
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی	</title>
	<atom:link href="https://parsianjoman.org/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://parsianjoman.org</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 16 Feb 2026 13:32:33 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.0.11</generator>
	<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای واژه‌های پارسی در زبان سواحلی با مهدی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2182/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%ad%d9%84%db%8c/#comment-27065</link>

		<dc:creator><![CDATA[مهدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Feb 2026 13:32:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2182#comment-27065</guid>

					<description><![CDATA[بسیار عالی، سعی شده بود در این متن از واژه های عربی استفاده نشه و تا حدودی هم موفق بودید، من با یه نگاه سرسری فقط چند واژه عربی مثل جنوب ، دلیل، نفوذ، ساکن و یکی دوتای دیگه کهالان یادم نیست پیدا کردم، خیلی عالی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسیار عالی، سعی شده بود در این متن از واژه های عربی استفاده نشه و تا حدودی هم موفق بودید، من با یه نگاه سرسری فقط چند واژه عربی مثل جنوب ، دلیل، نفوذ، ساکن و یکی دوتای دیگه کهالان یادم نیست پیدا کردم، خیلی عالی		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="27065"
					data-ulike-nonce="1d0d4b1407"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_27065"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای آن‌که آموخت و نکرد (نگاهی به ویراست تازه‌ی دستور خط فارسی) با شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/10752/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%b7-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/#comment-26987</link>

		<dc:creator><![CDATA[شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Feb 2026 20:41:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://parsianjoman.org/?p=10752#comment-26987</guid>

					<description><![CDATA[درود. چرا به جای ویرایسته (:ویراسته) بنوشتند: ویرایست!
ستاک گذشته : ویرایستن (:ویراستن)
بُنِ ستاک گذشته : ویرایست (:ویراست)
نام کُنیده (:اسم مفعول) : بُنِ ستاک گذشته + ~ه = ویرایسته (:ویراسته)

واژه ویرایسته را بسنجید با: نوشته
روی پوشینه (:جلد) هیچ نَسکی ننویسند: نوشت : کامرانی فانی. بلکه بنویسند: نوشته : کامران فانی.

از این است که واژه ویراست به جای ویراسته نا-درست است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود. چرا به جای ویرایسته (:ویراسته) بنوشتند: ویرایست!<br />
ستاک گذشته : ویرایستن (:ویراستن)<br />
بُنِ ستاک گذشته : ویرایست (:ویراست)<br />
نام کُنیده (:اسم مفعول) : بُنِ ستاک گذشته + ~ه = ویرایسته (:ویراسته)</p>
<p>واژه ویرایسته را بسنجید با: نوشته<br />
روی پوشینه (:جلد) هیچ نَسکی ننویسند: نوشت : کامرانی فانی. بلکه بنویسند: نوشته : کامران فانی.</p>
<p>از این است که واژه ویراست به جای ویراسته نا-درست است.		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26987"
					data-ulike-nonce="4874dc9b16"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26987"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای واژه‌نامه با بابک پاکدامن سردرود		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comment-26873</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک پاکدامن سردرود]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 Jan 2026 04:21:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=2210#comment-26873</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://parsianjoman.org/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comment-4768&quot;&gt;بابک پاکدامن سردرود&lt;/a&gt;.

بلی. در گوردستان واژه امانج را داریم که به گمان می رسد معرّب امانَگ یا آمانَگ باشد که به چیم چیم (هدف) می باشد و در پارسی واژه آماج را داریم که معرّب آماگ است و باز به چیمِ (معنی) چیم (هدف) می باشد. از این روی، می توان چنین نوشت  که این دو واژه همبون و همریشه هستند که پیشتر در آبادیس هم نشان داده ام (برای دانش بیشتر به آن نگاه کنید که یک چیمی دیگر را برای ام نشان می دهند).]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://parsianjoman.org/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comment-4768">بابک پاکدامن سردرود</a>.</p>
<p>بلی. در گوردستان واژه امانج را داریم که به گمان می رسد معرّب امانَگ یا آمانَگ باشد که به چیم چیم (هدف) می باشد و در پارسی واژه آماج را داریم که معرّب آماگ است و باز به چیمِ (معنی) چیم (هدف) می باشد. از این روی، می توان چنین نوشت  که این دو واژه همبون و همریشه هستند که پیشتر در آبادیس هم نشان داده ام (برای دانش بیشتر به آن نگاه کنید که یک چیمی دیگر را برای ام نشان می دهند).		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26873"
					data-ulike-nonce="0675b1def0"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26873"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای واژه‌نامه با بابک پاکدامن سردرود		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comment-26872</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک پاکدامن سردرود]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 Jan 2026 04:12:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=2210#comment-26872</guid>

