
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی	</title>
	<atom:link href="https://parsianjoman.org/2929/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%98%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%AD/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 27 Dec 2025 12:53:26 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.0.11</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26600</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:53:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26600</guid>

					<description><![CDATA[آوَندِ واژه
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

آوندِ واژه آن پیکره دینِشی-و-شِنَوِشی است که نَخُستین‌بار با آن رُوی-به-رُوی بِشُوِیم؛ همان تَنِ آوایی که از ‏بَر-خورِشِ دَم با تارهای آوایی و گُذَرِشِ هوا از لب بِپَدیدَد و بَرسانِ موجِ کوچکی بر گستره هوا بِلغزد و گوش ‏آدمی را بِلرزاند.‏
این آوَند، سرشتِ مادی واژه است؛ همان چیزی است که اگر آن را از میان بَر-بِداریم، واژه نیز به نیستی فرو-‏بِلغزد. امّا این آوند تنها پوسته نیست؛ وَنکه بَرسانِ پُوستِ درخت است. پُوستِ درخت هم نگاهدارنده است و ‏هم پَدَنده ‏ وَرشیم‌هایِ سال (:بهار و تابستان و پاییز و زَمستان)، تَنِ واژه نیز باز-تابی از تاریخِ دگرگونی‌هایِ ‏زبانی است.‏
چه گونگی گَردِشِ اندامِ زبان در دهان، واز-و-بست شُوِشِ لب‌ها، زیر-و-بَمِ آوا، همه در دَمِ واژه نقش بِدارند و ‏هر واژه بَرسانِ آوایِ آغازینِ جِهان است که بار دیگر از دهانِ آدمی بِزایَد.‏
آوندِ واژه، هم یادگارِ دیرینِ نیاکان و هم ساخته هر روزه مردمان است. این دو-گانگیِ پایا، همان جانِ واژه ‏است: هم در گُذشته ریشه بدارد، هم در زایِشِ اکنون.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آوَندِ واژه<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>آوندِ واژه آن پیکره دینِشی-و-شِنَوِشی است که نَخُستین‌بار با آن رُوی-به-رُوی بِشُوِیم؛ همان تَنِ آوایی که از ‏بَر-خورِشِ دَم با تارهای آوایی و گُذَرِشِ هوا از لب بِپَدیدَد و بَرسانِ موجِ کوچکی بر گستره هوا بِلغزد و گوش ‏آدمی را بِلرزاند.‏<br />
این آوَند، سرشتِ مادی واژه است؛ همان چیزی است که اگر آن را از میان بَر-بِداریم، واژه نیز به نیستی فرو-‏بِلغزد. امّا این آوند تنها پوسته نیست؛ وَنکه بَرسانِ پُوستِ درخت است. پُوستِ درخت هم نگاهدارنده است و ‏هم پَدَنده ‏ وَرشیم‌هایِ سال (:بهار و تابستان و پاییز و زَمستان)، تَنِ واژه نیز باز-تابی از تاریخِ دگرگونی‌هایِ ‏زبانی است.‏<br />
چه گونگی گَردِشِ اندامِ زبان در دهان، واز-و-بست شُوِشِ لب‌ها، زیر-و-بَمِ آوا، همه در دَمِ واژه نقش بِدارند و ‏هر واژه بَرسانِ آوایِ آغازینِ جِهان است که بار دیگر از دهانِ آدمی بِزایَد.‏<br />
آوندِ واژه، هم یادگارِ دیرینِ نیاکان و هم ساخته هر روزه مردمان است. این دو-گانگیِ پایا، همان جانِ واژه ‏است: هم در گُذشته ریشه بدارد، هم در زایِشِ اکنون.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26600"
					data-ulike-nonce="68d0039712"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26600"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26599</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:52:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26599</guid>

					<description><![CDATA[در باره چیستی واژه
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه، در نمودِ نَخُست، بَرسانِ دانه کوچکی بِنمایَد، امّا در ژرفایِ خود، جُغدِ دانایی است که بر شاخه تاریگ ‏شب بِنشیند و جِهان را در خامُشی بِنِوازَد؛ واژه در پیکر خویش لایه‌هایی بِدارد که هر یَک باز-تابی از ‏رویدادهای دیرینِ زبان-و-تَن-و-رُوان-و-فرهنگ-و-آگاهی است و این لایه‌ها بَرسانِ حلقه‌های تنه درخت ‏کَهُن‌سالی‌ هستند که از هر دوره زِیِشِ خویش نشانی بر جای بِگُذاشتند.‏
در این‌جای، واژه را بَرسانِ هستیِ چند-لایه بِنگریم؛ نه آوا به‌تنهایی خاستگاهِ آن است و نه نوشته جایگاهِ ‏پایانی آن، وَنکه ریشه‌هایش در ژرفایِ خِرَد فرو-برفت و رُویشِ آن در کارکرد و زِیَندگیِ آدمی رخ بنمایَد. اَزیرا ‏که معنا، زاده پیوندِ زِیَنده این لایه‌هاست.‏
واژه را بِتُوانیم که بَرسانِ چَشمه‌ای بدانیم که از دلِ کوهِ اندیشه بِجُوشَد؛ از آوندِ تنِ آوایی بِآغازد، سپس از ‏دهلیزهای ساختمانِ دستوری بِگُذَرَد، در معنا و کرانه‌هایش بِگُستَرَد و در فرجام در شبکه کُنِش به جِهان ‏بِرَسَد و هر کَسِ یَک-سُوی‌نگری یَکی از این کران‌هایش را بِبیند و نَتُوانَد که به همه آن کَران‌ها بِنگَرَد؛ پس ‏بر چُنین کَسی، بخشی از کرانِ واژه روشن است و بخش‌های دیگر در کران‌های گویشِ مِهِ لغزان نا-پیدا است. ‏از این است که شِناسِش «چیستی واژه»، همان شِناسِشِ «چیستی زبان» است و شِناسِش زبان همان ‏شِناسِش آدمی.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در باره چیستی واژه<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه، در نمودِ نَخُست، بَرسانِ دانه کوچکی بِنمایَد، امّا در ژرفایِ خود، جُغدِ دانایی است که بر شاخه تاریگ ‏شب بِنشیند و جِهان را در خامُشی بِنِوازَد؛ واژه در پیکر خویش لایه‌هایی بِدارد که هر یَک باز-تابی از ‏رویدادهای دیرینِ زبان-و-تَن-و-رُوان-و-فرهنگ-و-آگاهی است و این لایه‌ها بَرسانِ حلقه‌های تنه درخت ‏کَهُن‌سالی‌ هستند که از هر دوره زِیِشِ خویش نشانی بر جای بِگُذاشتند.‏<br />
