
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: نگاهی به زبان‌پریشی گزارشگران ورزشی	</title>
	<atom:link href="https://parsianjoman.org/6360/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%be%d8%b1%db%8c%d8%b4%db%8c-%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://parsianjoman.org/6360/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%be%d8%b1%db%8c%d8%b4%db%8c-%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 29 Jul 2018 02:59:31 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.0.10</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: مهرداد		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/6360/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%be%d8%b1%db%8c%d8%b4%db%8c-%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c/#comment-5796</link>

		<dc:creator><![CDATA[مهرداد]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Jul 2018 15:00:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://parsianjoman.org/?p=6360#comment-5796</guid>

					<description><![CDATA[با درود

نویسندهٔ این نوشتار را نه میشناسم ولی باشان همنظر ام، زبانی که در گزارشهای ورزشی ازش استفاده میشود برای مردم نافهمیدنی و گیجکننده‌ست، من میخواهم شیوهٔ نوشتنِ خودشان را نقد کنم زیرا در چندین جا از همین نوشتار به واژه‌هائی برخورد کردم که برام گیجکننده بود؛

۱) قابلِ توجه، قابلِ پذیرش، قابلِ معادلسازی؛ این کار یعنی چه؟ یادم هست در کلاسِ زبان انگلیسی آموزگارمان واژهٔ considerable را قابلِ توجه معنا کرد ولی هنوز نه میدانم خواستِ نویسندگان از قابل چیست! ترکیبِ شگفتیست، این که همه جا این چونین چیزی مینویسید بدین معنا نیست که مردمان میفهمندش!

۲) مورد توجه قرار گرفت؛ آیا تا کنون شنفته اید که کودکی چهار ساله به جایِ توجه کردن بگوید موردِ توجه قرار دادن؟ حتی کودکان نیز میدانند چونین چیزی اشتباه است. توجه کردن دو واژه و موردِ توجه قرار دادن پنج واژه است، در همهٔ زبانهای دنیا رسم است که هرچه شمارِ واژه‌ها کمتر و مفهومِ سخن بیشتر باشد، زبان گویاتر است ولی در ایران به چونین چیزی باور نه دارند!


۳) واژه‌های بیمعنا
طی همین ده سال گذشته؟ ، در همین ده سالِ گذشته

 بی‌مبالاتی چیست؟

 تعقل چیست؟ اگر اندیشه یعنی تعقل چرا دو چیزِ هم‌معنا را مینویسید.

غیرفوتبالی؟ شما تا به امروز پیشوندِ &quot;نا&quot; را در زبانِ گفتاری نه شنفته اید؟ واژهٔ غَیر در زبان گفتاری هرگز به کار نمیرود مگر در شهرِ تهران که شگفت شهریست، من آن را مِرسیستان مینامم!

درست؛ نافوتبالی

باقی نمی‌ماند! چرا نمیگوید ماندن؟

ظهور و بروز! ظهور چیست؟ بُروز چیست؟ 

معادل! چرا نمیگویید برابر؟

آری این واژه‌ها سده‌هاست که نوشته میشوند ولی به یزدان سوگند ما گویشورانِ شوربخت نمیفهمیمشان.

۴) در زبانِ پارسی پس از آن چه که من پیشنِشین مینامم و شما شاید حرفِ اضافه بنامید، فعلها یا کنشبرها در شکلِ مصدریشان به کار میروند، چند نمونه از اشتباه‌هاتان را ببینید؛

الف) نوشتارتان؛ از جهت دیگر به خاطر تغییر زبان فوتبالی‌ست.

درست؛ به خاطرِ تغییرکردنِ زبانِ فوتبالی

ب) نوشتارتان؛ من اعتراض به این موضوع را چیزی از جنس اعتراض به تغییر محیط شهر و زندگی‌مان و حتی فراتر از آن می‌دانم که بدون استدلال قانع‌کننده، قابل پذیرش نیست؛ 
درست؛ اعتراض کردن به این موضوع را چیزی از جنسِ اعتراض کردن به تغییر کردنِ محیطِ شهر و زندگیمان و حتی فراتر از آن میدانم.