					<description><![CDATA[شناسینِش (معرّفی) یک کَردبون (مصدر فعلی) و واژگان در پیوند با آن:
سُوریتَن (سُور-): دنبال کردن
سُوردار: دنبال کردنی
سُورین: دنبال کردنی؛ سُرین، ران
سُوریگ: دنبال کردنی؛ بسته به دنبال کردن
سُوریتار: دنبال کننده
سُوراگ (سُوراغ بخوانید): سُراغ، دنبال کننده
سُوران: دنبال کننده
سُوریر: دنبال کننده
سُوریشن: دنبال کردن
سُوریشنیگ: دنبال کننده؛ دنبال کردنی؛ بسته به دنبال کردن
سُوریشنیه: دنبال کردن
سُوریشنیها: با دنبال کردن
سُورَگ: ابزاری برای دنبال کردن؛ به گمان می رسد که این واژه همان سوره باشد که در قرآن‌ نیز برای نامیدن بخش های آن به کار می رود، همچنان که واژه آیه معرّب آیَگ از بون آمَدَن یا آمَتَن (آی-) به گمان می رسد.
سُورینَگ: ابزاری برای دنبال کردن
پَدیشسُور: ابزاری برای دنبال کردن
سُوریت: دنبال کرد؛ دنبال کردن؛ دنبال شده
سُوریتَگ: دنبال کرده؛ دنبال شده
همچنین، واژه آسانسور که برای بالا و پایین رفتن در ساختمان های بلند به کار برده می شود، می تواند با همین برَهم (شکل) یک واژه برابر پارسی پهلوی برای نامیدن این ابزار ساخت بیگانگان باشد چه ابزاری است برای آسان دنبال کردن خواست کاربر در اشکوب های بالا و یا پایین یک ساختمان!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شناسینِش (معرّفی) یک کَردبون (مصدر فعلی) و واژگان در پیوند با آن:<br />
سُوریتَن (سُور-): دنبال کردن<br />
سُوردار: دنبال کردنی<br />
سُورین: دنبال کردنی؛ سُرین، ران<br />
سُوریگ: دنبال کردنی؛ بسته به دنبال کردن<br />
سُوریتار: دنبال کننده<br />
سُوراگ (سُوراغ بخوانید): سُراغ، دنبال کننده<br />
سُوران: دنبال کننده<br />
سُوریر: دنبال کننده<br />
سُوریشن: دنبال کردن<br />
سُوریشنیگ: دنبال کننده؛ دنبال کردنی؛ بسته به دنبال کردن<br />
سُوریشنیه: دنبال کردن<br />
سُوریشنیها: با دنبال کردن<br />
سُورَگ: ابزاری برای دنبال کردن؛ به گمان می رسد که این واژه همان سوره باشد که در قرآن‌ نیز برای نامیدن بخش های آن به کار می رود، همچنان که واژه آیه معرّب آیَگ از بون آمَدَن یا آمَتَن (آی-) به گمان می رسد.<br />
سُورینَگ: ابزاری برای دنبال کردن<br />
پَدیشسُور: ابزاری برای دنبال کردن<br />
سُوریت: دنبال کرد؛ دنبال کردن؛ دنبال شده<br />
سُوریتَگ: دنبال کرده؛ دنبال شده<br />
همچنین، واژه آسانسور که برای بالا و پایین رفتن در ساختمان های بلند به کار برده می شود، می تواند با همین برَهم (شکل) یک واژه برابر پارسی پهلوی برای نامیدن این ابزار ساخت بیگانگان باشد چه ابزاری است برای آسان دنبال کردن خواست کاربر در اشکوب های بالا و یا پایین یک ساختمان!		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26872"
					data-ulike-nonce="b2d6d00ead"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26872"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای واژه‌نامه با بابک پاکدامن سردرود		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comment-26871</link>

		<dc:creator><![CDATA[بابک پاکدامن سردرود]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 Jan 2026 03:48:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?page_id=2210#comment-26871</guid>

