پیوند و هم‌خانوادگی هست.<br />
برابرهای دَرخور زیر را دکتر حیدری ملایری (با نگر به واژه‌های ادیب سلطانی) ساخته اند:<br />
برآخت = object (n)<br />
برآختی = objective<br />
برآختیدن = object (v)<br />
درآخت = subject (n)<br />
درآختی = subjective<br />
درآختیدن = subject (v)		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="23777"
					data-ulike-nonce="c85da8ea04"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_23777"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+2"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: هوشیار		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/10401/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85/#comment-22996</link>

		<dc:creator><![CDATA[هوشیار]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Apr 2025 17:26:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://parsianjoman.org/?p=10401#comment-22996</guid>

					<description><![CDATA[با پوزش از اینکه دیدگاه پیشینم را ویراستاری نکرده بودم و در جا هایی سخن پیش و پس شده است .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با پوزش از اینکه دیدگاه پیشینم را ویراستاری نکرده بودم و در جا هایی سخن پیش و پس شده است .		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="22996"
					data-ulike-nonce="e14ed92b0a"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_22996"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+2"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: هوشیار		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/10401/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85/#comment-22995</link>

		<dc:creator><![CDATA[هوشیار]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Apr 2025 16:03:03 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://parsianjoman.org/?p=10401#comment-22995</guid>

					<description><![CDATA[هر گامی به پیش در ساماندهی زبان پارسی نیک و پسندیده است ، امروز در روزنامه ایی ایرانی خواندم که رضا پور حسین عضو کمیته واژه گزینی شورای عالی زبان وادب فارسی در تویتی به کنایه نوشته &quot; سر در «ساختمان سازمان ملی اسناد کتابخانه ملی ایران» نوشته شده آرشیو ملی ایران!آرشیو واژه انگلیسی است. زبان فارسی تُراث ملی است، آن را حفظ کنید، آرشیو نکنید! » هر چند &quot; آرشیو &quot; فرانسه است نه انگلیسی ..! به هر حال ! عرب ها سخنی دارند که گویند : &quot; از دوستی علی نیست بلکه از کینه به معاویه است &quot; و انگار همین هم در واژه سازی های درون ایران پاییده شده است زیرا دشمنی ایشان با زبانهای اروپایی است که ایشان را به واژه سازی برانگیخته نه مهر به زبان پارسی ! در این واژگان که شما برشمردید برخی از آنها پیشنهاد نخستین فرهنگستان ایران در زمان رضا شاه است همچون چونی = qualité / qualitative  چندی= quantité / qantitative
 ریزبین = میکروسپ  ،و شماری از پیشنهاد خود ترجمهگر گرامی بجا و درست است همچون  &quot;جام گیتی نمای = crystal ball &quot; ولی با پوزش و گرامیداشت کوشش ایشان ناگذیر به یاد آوری و نکوهشی دوستانه به واژهگزینی ایشان ام  ،
 - &quot; ناگه گزین &quot; بجای &quot; رندوم / تصادفی ( تصادفی با رندوم یکی نیست ) &quot;  نخست اینکه شاید همان رندوم را باید نگاهداشت ولی در ادب کلاسیک پارسی دری سامانی واژه &quot; نابیوسان &quot;بسیار بکار رفته که گویای رویدادی تصادفی و اتفاقی بی هیچ پیش آگاهی بوده است یا در زبان  پیش از انقلاب واژه فرانسه &quot; شانسی &quot; بسیار همه گیر بود &#062;
 - نوشگاه   (به جای: کافه) کافهتنها گویای نوشیدن نیست بلکه گویای نشست و گفتگو و یا نوشیدن با آرامش و خوشآمد ( لذت ) است ، پس کافه را نمیتوان و نباید برگرداند
شایا   (به جای: بالقوه – potential) نادرست است زیرا &quot; شاییدن بجای ممکن بودن &quot; برداشتی نادرست است که از زمان قاجار به امروز جا افتاده ، در پارسی دری کلاسیک شاییدن گویای شایسته بودن و روا و بجا بودن میدهد ابتن سینا واژه &quot; توانش &quot; را بکار برده که درست است زیرا ریشه لاتین &quot; - pot &quot;  برابر با توانستن است از این رو شایاگونه نیز بجای potentially) نادرست است 
– نیامان   (به جای: ژن – gene ) ژن از ریشه زن- زنده بودن آمده و هم در معنی و هم در آوا با پارسی هم ریشگی و همخوانی دارد و از این رو همه واژگانگی که ایشان با &quot; نیا - &quot; بهم آورده اند از معنی راستین ژن بدور است 
-  درون‌داشت   (به جای: مفهوم، گستره‌ی معنایی – intension  که نادرست است ،زیرا 
 در زبان لاتین  tensio از کارواژه tendere در ریشه اش با &quot; تنیدن &quot;  پارسی گویای بهم آوردن و گستردن بافتی همخویشی دارد پس پارسی آن  &quot;اندرتنش&quot; است
-برون‌گستر   (به جای: مصداق، گستره‌ی مصداقی – extension) پارسی درستش برونتنش / برون تنیدگی یا بازتنیدیدگی است 
– شاه‌نماد، شه‌نماد   (به جای: نمونه اولیه، طرح اصلی، کهن‌الگو – archetype  
آرشتیپ / آرکه تایپ را باید نگهداشت ولی اگر آنرا به پارسی برگردانیم میتوان آنرا &quot; نخستواره &quot; برگرداند 
-برپاد   (به جای: برخلاف) برگردان خوبی است .