پ) نوشتارتان؛ در پاسخ به این استدلال‌ها در برابر این فارگلیسی‌نویسی فوتبالی‌ها اما دوستی استدلال کرده‌بود

این جمله مشکلِ بنیادانه دارد!

درست؛ در پاسخ دادن به این استدلالها در برابرِ فارگلیسینویسیِ فوتبالیها دوستی استدلال کرد

در این جمله &quot;این&quot; پیش از فارگلیسینویسی و &quot;اما&quot; زیادی هستند و ساختاربندی جمله‌تان نادرست است، زمانِ جمله نیز باید گذشتهٔ ساده باشد نه گذشتهٔ پیشین!

ث) نوشتارتان؛ مسئله اصلی ماهیت حوزه و هدف از بیان یا نوشتن یک متن یا گزارش و روایت است

درست؛ مسئلهٔ اصلی ماهیتِ حوزه و هدف از بیان کردن یا نوشتنِ متن یا گزارش یا روایتی ست

۱) ماهیتِ حوزه چیست؟ بگویید ما هم بفهمیم!

۲) که گفته است که عددِ یک در پارسی همانندِ عددِ یک در اسپانیایی و فرانسه و ایتالیایی اسمها را نامعیین و ناشناس میکند؟ زمانی که مینویسید &quot;یک متن یا گزارش و روایت&quot; خواننده میپرسد چرا یکی؟ چرا دوتا نه؟ عددِ یک شمار را مشخص میکند و گاه‌گاه شاید همچون un و una در اسپانیایی کار کند که بازهم نادرست است.

ج) نوشتارتان؛ فوتبال بر اساس فهم من به عنوان یکی از مردم عامه، نوعی سرگرمی است که ما از دیدن، بازی کردن و پی‌گیری اخبار و تحلیل‌های مرتبط با آن لذت می‌بریم


درست؛ فوتبال بر اساسِ فهمِ من که از مردمِ عامه هستم، نوعی سرگرمیست که ما از دیدن و بازی کردن و پیگیری کردنِ خبرها و تحلیلهای مرتبط با آن لذت میبریم

در پارسی نوشتنِ &quot; از دیدن، بازی کردن و پی‌گیری&quot; به دو دلیلِ آشکار نادرست است؛ 

یک) باید میانِ دیدن و بازی کردن و پیگیری کردن، حرفِ ربط یا همپیوندگرِ &quot;و&quot; را بِنِهید، آن گونه که نوشته اید در زبانِ انگلیسی درست است نه در پارسی، چراییش را نیز میتوانید از همان کودکِ چهار ساله بپرسید!

دو) باید نوشت؛ از دیدن و بازی کردن و پیگیری کردن، چرا؟ زیرا پیشنشینِ &quot;از&quot; گروهِ &quot;دیدن و بازی کردن و پیگیری کردن&quot; را مدیریت میکند.

جای آن که پیشنشین as در انگلیسی را به &quot;به عنوانِ&quot; ترجمه کنید به انگلیسی‌آموزان کارکردش را بی‌آموزید.

چ) احتمالاً چیزی از جنس عدم اعتماد به نفس زبانی و عدم خلاقیت و آفرینش ادبی و حتی هنری باشد، البته اگر تفاخر اهل فضل را در نظر نگیریم.

این نیز مشکلِ بنیادانه دارد!

درست؛ احتمالاً چیزی از جنسِ ناخودباوریِ زبانی و نه بودنِ آفرینش ادبی و حتی هنری باشد

عدمِ اعتماد به نفس چیست؟ آیا منظورتان &quot;نه داشتنِ خودباوری ست؟&quot;

عدم خلاقیت چیست؟ عدمِ خلاقیت و آفرینش چیست؟ آیا منظورتان نه بودن یا نه داشتنِ آفرینشگری ست؟
اگر خلاقیت یعنی آفرینش چرا دو بار یک مفهوم را تکرار میکنید؟
اهلِ تفاخر و فضل که هستند؟ بگویید تا آشنا شویم

این که مینویسند عدمِ خلاقیت به معنای آن نیست که ما مردمِ ساده آن را درمی‌یابیم.