					<description><![CDATA[دیکشنری و مترجم آبادیس بابک پاکدامن  ١٠۴

پسوند یون
بابک پاکدامن١٠:٣١ - ١۴٠۴/١١/٠٣- یون یک پسوند در زبان پارسی پهلوی است که برای ساختن یک واژه در پیوند با چیم واژه پیش از خود به کار گرفته می شود و این واژه پیشین می تواند یک نام جانور یا گیاه نماد چیزی، یک کَردبون نونیگ ( مصدر فعل مضارع ) و یا ایز ( حتّی ) یک پیشوند باشد. آشنایی با پسوند - یون و کاربرد آن به ویژه در جهان در پیشرفت زود و توند ( تُند ) گیهان (جهان) امروزی بسیار ارزشمند است و در کنار یاری دادن به شناخت خود و زبان مادری راستین خود، به ساخت واژگان بایا ( لازم ) نیز کمک بسیاری می کند.
در زیر من به نمونه هایی از کاربرد این پسوند می پردازم:
۱. افزودن به نام برای ساخت نامی دیگر برای چیزی دیگر که ویژگی هایی مانند واژه نخست دارد ( در اینجا: سودمندی در فراهم کردن شیر و پشم و گوشت و چربی ) :
گُو ( = گاو ) : گُویون ( = گُوسپَند ) که در گویش آذری زبان پهلوی پس از یوورش اعراب و چنگیز تاتار و تیمور به قویون دگرگونی یافته است.
دو ( = ۲ که با گویش های گوناگونی در جای جای ایران و ایرانشهر خوانده می شود ) : دویون ( گره؛ ازدواج ) در گویش آذری زبان پهلوی
۲. افزودن به یک نامی که نماد چیزی است:
هُوما ( هُما، پرنده شکاری نماد خوشبختی و افزونی و فرخندگی ) : هُومایون ( هُمایون ) که به چیم هوگسته و خُجسته می باشد.
زَر ( = طلا؛ نماد زیبایی و درخشندگی و ارزشمندی ) : زَریون ( نامی برای دختران )
پَر ( = نماد لطافت و زیبایی ) : پَریون ( نامی برای دختران )
مار ( نماد خوش خط و نگار بودن ) : ماریون ( نامی برای دختران، همچیم با مارال )
۳. افزودن به کَردبون نونیگ برای ساخت نامی نو در پیوند با آن:
وَرد - ( وَشتَن و وَردیتَن= گَرد و گَردیدن در زبان کنونی ) : وَردیون ( ارّابه، وسیله نقلیّه )
دار - ( داشتَن= نگهداشتن و حفاظت کردن ) : داریون
بَو- یا بُو- (بودن= هستی داشتن) : بُویون (گردن‌ در گویش آذری زبان‌پهلوی که با هستی دارنده آن در پیوند است و می دانیم که کارهایی مانند گردن زدن و سر بریدن به مرگ و نیست شدن می انجامند)
۴. افزودن به یک پیشوند دارای چیمی مانند کردبون نونیگ ( شاید هم چنین کردبونی هست و من هنوز به هستومندی آن در زبان پهلوی پی نبرده ام ) :
اَف - ( پیشوندی با چیم زدوده شدن و زدودن و گسستن برای نمونه در کردبون اَفپاردَن و اَفپار - : از هم گسستن و تجزیّه کردن، این پیشوند را می بینیم ) : اَفیون ( مادَگ مخدِّر، چرا که روانگردان است و به از خود بی خود شدن کاربر آن می انجامد )]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیکشنری و مترجم آبادیس بابک پاکدامن  ١٠۴</p>
<p>پسوند یون<br />