– راستین‌گرایی   (به جای: واقع‌گرایی، رئالیسم) راستین گرایی برابر با رئالیسم نیست زیرا در زبان لاتین veritas  که در زبانهای اروپایی همچون انگلیسی  .. واژه  verify  درست آزمایی / راست آزمایی امده است گویای راستی و درستی حقیقت رلاتیو است در حالیکه واژه لاتین  res/ re ( با را و راز پارسی همریشه است )  گه رئالیسم از آن آمده گویای درستی بودشی و ابژکتیو است  ، رئالیسم را باید نگهداشت   
-برون‌پایه   (به جای: عینی، آبجکتیو)
– درون‌پایه   (به جای: ذهنی، سابجکتیو) 
این دو واژه را نباید برگرداند در پارسی ما خوانش زیبای فرانسه &quot; سوژه &quot; را بیش از یک صده است که بکار میبریم میتوان خوانش فرانسه اُبژه و سوبژکتیو را بکار برد و رواست در زبان لاتین iactare که در ریشه این دو واژه -ject - آمده اند گویای افکندن بوده که به گمانم با یازیدن پارسی همریشه است 
...فراگستر   (به جای: تعمیم – generalization) نادرست است زیرا با  extention  یکی مینماید که نیست زیرا این واژه ژنرالیزاسیون گویا همهگیر و همهگستری است 
   ... دیدنی   (به جای: مشاهدتی – observational)
– دیداری   (به جای مشاهده‌پذیر – observable) نادرست هم از دید مورفولوژیی زبان پارسی هم برگردان آن واژه یا ریشه لاتین است زیرا در زبان پارسی همچون همخویش اش لاتین پسوند &quot; -نی با ریشه کارواژه گویای بایستگی و توانش است همچون خوردن خوردنی ، شدن شدنی ، بودن بودنی ، انجام دادنی ..پس observe را میتوان بینش برگرداند و  observable = بینشپذیر ، unobservable = بینش ناپذیر
در پارسی دری همچون خویشاوندش لاتین پسوند -ار با ریشه کارواژه گویای پسیو بودن کارواژه است گفتار = آنچه گفته میشود ، نمودار = آنجه نموده میشود ، پس  میتوان گفت که observational برابر با بینشی باشد. 
کهن‌تراز   (به جای: کلاسیک) نادرست است و باید کلاسیک را نگهداشت زیرا ژرفای معنی آن با &quot; کهنتر از &quot; پیشنهاد ایشان همخوانی ندارد، کلاس در زبانهای اروپایی و حتی پارسی نوین تا چندی پیش گویای برجستگی و درخشش فرهیختگی بوده است همچون &quot; آدم با کلاسی است&quot; که در زبانهای اروپایی نیز همان را بکار میبرند در حالیکه هر چه کهن باشد برجسته و درخشان و فرهیخته نیست. 