ح) نوشتارتان؛ به این معنا که بدون هیچ اندیشه و تعقلی واژگان غربی را به کار می‌گیرد

درست؛ به این معنا که بی اندیشیدن واژه‌های غربی را به کار میبرد

پیرامونِ اندیشه و تعقل که گفتم ولی بنیادانه نوشتنِ این دو واژه بیجا و نادرست است.


دیگر شگفتیهایی که در نوشتارتان یافته میشود؛

نوشتارتان؛ شما به گزارش‌های فوتبالی انگلیسی که گوش می‌کنی، گاهی حس می‌کنی یک ادیب انگلیسی حرف می‌زند

این یکی واقعا بچگانه‌ست!

درست؛ شما هنگامی که به گزارشهای فوتبالیِ انگلیسی گوش میکنید گاهی حس میکنید که ادیبی انگلیسی حرف میزند

نخست این که در پارسی نیاز نیست ضمیرهای فاعلی را بنویسید چرا که پایانکِ فعلها کننده  را نمایندگی میکند.

دوم این که با ضمیر شما، فعلِ &quot;میکنید&quot; می آید و نه &quot;میکنی&quot; دلیلش را همان کودکِ چهار ساله میداند!

باز که نوشته اید &quot;یک ادیبِ انگلیسی حرف میزند&quot;، باز همان کودکِ چهارساله میداند که &quot;ادیبی انگلیسی حرف میزند&quot; درست است، در زبانِ تهرانیان چونین چیزِ خنده‌آوری بسیار رواجمند است.

نوشتارتان؛ شما اگر به گزارش آلمانی‌ها گوش کنی

درست؛ اگر به گزارشِ آلمانیان گوش کنید

باز نیز میگویم؛ نوشتنِ ضمیرهای فاعلی در پارسی کاری بیهوده‌ست، اگر هم نوشتید باید با فعل همداستانی کند، پس &quot;شما گوش کنید&quot; درست است.

نوشتارتان؛ به نظرم با وارد کردن نظام واژگانی غربی و بدون فهم ارتباط فرهنگی و معنایی آن با جامعه هدف، ما این کارکرد اصلی را از زبان فوتبالی می‌گیریم. 

این جمله از بنیاد مشکلمند است!

درست؛ به نظرم، با وارد کردنِ واژه‌هایِ غربی بی فهمیدنِ ارتباطِ فرهنگی و معناییشان با جامعهٔ هدف، این کارکردِ اصلی را از زبانِ فوتبالی میگیریم.

منظورتان &quot;بِدونِ فهم، ارتباطِ فرهنگی&quot; ست یا &quot;بدونِ فهمِ ارتباطِ فرهنگی&quot;؟ منظورتان هر کدام که باشد نادرست است!

نخست این که تهرانیان و نویسندگان باید بی آموزند که نوشتن و گفتنِ پیشنشین یا حرفِ اضافهٔ &quot;بی&quot; آسانتر و بهتر است از ترکیبِ فارسی-اربیِ &quot;به دونِ&quot;

دوم؛ بازمیگویم که پس از پیشنشینها یا حرفهای اضافه فعل در شکلِ مصدری به کار میرود.

مسئله دیگرش هم معنای زبان به مثابه کاربرد اصلی آن است. 

این جمله‌تان واقعاً بیمعناست!


از این که چونین نوشتاری را در تارگاهِ پارسی‌انجمن دیدم نخست شگفت کردم و سپس خندَه‌م گرفت، میتوانم کتابی بیست و اندی برگ دربارهٔ نادرستنویسیهای همین نوشتار و همین نویسنده بنویسم، از این نوشتار چیزی اندر نی یافتم و گُمان نه میکنم کس دیگری نیز چیزی ازش بفهمد، ایشان (مهرداد بزرگ) اگر به زبانِ پارسی می‌اندیشند نخست زبانِ نوشتنِ خویش را اصلاح کنند تا این اندازه بچگانه و شرمبار نه باشد.

قصدم از نوشتنِ این نظرنامه یاددادنِ چیزی به نویسنده نیست که انتقاد کردن است، امیدوار ام به دستشان برَسَد.