بابک پاکدامن١٠:٣١ &#8211; ١۴٠۴/١١/٠٣- یون یک پسوند در زبان پارسی پهلوی است که برای ساختن یک واژه در پیوند با چیم واژه پیش از خود به کار گرفته می شود و این واژه پیشین می تواند یک نام جانور یا گیاه نماد چیزی، یک کَردبون نونیگ ( مصدر فعل مضارع ) و یا ایز ( حتّی ) یک پیشوند باشد. آشنایی با پسوند &#8211; یون و کاربرد آن به ویژه در جهان در پیشرفت زود و توند ( تُند ) گیهان (جهان) امروزی بسیار ارزشمند است و در کنار یاری دادن به شناخت خود و زبان مادری راستین خود، به ساخت واژگان بایا ( لازم ) نیز کمک بسیاری می کند.<br />
در زیر من به نمونه هایی از کاربرد این پسوند می پردازم:<br />
۱. افزودن به نام برای ساخت نامی دیگر برای چیزی دیگر که ویژگی هایی مانند واژه نخست دارد ( در اینجا: سودمندی در فراهم کردن شیر و پشم و گوشت و چربی ) :<br />
گُو ( = گاو ) : گُویون ( = گُوسپَند ) که در گویش آذری زبان پهلوی پس از یوورش اعراب و چنگیز تاتار و تیمور به قویون دگرگونی یافته است.<br />
دو ( = ۲ که با گویش های گوناگونی در جای جای ایران و ایرانشهر خوانده می شود ) : دویون ( گره؛ ازدواج ) در گویش آذری زبان پهلوی<br />
۲. افزودن به یک نامی که نماد چیزی است:<br />
هُوما ( هُما، پرنده شکاری نماد خوشبختی و افزونی و فرخندگی ) : هُومایون ( هُمایون ) که به چیم هوگسته و خُجسته می باشد.<br />
زَر ( = طلا؛ نماد زیبایی و درخشندگی و ارزشمندی ) : زَریون ( نامی برای دختران )<br />
پَر ( = نماد لطافت و زیبایی ) : پَریون ( نامی برای دختران )<br />
مار ( نماد خوش خط و نگار بودن ) : ماریون ( نامی برای دختران، همچیم با مارال )<br />
۳. افزودن به کَردبون نونیگ برای ساخت نامی نو در پیوند با آن:<br />
وَرد &#8211; ( وَشتَن و وَردیتَن= گَرد و گَردیدن در زبان کنونی ) : وَردیون ( ارّابه، وسیله نقلیّه )<br />
دار &#8211; ( داشتَن= نگهداشتن و حفاظت کردن ) : داریون<br />
بَو- یا بُو- (بودن= هستی داشتن) : بُویون (گردن‌ در گویش آذری زبان‌پهلوی که با هستی دارنده آن در پیوند است و می دانیم که کارهایی مانند گردن زدن و سر بریدن به مرگ و نیست شدن می انجامند)<br />
۴. افزودن به یک پیشوند دارای چیمی مانند کردبون نونیگ ( شاید هم چنین کردبونی هست و من هنوز به هستومندی آن در زبان پهلوی پی نبرده ام ) :<br />
اَف &#8211; ( پیشوندی با چیم زدوده شدن و زدودن و گسستن برای نمونه در کردبون اَفپاردَن و اَفپار &#8211; : از هم گسستن و تجزیّه کردن، این پیشوند را می بینیم ) : اَفیون ( مادَگ مخدِّر، چرا که روانگردان است و به از خود بی خود شدن کاربر آن می انجامد )		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26871"
					data-ulike-nonce="99c3843d81"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26871"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای نخستین فرهنگ طیفی (تزاروس!) پارسی با جمشید فراروی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/840/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%b7%db%8c%d9%81%db%8c-%d8%aa%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/#comment-26722</link>