در این‌جای، واژه را بَرسانِ هستیِ چند-لایه بِنگریم؛ نه آوا به‌تنهایی خاستگاهِ آن است و نه نوشته جایگاهِ ‏پایانی آن، وَنکه ریشه‌هایش در ژرفایِ خِرَد فرو-برفت و رُویشِ آن در کارکرد و زِیَندگیِ آدمی رخ بنمایَد. اَزیرا ‏که معنا، زاده پیوندِ زِیَنده این لایه‌هاست.‏<br />
واژه را بِتُوانیم که بَرسانِ چَشمه‌ای بدانیم که از دلِ کوهِ اندیشه بِجُوشَد؛ از آوندِ تنِ آوایی بِآغازد، سپس از ‏دهلیزهای ساختمانِ دستوری بِگُذَرَد، در معنا و کرانه‌هایش بِگُستَرَد و در فرجام در شبکه کُنِش به جِهان ‏بِرَسَد و هر کَسِ یَک-سُوی‌نگری یَکی از این کران‌هایش را بِبیند و نَتُوانَد که به همه آن کَران‌ها بِنگَرَد؛ پس ‏بر چُنین کَسی، بخشی از کرانِ واژه روشن است و بخش‌های دیگر در کران‌های گویشِ مِهِ لغزان نا-پیدا است. ‏از این است که شِناسِش «چیستی واژه»، همان شِناسِشِ «چیستی زبان» است و شِناسِش زبان همان ‏شِناسِش آدمی.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26599"
					data-ulike-nonce="c8496efdf7"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26599"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26598</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:52:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26598</guid>

					<description><![CDATA[زِیِشِ روزانه واژه
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه نَه در آسمان، وَنکه در زِیَندگیِ رُوزانه بِزایَد و همین زایِشِ رُوزانه نشان بِدِهَد که زبان ‏نه‌تنها ابزارِ ‏زِیَندگی، وَنکه بخشی از خودِ زِیَندگی است. واژه از آمیزشِ تَن-و-رُوان-و-جان-و-‏جِهان بِروید: در تن ریشه ‏بِگیرد، در رُوان معنا بِیابَد، در جان زِیَنده بِشُوَد، و در فرجام با جِهان ‏هم‌آهنگ بِشُوَد. واژه بَرسانِ نسیمی ‏هویدا-و-پیداست؛ بُویِ نُو بِیابد و دَم-ا-‌دَم، خود را با چهره ‏نُوِ جِهان هماهنگ بِکُنَد‎.‎
زِیِشِ رُوزانه واژه بدین معناست که هرگز واژه ایستا نَمانَد، وَنکه دَم-ا-‌دَم در اکنون‌های پَی-ا-‏‏‌پَی زاده بِشُوَد. ‏واژه در گفت-و-گوهایِ گُذرا، در خامُشیِ نگاه‌ها، در اندوه‌هایی -که نا-گهان سَر ‏بَر-بِآوَرَند- و در شادی‌هایی -‏که بی‌پُرسِش بِرَسَند-، در کوشش-و-آسایش، در پیوند-و-‏گُسست، در اندیشُش، دَم-به-دَم چهره‌ای دیگر ‏بِیابَد. در این رفت-و-‌آمدِ رُوزانه، واژه معناهایی ‏را در خود بِنِشاند و معناهایی را از خود بِرَهانَد؛ بَرسانِ جُویِ ‏رَوان که در گُذَرش از زمین‌هایِ ‏گون-ا-‌گون، نشانی از آن‌ها با خود بِبَرَد و رَدّی از خود به جای بگُذارَد‎.‎
از این است که هیچ واژه‌نامه‌ای نَتُواند تا واژه را در چهارچوبِ خود زندانی بِکُنَد. واژه‌نامه آن‌ ‏چه را بِنِویسد که ‏تا اکنون بِبُوده است، امّا واژه آن ‌چه را بِزید که هست، و آن‌چه را بِزیَد که ‏بِتُوانَد بِباشد. این زِیَندگی، چیزی ‏نیست که در دفتر-و-دیوان بِگُنجَد.‏
زِیِشِ رُوزانه واژه همان جایی است که زبان از بَسندگیِ ساختمانِ دستوری فراتر بِرَود و به ‏کَرانه شِناسِش-و-‏هازمان-و-تاریخ-و-تَن-و-رُوان راه بِیابَد. نَسْکِ کُنونی نیز بر همین نگرش ‏استوار-و-پایدار است: واژه در لا-‌به-‏‏‌لایِ زِیَندگی بِرُویَد، نَه در آزمایشگاه؛ همین رُویِشِ رُوزانه ‏است که آن را زِیَنده نگاه بِدارَد‎‏.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زِیِشِ روزانه واژه<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه نَه در آسمان، وَنکه در زِیَندگیِ رُوزانه بِزایَد و همین زایِشِ رُوزانه نشان بِدِهَد که زبان ‏نه‌تنها ابزارِ ‏زِیَندگی، وَنکه بخشی از خودِ زِیَندگی است. واژه از آمیزشِ تَن-و-رُوان-و-جان-و-‏جِهان بِروید: در تن ریشه ‏بِگیرد، در رُوان معنا بِیابَد، در جان زِیَنده بِشُوَد، و در فرجام با جِهان ‏هم‌آهنگ بِشُوَد. واژه بَرسانِ نسیمی ‏هویدا-و-پیداست؛ بُویِ نُو بِیابد و دَم-ا-‌دَم، خود را با چهره ‏نُوِ جِهان هماهنگ بِکُنَد‎.‎<br />
زِیِشِ رُوزانه واژه بدین معناست که هرگز واژه ایستا نَمانَد، وَنکه دَم-ا-‌دَم در اکنون‌های پَی-ا-‏‏‌پَی زاده بِشُوَد. ‏واژه در گفت-و-گوهایِ گُذرا، در خامُشیِ نگاه‌ها، در اندوه‌هایی -که نا-گهان سَر ‏بَر-بِآوَرَند- و در شادی‌هایی -‏که بی‌پُرسِش بِرَسَند-، در کوشش-و-آسایش، در پیوند-و-‏گُسست، در اندیشُش، دَم-به-دَم چهره‌ای دیگر ‏بِیابَد. در این رفت-و-‌آمدِ رُوزانه، واژه معناهایی ‏را در خود بِنِشاند و معناهایی را از خود بِرَهانَد؛ بَرسانِ جُویِ ‏رَوان که در گُذَرش از زمین‌هایِ ‏گون-ا-‌گون، نشانی از آن‌ها با خود بِبَرَد و رَدّی از خود به جای بگُذارَد‎.‎<br />