سپاس و بدرود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با درود</p>
<p>نویسندهٔ این نوشتار را نه میشناسم ولی باشان همنظر ام، زبانی که در گزارشهای ورزشی ازش استفاده میشود برای مردم نافهمیدنی و گیجکننده‌ست، من میخواهم شیوهٔ نوشتنِ خودشان را نقد کنم زیرا در چندین جا از همین نوشتار به واژه‌هائی برخورد کردم که برام گیجکننده بود؛</p>
<p>۱) قابلِ توجه، قابلِ پذیرش، قابلِ معادلسازی؛ این کار یعنی چه؟ یادم هست در کلاسِ زبان انگلیسی آموزگارمان واژهٔ considerable را قابلِ توجه معنا کرد ولی هنوز نه میدانم خواستِ نویسندگان از قابل چیست! ترکیبِ شگفتیست، این که همه جا این چونین چیزی مینویسید بدین معنا نیست که مردمان میفهمندش!</p>
<p>۲) مورد توجه قرار گرفت؛ آیا تا کنون شنفته اید که کودکی چهار ساله به جایِ توجه کردن بگوید موردِ توجه قرار دادن؟ حتی کودکان نیز میدانند چونین چیزی اشتباه است. توجه کردن دو واژه و موردِ توجه قرار دادن پنج واژه است، در همهٔ زبانهای دنیا رسم است که هرچه شمارِ واژه‌ها کمتر و مفهومِ سخن بیشتر باشد، زبان گویاتر است ولی در ایران به چونین چیزی باور نه دارند!</p>
<p>۳) واژه‌های بیمعنا<br />
طی همین ده سال گذشته؟ ، در همین ده سالِ گذشته</p>
<p> بی‌مبالاتی چیست؟</p>
<p> تعقل چیست؟ اگر اندیشه یعنی تعقل چرا دو چیزِ هم‌معنا را مینویسید.</p>
<p>غیرفوتبالی؟ شما تا به امروز پیشوندِ &#8220;نا&#8221; را در زبانِ گفتاری نه شنفته اید؟ واژهٔ غَیر در زبان گفتاری هرگز به کار نمیرود مگر در شهرِ تهران که شگفت شهریست، من آن را مِرسیستان مینامم!</p>
<p>درست؛ نافوتبالی</p>
<p>باقی نمی‌ماند! چرا نمیگوید ماندن؟</p>
<p>ظهور و بروز! ظهور چیست؟ بُروز چیست؟ </p>
<p>معادل! چرا نمیگویید برابر؟</p>
<p>آری این واژه‌ها سده‌هاست که نوشته میشوند ولی به یزدان سوگند ما گویشورانِ شوربخت نمیفهمیمشان.</p>
<p>۴) در زبانِ پارسی پس از آن چه که من پیشنِشین مینامم و شما شاید حرفِ اضافه بنامید، فعلها یا کنشبرها در شکلِ مصدریشان به کار میروند، چند نمونه از اشتباه‌هاتان را ببینید؛</p>
<p>الف) نوشتارتان؛ از جهت دیگر به خاطر تغییر زبان فوتبالی‌ست.</p>
<p>درست؛ به خاطرِ تغییرکردنِ زبانِ فوتبالی</p>
<p>ب) نوشتارتان؛ من اعتراض به این موضوع را چیزی از جنس اعتراض به تغییر محیط شهر و زندگی‌مان و حتی فراتر از آن می‌دانم که بدون استدلال قانع‌کننده، قابل پذیرش نیست؛<br />
درست؛ اعتراض کردن به این موضوع را چیزی از جنسِ اعتراض کردن به تغییر کردنِ محیطِ شهر و زندگیمان و حتی فراتر از آن میدانم.</p>
<p>پ) نوشتارتان؛ در پاسخ به این استدلال‌ها در برابر این فارگلیسی‌نویسی فوتبالی‌ها اما دوستی استدلال کرده‌بود</p>
<p>این جمله مشکلِ بنیادانه دارد!</p>
<p>درست؛ در پاسخ دادن به این استدلالها در برابرِ فارگلیسینویسیِ فوتبالیها دوستی استدلال کرد</p>