-دستگاه‌مند، دستگاهی   (به جای: سیستماتیک، قاعده‌مند) ، درستش &quot; دستورمند &quot; است 
– گمانه   (به جای: فرضیه) نادرست است زیرا گمانه ( گَ- = پیشوند منفی + مان = اندیشیدن)   برابر با شک  تردید است برگردان درست پارسی &quot; فرضیه &quot; انگارش است که در پارسی امروزی هنور ساختار &quot; انگار &quot; بکار میرود. همانگونه پیش‌گُزیده(به جای: پیش‌فرض) نادرست است زیرا میتوان گفت  &quot;پیش انگارش &quot; 
– بخت   (به جای: شانس (که مفهومی احتمالاتی در فلسفه است.) چندان درست نیست زیرا در فلسفه  گاهی واژه incidental یا  potential را بکار میبرند تا اتفاقی بودن رویدادی را بر نمایند  نه شانس 
 plant breeder  بیاد بیاورید که to breed در اینگلیسی برابر با &quot;  بار آوری فرزندان  &quot;است  و آنرا نباید با eugenics  بهسازی / بهبودی نژادی ، یکی دانست
همجفتی   (به جای: تقارن  – symmetr  ) همجفتی to pair  است و از سمتریک جدا است سیمتری را میتوان همخوانی  و هماهنگی برگرداند 
  –  بی‌سازوبرگ (به جای: غیرمسلح) نادرست است زیرا  چشمان غیر مسلح را باید با چشمان برهنه برگرداند نه چشمان بی‌سازوبرگ !!
ایستابرق   (به جای: الکتریسیته‌ی ساکن) برق عربی است من همان الکتریسیته را به عربی برق بهتر میدانم
– ایستاجرم   (به جای: جرم سکون – rest mass) جرم عربی است ، در پارسی کلاسیک مایه و چیز برابر با مَس انگلیسی آمده .
- گونه‌های همریخت   (به جای: sibling species ) که در اینگلیسیsibling گویای همخویشی خواهر برادری / همشیرگی است نه همریختی . 
-توضیحِ بَرسَنج   (به جای: توضیح تقابلی، توصیح مقابله‌ای – contrastive )
 explanation  در پارسی دری &quot; باز نمودن در برابر  explanation بکار رفته که با ریشه شناسی این واژه لاتین همخوانی دارد &quot; توضیح &quot; واژه ایی زشت عربی است ، contrastive گویای ستیزش و رویارویی است نه برسنجیدن .
- سودنی   (به جای: انضمامی – concrete)؟؟ سودن در پارسی برابر با فرسایش / استهلاک است ( فرسودن ) اکنون من نمیدانم که ایشان این برگردان را از کجا آورده ؟ 
...
– سنجش‌ناپذیر   (به جای: قیاس‌ناپذیر –incommensurable  ) نادرست است زیرا در ریشه لاتین این وآژه اینگلیسی گویای آنچه که فراخوری / نسبیت اندازگی باچیزی دیگر ندارد میتوان آنرا &quot; نافراخور &quot; برگرداند .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر گامی به پیش در ساماندهی زبان پارسی نیک و پسندیده است ، امروز در روزنامه ایی ایرانی خواندم که رضا پور حسین عضو کمیته واژه گزینی شورای عالی زبان وادب فارسی در تویتی به کنایه نوشته &#8221; سر در «ساختمان سازمان ملی اسناد کتابخانه ملی ایران» نوشته شده آرشیو ملی ایران!آرشیو واژه انگلیسی است. زبان فارسی تُراث ملی است، آن را حفظ کنید، آرشیو نکنید! » هر چند &#8221; آرشیو &#8221; فرانسه است نه انگلیسی ..! به هر حال ! عرب ها سخنی دارند که گویند : &#8221; از دوستی علی نیست بلکه از کینه به معاویه است &#8221; و انگار همین هم در واژه سازی های درون ایران پاییده شده است زیرا دشمنی ایشان با زبانهای اروپایی است که ایشان را به واژه سازی برانگیخته نه مهر به زبان پارسی ! در این واژگان که شما برشمردید برخی از آنها پیشنهاد نخستین فرهنگستان ایران در زمان رضا شاه است همچون چونی = qualité / qualitative  چندی= quantité / qantitative<br />
 ریزبین = میکروسپ  ،و شماری از پیشنهاد خود ترجمهگر گرامی بجا و درست است همچون  &#8220;جام گیتی نمای = crystal ball &#8221; ولی با پوزش و گرامیداشت کوشش ایشان ناگذیر به یاد آوری و نکوهشی دوستانه به واژهگزینی ایشان ام  ،<br />