		<dc:creator><![CDATA[جمشید فراروی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 2025 23:19:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=840#comment-26722</guid>

					<description><![CDATA[من، جمشید فراروی، مولف این کتاب هستم و خوشحال میشوم نظرات کاربران را دریافت کنم. با نشانی زیر میتوانید با من مکاتبه کنید.
jamshydf@gmail.com]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من، جمشید فراروی، مولف این کتاب هستم و خوشحال میشوم نظرات کاربران را دریافت کنم. با نشانی زیر میتوانید با من مکاتبه کنید.<br />
<a href="mailto:jamshydf@gmail.com">jamshydf@gmail.com</a>		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26722"
					data-ulike-nonce="bbedb0a34f"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26722"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی با دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26600</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:53:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26600</guid>

					<description><![CDATA[آوَندِ واژه
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

آوندِ واژه آن پیکره دینِشی-و-شِنَوِشی است که نَخُستین‌بار با آن رُوی-به-رُوی بِشُوِیم؛ همان تَنِ آوایی که از ‏بَر-خورِشِ دَم با تارهای آوایی و گُذَرِشِ هوا از لب بِپَدیدَد و بَرسانِ موجِ کوچکی بر گستره هوا بِلغزد و گوش ‏آدمی را بِلرزاند.‏
این آوَند، سرشتِ مادی واژه است؛ همان چیزی است که اگر آن را از میان بَر-بِداریم، واژه نیز به نیستی فرو-‏بِلغزد. امّا این آوند تنها پوسته نیست؛ وَنکه بَرسانِ پُوستِ درخت است. پُوستِ درخت هم نگاهدارنده است و ‏هم پَدَنده ‏ وَرشیم‌هایِ سال (:بهار و تابستان و پاییز و زَمستان)، تَنِ واژه نیز باز-تابی از تاریخِ دگرگونی‌هایِ ‏زبانی است.‏
چه گونگی گَردِشِ اندامِ زبان در دهان، واز-و-بست شُوِشِ لب‌ها، زیر-و-بَمِ آوا، همه در دَمِ واژه نقش بِدارند و ‏هر واژه بَرسانِ آوایِ آغازینِ جِهان است که بار دیگر از دهانِ آدمی بِزایَد.‏
آوندِ واژه، هم یادگارِ دیرینِ نیاکان و هم ساخته هر روزه مردمان است. این دو-گانگیِ پایا، همان جانِ واژه ‏است: هم در گُذشته ریشه بدارد، هم در زایِشِ اکنون.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آوَندِ واژه<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>آوندِ واژه آن پیکره دینِشی-و-شِنَوِشی است که نَخُستین‌بار با آن رُوی-به-رُوی بِشُوِیم؛ همان تَنِ آوایی که از ‏بَر-خورِشِ دَم با تارهای آوایی و گُذَرِشِ هوا از لب بِپَدیدَد و بَرسانِ موجِ کوچکی بر گستره هوا بِلغزد و گوش ‏آدمی را بِلرزاند.‏<br />
این آوَند، سرشتِ مادی واژه است؛ همان چیزی است که اگر آن را از میان بَر-بِداریم، واژه نیز به نیستی فرو-‏بِلغزد. امّا این آوند تنها پوسته نیست؛ وَنکه بَرسانِ پُوستِ درخت است. پُوستِ درخت هم نگاهدارنده است و ‏هم پَدَنده ‏ وَرشیم‌هایِ سال (:بهار و تابستان و پاییز و زَمستان)، تَنِ واژه نیز باز-تابی از تاریخِ دگرگونی‌هایِ ‏زبانی است.‏<br />
چه گونگی گَردِشِ اندامِ زبان در دهان، واز-و-بست شُوِشِ لب‌ها، زیر-و-بَمِ آوا، همه در دَمِ واژه نقش بِدارند و ‏هر واژه بَرسانِ آوایِ آغازینِ جِهان است که بار دیگر از دهانِ آدمی بِزایَد.‏<br />
آوندِ واژه، هم یادگارِ دیرینِ نیاکان و هم ساخته هر روزه مردمان است. این دو-گانگیِ پایا، همان جانِ واژه ‏است: هم در گُذشته ریشه بدارد، هم در زایِشِ اکنون.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26600"
					data-ulike-nonce="850536a339"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26600"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی با دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26599</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:52:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26599</guid>