<p>در این جمله &#8220;این&#8221; پیش از فارگلیسینویسی و &#8220;اما&#8221; زیادی هستند و ساختاربندی جمله‌تان نادرست است، زمانِ جمله نیز باید گذشتهٔ ساده باشد نه گذشتهٔ پیشین!</p>
<p>ث) نوشتارتان؛ مسئله اصلی ماهیت حوزه و هدف از بیان یا نوشتن یک متن یا گزارش و روایت است</p>
<p>درست؛ مسئلهٔ اصلی ماهیتِ حوزه و هدف از بیان کردن یا نوشتنِ متن یا گزارش یا روایتی ست</p>
<p>۱) ماهیتِ حوزه چیست؟ بگویید ما هم بفهمیم!</p>
<p>۲) که گفته است که عددِ یک در پارسی همانندِ عددِ یک در اسپانیایی و فرانسه و ایتالیایی اسمها را نامعیین و ناشناس میکند؟ زمانی که مینویسید &#8220;یک متن یا گزارش و روایت&#8221; خواننده میپرسد چرا یکی؟ چرا دوتا نه؟ عددِ یک شمار را مشخص میکند و گاه‌گاه شاید همچون un و una در اسپانیایی کار کند که بازهم نادرست است.</p>
<p>ج) نوشتارتان؛ فوتبال بر اساس فهم من به عنوان یکی از مردم عامه، نوعی سرگرمی است که ما از دیدن، بازی کردن و پی‌گیری اخبار و تحلیل‌های مرتبط با آن لذت می‌بریم</p>
<p>درست؛ فوتبال بر اساسِ فهمِ من که از مردمِ عامه هستم، نوعی سرگرمیست که ما از دیدن و بازی کردن و پیگیری کردنِ خبرها و تحلیلهای مرتبط با آن لذت میبریم</p>
<p>در پارسی نوشتنِ &#8221; از دیدن، بازی کردن و پی‌گیری&#8221; به دو دلیلِ آشکار نادرست است؛ </p>
<p>یک) باید میانِ دیدن و بازی کردن و پیگیری کردن، حرفِ ربط یا همپیوندگرِ &#8220;و&#8221; را بِنِهید، آن گونه که نوشته اید در زبانِ انگلیسی درست است نه در پارسی، چراییش را نیز میتوانید از همان کودکِ چهار ساله بپرسید!</p>
<p>دو) باید نوشت؛ از دیدن و بازی کردن و پیگیری کردن، چرا؟ زیرا پیشنشینِ &#8220;از&#8221; گروهِ &#8220;دیدن و بازی کردن و پیگیری کردن&#8221; را مدیریت میکند.</p>
<p>جای آن که پیشنشین as در انگلیسی را به &#8220;به عنوانِ&#8221; ترجمه کنید به انگلیسی‌آموزان کارکردش را بی‌آموزید.</p>
<p>چ) احتمالاً چیزی از جنس عدم اعتماد به نفس زبانی و عدم خلاقیت و آفرینش ادبی و حتی هنری باشد، البته اگر تفاخر اهل فضل را در نظر نگیریم.</p>
<p>این نیز مشکلِ بنیادانه دارد!</p>
<p>درست؛ احتمالاً چیزی از جنسِ ناخودباوریِ زبانی و نه بودنِ آفرینش ادبی و حتی هنری باشد</p>
<p>عدمِ اعتماد به نفس چیست؟ آیا منظورتان &#8220;نه داشتنِ خودباوری ست؟&#8221;</p>
<p>عدم خلاقیت چیست؟ عدمِ خلاقیت و آفرینش چیست؟ آیا منظورتان نه بودن یا نه داشتنِ آفرینشگری ست؟<br />
اگر خلاقیت یعنی آفرینش چرا دو بار یک مفهوم را تکرار میکنید؟<br />
اهلِ تفاخر و فضل که هستند؟ بگویید تا آشنا شویم</p>
<p>این که مینویسند عدمِ خلاقیت به معنای آن نیست که ما مردمِ ساده آن را درمی‌یابیم.</p>
<p>ح) نوشتارتان؛ به این معنا که بدون هیچ اندیشه و تعقلی واژگان غربی را به کار می‌گیرد</p>
<p>درست؛ به این معنا که بی اندیشیدن واژه‌های غربی را به کار میبرد</p>
<p>پیرامونِ اندیشه و تعقل که گفتم ولی بنیادانه نوشتنِ این دو واژه بیجا و نادرست است.</p>
<p>دیگر شگفتیهایی که در نوشتارتان یافته میشود؛</p>