 &#8211; &#8221; ناگه گزین &#8221; بجای &#8221; رندوم / تصادفی ( تصادفی با رندوم یکی نیست ) &#8221;  نخست اینکه شاید همان رندوم را باید نگاهداشت ولی در ادب کلاسیک پارسی دری سامانی واژه &#8221; نابیوسان &#8220;بسیار بکار رفته که گویای رویدادی تصادفی و اتفاقی بی هیچ پیش آگاهی بوده است یا در زبان  پیش از انقلاب واژه فرانسه &#8221; شانسی &#8221; بسیار همه گیر بود &gt;<br />
 &#8211; نوشگاه   (به جای: کافه) کافهتنها گویای نوشیدن نیست بلکه گویای نشست و گفتگو و یا نوشیدن با آرامش و خوشآمد ( لذت ) است ، پس کافه را نمیتوان و نباید برگرداند<br />
شایا   (به جای: بالقوه – potential) نادرست است زیرا &#8221; شاییدن بجای ممکن بودن &#8221; برداشتی نادرست است که از زمان قاجار به امروز جا افتاده ، در پارسی دری کلاسیک شاییدن گویای شایسته بودن و روا و بجا بودن میدهد ابتن سینا واژه &#8221; توانش &#8221; را بکار برده که درست است زیرا ریشه لاتین &#8221; &#8211; pot &#8221;  برابر با توانستن است از این رو شایاگونه نیز بجای potentially) نادرست است<br />
– نیامان   (به جای: ژن – gene ) ژن از ریشه زن- زنده بودن آمده و هم در معنی و هم در آوا با پارسی هم ریشگی و همخوانی دارد و از این رو همه واژگانگی که ایشان با &#8221; نیا &#8211; &#8221; بهم آورده اند از معنی راستین ژن بدور است<br />
&#8211;  درون‌داشت   (به جای: مفهوم، گستره‌ی معنایی – intension  که نادرست است ،زیرا<br />
 در زبان لاتین  tensio از کارواژه tendere در ریشه اش با &#8221; تنیدن &#8221;  پارسی گویای بهم آوردن و گستردن بافتی همخویشی دارد پس پارسی آن  &#8220;اندرتنش&#8221; است<br />
-برون‌گستر   (به جای: مصداق، گستره‌ی مصداقی – extension) پارسی درستش برونتنش / برون تنیدگی یا بازتنیدیدگی است<br />
– شاه‌نماد، شه‌نماد   (به جای: نمونه اولیه، طرح اصلی، کهن‌الگو – archetype<br />
آرشتیپ / آرکه تایپ را باید نگهداشت ولی اگر آنرا به پارسی برگردانیم میتوان آنرا &#8221; نخستواره &#8221; برگرداند<br />
-برپاد   (به جای: برخلاف) برگردان خوبی است .<br />
– راستین‌گرایی   (به جای: واقع‌گرایی، رئالیسم) راستین گرایی برابر با رئالیسم نیست زیرا در زبان لاتین veritas  که در زبانهای اروپایی همچون انگلیسی  .. واژه  verify  درست آزمایی / راست آزمایی امده است گویای راستی و درستی حقیقت رلاتیو است در حالیکه واژه لاتین  res/ re ( با را و راز پارسی همریشه است )  گه رئالیسم از آن آمده گویای درستی بودشی و ابژکتیو است  ، رئالیسم را باید نگهداشت<br />
-برون‌پایه   (به جای: عینی، آبجکتیو)<br />
– درون‌پایه   (به جای: ذهنی، سابجکتیو)<br />
این دو واژه را نباید برگرداند در پارسی ما خوانش زیبای فرانسه &#8221; سوژه &#8221; را بیش از یک صده است که بکار میبریم میتوان خوانش فرانسه اُبژه و سوبژکتیو را بکار برد و رواست در زبان لاتین iactare که در ریشه این دو واژه -ject &#8211; آمده اند گویای افکندن بوده که به گمانم با یازیدن پارسی همریشه است<br />
&#8230;فراگستر   (به جای: تعمیم – generalization) نادرست است زیرا با  extention  یکی مینماید که نیست زیرا این واژه ژنرالیزاسیون گویا همهگیر و همهگستری است<br />
   &#8230; دیدنی   (به جای: مشاهدتی – observational)<br />
– دیداری   (به جای مشاهده‌پذیر – observable) نادرست هم از دید مورفولوژیی زبان پارسی هم برگردان آن واژه یا ریشه لاتین است زیرا در زبان پارسی همچون همخویش اش لاتین پسوند &#8221; -نی با ریشه کارواژه گویای بایستگی و توانش است همچون خوردن خوردنی ، شدن شدنی ، بودن بودنی ، انجام دادنی ..پس observe را میتوان بینش برگرداند و  observable = بینشپذیر ، unobservable = بینش ناپذیر<br />
