بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی

پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی H.Vahidi-300x174 بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی واژگان اقتصادی فرهنگستان دوم حسین وحیدی اقتصاد پارسی انجمن

وحیدی، حسین (۱۳۷۵)؛ واژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی)؛ انتشارات تهران با همکاری ماهنامه‌ی چیستا؛ چاپ نخست.

پارسی‌انجمن: زبان پارسی از گرانبارترین، روان‌ترین، گویاترین، زیباترین و برای گسترش از تواناترین زبان‌های جهان است. بدبختانه این زبان بزرگ و زیبا مانند سرزمین برخاستگاه آن، در درازنای زمان گرفتار تازش فراوان گردیده و به گویایی و ویژگی و زیبایی آن گزند بسیار رسیده است و امروزه این زبان با سخت‌ترین و پرگزندترین تازش‌ها روبرو شده و آن تازش زبان‌های باختری است.

در برابر تازش واژه‌های بیگانه و واژه‌های باختری چه باید کرد؟ پیش از پاسخ به این پرسش باید گفت و دانست که در جهان امروز با گسترش دانش و فناوری و رسانش و رسانه‌ها تا ماهواره‌های آسمان‌پیما، وابستگی و پیوند زبان‌های گوناگون گریزناپذیر است و این وابستگی و پیوند می‌بایست انجام گیرد، به ویژه کشوری مانند کشور ما می‌بایست زبان‌های باختری که پایه‌ی پیوند و وابستگی است آموخته و از آن بهره بایسته گرفته شود. آموختن و بهره گرفتن از زبان‌های باختری به دو گونه می‌تواند انجام گیرد: یکی آموختن و به کار بردن واژه‌های بیگانه در زبان فارسی و دیگر، آموختن زبان‌های بیگانه و ساختن واژه‌های درست و درخور و رسای فارسی در برابر هر واژه و به کار بردن آن، روشی که واژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی) بر پایه آن فراهم شده است.

واژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی) در ۱۷۴ رویه به خامه‌ی دانشمند فرزانه دکتر حسین وحیدی است. این دفتر را «انتشارات تهران» در سال ۱۳۷۵ با همکاری ماهنامه‌ی چیستا چاپ کرده که برای همه‌ی آنانی که با اقتصاد سروکار دارند، چونان ابزار دست است و برای دیگران نیز بسیار سودمند می‌تواند باشد.

دکتر حسین وحیدی که دانش‌آموخته‌ی دکترای اقتصاد و استاد پیشین دانشگاه و هموند انجمن دانشوران پارسی‌انجمن هستند، دهه‌‌هاست که در زمینه‌ی زبان و فرهنگ ایران می‌پژوهند و می‌نویسند که دستاورد ایشان بیش از ۳۰ کتاب در این زمینه بوده است.

افزون بر این‌ها، استاد وحیدی هموند فرهنگستان دوم نیز بوده‌اند؛ فرهنگستانی که کوشید تا از پیشرفت‌های تازه‌ای که در زمینه‌های ریشه‌شناسی، زبان‌های نیاکان پارسی و گویش‌های آن روی داده بودند، بهره گیرد و با روشی بنیادی‌تر به بهبود پارسی بپردازد و زین‌رو بود که بر این فرهنگستان بیش از دیگر فرهنگستان‌ها ستم رفته و کار آنان نادیده انگاشته شده است؛ لیک روش آنان که بهره‌گیری از زبان‌های اوستایی و پارسیگ[=پهلوی] و نیز گویش‌های ایرانی برای توانمندسازی و واژه‌سازی در زبان پارسی بود، اینک از سوی بسیارانی مانند «پارسی‌انجمن» دنبال می‌شود چه آنان روشی درانداختند که هر چند از سوی فرهنگستان سوم نادیده گرفته شد، لیک در میان دانشوران جای خود را بازکرد.