از این است که هیچ واژه‌نامه‌ای نَتُواند تا واژه را در چهارچوبِ خود زندانی بِکُنَد. واژه‌نامه آن‌ ‏چه را بِنِویسد که ‏تا اکنون بِبُوده است، امّا واژه آن ‌چه را بِزید که هست، و آن‌چه را بِزیَد که ‏بِتُوانَد بِباشد. این زِیَندگی، چیزی ‏نیست که در دفتر-و-دیوان بِگُنجَد.‏<br />
زِیِشِ رُوزانه واژه همان جایی است که زبان از بَسندگیِ ساختمانِ دستوری فراتر بِرَود و به ‏کَرانه شِناسِش-و-‏هازمان-و-تاریخ-و-تَن-و-رُوان راه بِیابَد. نَسْکِ کُنونی نیز بر همین نگرش ‏استوار-و-پایدار است: واژه در لا-‌به-‏‏‌لایِ زِیَندگی بِرُویَد، نَه در آزمایشگاه؛ همین رُویِشِ رُوزانه ‏است که آن را زِیَنده نگاه بِدارَد‎‏.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26598"
					data-ulike-nonce="b4cdcfbd1e"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26598"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26597</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:51:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26597</guid>

					<description><![CDATA[کَش-ا-کَشِ زبانی
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه، برای آن زِینده است که همیشه در کَش-ا-کَشِ نهانی میان پایایی-و-ناپایایی بِزِییَد؛ پایاییِ آن از ‏آن‌جاست که در فرهنگ و پنداره مردمان جای بِگیرد و چهره آشنا بِیابَد و ناپایایی آن از آن‌جاست که هر دَم ‏با نیازها و دِگرِش‌های زِیَندگی رُوی-به-‌رُوی بِشُوَد و باید که تَنَش را در بَر-ا-بَرِ این دِگَرِش‌ها بایستانَد یا ‏پوست بِاَندازَد و تَنَش را با چهره نُوِی بِنِمایانَد.‏
این کَش-ا-کَش بَرسانِ کَش-ا-کَشِ تَن-و-رُوانِ آدمی در بایِش در این جِهانِ جَهان است؛ تَن بِخواهَد تا ‏بِمانَد و رُوانِ رَوان بِخواهد تا بِرَوَد. واژه نیز چُنین است: «بخشی از آن بِکُوشَد در چهره-و-چِم پایا بِمانَد و ‏بخشِ دیگری بِخواهد تا از بَندِ این پایایی بِرَهَد و دیگر بِشُوَد و چِمِ نُوِی بیابَد. این نَبَردِ جاویدانه، نیرویِ ‏دِگَرِشِ زبان است و اگر این نَبَرد نَبُوَد، زبان از زِیَندگی بمانَد و به سنگواره خاموشی فرو-بِکاهَد».‏
واژه در هر فرهنگ، بَرسانِ گیاهی است که هم ریشه در زمینَش بِدارد و هم شاخه در آسمانَش؛ ریشه‌اش ‏نَگذارد تا از خاک جدا بِشُوَد و شاخه‌اش نَگذارد تا تنها در خاک بِمانَد. این دو-گانگیِ زیر-رَوِشی و زِبَر-رَوِشی، ‏همان کَش-ا-کَشِ زبانی است. واژه بِپوسد، اگر آن تنها در ریشه بِمانَد و نماَند اگر تنها قلمه بی‌ریشه بِباشد.‏
از این است که دگرگونی نَه دُشمنِ واژه، وَنکه زِاینده آن است. دگرگونی، همان‌چیزی است که واژه را از ‏فرسایش بِرَهانَد و آن را به سُویِ زایشِ معنایی بِرانَد و چون که این دگرگونی پایان نَدارد، زبان نیز پایان ‏نَدارد و چُنین است که هر واژه، سر-گذشتی و سَر-نوشتی بسیار خوانِشی بِدارد.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کَش-ا-کَشِ زبانی<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه، برای آن زِینده است که همیشه در کَش-ا-کَشِ نهانی میان پایایی-و-ناپایایی بِزِییَد؛ پایاییِ آن از ‏آن‌جاست که در فرهنگ و پنداره مردمان جای بِگیرد و چهره آشنا بِیابَد و ناپایایی آن از آن‌جاست که هر دَم ‏با نیازها و دِگرِش‌های زِیَندگی رُوی-به-‌رُوی بِشُوَد و باید که تَنَش را در بَر-ا-بَرِ این دِگَرِش‌ها بایستانَد یا ‏پوست بِاَندازَد و تَنَش را با چهره نُوِی بِنِمایانَد.‏<br />
این کَش-ا-کَش بَرسانِ کَش-ا-کَشِ تَن-و-رُوانِ آدمی در بایِش در این جِهانِ جَهان است؛ تَن بِخواهَد تا ‏بِمانَد و رُوانِ رَوان بِخواهد تا بِرَوَد. واژه نیز چُنین است: «بخشی از آن بِکُوشَد در چهره-و-چِم پایا بِمانَد و ‏بخشِ دیگری بِخواهد تا از بَندِ این پایایی بِرَهَد و دیگر بِشُوَد و چِمِ نُوِی بیابَد. این نَبَردِ جاویدانه، نیرویِ ‏دِگَرِشِ زبان است و اگر این نَبَرد نَبُوَد، زبان از زِیَندگی بمانَد و به سنگواره خاموشی فرو-بِکاهَد».‏<br />
واژه در هر فرهنگ، بَرسانِ گیاهی است که هم ریشه در زمینَش بِدارد و هم شاخه در آسمانَش؛ ریشه‌اش ‏نَگذارد تا از خاک جدا بِشُوَد و شاخه‌اش نَگذارد تا تنها در خاک بِمانَد. این دو-گانگیِ زیر-رَوِشی و زِبَر-رَوِشی، ‏همان کَش-ا-کَشِ زبانی است. واژه بِپوسد، اگر آن تنها در ریشه بِمانَد و نماَند اگر تنها قلمه بی‌ریشه بِباشد.‏<br />
از این است که دگرگونی نَه دُشمنِ واژه، وَنکه زِاینده آن است. دگرگونی، همان‌چیزی است که واژه را از ‏فرسایش بِرَهانَد و آن را به سُویِ زایشِ معنایی بِرانَد و چون که این دگرگونی پایان نَدارد، زبان نیز پایان ‏نَدارد و چُنین است که هر واژه، سر-گذشتی و سَر-نوشتی بسیار خوانِشی بِدارد.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26597"
