
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: واژه‌نامه‌ی «دیباچه‌ای بر فلسفه‌ی تاریخِ ایران»	</title>
	<atom:link href="https://parsianjoman.org/5924/%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://parsianjoman.org/5924/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 20 Feb 2025 12:54:28 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.0.11</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: پارسی‌انجمن		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/5924/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/#comment-4386</link>

		<dc:creator><![CDATA[پارسی‌انجمن]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Mar 2018 01:32:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://parsianjoman.org/?p=5924#comment-4386</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/5924/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/#comment-4385&quot;&gt;mehrdâd&lt;/a&gt;.

با درود.
سپاسگزاریم که واژه‌هایی چند از این واژه‌نامه را بررسیدید و واژه‌هایی دگر پیش نهادید. پیش از هر چیز باید درنگریست که ارسلان پوریا در «دیباچه‌ای بر فلسفه‌ی تاریخِ ایران» هر یک از این واژه‌ها ـ به ویژه آن واژه‌هایی که با فرزانگی یا فلسفه و دبستانهای فرزانگی پیوندی سرراست دارند ـ را شکافته و چگونگی و چرایی واژه‌هایی را که برساخته روشن کرده است. زین‌رو، درنگریستن بدین واژه‌نامه بی درنگریستن به خودِ کار به دژاندریافت (سوءتفاهم) می‌انجامد. همچنین، پوریا در پی آن نبود که واژه‌های پیونددار با پرمانه‌های (مفاهیمِ) فرزانگی را سرراست و بهربهر از زبانهای فرنگی به پارسی بگرداند ـ چونان پیشنهادهایی که شما درانداخته‌اید ـ وی این پرمانه‌ها را درونی و سپس از پی این درونی‌سازی واژه‌ را پیش می‌نهاد. او، خود، در این باره گفته است: «ما به آموختنِ فلسفه‌ی تاریخِ اروپا تشنه‌ایم و جامِ باده‌ی آن را دلخواهانه سرمی‌کشیم ولیک نه مانند دانشمندِ امروزیِ اروپا بلکه به همان شیوه‌ای که سازندگانِ این فلسفه باده‌ی پیشینیانِ خود را می‌نوشیدند» (رویه‌ی ۷۲ دیباچه).]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/5924/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/#comment-4385">mehrdâd</a>.</p>
<p>با درود.<br />
سپاسگزاریم که واژه‌هایی چند از این واژه‌نامه را بررسیدید و واژه‌هایی دگر پیش نهادید. پیش از هر چیز باید درنگریست که ارسلان پوریا در «دیباچه‌ای بر فلسفه‌ی تاریخِ ایران» هر یک از این واژه‌ها ـ به ویژه آن واژه‌هایی که با فرزانگی یا فلسفه و دبستانهای فرزانگی پیوندی سرراست دارند ـ را شکافته و چگونگی و چرایی واژه‌هایی را که برساخته روشن کرده است. زین‌رو، درنگریستن بدین واژه‌نامه بی درنگریستن به خودِ کار به دژاندریافت (سوءتفاهم) می‌انجامد. همچنین، پوریا در پی آن نبود که واژه‌های پیونددار با پرمانه‌های (مفاهیمِ) فرزانگی را سرراست و بهربهر از زبانهای فرنگی به پارسی بگرداند ـ چونان پیشنهادهایی که شما درانداخته‌اید ـ وی این پرمانه‌ها را درونی و سپس از پی این درونی‌سازی واژه‌ را پیش می‌نهاد. او، خود، در این باره گفته است: «ما به آموختنِ فلسفه‌ی تاریخِ اروپا تشنه‌ایم و جامِ باده‌ی آن را دلخواهانه سرمی‌کشیم ولیک نه مانند دانشمندِ امروزیِ اروپا بلکه به همان شیوه‌ای که سازندگانِ این فلسفه باده‌ی پیشینیانِ خود را می‌نوشیدند» (رویه‌ی ۷۲ دیباچه).		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="4386"
					data-ulike-nonce="9cd58b6141"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_4386"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+5"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: mehrdâd		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/5924/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/#comment-4385</link>