					<description><![CDATA[در باره چیستی واژه
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه، در نمودِ نَخُست، بَرسانِ دانه کوچکی بِنمایَد، امّا در ژرفایِ خود، جُغدِ دانایی است که بر شاخه تاریگ ‏شب بِنشیند و جِهان را در خامُشی بِنِوازَد؛ واژه در پیکر خویش لایه‌هایی بِدارد که هر یَک باز-تابی از ‏رویدادهای دیرینِ زبان-و-تَن-و-رُوان-و-فرهنگ-و-آگاهی است و این لایه‌ها بَرسانِ حلقه‌های تنه درخت ‏کَهُن‌سالی‌ هستند که از هر دوره زِیِشِ خویش نشانی بر جای بِگُذاشتند.‏
در این‌جای، واژه را بَرسانِ هستیِ چند-لایه بِنگریم؛ نه آوا به‌تنهایی خاستگاهِ آن است و نه نوشته جایگاهِ ‏پایانی آن، وَنکه ریشه‌هایش در ژرفایِ خِرَد فرو-برفت و رُویشِ آن در کارکرد و زِیَندگیِ آدمی رخ بنمایَد. اَزیرا ‏که معنا، زاده پیوندِ زِیَنده این لایه‌هاست.‏
واژه را بِتُوانیم که بَرسانِ چَشمه‌ای بدانیم که از دلِ کوهِ اندیشه بِجُوشَد؛ از آوندِ تنِ آوایی بِآغازد، سپس از ‏دهلیزهای ساختمانِ دستوری بِگُذَرَد، در معنا و کرانه‌هایش بِگُستَرَد و در فرجام در شبکه کُنِش به جِهان ‏بِرَسَد و هر کَسِ یَک-سُوی‌نگری یَکی از این کران‌هایش را بِبیند و نَتُوانَد که به همه آن کَران‌ها بِنگَرَد؛ پس ‏بر چُنین کَسی، بخشی از کرانِ واژه روشن است و بخش‌های دیگر در کران‌های گویشِ مِهِ لغزان نا-پیدا است. ‏از این است که شِناسِش «چیستی واژه»، همان شِناسِشِ «چیستی زبان» است و شِناسِش زبان همان ‏شِناسِش آدمی.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در باره چیستی واژه<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه، در نمودِ نَخُست، بَرسانِ دانه کوچکی بِنمایَد، امّا در ژرفایِ خود، جُغدِ دانایی است که بر شاخه تاریگ ‏شب بِنشیند و جِهان را در خامُشی بِنِوازَد؛ واژه در پیکر خویش لایه‌هایی بِدارد که هر یَک باز-تابی از ‏رویدادهای دیرینِ زبان-و-تَن-و-رُوان-و-فرهنگ-و-آگاهی است و این لایه‌ها بَرسانِ حلقه‌های تنه درخت ‏کَهُن‌سالی‌ هستند که از هر دوره زِیِشِ خویش نشانی بر جای بِگُذاشتند.‏<br />
در این‌جای، واژه را بَرسانِ هستیِ چند-لایه بِنگریم؛ نه آوا به‌تنهایی خاستگاهِ آن است و نه نوشته جایگاهِ ‏پایانی آن، وَنکه ریشه‌هایش در ژرفایِ خِرَد فرو-برفت و رُویشِ آن در کارکرد و زِیَندگیِ آدمی رخ بنمایَد. اَزیرا ‏که معنا، زاده پیوندِ زِیَنده این لایه‌هاست.‏<br />
واژه را بِتُوانیم که بَرسانِ چَشمه‌ای بدانیم که از دلِ کوهِ اندیشه بِجُوشَد؛ از آوندِ تنِ آوایی بِآغازد، سپس از ‏دهلیزهای ساختمانِ دستوری بِگُذَرَد، در معنا و کرانه‌هایش بِگُستَرَد و در فرجام در شبکه کُنِش به جِهان ‏بِرَسَد و هر کَسِ یَک-سُوی‌نگری یَکی از این کران‌هایش را بِبیند و نَتُوانَد که به همه آن کَران‌ها بِنگَرَد؛ پس ‏بر چُنین کَسی، بخشی از کرانِ واژه روشن است و بخش‌های دیگر در کران‌های گویشِ مِهِ لغزان نا-پیدا است. ‏از این است که شِناسِش «چیستی واژه»، همان شِناسِشِ «چیستی زبان» است و شِناسِش زبان همان ‏شِناسِش آدمی.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26599"
					data-ulike-nonce="cbf97f4223"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26599"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی با دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26598</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:52:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26598</guid>