					data-ulike-nonce="fb0bb9b312"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26597"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26596</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:50:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26596</guid>

					<description><![CDATA[واژه و کرانه‌های گویش
نوشته :‌دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه، چون که زاده خِرَد-و-آگاهیِ آدمی است، نا-گُزیر در کَرانه‌هایِ گویش، دَم-و-بازدَم بِکُنَد و همان‌گونه ‏که تنِ آدمی در کالبَدَش کَرانه بِدارد، واژه نیز در کَرانه‌های «آن‌ چه بگوییم» و «آن‌ چه نگوییم» بِمانَد و ‏دَم-ا-دَم و دُم-ا-دُم در رَوِش-و-آیِش است. پس این کَران‌ را نَه با دیوارِ ایستا، وَنکه با مِهِ لَغزانِ پویایی ‏بشِناسِیم. با هر گام‌زَنِشی در مِه، آن جای-به-جای بِشُوَد و در پیشِمان راه نُوِی بِگُشایَد و راهِ پَسِمان را بِبندد؛ ‏اَزیرا گویش، میدانِ آشکارگی است و هر میدانِ آشکارگی، کَرانی از نا-پیدایی بِدارد که آن را بَرسانِ سایه ‏بَلَندی هم‌راهی بِکُنَد و در کالبَدِ واژه، رِخنۀ پَنهانی بِگُشایَد.‏
در این کَرانه‌های لَغزان، واژه هم تُوانا است و هم نا-تُوانا. تُوانا است تا بِتُواند تا تاریگ‌ترین اندر-یابِش‌ها را به ‏روشنایی بِآوَرَد و نا-تُوانا است تا نَتُواند که همه آن‌ چه را بر دوش بگیرد که در دلِ جِهانِ جَهان بِگُذرد و ‏چُنین است که واژه، نَه بَرسانِ سیمرغی است که بر بَلَندای کوهِ کاف بِنشیند و همۀ جِهان را پُر-بِنگَرد، وَنکه  ‏همیشه بخشی را روشن بِنگَرَد که در کَرانه آن است و نا-گُزیر، بخشی را در تیرگیِ تاریگی نَنگَرد که در ‏بی‌کَرانگیِ آن است.‏
کَرانِ گویِش، تُوانایی واژه در کرانگی آن است. کَرانی است که هر نژاده و هر فرهنگ و هر آدمی باید که ‏بِتُواند تا به‌آرامی آن را به پیش بِرانَد و همین پیش‌رانِشِ آرام، همان چیزی است که فرهنگ‌ها را از ایستایی ‏بِدارَد و اندیشه‌ها را از پَژمُردگی بِرَهانَد؛ اَزیرا هر بار که واژه‌ای -هرآینه اگر بِتُوانَد که از کَرانَش بِگُذَرد- آگاهی ‏را نیز بِگُسترانَد و جِهان نیز چهره نُوِی بِگیرد.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>واژه و کرانه‌های گویش<br />
نوشته :‌دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه، چون که زاده خِرَد-و-آگاهیِ آدمی است، نا-گُزیر در کَرانه‌هایِ گویش، دَم-و-بازدَم بِکُنَد و همان‌گونه ‏که تنِ آدمی در کالبَدَش کَرانه بِدارد، واژه نیز در کَرانه‌های «آن‌ چه بگوییم» و «آن‌ چه نگوییم» بِمانَد و ‏دَم-ا-دَم و دُم-ا-دُم در رَوِش-و-آیِش است. پس این کَران‌ را نَه با دیوارِ ایستا، وَنکه با مِهِ لَغزانِ پویایی ‏بشِناسِیم. با هر گام‌زَنِشی در مِه، آن جای-به-جای بِشُوَد و در پیشِمان راه نُوِی بِگُشایَد و راهِ پَسِمان را بِبندد؛ ‏اَزیرا گویش، میدانِ آشکارگی است و هر میدانِ آشکارگی، کَرانی از نا-پیدایی بِدارد که آن را بَرسانِ سایه ‏بَلَندی هم‌راهی بِکُنَد و در کالبَدِ واژه، رِخنۀ پَنهانی بِگُشایَد.‏<br />
در این کَرانه‌های لَغزان، واژه هم تُوانا است و هم نا-تُوانا. تُوانا است تا بِتُواند تا تاریگ‌ترین اندر-یابِش‌ها را به ‏روشنایی بِآوَرَد و نا-تُوانا است تا نَتُواند که همه آن‌ چه را بر دوش بگیرد که در دلِ جِهانِ جَهان بِگُذرد و ‏چُنین است که واژه، نَه بَرسانِ سیمرغی است که بر بَلَندای کوهِ کاف بِنشیند و همۀ جِهان را پُر-بِنگَرد، وَنکه  ‏همیشه بخشی را روشن بِنگَرَد که در کَرانه آن است و نا-گُزیر، بخشی را در تیرگیِ تاریگی نَنگَرد که در ‏بی‌کَرانگیِ آن است.‏<br />
کَرانِ گویِش، تُوانایی واژه در کرانگی آن است. کَرانی است که هر نژاده و هر فرهنگ و هر آدمی باید که ‏بِتُواند تا به‌آرامی آن را به پیش بِرانَد و همین پیش‌رانِشِ آرام، همان چیزی است که فرهنگ‌ها را از ایستایی ‏بِدارَد و اندیشه‌ها را از پَژمُردگی بِرَهانَد؛ اَزیرا هر بار که واژه‌ای -هرآینه اگر بِتُوانَد که از کَرانَش بِگُذَرد- آگاهی ‏را نیز بِگُسترانَد و جِهان نیز چهره نُوِی بِگیرد.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26596"
					data-ulike-nonce="da50bc4940"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26596"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26595</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:50:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26595</guid>

					<description><![CDATA[واژه و آزادگی
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه، نه‌تنها ‌افزارِ شِناسِش و کُنِش، وَنکه راهِ آزادگی است، اَزیرا که آزادگیِ آدمی بیش از آن که در پیوند به ‏کَردار و کالبَد بِباشد، در پیوند به تُوانِ نام‌گذاری و تُوانِ گویش است و هر جا به شیوه‌هایِ گون-ا-گونِ ‏نِوِیسِش-و-گویش-و-خوانِش، جلوِ «واژه» را بگیرند، بَرسانِ این است که جلوِ «آزادی» را بِگِرفتند و هر جا ‏‏«واژه» را بِگُستَرانند، بَرسانِ این است که «آزادی» را بِگُسترانند.‏