<p>نوشتارتان؛ شما به گزارش‌های فوتبالی انگلیسی که گوش می‌کنی، گاهی حس می‌کنی یک ادیب انگلیسی حرف می‌زند</p>
<p>این یکی واقعا بچگانه‌ست!</p>
<p>درست؛ شما هنگامی که به گزارشهای فوتبالیِ انگلیسی گوش میکنید گاهی حس میکنید که ادیبی انگلیسی حرف میزند</p>
<p>نخست این که در پارسی نیاز نیست ضمیرهای فاعلی را بنویسید چرا که پایانکِ فعلها کننده  را نمایندگی میکند.</p>
<p>دوم این که با ضمیر شما، فعلِ &#8220;میکنید&#8221; می آید و نه &#8220;میکنی&#8221; دلیلش را همان کودکِ چهار ساله میداند!</p>
<p>باز که نوشته اید &#8220;یک ادیبِ انگلیسی حرف میزند&#8221;، باز همان کودکِ چهارساله میداند که &#8220;ادیبی انگلیسی حرف میزند&#8221; درست است، در زبانِ تهرانیان چونین چیزِ خنده‌آوری بسیار رواجمند است.</p>
<p>نوشتارتان؛ شما اگر به گزارش آلمانی‌ها گوش کنی</p>
<p>درست؛ اگر به گزارشِ آلمانیان گوش کنید</p>
<p>باز نیز میگویم؛ نوشتنِ ضمیرهای فاعلی در پارسی کاری بیهوده‌ست، اگر هم نوشتید باید با فعل همداستانی کند، پس &#8220;شما گوش کنید&#8221; درست است.</p>
<p>نوشتارتان؛ به نظرم با وارد کردن نظام واژگانی غربی و بدون فهم ارتباط فرهنگی و معنایی آن با جامعه هدف، ما این کارکرد اصلی را از زبان فوتبالی می‌گیریم. </p>
<p>این جمله از بنیاد مشکلمند است!</p>
<p>درست؛ به نظرم، با وارد کردنِ واژه‌هایِ غربی بی فهمیدنِ ارتباطِ فرهنگی و معناییشان با جامعهٔ هدف، این کارکردِ اصلی را از زبانِ فوتبالی میگیریم.</p>
<p>منظورتان &#8220;بِدونِ فهم، ارتباطِ فرهنگی&#8221; ست یا &#8220;بدونِ فهمِ ارتباطِ فرهنگی&#8221;؟ منظورتان هر کدام که باشد نادرست است!</p>
<p>نخست این که تهرانیان و نویسندگان باید بی آموزند که نوشتن و گفتنِ پیشنشین یا حرفِ اضافهٔ &#8220;بی&#8221; آسانتر و بهتر است از ترکیبِ فارسی-اربیِ &#8220;به دونِ&#8221;</p>
<p>دوم؛ بازمیگویم که پس از پیشنشینها یا حرفهای اضافه فعل در شکلِ مصدری به کار میرود.</p>
<p>مسئله دیگرش هم معنای زبان به مثابه کاربرد اصلی آن است. </p>
<p>این جمله‌تان واقعاً بیمعناست!</p>
<p>از این که چونین نوشتاری را در تارگاهِ پارسی‌انجمن دیدم نخست شگفت کردم و سپس خندَه‌م گرفت، میتوانم کتابی بیست و اندی برگ دربارهٔ نادرستنویسیهای همین نوشتار و همین نویسنده بنویسم، از این نوشتار چیزی اندر نی یافتم و گُمان نه میکنم کس دیگری نیز چیزی ازش بفهمد، ایشان (مهرداد بزرگ) اگر به زبانِ پارسی می‌اندیشند نخست زبانِ نوشتنِ خویش را اصلاح کنند تا این اندازه بچگانه و شرمبار نه باشد.</p>
<p>قصدم از نوشتنِ این نظرنامه یاددادنِ چیزی به نویسنده نیست که انتقاد کردن است، امیدوار ام به دستشان برَسَد.</p>
<p>سپاس و بدرود.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="5796"
					data-ulike-nonce="d8bebfde4e"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_5796"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