پارسی‌انجمنیان برای استاد حسین وحیدی که زندگی پربار خویش را بر سر تاریخ و فرهنگ ایرانشهر نهاده‌اند، آرزوی دلی شاد و تنی بی‌گزند دارند.

«واژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی)» دکتر حسین وحیدی را از «اینجا» (کمتر از پنج مگابایت) بارگیری فرمایید.

—————————————————

دیگر نِبیگهای «پارسی‌انجمن»

پارسی سره

پرتو، ابوالقاسم (۱۳۷۷)؛ واژه‌یاب (فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه)؛ سه دفتر؛ چاپ دوم. بارگیری دفتر نخست (۷۲۲ رویه) از«اینجا»، دفتر دوم (۷۴۶ رویه) از«اینجا»و دفتر سوم (۷۲۳ رویه) از«اینجا».

جلالی، تهمورس (۱۳۵۴)؛ فرهنگ پایه (واژه‌های پارسی و بیگانه زبانزد در فارسی کنونی به پارسی سره)؛ کتابخانه‌ی ابن سینا؛ چاپ نخست. بارگیری از «اینجا» (۱۳ مگابایت).

فرهنگستان ایران (۱۳۱۹)؛ واژه‌های نو (از خردادماه ۱۳۱۴ تا اسفندماه ۱۳۱۹)؛ تهران: دبیرخانه فرهنگستان. بارگیری از «اینجا» (۵ مگابایت).

فرهنگستان زبان پارسی (۱۳۹۰)؛ واژه‌نامه پارسی سره. بارگیری از «اینجا» (۲ مگابایت).

وحیدی، حسین (۱۳۷۵)؛ واژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی)؛ انتشارات تهران با همکاری ماهنامه‌ی چیستا؛ چاپ نخست. بارگیری از «اینجا» (۵ مگابایت).

هاجری، ضیاالدین (۱۳۸۶)؛ فرهنگ بیست هزار؛ به‌آفرین. بارگیری از «اینجا» (۲۴ مگابایت).

فرهنگ

آریان‌پور کاشانی، منوچهر (۱۳۸۴)؛ فرهنگ ریشه‌های هندواروپایی زبان فارسی؛ اصفهان: جهاد دانشگاهی. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

اسدی توسی (۱۳۱۹)؛ لغت فُرس؛ پیرایشِ عباس اقبال؛ با سرمایۀ عبدالرحیم خلخالی؛ تهران: چاپخانۀ مجلس. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

افنان، سهیل محسن (۱۹۶۹)؛ واژه‌نامه‌ی فلسفی (ف‍ارس‍ی‌، ع‍رب‍ی‌، ان‍گ‍ل‍ی‍س‍ی‌، ف‍ران‍س‍ه‌، پ‍ه‍ل‍وی‌، ی‍ون‍ان‍ی‌ و لات‍ی‍ن‌)؛ بیروت: دارالمشرق. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

امام‌شوشتری، محمدعلی (۱۳۴۷)؛ فرهنگ واژه‌های فارسی در زبان عربی؛ تهران: انجمن آثار ملی. بارگیری از «اینجا» (۱۶ مگابایت).

اوحدی بلیانی، تقی‌الدین  (۱۳۶۴)؛ سرمه‌ی سلیمانی؛ پیرایش و گزارش محمود مدبری؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی. بارگیری از «اینجا» (۷ مگابایت).

برهان، محمدحسین‌بن‌خَلَف تبریزی (۱۳۴۲)؛ برهان قاطع (پنج پوشینه)؛ محمد معین؛ کتابفروشی ابن‌سینا.بارگیری از «اینجا».

بریجانیان، ماری و رییسی، طیبه‌بیگم (۱۳۷۳)؛ فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی؛ تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.  بارگیری از «اینجا» (۸ مگابایت).