آدمی در جِهان با «واژه» بَرسانِ غُنجه بِشکُفد، اَزیرا که واژه به وَی، چُنان تُوانایی‌ بِدِهَد تا از اندیشه‌اش را از ‏کَرانِ خامُشی بِگُذَرانَد و به جِهان گُویایی بِرَسانَد و از این رَسانِش است که آزادگی بَر-بِخیزد و همین است که ‏‏«واژه» را بتوانیم تا خاستگاهِ «آزادی» بدانیم-و-بِشناسانیم؛ نَه خاستگاهِ سیاست-و-اقتصاد و ... .، اَزیرا که ‏نَخُست، آدمی باید تا «واژه»‌ای را بیابَد تا بتُوانَد که با آن، چیزی را بخواهَد-یا-نَخواهَد، و اگر «واژه» را از وَی ‏بِگیرنَد، بَرسانِ گیرِشِ خواسته است.‏
آزادگیِ واژه، آزادگیِ اندیشه است و هر جا که واژه را بِبَندند، بی‌گُمان، اندیشه را بِبَندند ، جِهان نیز به هَندازه ‏همان بَند، کوچک بِشُوَد؛ پس واژه نه‌تنها ابزارِ آزادی، وَنکه پناهگاه-و-جایگاهِ آن نیز هست و هر گاه هازمانی ‏واژه را بِتَرساند، هرآینه خود را به ترس بسپارَد. اَزیرا هازمانی که واژه در آن نَتَرسد، آدمی نیز در آن نَتَرسَد.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>واژه و آزادگی<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه، نه‌تنها ‌افزارِ شِناسِش و کُنِش، وَنکه راهِ آزادگی است، اَزیرا که آزادگیِ آدمی بیش از آن که در پیوند به ‏کَردار و کالبَد بِباشد، در پیوند به تُوانِ نام‌گذاری و تُوانِ گویش است و هر جا به شیوه‌هایِ گون-ا-گونِ ‏نِوِیسِش-و-گویش-و-خوانِش، جلوِ «واژه» را بگیرند، بَرسانِ این است که جلوِ «آزادی» را بِگِرفتند و هر جا ‏‏«واژه» را بِگُستَرانند، بَرسانِ این است که «آزادی» را بِگُسترانند.‏<br />
آدمی در جِهان با «واژه» بَرسانِ غُنجه بِشکُفد، اَزیرا که واژه به وَی، چُنان تُوانایی‌ بِدِهَد تا از اندیشه‌اش را از ‏کَرانِ خامُشی بِگُذَرانَد و به جِهان گُویایی بِرَسانَد و از این رَسانِش است که آزادگی بَر-بِخیزد و همین است که ‏‏«واژه» را بتوانیم تا خاستگاهِ «آزادی» بدانیم-و-بِشناسانیم؛ نَه خاستگاهِ سیاست-و-اقتصاد و &#8230; .، اَزیرا که ‏نَخُست، آدمی باید تا «واژه»‌ای را بیابَد تا بتُوانَد که با آن، چیزی را بخواهَد-یا-نَخواهَد، و اگر «واژه» را از وَی ‏بِگیرنَد، بَرسانِ گیرِشِ خواسته است.‏<br />
آزادگیِ واژه، آزادگیِ اندیشه است و هر جا که واژه را بِبَندند، بی‌گُمان، اندیشه را بِبَندند ، جِهان نیز به هَندازه ‏همان بَند، کوچک بِشُوَد؛ پس واژه نه‌تنها ابزارِ آزادی، وَنکه پناهگاه-و-جایگاهِ آن نیز هست و هر گاه هازمانی ‏واژه را بِتَرساند، هرآینه خود را به ترس بسپارَد. اَزیرا هازمانی که واژه در آن نَتَرسد، آدمی نیز در آن نَتَرسَد.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26595"
					data-ulike-nonce="af0c35ca66"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26595"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26594</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:49:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26594</guid>

					<description><![CDATA[واژه و خردمندی
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

خِرَدمندیِ آدمی، در بیشترین بخش، با واژه انجام بِگیرد، واژه دستان خِرَد است که در تاریگیِ نا-دانستنی‌ها ‏پیش بِرَوَد و چیزها را بِجُویَد-و-بیابَد-و-به روشنی بِکَشانَد و اگر واژه از خِرَد گرفته بِشُوَد، خِرَد بَرسانِ مرغی ‏بِشُوَد که پَر ندارد و نَپَرَد.‏
واژه نه‌تنها ابزار خردمندی، وَنکه خود نیز میدانِ پیدایشِ خِرَد است؛ اَزیرا اندیشه تنها در جایی رخ بِدِهَد که ‏واژه هست و هر اندیشه‌ای که در هُوش بِنشیند، پیش از آن که در گفته-یا-نوشته آشکار بِشُوَد، در ژرفای ‏خامُش واژه‌ها رُخ بِگیرد و در همین فرایندِ پَنهان است که واژه نه تکیه‌گاه اندیشه، وَنکه سر-چشمه آن بِشُوَد، ‏سَر-چَشمه‌ای که اگر خُشک بِشُوَد، اندیشه نیز خُشک بخواهد که بِشُوَد.‏
در نگاهِ ژرف، خِرَد بدون واژه چیزی نیست و واژه بدون خِرَد نیز تَهی است؛ این دو، بَرسانِ دو-بال هستند که ‏اگر یَکی نباشد، پرنده نَتُوانَد که بِپَرَد. از این است که کَرانِ اندیشه همان کَرانِ واژه است و وارُونِ آن.‏
در این میان، واژه نقشِ دو-گانه‌ای بِدارد: هم سازنده خِرَد است و هم ساخته خِرَد، هم زِهدانِ اندیشه است و ‏هم فرزندِ اندیشه؛ همین پیوندِ در هم پیوسته میانِ واژه-و-خِرَد است که بِتُوانَد تا هر بار معنایِ نُوِی بِزایَد؛ ‏اگر واژه تنها باز-تابنده اندیشه بُوَد، اندیشه سَتَروَن بِشُوَد؛ امّا واژه با تُوانِ خود، اندیشه را به گُستره‌هایی ‏بِکَشانَد که پیش از آن نا-شناس بِبُود.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>واژه و خردمندی<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>خِرَدمندیِ آدمی، در بیشترین بخش، با واژه انجام بِگیرد، واژه دستان خِرَد است که در تاریگیِ نا-دانستنی‌ها ‏پیش بِرَوَد و چیزها را بِجُویَد-و-بیابَد-و-به روشنی بِکَشانَد و اگر واژه از خِرَد گرفته بِشُوَد، خِرَد بَرسانِ مرغی ‏بِشُوَد که پَر ندارد و نَپَرَد.‏<br />