		<dc:creator><![CDATA[mehrdâd]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 19:51:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://parsianjoman.org/?p=5924#comment-4385</guid>

					<description><![CDATA[با درود
چندی از واژه‌ها ای که در همان آغازِ این نوشتار گفته اید گرچه کاملا درست اند ولی همچیمِ واژه‌هاء یادشده نیستند و چه بسا ذهن را به بیراهه میبرند، چندی از آنها را نام میبرم و خودواژه ای بهتر را فراز مینهم.

الف) empiricism
واژهء پیشنهادیء ایشان «آزمایشگِرَوی» است خب چیم(معنی)ء این واژه چون این است «کنشِ گرویدنِ کسی به آزمایش» ولی empiricism میشود استفاده‌کردن از آزمان(تجربه) و آزمایش برایِ پایه‌ریزیء اندیشه‌ها و باورها و «آزمایشگِرَو» میشود «کسی که به آزمایش میگرود» و «آزمایشگروی» چونان که گفتم میشود «کنشِ گرویدنِ کسی به آزمایش» 

empiricist
میشود کسی که از آزمان و آزمایش برایِ پایه‌ریزیء اندیشه‌‌ها و باورهاش استفاده میکند پس آیا «آزمایشگرو» به این چیم است؟ خب نه!

 واژهء پیشنهادیء من

empiricist
آزمانگر یا آزمودار
کسی که از آزمان و آزمایش برای پایه‌ریزیء اندیشه‌ها و باورها استفاده میکند
empiricism
آزمانگری، آزموداری
استفاده از آزمان و آزمایش برای پایه‌ریزیء اندیشه‌ها و باورها

آزمایشگروی نادرست نیست ولی نشاندهء چیمء empiricism نیست.
 

ب) positivism
دستگاه ای از فلسفه است بر پایهء چیزها ای که میتوانند دیده شوند یا ثابت شوند و نه بر پایهء اندیشه‌ها.

برای positivism واژه‌هاء «نِهاداری» یا «نهادگری» را پیش مینهم، زیرا ریشهء posit به چیمِ نهادن است
پس positivist می‌شود «نِهادار یا نهادگر» یعنی «آن کس که مینِهد.»

پ)pragmatism
اندیشیدن دربارهء حل کردنِ پیشافکندها(مشکلها) با روشی کاربردی و محسوس، به جای استفاده از اندیشکها(ایدهها) یا نگره‌هاء ثابت شده.

واژهء پیشنهادیء ایشان «کردارگروی» است.

کَردار میشود «آن کس که میکند = کننده» یا «آن چه که کرده میشود = کنش»، پس کردارگِروی میشود «کنشِ گرویدنِ کسی به کردار»! خب این واژه هیچ به تعریفِ pragmatism نزدیک نیست.

واژهء پیشنهادیء من

واژهء pragmat میشود «کرد، کار، آن چه کرده میشود». پس pragmatist میشود «کردگر» یعنی آن کس که میکند و pragmatism میشود «کردگری».


ت) materialism مَتِریالیسم
میشود «این باور که پول و مال و دارایی و راحتیء جسمانی مهمتر از ارزشهاء مینویی و آسمانی است.»
واژهء پیشنهادیء ایشان «ماده‌گروی» است، باز این واژه بیانگرِ چیمِ materialism نیست و میشود «کنشِ گرویدنِ کسی به مادده».

واژهء پیشنهادیء من
مادّه‌دوست materialist: آن که به ماده‌دوستی باور دارد.
مادّه‌دوستی materialism: این باور که پول و مال و دارایی و راحتیء جسمانی مهمتر از ارزشهاء مینویی و آسمانی است.