پارسی‌انجمن (۱۳۹۵)؛ نام‌های ایرانشهری؛ زیر نگر پرویز شاه‌چراغی؛ ویراستاران دانشیک: علیرضا حیدری و فرشید ابراهیمی؛ پارسی‌انجمن. بارگیری از «اینجا».

حسین، محمد بشیر؛ فهرست فعلهای فارسی با معنای آنها؛بارگیری از «اینجا» (۵ مگابایت).

حسینی مدنی تتوی، عبدالرشید پسر عبدالغفور (۱۳۳۷)؛ فرهنگ رشیدی به همراه معربات؛ دو پوشینه؛ پژوهش و ویراستاری محمد محمدلوی عباسی؛ تهران: کتابفروشی بارانی. بارگیری پوشینه‌ی نخست از «اینجا» (در ۸۲۱ رویه و کمتر از هشت مگابایت) و پوشینه‌ی دوم از «اینجا» (در ۷۹۹ رویه و کمتر از هشت مگابایت).

عمید، حسن (۱۳۸۹)؛ فرهنگ فارسی عمید. بارگیری از «اینجا» (۶ مگابایت).

خانلری (کیا)، زهرا (۱۳۴۸)؛ فرهنگ ادبیات فارسی؛ بنیاد فرهنگ ایران. بارگیری از «اینجا» (در ۸.۴ مگابایت و ۵۸۰ رویه).

مصاحب، غلامحسین و … (۱۳۸۱)؛ دایره‌المعارف فارسی؛ کتاب‌های جیبی. دفتر یکم، پیشگفتار و … | دفتر دوم، درآیه ا | دفتر سوم، درآیه ب | دفتر چهارم، درآیه پ | دفتر پنجم، درآیه ت | دفتر ششم، درآیه ث، ج و چ | دفتر هفتم، درآیه ح و خ | دفتر هشتم، درآیه د و ذ | دفتر نهم، درآیه ر، ز و ژ | دفتر دهم، درآیه س | دفتر یازدهم، درآیه ش | دفتر دوازدهم، درآیه ص، ض، ط و ظ | دفتر سیزدهم، درآیه ع و غ | دفتر چهاردهم، درآیه ف | دفتر پانزدهم، درآیه ق | دفتر شانزدهم، درآیه ک | دفتر هفدهم، درآیه گ | دفتر هیژدهم، درآیه ل | دفتر نوزدهم، درآیه م | دفتر بیستم، درآیه ن | دفتر بیست‌ویکم، درآیه و | دفتر بیست‌ودوم، درآیه ه و ی | دفتر بیست‌وسوم، فرهنگ واژه‌ها و ترمها

معین، محمد (۱۳۸۶)؛ فرهنگ فارسی؛ دو پوشینه؛ اَدِنا.  از «اینجا».

مقدم، محمد (۱۳۴۲)؛ راهنمای ریشه‌ی فعل‌های ایرانی (در زبان اوستا و فارسی باستان و فارسی کنونی)؛ علمی. بارگیری از «اینجا» (در ۵.۲ مگابایت). 

نورایی، علی (۲۰۱۳)؛ فرهنگ ریشه‌‌ی واژگان فارسی. بارگیری از «اینجا» (در ۲۲ مگابایت و ۸۸۴ رویه).

BARTHOLOMAE, CHRISTIAN (1904); ALTIRANISCHES WORTERBUCH; STRASSBURG.  ‘Download here

Cheung, Johnny (2007); Etymological Dictionary of the Iranian Verb; Leiden. ‘Download here

تاریخ زبان پارسی

 گل‌گلاب، حسین و کیا، صادق (۲۵۳۷)؛ فرهنگستان ایران و فرهنگستان زبان ایران؛ انتشارات فرهنگستان زبان ایران، شماره‌ی ۱۹. بارگیری از «اینجا».

مسکوب، شاهرخ (۱۳۸۵)؛هویت ایرانی و زبان فارسی؛ فرزان روز؛ چاپ سوم. بارگیری از «اینجا».