واژه نه‌تنها ابزار خردمندی، وَنکه خود نیز میدانِ پیدایشِ خِرَد است؛ اَزیرا اندیشه تنها در جایی رخ بِدِهَد که ‏واژه هست و هر اندیشه‌ای که در هُوش بِنشیند، پیش از آن که در گفته-یا-نوشته آشکار بِشُوَد، در ژرفای ‏خامُش واژه‌ها رُخ بِگیرد و در همین فرایندِ پَنهان است که واژه نه تکیه‌گاه اندیشه، وَنکه سر-چشمه آن بِشُوَد، ‏سَر-چَشمه‌ای که اگر خُشک بِشُوَد، اندیشه نیز خُشک بخواهد که بِشُوَد.‏<br />
در نگاهِ ژرف، خِرَد بدون واژه چیزی نیست و واژه بدون خِرَد نیز تَهی است؛ این دو، بَرسانِ دو-بال هستند که ‏اگر یَکی نباشد، پرنده نَتُوانَد که بِپَرَد. از این است که کَرانِ اندیشه همان کَرانِ واژه است و وارُونِ آن.‏<br />
در این میان، واژه نقشِ دو-گانه‌ای بِدارد: هم سازنده خِرَد است و هم ساخته خِرَد، هم زِهدانِ اندیشه است و ‏هم فرزندِ اندیشه؛ همین پیوندِ در هم پیوسته میانِ واژه-و-خِرَد است که بِتُوانَد تا هر بار معنایِ نُوِی بِزایَد؛ ‏اگر واژه تنها باز-تابنده اندیشه بُوَد، اندیشه سَتَروَن بِشُوَد؛ امّا واژه با تُوانِ خود، اندیشه را به گُستره‌هایی ‏بِکَشانَد که پیش از آن نا-شناس بِبُود.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26594"
					data-ulike-nonce="0adf2d3c79"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26594"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26593</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:48:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26593</guid>

					<description><![CDATA[واژه بَرسانِ کُنِش
نوشته :‌دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه تنها چیزی نیست که جِهان را بِگُزارَد؛ وَنکه چیزی است که در جِهان، کاری را بِفَرجامَد و این کُنِش، ‏بُن‌‌یادِ زِیِش آن است و اگر واژه را پَدْتَه‌ای زِیَنده بِدانیم-و-بِخوانیم، از این‌ است که واژه نه بَرسانِ ابزارهایِ ‏بی‌جان، وَنکه بَرسانِ کَردارهای زِیَنده است و این هِنایِش، در زمانِ دُرُستَش بِتُواند که دل را بِآرامَد یا بِآزارد، ‏دیواری را بَر-بِکَشَد یا دیواری را فرو-بِریزد، دوستی بِسازَد یا دشمنی بِتَراشَد.‏
هر واژه، هَنگامی که بر زبان بِآید، کاری را نیز در جهان بِآغازد؛ برخی واژه‌ها فرمان‌دِه و برخی فرمان‌پذیرند؛ ‏برخی زخم‌ و برخی زخم‌بَندَند؛ برخی روشنایی‌ و برخی تاریگی هستند و این گون-ا-گونی کُنِش‌ها بِنِمایاند ‏که واژه تنها بَرَنده معنا نیست؛ وَنکه بَرَنده نیروست و نیرو همان چیزی است که آن را زِیَنده بِکُنَد و زِیَنده ‏بِدارد.‏
رُوزانه در هر گویش، واژه‌هایی را بِگوییم که کوچک‌ترین کَردارهایِمان را بِنِمایند: با واژه بِاندیشیم، واژه را ‏بَرسانِ شمشیر یا بَرسانِ پُلِ پیوندی به کار بِبریم. از این است که واژه، نَه یَک-نشانه، وَنکه بخشی از ‏ساختمانِ کَردار هر جانْوَر و هازمانش است و چُنین نگرشی نشان بِدِهَد که ریشه کُنِشِ زبان، نَه در ‏ساختمان، وَنکه در زِیَندگی است.‏
واژه، کُنِش است و کُنِش نه‌تنها در گویش، وَنکه در خامُشی نیز رخ بِدِهَد، اَزیرا زمان خامُشی، کاری نیرومندتر ‏از گویش است و این دو-گانه خامُشی-گویش، نشان بِدِهَد که هرگز واژه از جِهان جدا نیست، وَنکه با هر ‏تکانه جهان آمیخته است و هر کُنِشی که واژه بِکُنَد، باز-تابی است از کُنِش‌هایی که جِهان بِکَرد.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>واژه بَرسانِ کُنِش<br />
نوشته :‌دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه تنها چیزی نیست که جِهان را بِگُزارَد؛ وَنکه چیزی است که در جِهان، کاری را بِفَرجامَد و این کُنِش، ‏بُن‌‌یادِ زِیِش آن است و اگر واژه را پَدْتَه‌ای زِیَنده بِدانیم-و-بِخوانیم، از این‌ است که واژه نه بَرسانِ ابزارهایِ ‏بی‌جان، وَنکه بَرسانِ کَردارهای زِیَنده است و این هِنایِش، در زمانِ دُرُستَش بِتُواند که دل را بِآرامَد یا بِآزارد، ‏دیواری را بَر-بِکَشَد یا دیواری را فرو-بِریزد، دوستی بِسازَد یا دشمنی بِتَراشَد.‏<br />
هر واژه، هَنگامی که بر زبان بِآید، کاری را نیز در جهان بِآغازد؛ برخی واژه‌ها فرمان‌دِه و برخی فرمان‌پذیرند؛ ‏برخی زخم‌ و برخی زخم‌بَندَند؛ برخی روشنایی‌ و برخی تاریگی هستند و این گون-ا-گونی کُنِش‌ها بِنِمایاند ‏که واژه تنها بَرَنده معنا نیست؛ وَنکه بَرَنده نیروست و نیرو همان چیزی است که آن را زِیَنده بِکُنَد و زِیَنده ‏بِدارد.‏<br />
رُوزانه در هر گویش، واژه‌هایی را بِگوییم که کوچک‌ترین کَردارهایِمان را بِنِمایند: با واژه بِاندیشیم، واژه را ‏بَرسانِ شمشیر یا بَرسانِ پُلِ پیوندی به کار بِبریم. از این است که واژه، نَه یَک-نشانه، وَنکه بخشی از ‏ساختمانِ کَردار هر جانْوَر و هازمانش است و چُنین نگرشی نشان بِدِهَد که ریشه کُنِشِ زبان، نَه در ‏ساختمان، وَنکه در زِیَندگی است.‏<br />