					<description><![CDATA[زِیِشِ روزانه واژه
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه نَه در آسمان، وَنکه در زِیَندگیِ رُوزانه بِزایَد و همین زایِشِ رُوزانه نشان بِدِهَد که زبان ‏نه‌تنها ابزارِ ‏زِیَندگی، وَنکه بخشی از خودِ زِیَندگی است. واژه از آمیزشِ تَن-و-رُوان-و-جان-و-‏جِهان بِروید: در تن ریشه ‏بِگیرد، در رُوان معنا بِیابَد، در جان زِیَنده بِشُوَد، و در فرجام با جِهان ‏هم‌آهنگ بِشُوَد. واژه بَرسانِ نسیمی ‏هویدا-و-پیداست؛ بُویِ نُو بِیابد و دَم-ا-‌دَم، خود را با چهره ‏نُوِ جِهان هماهنگ بِکُنَد‎.‎
زِیِشِ رُوزانه واژه بدین معناست که هرگز واژه ایستا نَمانَد، وَنکه دَم-ا-‌دَم در اکنون‌های پَی-ا-‏‏‌پَی زاده بِشُوَد. ‏واژه در گفت-و-گوهایِ گُذرا، در خامُشیِ نگاه‌ها، در اندوه‌هایی -که نا-گهان سَر ‏بَر-بِآوَرَند- و در شادی‌هایی -‏که بی‌پُرسِش بِرَسَند-، در کوشش-و-آسایش، در پیوند-و-‏گُسست، در اندیشُش، دَم-به-دَم چهره‌ای دیگر ‏بِیابَد. در این رفت-و-‌آمدِ رُوزانه، واژه معناهایی ‏را در خود بِنِشاند و معناهایی را از خود بِرَهانَد؛ بَرسانِ جُویِ ‏رَوان که در گُذَرش از زمین‌هایِ ‏گون-ا-‌گون، نشانی از آن‌ها با خود بِبَرَد و رَدّی از خود به جای بگُذارَد‎.‎
از این است که هیچ واژه‌نامه‌ای نَتُواند تا واژه را در چهارچوبِ خود زندانی بِکُنَد. واژه‌نامه آن‌ ‏چه را بِنِویسد که ‏تا اکنون بِبُوده است، امّا واژه آن ‌چه را بِزید که هست، و آن‌چه را بِزیَد که ‏بِتُوانَد بِباشد. این زِیَندگی، چیزی ‏نیست که در دفتر-و-دیوان بِگُنجَد.‏
زِیِشِ رُوزانه واژه همان جایی است که زبان از بَسندگیِ ساختمانِ دستوری فراتر بِرَود و به ‏کَرانه شِناسِش-و-‏هازمان-و-تاریخ-و-تَن-و-رُوان راه بِیابَد. نَسْکِ کُنونی نیز بر همین نگرش ‏استوار-و-پایدار است: واژه در لا-‌به-‏‏‌لایِ زِیَندگی بِرُویَد، نَه در آزمایشگاه؛ همین رُویِشِ رُوزانه ‏است که آن را زِیَنده نگاه بِدارَد‎‏.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زِیِشِ روزانه واژه<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه نَه در آسمان، وَنکه در زِیَندگیِ رُوزانه بِزایَد و همین زایِشِ رُوزانه نشان بِدِهَد که زبان ‏نه‌تنها ابزارِ ‏زِیَندگی، وَنکه بخشی از خودِ زِیَندگی است. واژه از آمیزشِ تَن-و-رُوان-و-جان-و-‏جِهان بِروید: در تن ریشه ‏بِگیرد، در رُوان معنا بِیابَد، در جان زِیَنده بِشُوَد، و در فرجام با جِهان ‏هم‌آهنگ بِشُوَد. واژه بَرسانِ نسیمی ‏هویدا-و-پیداست؛ بُویِ نُو بِیابد و دَم-ا-‌دَم، خود را با چهره ‏نُوِ جِهان هماهنگ بِکُنَد‎.‎<br />
زِیِشِ رُوزانه واژه بدین معناست که هرگز واژه ایستا نَمانَد، وَنکه دَم-ا-‌دَم در اکنون‌های پَی-ا-‏‏‌پَی زاده بِشُوَد. ‏واژه در گفت-و-گوهایِ گُذرا، در خامُشیِ نگاه‌ها، در اندوه‌هایی -که نا-گهان سَر ‏بَر-بِآوَرَند- و در شادی‌هایی -‏که بی‌پُرسِش بِرَسَند-، در کوشش-و-آسایش، در پیوند-و-‏گُسست، در اندیشُش، دَم-به-دَم چهره‌ای دیگر ‏بِیابَد. در این رفت-و-‌آمدِ رُوزانه، واژه معناهایی ‏را در خود بِنِشاند و معناهایی را از خود بِرَهانَد؛ بَرسانِ جُویِ ‏رَوان که در گُذَرش از زمین‌هایِ ‏گون-ا-‌گون، نشانی از آن‌ها با خود بِبَرَد و رَدّی از خود به جای بگُذارَد‎.‎<br />
از این است که هیچ واژه‌نامه‌ای نَتُواند تا واژه را در چهارچوبِ خود زندانی بِکُنَد. واژه‌نامه آن‌ ‏چه را بِنِویسد که ‏تا اکنون بِبُوده است، امّا واژه آن ‌چه را بِزید که هست، و آن‌چه را بِزیَد که ‏بِتُوانَد بِباشد. این زِیَندگی، چیزی ‏نیست که در دفتر-و-دیوان بِگُنجَد.‏<br />
زِیِشِ رُوزانه واژه همان جایی است که زبان از بَسندگیِ ساختمانِ دستوری فراتر بِرَود و به ‏کَرانه شِناسِش-و-‏هازمان-و-تاریخ-و-تَن-و-رُوان راه بِیابَد. نَسْکِ کُنونی نیز بر همین نگرش ‏استوار-و-پایدار است: واژه در لا-‌به-‏‏‌لایِ زِیَندگی بِرُویَد، نَه در آزمایشگاه؛ همین رُویِشِ رُوزانه ‏است که آن را زِیَنده نگاه بِدارَد‎‏.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26598"
					data-ulike-nonce="f9d19fa602"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26598"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		دیدگاه‌ها برای بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی با دکتر فربود شکوهی		</title>
		<link>https://parsianjoman.org/2929/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%98%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%ad/#comment-26597</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر فربود شکوهی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 12:51:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsianjoman.org/?p=2929#comment-26597</guid>