ناتل خانلری، پرویز (۱۳۶۵)؛ تاریخ زبان فارسیِ؛ سه دفتر. بارگیری دفتر نخست (۷۲۲ رویه) از «اینجا»، دفتر دوم (۷۴۶ رویه) از«اینجا»و دفتر سوم (۷۲۳ رویه) از «اینجا».

لوائی، محمدعلی (۱۳۱۶)؛ توانایی زبان پارسی؛ تهران: چاپخانه‌ی مجلس شورای ملی. بارگیری از «اینجا».

دستورزبان پارسی

باطنی، محمدرضا (۱۳۴۸)؛ توصیف ساختمان دستورزبان فارسی (بر بنیاد یک نظریه‌ی عمومی زبان)؛ امیرکبیر. بارگیری از «اینجا» (۶.۶ مگابایت).

لوائی، محمدعلی (۱۳۱۶)؛ وندهای پارسی؛ تهران: چاپخانه‌ی مجلس شورای ملی. از «اینجا» (۴ مگابایت).

معین، محمد (۱۳۳۷) مفرد و جمع و معرفه و نکره (طرح دستور زبان فارسی – ۵)؛ دانشگاه تهران.  بارگیری از «اینجا» (۱۱ مگابایت).

نگهت سعیدی، محمد نسیم (۱۳۹۲)؛ دستور معاصر زبان دری؛ چاپ دوم؛ کابل: نشر امیری. بارگیری از «اینجا» (۹  مگابایت).

همایونفرخ، عبدالرحیم (۱۳۶۴)؛ دستور جامع زبان فارسی؛ به کوشش رکن‌الدین همایونفرخ؛ علمی.بارگیری از «اینجا» (۱۷  مگابایت).

دبیره‌

بهروز، ذبیح (۱۳۶۳)؛ خط و فرهنگ؛ چاپ دوم؛ فروهر. بارگیری از «اینجا» (۲۳۸رویه و ۴ مگابایت).

دستور خطّ فارسى؛ فرهنگستان زبان و ادب فارسی. بارگیری از «اینجا» (کمتر از یک مگابایت).

زبانها و گویشهای ایرانی

پهلوان، چنگیز (۱۳۹۲)؛ خودآموز کردی کرمانجی (مجموعه‌ی زبان‌های حوزه‌ی تمدن ایرانی). بارگیری از «اینجا» (زیر ۱ مگابایت).

پهلوان، چنگیز (۱۳۹۲)؛ خودآموز کردی سورانی (مجموعه‌ی زبان‌های حوزه‌ی تمدن ایرانی)؛ نشر فراز. بارگیری از «اینجا» (زیر ۱ مگابایت).

جنیدی، فریدون (۱۳۶۰)؛ نامه پهلوانی (خودآموز خط و زبان پهلوی اشکانی، ساسانی)؛ نشر بلخ. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

رجایی بخارایی، احمدعلی (۱۳۷۵)؛ لهجه بخارایی؛ دانشگاه فردوسی مشهد؛ چاپ دوم.  بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

فرهنگستان زبان پارسی (۱۳۹۱)؛ واژه‌نامه کوچک پارسی میانه. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۱۳۹۱)؛ راهنمای گردآوری گویش‌ها برای گنجینه‌ی گویش‌های ایرانی؛ تهران. بارگیری از «اینجا» (زیر ۱ مگابایت).

فره‌وشی، بهرام (۱۳۸۱)؛ فرهنگ فارسی به پهلوی؛ دانشگاه تهران؛ چاپ سوم. بارگیری از «اینجا» (۱۶ مگابایت).

کسروی تبریزی، احمد (۱۳۲۵)؛ آذری یا زبان باستان آذربایجان. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

مکنزی، دیوید نیل (۱۳۷۳)؛ فرهنگ کوچک زبان پهلوی؛ برگردان مهشید میرفخرایی؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. بارگیری نسخه پارسی و انگلیسی از «اینجا».