واژه، کُنِش است و کُنِش نه‌تنها در گویش، وَنکه در خامُشی نیز رخ بِدِهَد، اَزیرا زمان خامُشی، کاری نیرومندتر ‏از گویش است و این دو-گانه خامُشی-گویش، نشان بِدِهَد که هرگز واژه از جِهان جدا نیست، وَنکه با هر ‏تکانه جهان آمیخته است و هر کُنِشی که واژه بِکُنَد، باز-تابی است از کُنِش‌هایی که جِهان بِکَرد.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26593"
					data-ulike-nonce="03f212ce25"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26593"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26592</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:47:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26592</guid>

					<description><![CDATA[ساختمان واژه
نوشته: دکتر فربود شکوهی (جلوه)
وارونِ آن‌چه در نگاه شتاب‌زده به هوش بِآید، ساختمانِ واژه، نه‌تنها از هجا-و-آوا-و-ریشه-و-پیوند ساخته ‏است، وَنکه از چندین لایه پَی-ا-پَی بر پا بِشُوَد که هر کدام به ژرفا و خویشکاری ویژه‌ای در پیوند است. ‏
لایه‌هایی که ‏
‏- برخی در تنِ آواییِ واژه؛
‏- برخی در نقشِ آن در سَهمان و کُنشِ آن در بافت؛
‏- برخی در لایه‌های اندر-یافتی و دانشیِ هُوش؛
‏- برخی در پیوست‌های تاریخی-و-فرهنگی-و-زیسته مردمان؛
نِهفته‌اند که این لایه‌های در هم ‌تنیده، بُنیادی بِشُوَند تا واژه نَه‌تَنها یَک-ساختمانِ زبانی، وَنکه کالبَدی چند-‏سُویه بِباشد که باییم تا آن را بَرسانِ پیکری بِبینیم که استخوان‌بندی-و-ماهیچه-و-خُون بدارد.‏
در ژرفایِ ساختمانِ واژه  سه-لایه هست: نَخُست، لایه «تنِ آواییِ واژه»‏ ‏ است، آواهایی که با هماهنگی ‏-و-‏فِشار-و-زیر-و-بَمی ، چُونیِ (:کیفیت) ویژه‌ای به واژه بِدِهند؛ سپس «لایه ساخت‌واژی»‏ ‏ یعنی ریشه ‏-و-‏وَند ‏-و-فرایند واژه‌سازی ‏ است که همواره بَرسانِ سایه زِیَنده‌ای در رفت-و-آمد میانِ بافت-و-هُوش-و-آزمونِ ‏آدمی است؛ امّا این دو-لایه، تنها نیمه آشکار ساختمانَند ‏ و نیمه پَنهانشان «معناست»‏ ‏ که آن بَرسانِ ماده ‏چَسبناکی در پیوند با فرهنگ-و-تاریخ، وزن-و-رنگ خود را بگیرد.‏
اگر ساختمان واژه را پُر بنگریم، اندر-بِیابیم که واژه هرگز تَک-‌لایه نیست و هرگز آن بَسته نیست و هرگز ‏همان نیست که در واژه‌نامه هست؛ وَنکه بَرسانِ خانه چند-اتاقی است که برخی اتاق‌ها روشن و برخی تاریگ ‏هستند و برخی هم روشن-و-تاریگ هستند و ما بسته به نیاز-و-بافت، در هر بار به یکی از این اتاق‌ها پا ‏بِگذاریم. پس ساختمانِ واژه تنها از نشانه نیست، وَنکه از تاریخ-و-آزمون-و-سُهِش-و-یاد-و-آرزو-و-هراس نیز ‏هست و کسی که ساختمانِ واژه را تنها در آوا-و-ریشه بِجُویَد، بَرسانِ کسی است که استخوانِ جانْوَر را بِبیند ‏و خودِ جانْوَر را نَبیند.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ساختمان واژه<br />
نوشته: دکتر فربود شکوهی (جلوه)<br />
وارونِ آن‌چه در نگاه شتاب‌زده به هوش بِآید، ساختمانِ واژه، نه‌تنها از هجا-و-آوا-و-ریشه-و-پیوند ساخته ‏است، وَنکه از چندین لایه پَی-ا-پَی بر پا بِشُوَد که هر کدام به ژرفا و خویشکاری ویژه‌ای در پیوند است. ‏<br />
لایه‌هایی که ‏<br />
‏- برخی در تنِ آواییِ واژه؛<br />
‏- برخی در نقشِ آن در سَهمان و کُنشِ آن در بافت؛<br />
‏- برخی در لایه‌های اندر-یافتی و دانشیِ هُوش؛<br />
‏- برخی در پیوست‌های تاریخی-و-فرهنگی-و-زیسته مردمان؛<br />
نِهفته‌اند که این لایه‌های در هم ‌تنیده، بُنیادی بِشُوَند تا واژه نَه‌تَنها یَک-ساختمانِ زبانی، وَنکه کالبَدی چند-‏سُویه بِباشد که باییم تا آن را بَرسانِ پیکری بِبینیم که استخوان‌بندی-و-ماهیچه-و-خُون بدارد.‏<br />
در ژرفایِ ساختمانِ واژه  سه-لایه هست: نَخُست، لایه «تنِ آواییِ واژه»‏ ‏ است، آواهایی که با هماهنگی ‏-و-‏فِشار-و-زیر-و-بَمی ، چُونیِ (:کیفیت) ویژه‌ای به واژه بِدِهند؛ سپس «لایه ساخت‌واژی»‏ ‏ یعنی ریشه ‏-و-‏وَند ‏-و-فرایند واژه‌سازی ‏ است که همواره بَرسانِ سایه زِیَنده‌ای در رفت-و-آمد میانِ بافت-و-هُوش-و-آزمونِ ‏آدمی است؛ امّا این دو-لایه، تنها نیمه آشکار ساختمانَند ‏ و نیمه پَنهانشان «معناست»‏ ‏ که آن بَرسانِ ماده ‏چَسبناکی در پیوند با فرهنگ-و-تاریخ، وزن-و-رنگ خود را بگیرد.‏<br />
اگر ساختمان واژه را پُر بنگریم، اندر-بِیابیم که واژه هرگز تَک-‌لایه نیست و هرگز آن بَسته نیست و هرگز ‏همان نیست که در واژه‌نامه هست؛ وَنکه بَرسانِ خانه چند-اتاقی است که برخی اتاق‌ها روشن و برخی تاریگ ‏هستند و برخی هم روشن-و-تاریگ هستند و ما بسته به نیاز-و-بافت، در هر بار به یکی از این اتاق‌ها پا ‏بِگذاریم. پس ساختمانِ واژه تنها از نشانه نیست، وَنکه از تاریخ-و-آزمون-و-سُهِش-و-یاد-و-آرزو-و-هراس نیز ‏هست و کسی که ساختمانِ واژه را تنها در آوا-و-ریشه بِجُویَد، بَرسانِ کسی است که استخوانِ جانْوَر را بِبیند ‏و خودِ جانْوَر را نَبیند.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26592"