ج) idealism
ایدئالیزم میشود «این باور که فکرها یا اندیشکهاء ما تنها چیزها ای هستند که واقعی اند و میتوان دربارهء آنها دانست»

واژهء پیشنهادیء ایشان «مینوگروی» است! این واژه بسیار از چیمِ ایدئالیزم دور است.

مینوگروی میشود «کنشِ گرویدن کسی به مینو» و «مینو» هیچ به چیمِ ایده یا اندیشک نیست.

واژهء پیشنهادیء من
ایدئالیزم از idea در یونانی ریشه میگیرد و آن خود از idein ریشه میگیرد که میشود «دیدن»

بهترین برابرها برای واژهء ایده یا idea «اندیشک» از اندیشیدن یا «بینه» از دیدن هستند.
پس ایدئالیست میشود «اندیشکدوست» یا «فکردوست» یا «بینه‌دوست» و ایدئالیسم میشود «اندیشکدوستی» یا «فکردوستی» یا «بینه‌دوستی»

چ) concept
ایشان برای concept واژه مینه را پیش نِهاده اند که هیچ ریشه اش در ذهن مردمان زنده نیست.
واژهء concept دو بخش دارد، پیشایندء com که برابر با پیشایندء «هم» است و ریشهء capere که میشود «گرفتن»، پس بهترین واژه برای concept، «همگرفت» است.

ح) microcosm

از mikros kosmos در یونانی آمده است که از دو بخش است، یکی میکرو که پیشایند است و به چیمِ «خُرد» و دیگر ای کُسمُس به چیمِ «جهان» است.

«خُردجهان» یا جهانِ کوچک، جهان یا جای ای است که همهء ویژگیهاء جهان یا جای ای بزرگتر را دارد.
 
خ) macrocosm
خب در این واژه تنها پیشایند ماکرو عوض شده است، ماکرو را میتوان «وُزرگ» ترجمه کرد، «وُزورگ» واژه ای از زبان پهلویک است که امروز به «بزرگ» گشته است، این واژه را میتوان «وُزورگ‌جهان» ترجمه کرد.

درفلسفه یا خِرَددوشَگی وزورگ‌جهان ساختار ای فراخ و کامل است که دربرگیرِ دیگر ساختارهاء کوچک است.

د) subject
این واژه از پیشایندِ sub به چیمِ «زیر» و ریشهء jacere به چیمء افکندن ساخته شده است، به سادگی میتوان آن را زیرافکند ترجمه کرد و به جای موضوع به کار برد.

واژه‌ها ای چون  نادرست نیستند ولی بیانگر آن همگرفتها ای که گفته شد نیستند و چه بسا ذهنِ خواننده را از زیرافکند دور میکنند.

به یاد داشته باشیم که مردمان هندواروپایی‌زبان یکجور می‌اندیشند و تنها از واژه‌هاء متفاوت برای بیان‌کردنِ خواستء خود بهره میبرند، پس بهترین کار این است که کتابها را بازترجمه کنیم ولی این بار به روش درست واژه بسازیم نه این که همواره دست‌به‌دامن زبانِ اربی باشیم.