ناطق، ناصح (۱۳۵۸)؛ زبان آذربایجان و وحدت ملی ایران؛ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار. بارگیری از «اینجا» (۴  مگابایت).

هوشنگ‌جی جاماسپ‌جی (۱۸۶۷)؛ واژه‌نامه‌ی کهن زند – پهلوی (An Old Zand-Pahlavi Glossary). بارگیری از «اینجا» (۷  مگابایت).

KAVASJI EDALJI KANGA (1909); ENGLISH-AVESTA DICTIONARY; FELLOW OF THE UNIVERSITY OF BOMBAY. ‘Download here

NYBERG, HENRIK SAMUEL (1974);  A MANUAL OF PAHLAVI II (Ideograms, Glossary, Abbreviations, Index, Grammatical Survey, Corrigenda to Part I); Germany. ‘Download here

پارسی در دیگر زبانها

آذران، حسین (۱۳۸۲)؛ واژه‎های ایرانی در زبان سوئدی؛ نشر بلخ؛ ۲۲۸ رویه. بارگیری از «اینجا» (کمتر از ۲ مگابایت).

الشیر، السیّد ادّی (۱۳۸۶)؛ واژه‌های فارسیِ عربی‌شده، برگردان حمید طبیبیان؛ امیرکبیر. از «اینجا» (اندکی بیش از ۵ مگابایت).

ریاحی خویی، محمدامین (۱۳۶۹)؛ زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی؛ پاژنگ؛ چاپ نخست. از «اینجا» (کمتر از ۵ مگابایت).

زبان‌شناسی

– (۱۹۹۶)؛ نوشته‌های کسروی در زمینه‌ی زبان فارسی؛ به کوشش حسین یزدانیان؛ سوئد: کتاب ارزان؛ ۶۲۸ رویه. بارگیری از «اینجا» (۱۰.۴ مگابایت).

ناتل‌خانلری، پرویز (۱۳۴۷)؛ زبان‌شناسی و زبان فارسی؛ بنیاد فرهنگ ایران؛ چاپ سوم. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

برای بارگیری نِبیگهای دیگر یا آشنایی بیشتر با آنها به نبیگخانه‌ی پارسی‌انجمن بنگرید.

آگاهی: برای پیوند با ما می‌توانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از به‌روزرسانیهای تارنما می‌توانید هموند رویدادنامه پارسی‌انجمن شوید و نیز می‌توانید به تاربرگ ما در فیس‌بوک یا تلگرام بپیوندید.