					<description><![CDATA[کَش-ا-کَشِ زبانی
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

واژه، برای آن زِینده است که همیشه در کَش-ا-کَشِ نهانی میان پایایی-و-ناپایایی بِزِییَد؛ پایاییِ آن از ‏آن‌جاست که در فرهنگ و پنداره مردمان جای بِگیرد و چهره آشنا بِیابَد و ناپایایی آن از آن‌جاست که هر دَم ‏با نیازها و دِگرِش‌های زِیَندگی رُوی-به-‌رُوی بِشُوَد و باید که تَنَش را در بَر-ا-بَرِ این دِگَرِش‌ها بایستانَد یا ‏پوست بِاَندازَد و تَنَش را با چهره نُوِی بِنِمایانَد.‏
این کَش-ا-کَش بَرسانِ کَش-ا-کَشِ تَن-و-رُوانِ آدمی در بایِش در این جِهانِ جَهان است؛ تَن بِخواهَد تا ‏بِمانَد و رُوانِ رَوان بِخواهد تا بِرَوَد. واژه نیز چُنین است: «بخشی از آن بِکُوشَد در چهره-و-چِم پایا بِمانَد و ‏بخشِ دیگری بِخواهد تا از بَندِ این پایایی بِرَهَد و دیگر بِشُوَد و چِمِ نُوِی بیابَد. این نَبَردِ جاویدانه، نیرویِ ‏دِگَرِشِ زبان است و اگر این نَبَرد نَبُوَد، زبان از زِیَندگی بمانَد و به سنگواره خاموشی فرو-بِکاهَد».‏
واژه در هر فرهنگ، بَرسانِ گیاهی است که هم ریشه در زمینَش بِدارد و هم شاخه در آسمانَش؛ ریشه‌اش ‏نَگذارد تا از خاک جدا بِشُوَد و شاخه‌اش نَگذارد تا تنها در خاک بِمانَد. این دو-گانگیِ زیر-رَوِشی و زِبَر-رَوِشی، ‏همان کَش-ا-کَشِ زبانی است. واژه بِپوسد، اگر آن تنها در ریشه بِمانَد و نماَند اگر تنها قلمه بی‌ریشه بِباشد.‏
از این است که دگرگونی نَه دُشمنِ واژه، وَنکه زِاینده آن است. دگرگونی، همان‌چیزی است که واژه را از ‏فرسایش بِرَهانَد و آن را به سُویِ زایشِ معنایی بِرانَد و چون که این دگرگونی پایان نَدارد، زبان نیز پایان ‏نَدارد و چُنین است که هر واژه، سر-گذشتی و سَر-نوشتی بسیار خوانِشی بِدارد.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کَش-ا-کَشِ زبانی<br />
نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)</p>
<p>واژه، برای آن زِینده است که همیشه در کَش-ا-کَشِ نهانی میان پایایی-و-ناپایایی بِزِییَد؛ پایاییِ آن از ‏آن‌جاست که در فرهنگ و پنداره مردمان جای بِگیرد و چهره آشنا بِیابَد و ناپایایی آن از آن‌جاست که هر دَم ‏با نیازها و دِگرِش‌های زِیَندگی رُوی-به-‌رُوی بِشُوَد و باید که تَنَش را در بَر-ا-بَرِ این دِگَرِش‌ها بایستانَد یا ‏پوست بِاَندازَد و تَنَش را با چهره نُوِی بِنِمایانَد.‏<br />
این کَش-ا-کَش بَرسانِ کَش-ا-کَشِ تَن-و-رُوانِ آدمی در بایِش در این جِهانِ جَهان است؛ تَن بِخواهَد تا ‏بِمانَد و رُوانِ رَوان بِخواهد تا بِرَوَد. واژه نیز چُنین است: «بخشی از آن بِکُوشَد در چهره-و-چِم پایا بِمانَد و ‏بخشِ دیگری بِخواهد تا از بَندِ این پایایی بِرَهَد و دیگر بِشُوَد و چِمِ نُوِی بیابَد. این نَبَردِ جاویدانه، نیرویِ ‏دِگَرِشِ زبان است و اگر این نَبَرد نَبُوَد، زبان از زِیَندگی بمانَد و به سنگواره خاموشی فرو-بِکاهَد».‏<br />
واژه در هر فرهنگ، بَرسانِ گیاهی است که هم ریشه در زمینَش بِدارد و هم شاخه در آسمانَش؛ ریشه‌اش ‏نَگذارد تا از خاک جدا بِشُوَد و شاخه‌اش نَگذارد تا تنها در خاک بِمانَد. این دو-گانگیِ زیر-رَوِشی و زِبَر-رَوِشی، ‏همان کَش-ا-کَشِ زبانی است. واژه بِپوسد، اگر آن تنها در ریشه بِمانَد و نماَند اگر تنها قلمه بی‌ریشه بِباشد.‏<br />
از این است که دگرگونی نَه دُشمنِ واژه، وَنکه زِاینده آن است. دگرگونی، همان‌چیزی است که واژه را از ‏فرسایش بِرَهانَد و آن را به سُویِ زایشِ معنایی بِرانَد و چون که این دگرگونی پایان نَدارد، زبان نیز پایان ‏نَدارد و چُنین است که هر واژه، سر-گذشتی و سَر-نوشتی بسیار خوانِشی بِدارد.‏		</p>
<div class="wpulike wpulike-default ">
<div class="wp_ulike_general_class wp_ulike_is_not_liked"><button type="button"
					aria-label="دکمه پسندیدن"
					data-ulike-id="26597"
					data-ulike-nonce="2454f63b34"
					data-ulike-type="comment"
					data-ulike-template="wpulike-default"
					data-ulike-display-likers=""
					data-ulike-likers-style="popover"
					class="wp_ulike_btn wp_ulike_put_image wp_comment_btn_26597"></button><span class="count-box wp_ulike_counter_up" data-ulike-counter-value="0"></span>			</div>
</div>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