نیز باید دانست که واژه‌ها همین که شنیده میشوند باید فهمیده شوند و چیم و همگرفت را به شنونده برسانند، برای نمونه واژهء «ماده‌گروی» همین که شنیده شود فهمیده میشود ولی همگرفتء «materialism» را نمیرساند، پس نامزد خوبی برای ترجمهء واژهء materialism نیست.
واژهء «مینه» نه فهمیده میشود و نه چیم را میرساند، زیرا ریشهء «مِنیدن = اندیشیدن» در ذهنِ مردمان زنده نیست، پس واژه‌ها ای که ایشان فرازنهاده اند، جا نخواهند افتاد و خواننده خواست ایشان را اندرنخواهدیافت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با درود<br />
چندی از واژه‌ها ای که در همان آغازِ این نوشتار گفته اید گرچه کاملا درست اند ولی همچیمِ واژه‌هاء یادشده نیستند و چه بسا ذهن را به بیراهه میبرند، چندی از آنها را نام میبرم و خودواژه ای بهتر را فراز مینهم.</p>
<p>الف) empiricism<br />
واژهء پیشنهادیء ایشان «آزمایشگِرَوی» است خب چیم(معنی)ء این واژه چون این است «کنشِ گرویدنِ کسی به آزمایش» ولی empiricism میشود استفاده‌کردن از آزمان(تجربه) و آزمایش برایِ پایه‌ریزیء اندیشه‌ها و باورها و «آزمایشگِرَو» میشود «کسی که به آزمایش میگرود» و «آزمایشگروی» چونان که گفتم میشود «کنشِ گرویدنِ کسی به آزمایش» </p>
<p>empiricist<br />
میشود کسی که از آزمان و آزمایش برایِ پایه‌ریزیء اندیشه‌‌ها و باورهاش استفاده میکند پس آیا «آزمایشگرو» به این چیم است؟ خب نه!</p>
<p> واژهء پیشنهادیء من</p>
<p>empiricist<br />
آزمانگر یا آزمودار<br />
کسی که از آزمان و آزمایش برای پایه‌ریزیء اندیشه‌ها و باورها استفاده میکند<br />
empiricism<br />
آزمانگری، آزموداری<br />
استفاده از آزمان و آزمایش برای پایه‌ریزیء اندیشه‌ها و باورها</p>
<p>آزمایشگروی نادرست نیست ولی نشاندهء چیمء empiricism نیست.<br />
 </p>
<p>ب) positivism<br />
دستگاه ای از فلسفه است بر پایهء چیزها ای که میتوانند دیده شوند یا ثابت شوند و نه بر پایهء اندیشه‌ها.</p>
<p>برای positivism واژه‌هاء «نِهاداری» یا «نهادگری» را پیش مینهم، زیرا ریشهء posit به چیمِ نهادن است<br />
پس positivist می‌شود «نِهادار یا نهادگر» یعنی «آن کس که مینِهد.»</p>
<p>پ)pragmatism<br />
اندیشیدن دربارهء حل کردنِ پیشافکندها(مشکلها) با روشی کاربردی و محسوس، به جای استفاده از اندیشکها(ایدهها) یا نگره‌هاء ثابت شده.</p>
<p>واژهء پیشنهادیء ایشان «کردارگروی» است.</p>
<p>کَردار میشود «آن کس که میکند = کننده» یا «آن چه که کرده میشود = کنش»، پس کردارگِروی میشود «کنشِ گرویدنِ کسی به کردار»! خب این واژه هیچ به تعریفِ pragmatism نزدیک نیست.</p>
<p>واژهء پیشنهادیء من</p>
<p>واژهء pragmat میشود «کرد، کار، آن چه کرده میشود». پس pragmatist میشود «کردگر» یعنی آن کس که میکند و pragmatism میشود «کردگری».</p>
<p>ت) materialism مَتِریالیسم<br />
میشود «این باور که پول و مال و دارایی و راحتیء جسمانی مهمتر از ارزشهاء مینویی و آسمانی است.»<br />
واژهء پیشنهادیء ایشان «ماده‌گروی» است، باز این واژه بیانگرِ چیمِ materialism نیست و میشود «کنشِ گرویدنِ کسی به مادده».</p>
<p>واژهء پیشنهادیء من<br />
مادّه‌دوست materialist: آن که به ماده‌دوستی باور دارد.<br />
مادّه‌دوستی materialism: این باور که پول و مال و دارایی و راحتیء جسمانی مهمتر از ارزشهاء مینویی و آسمانی است.</p>