جستارهای وابسته

  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی 9-9-150x150 بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی واژگان اقتصادی فرهنگستان دوم حسین وحیدی اقتصاد پارسی انجمنواژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی) «واژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی)» در 174 رویه به خامه‌ی دانشمند فرزانه دکتر حسین وحیدی نوشته شده است. این دفتر را «انتشارات تهران» در سال 1375 با همکاری ماهنامه‌ی چیستا در 2000 نسخه چاپ کرده که برای همه‌ی آنانی که با اقتصاد سروکار دارند، چونان ابزار دست […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی DrH.Vahidi-150x150 بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی واژگان اقتصادی فرهنگستان دوم حسین وحیدی اقتصاد پارسی انجمنواژه‌گزینی در زبان فارسی دکتر حسین وحیدی: امروزه ما به‌ناچار باید دانش جهان امروز را بیاموزیم پس یا دربرابرِ هر واژه‌ای که به‌کار می‌بریم باید از گنجینۀ بزرگ زبان و ادب پارسی بهره بگیریم و واژه‌ای فارسی بسازیم تا واژگان و زبان دانشی خود را بگسترانیم یا اینکه، مانند کاری که امروز می‌کنیم، واژۀ بیگانه را بگیریم و همان را به‌کار […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی 154-150x150 بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی واژگان اقتصادی فرهنگستان دوم حسین وحیدی اقتصاد پارسی انجمن۱۵۴. واژه‌های درپیوند با دانش و دانشگاه
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی 8-150x150 بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی واژگان اقتصادی فرهنگستان دوم حسین وحیدی اقتصاد پارسی انجمنبرابرهای فارسی برخی از واژه‌های آموزشی برابرهای فارسی واژه‌های آموزشی انگلیسی که در این دفتر آمده‌است در سال ۱۳۵۳ از سوی فرهنگستان زبان ایران چاپ شده است.
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی Farhangestan-150x150 بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی واژگان اقتصادی فرهنگستان دوم حسین وحیدی اقتصاد پارسی انجمنفرهنگستان دوم احمدِ صفّار مقدّم- فعالیت‌‌‌‌های علمی فرهنگستان در چارچوب دو برنامه‌ی عمده صورت می‌‌‌‌گرفت: یکی برنامه‌ی واژه‌گزینی که به گزینش معادل‌‌‌‌های فارسی برای لغات و اصطلاحات بیگانه اختصاص داشت؛ دیگری برنامه‌ی وسیع تحقیقاتی که بررسی‌‌‌‌ها و مطالعات گوناگون درباره‌ی زبانِ فارسی و به‌‌‌‌طورکلی زبان‌‌‌‌ها و گویش‌‌‌‌های ایرانی را در […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی JostarNamag-150x150 بارگیری «واژگان اقتصادی» دکتر حسین وحیدی واژگان اقتصادی فرهنگستان دوم حسین وحیدی اقتصاد پارسی انجمن«جُستارنامگ» چاپ شد پارسی‌انجمن: «جُستارنامگ» که گردآوردی از جستارهای مزدا تاج‌بخش و بزرگمهرِ لقمان است، چاپ شد. جستارنامگ به دو بخش است: زبان‌پژوهی و ایرپژوهی.

10 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. در باره واژه
    نوشته: دکتر فربود شکوهی (جلوه)
    واژه، در ساده‌ترین نِمودِ خود، رشته‌ای از آواها-و-نشانه‌هاست که بر زبان بِنِشیند و بر کاغذ بِلَغزَد، امّا در ‏ژرفایِ هستی، نیرویِ زاینده‌ای است که میان آدمی-و-جِهان میان‌جی بِشُوَد و از دلِ نا-پیدایِ گیتی بَر-بِخیزد ‏تا راه را برای شِناسِش-و-دینِش-و-پندارِش-و-سازِش بِگُشاید و در همین خیزشِ پَنهان، واژه از کَرانِ نِشانگی ‏فراتَر بِرَوَد و به گونه جانْوَران، در زایش-و-میرش و دیگرگونی، با کَردارهایِ هم‌آوا با آیین‌هایِ زِیِش، خود را ‏نَه بَرسانِ سنگ-و-چُوب، وَنکه بَرسانِ دانه زِیَنده‌ای بِنِمایَد. دانه‌ای که همواره نا-گُزیر از چَشم‌گُشایی به ‏گیتی است و اگر این کَردار را از آن بگیریم، نه‌تنها بِپَژمُرَد، وَنکه ریشه‌هایش را نیز از خاکِ آگاهی بَر-بِکَنَد و ‏به خامُشیِ میرَندگی باز-بِگَردد؛ پس در نَخُستین-نگاه، واژه آن‌گونه نیست که بِنِمایَد، وَنکه کَردارِ ‏بانگ‌گونه‌ای است که در دهانِ آدمی رخ بِدِهَد و آدمی را به گیتی و نیز گیتی را به آدمی بِپیوندد و چون این ‏پیوندِ دو-سُویه در هر دَم بِزایَد، هر واژه‌ای را که بر زبان بِآوریم، در آن‌دَم، رخدادِ یَکانه‌‌ای است که پیش از ‏آن نَبُوَد و پس از آن نیز هم. اَزیرا که تَن-و-رُوان-و-جانِ آدمی و گیتیِ بیرونی، هرگز در دو-دَمِ پَی-در-پَی، ‏یَک‌سان نَمانَند و از همین نِگَرِش است که هر واژه، گر چه همان چهره‌ را بِدارد که دیروز-و-پریروز بِبُوَد، در ‏بُن‌‌یاد، در هر بر زبان‌آیِشی، دِیگرزاده نُوینی است که باییم تا آن را بَرسانِ زِیَنده رَوانی بِشناسیم.‏
    از این است که به واژه، نَه بَرسانِ سنگ‌نِبِشته بی‌جُنبِش، وَنکه بَرسانِ پَدْتَه‌‏ ‏‌ای با تَن، با کَردار، با نیروهایِ ‏نِهان و با میدان‌های گون-ا-گون بِنگریم و چُنین نگرشی نه‌تنها ما را به ریشه‌های زبان بِبَرَد، وَنکه ما را به ‏ژرفای آگاهیِ آدمی بِکَشانَد و آیینه‌ای پیشِ رُویِمان بِنِهد تا در آن بِبینیم که کیستیم؟-و-چیستیم؟ و بدانیم ‏که سَخُن‌گوِش، کارِ کوچک-و-رُوزمره‌ای نیست، وَنکه رخدادِ بزرگ-و-بُن‌‌یادینی است که هر بار با آن، گیتی ‏را از نُو بِسازیم.‏