در پارسی دری همچون خویشاوندش لاتین پسوند -ار با ریشه کارواژه گویای پسیو بودن کارواژه است گفتار = آنچه گفته میشود ، نمودار = آنجه نموده میشود ، پس  میتوان گفت که observational برابر با بینشی باشد.<br />
کهن‌تراز   (به جای: کلاسیک) نادرست است و باید کلاسیک را نگهداشت زیرا ژرفای معنی آن با &#8221; کهنتر از &#8221; پیشنهاد ایشان همخوانی ندارد، کلاس در زبانهای اروپایی و حتی پارسی نوین تا چندی پیش گویای برجستگی و درخشش فرهیختگی بوده است همچون &#8221; آدم با کلاسی است&#8221; که در زبانهای اروپایی نیز همان را بکار میبرند در حالیکه هر چه کهن باشد برجسته و درخشان و فرهیخته نیست.<br />
-دستگاه‌مند، دستگاهی   (به جای: سیستماتیک، قاعده‌مند) ، درستش &#8221; دستورمند &#8221; است<br />
– گمانه   (به جای: فرضیه) نادرست است زیرا گمانه ( گَ- = پیشوند منفی + مان = اندیشیدن)   برابر با شک  تردید است برگردان درست پارسی &#8221; فرضیه &#8221; انگارش است که در پارسی امروزی هنور ساختار &#8221; انگار &#8221; بکار میرود. همانگونه پیش‌گُزیده(به جای: پیش‌فرض) نادرست است زیرا میتوان گفت  &#8220;پیش انگارش &#8221;<br />
– بخت   (به جای: شانس (که مفهومی احتمالاتی در فلسفه است.) چندان درست نیست زیرا در فلسفه  گاهی واژه incidental یا  potential را بکار میبرند تا اتفاقی بودن رویدادی را بر نمایند  نه شانس<br />
 plant breeder  بیاد بیاورید که to breed در اینگلیسی برابر با &#8221;  بار آوری فرزندان  &#8220;است  و آنرا نباید با eugenics  بهسازی / بهبودی نژادی ، یکی دانست<br />
همجفتی   (به جای: تقارن  – symmetr  ) همجفتی to pair  است و از سمتریک جدا است سیمتری را میتوان همخوانی  و هماهنگی برگرداند<br />
  –  بی‌سازوبرگ (به جای: غیرمسلح) نادرست است زیرا  چشمان غیر مسلح را باید با چشمان برهنه برگرداند نه چشمان بی‌سازوبرگ !!<br />
ایستابرق   (به جای: الکتریسیته‌ی ساکن) برق عربی است من همان الکتریسیته را به عربی برق بهتر میدانم<br />
– ایستاجرم   (به جای: جرم سکون – rest mass) جرم عربی است ، در پارسی کلاسیک مایه و چیز برابر با مَس انگلیسی آمده .<br />
&#8211; گونه‌های همریخت   (به جای: sibling species ) که در اینگلیسیsibling گویای همخویشی خواهر برادری / همشیرگی است نه همریختی .<br />
-توضیحِ بَرسَنج   (به جای: توضیح تقابلی، توصیح مقابله‌ای – contrastive )<br />
 explanation  در پارسی دری &#8221; باز نمودن در برابر  explanation بکار رفته که با ریشه شناسی این واژه لاتین همخوانی دارد &#8221; توضیح &#8221; واژه ایی زشت عربی است ، contrastive گویای ستیزش و رویارویی است نه برسنجیدن .<br />
&#8211; سودنی   (به جای: انضمامی – concrete)؟؟ سودن در پارسی برابر با فرسایش / استهلاک است ( فرسودن ) اکنون من نمیدانم که ایشان این برگردان را از کجا آورده ؟<br />
&#8230;<br />
– سنجش‌ناپذیر   (به جای: قیاس‌ناپذیر –incommensurable  ) نادرست است زیرا در ریشه لاتین این وآژه اینگلیسی گویای آنچه که فراخوری / نسبیت اندازگی باچیزی دیگر ندارد میتوان آنرا &#8221; نافراخور &#8221; برگرداند .		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="22995"
					data-ulike-nonce="14128b6173"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_22995"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+7"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