					data-ulike-nonce="c582edd6b6"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26592"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26591</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:47:02 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26591</guid>

					<description><![CDATA[در باره واژه
نوشته: دکتر فربود شکوهی (جلوه)
واژه، در ساده‌ترین نِمودِ خود، رشته‌ای از آواها-و-نشانه‌هاست که بر زبان بِنِشیند و بر کاغذ بِلَغزَد، امّا در ‏ژرفایِ هستی، نیرویِ زاینده‌ای است که میان آدمی-و-جِهان میان‌جی بِشُوَد و از دلِ نا-پیدایِ گیتی بَر-بِخیزد ‏تا راه را برای شِناسِش-و-دینِش-و-پندارِش-و-سازِش بِگُشاید و در همین خیزشِ پَنهان، واژه از کَرانِ نِشانگی ‏فراتَر بِرَوَد و به گونه جانْوَران، در زایش-و-میرش و دیگرگونی، با کَردارهایِ هم‌آوا با آیین‌هایِ زِیِش، خود را ‏نَه بَرسانِ سنگ-و-چُوب، وَنکه بَرسانِ دانه زِیَنده‌ای بِنِمایَد. دانه‌ای که همواره نا-گُزیر از چَشم‌گُشایی به ‏گیتی است و اگر این کَردار را از آن بگیریم، نه‌تنها بِپَژمُرَد، وَنکه ریشه‌هایش را نیز از خاکِ آگاهی بَر-بِکَنَد و ‏به خامُشیِ میرَندگی باز-بِگَردد؛ پس در نَخُستین-نگاه، واژه آن‌گونه نیست که بِنِمایَد، وَنکه کَردارِ ‏بانگ‌گونه‌ای است که در دهانِ آدمی رخ بِدِهَد و آدمی را به گیتی و نیز گیتی را به آدمی بِپیوندد و چون این ‏پیوندِ دو-سُویه در هر دَم بِزایَد، هر واژه‌ای را که بر زبان بِآوریم، در آن‌دَم، رخدادِ یَکانه‌‌ای است که پیش از ‏آن نَبُوَد و پس از آن نیز هم. اَزیرا که تَن-و-رُوان-و-جانِ آدمی و گیتیِ بیرونی، هرگز در دو-دَمِ پَی-در-پَی، ‏یَک‌سان نَمانَند و از همین نِگَرِش است که هر واژه، گر چه همان چهره‌ را بِدارد که دیروز-و-پریروز بِبُوَد، در ‏بُن‌‌یاد، در هر بر زبان‌آیِشی، دِیگرزاده نُوینی است که باییم تا آن را بَرسانِ زِیَنده رَوانی بِشناسیم.‏
از این است که به واژه، نَه بَرسانِ سنگ‌نِبِشته بی‌جُنبِش، وَنکه بَرسانِ پَدْتَه‌‏ ‏‌ای با تَن، با کَردار، با نیروهایِ ‏نِهان و با میدان‌های گون-ا-گون بِنگریم و چُنین نگرشی نه‌تنها ما را به ریشه‌های زبان بِبَرَد، وَنکه ما را به ‏ژرفای آگاهیِ آدمی بِکَشانَد و آیینه‌ای پیشِ رُویِمان بِنِهد تا در آن بِبینیم که کیستیم؟-و-چیستیم؟ و بدانیم ‏که سَخُن‌گوِش، کارِ کوچک-و-رُوزمره‌ای نیست، وَنکه رخدادِ بزرگ-و-بُن‌‌یادینی است که هر بار با آن، گیتی ‏را از نُو بِسازیم.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در باره واژه<br />
نوشته: دکتر فربود شکوهی (جلوه)<br />
واژه، در ساده‌ترین نِمودِ خود، رشته‌ای از آواها-و-نشانه‌هاست که بر زبان بِنِشیند و بر کاغذ بِلَغزَد، امّا در ‏ژرفایِ هستی، نیرویِ زاینده‌ای است که میان آدمی-و-جِهان میان‌جی بِشُوَد و از دلِ نا-پیدایِ گیتی بَر-بِخیزد ‏تا راه را برای شِناسِش-و-دینِش-و-پندارِش-و-سازِش بِگُشاید و در همین خیزشِ پَنهان، واژه از کَرانِ نِشانگی ‏فراتَر بِرَوَد و به گونه جانْوَران، در زایش-و-میرش و دیگرگونی، با کَردارهایِ هم‌آوا با آیین‌هایِ زِیِش، خود را ‏نَه بَرسانِ سنگ-و-چُوب، وَنکه بَرسانِ دانه زِیَنده‌ای بِنِمایَد. دانه‌ای که همواره نا-گُزیر از چَشم‌گُشایی به ‏گیتی است و اگر این کَردار را از آن بگیریم، نه‌تنها بِپَژمُرَد، وَنکه ریشه‌هایش را نیز از خاکِ آگاهی بَر-بِکَنَد و ‏به خامُشیِ میرَندگی باز-بِگَردد؛ پس در نَخُستین-نگاه، واژه آن‌گونه نیست که بِنِمایَد، وَنکه کَردارِ ‏بانگ‌گونه‌ای است که در دهانِ آدمی رخ بِدِهَد و آدمی را به گیتی و نیز گیتی را به آدمی بِپیوندد و چون این ‏پیوندِ دو-سُویه در هر دَم بِزایَد، هر واژه‌ای را که بر زبان بِآوریم، در آن‌دَم، رخدادِ یَکانه‌‌ای است که پیش از ‏آن نَبُوَد و پس از آن نیز هم. اَزیرا که تَن-و-رُوان-و-جانِ آدمی و گیتیِ بیرونی، هرگز در دو-دَمِ پَی-در-پَی، ‏یَک‌سان نَمانَند و از همین نِگَرِش است که هر واژه، گر چه همان چهره‌ را بِدارد که دیروز-و-پریروز بِبُوَد، در ‏بُن‌‌یاد، در هر بر زبان‌آیِشی، دِیگرزاده نُوینی است که باییم تا آن را بَرسانِ زِیَنده رَوانی بِشناسیم.‏<br />
از این است که به واژه، نَه بَرسانِ سنگ‌نِبِشته بی‌جُنبِش، وَنکه بَرسانِ پَدْتَه‌‏ ‏‌ای با تَن، با کَردار، با نیروهایِ ‏نِهان و با میدان‌های گون-ا-گون بِنگریم و چُنین نگرشی نه‌تنها ما را به ریشه‌های زبان بِبَرَد، وَنکه ما را به ‏ژرفای آگاهیِ آدمی بِکَشانَد و آیینه‌ای پیشِ رُویِمان بِنِهد تا در آن بِبینیم که کیستیم؟-و-چیستیم؟ و بدانیم ‏که سَخُن‌گوِش، کارِ کوچک-و-رُوزمره‌ای نیست، وَنکه رخدادِ بزرگ-و-بُن‌‌یادینی است که هر بار با آن، گیتی ‏را از نُو بِسازیم.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26591"
					data-ulike-nonce="087f0bfa4e"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26591"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