<p>ج) idealism<br />
ایدئالیزم میشود «این باور که فکرها یا اندیشکهاء ما تنها چیزها ای هستند که واقعی اند و میتوان دربارهء آنها دانست»</p>
<p>واژهء پیشنهادیء ایشان «مینوگروی» است! این واژه بسیار از چیمِ ایدئالیزم دور است.</p>
<p>مینوگروی میشود «کنشِ گرویدن کسی به مینو» و «مینو» هیچ به چیمِ ایده یا اندیشک نیست.</p>
<p>واژهء پیشنهادیء من<br />
ایدئالیزم از idea در یونانی ریشه میگیرد و آن خود از idein ریشه میگیرد که میشود «دیدن»</p>
<p>بهترین برابرها برای واژهء ایده یا idea «اندیشک» از اندیشیدن یا «بینه» از دیدن هستند.<br />
پس ایدئالیست میشود «اندیشکدوست» یا «فکردوست» یا «بینه‌دوست» و ایدئالیسم میشود «اندیشکدوستی» یا «فکردوستی» یا «بینه‌دوستی»</p>
<p>چ) concept<br />
ایشان برای concept واژه مینه را پیش نِهاده اند که هیچ ریشه اش در ذهن مردمان زنده نیست.<br />
واژهء concept دو بخش دارد، پیشایندء com که برابر با پیشایندء «هم» است و ریشهء capere که میشود «گرفتن»، پس بهترین واژه برای concept، «همگرفت» است.</p>
<p>ح) microcosm</p>
<p>از mikros kosmos در یونانی آمده است که از دو بخش است، یکی میکرو که پیشایند است و به چیمِ «خُرد» و دیگر ای کُسمُس به چیمِ «جهان» است.</p>
<p>«خُردجهان» یا جهانِ کوچک، جهان یا جای ای است که همهء ویژگیهاء جهان یا جای ای بزرگتر را دارد.</p>
<p>خ) macrocosm<br />
خب در این واژه تنها پیشایند ماکرو عوض شده است، ماکرو را میتوان «وُزرگ» ترجمه کرد، «وُزورگ» واژه ای از زبان پهلویک است که امروز به «بزرگ» گشته است، این واژه را میتوان «وُزورگ‌جهان» ترجمه کرد.</p>
<p>درفلسفه یا خِرَددوشَگی وزورگ‌جهان ساختار ای فراخ و کامل است که دربرگیرِ دیگر ساختارهاء کوچک است.</p>
<p>د) subject<br />
این واژه از پیشایندِ sub به چیمِ «زیر» و ریشهء jacere به چیمء افکندن ساخته شده است، به سادگی میتوان آن را زیرافکند ترجمه کرد و به جای موضوع به کار برد.</p>
<p>واژه‌ها ای چون  نادرست نیستند ولی بیانگر آن همگرفتها ای که گفته شد نیستند و چه بسا ذهنِ خواننده را از زیرافکند دور میکنند.</p>
<p>به یاد داشته باشیم که مردمان هندواروپایی‌زبان یکجور می‌اندیشند و تنها از واژه‌هاء متفاوت برای بیان‌کردنِ خواستء خود بهره میبرند، پس بهترین کار این است که کتابها را بازترجمه کنیم ولی این بار به روش درست واژه بسازیم نه این که همواره دست‌به‌دامن زبانِ اربی باشیم.</p>
<p>نیز باید دانست که واژه‌ها همین که شنیده میشوند باید فهمیده شوند و چیم و همگرفت را به شنونده برسانند، برای نمونه واژهء «ماده‌گروی» همین که شنیده شود فهمیده میشود ولی همگرفتء «materialism» را نمیرساند، پس نامزد خوبی برای ترجمهء واژهء materialism نیست.<br />
واژهء «مینه» نه فهمیده میشود و نه چیم را میرساند، زیرا ریشهء «مِنیدن = اندیشیدن» در ذهنِ مردمان زنده نیست، پس واژه‌ها ای که ایشان فرازنهاده اند، جا نخواهند افتاد و خواننده خواست ایشان را اندرنخواهدیافت.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="4385"
					data-ulike-nonce="dff7d163bb"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_4385"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="+3"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