  2. ساختمان واژه
    نوشته: دکتر فربود شکوهی (جلوه)
    وارونِ آن‌چه در نگاه شتاب‌زده به هوش بِآید، ساختمانِ واژه، نه‌تنها از هجا-و-آوا-و-ریشه-و-پیوند ساخته ‏است، وَنکه از چندین لایه پَی-ا-پَی بر پا بِشُوَد که هر کدام به ژرفا و خویشکاری ویژه‌ای در پیوند است. ‏
    لایه‌هایی که ‏
    ‏- برخی در تنِ آواییِ واژه؛
    ‏- برخی در نقشِ آن در سَهمان و کُنشِ آن در بافت؛
    ‏- برخی در لایه‌های اندر-یافتی و دانشیِ هُوش؛
    ‏- برخی در پیوست‌های تاریخی-و-فرهنگی-و-زیسته مردمان؛
    نِهفته‌اند که این لایه‌های در هم ‌تنیده، بُنیادی بِشُوَند تا واژه نَه‌تَنها یَک-ساختمانِ زبانی، وَنکه کالبَدی چند-‏سُویه بِباشد که باییم تا آن را بَرسانِ پیکری بِبینیم که استخوان‌بندی-و-ماهیچه-و-خُون بدارد.‏
    در ژرفایِ ساختمانِ واژه سه-لایه هست: نَخُست، لایه «تنِ آواییِ واژه»‏ ‏ است، آواهایی که با هماهنگی ‏-و-‏فِشار-و-زیر-و-بَمی ، چُونیِ (:کیفیت) ویژه‌ای به واژه بِدِهند؛ سپس «لایه ساخت‌واژی»‏ ‏ یعنی ریشه ‏-و-‏وَند ‏-و-فرایند واژه‌سازی ‏ است که همواره بَرسانِ سایه زِیَنده‌ای در رفت-و-آمد میانِ بافت-و-هُوش-و-آزمونِ ‏آدمی است؛ امّا این دو-لایه، تنها نیمه آشکار ساختمانَند ‏ و نیمه پَنهانشان «معناست»‏ ‏ که آن بَرسانِ ماده ‏چَسبناکی در پیوند با فرهنگ-و-تاریخ، وزن-و-رنگ خود را بگیرد.‏
    اگر ساختمان واژه را پُر بنگریم، اندر-بِیابیم که واژه هرگز تَک-‌لایه نیست و هرگز آن بَسته نیست و هرگز ‏همان نیست که در واژه‌نامه هست؛ وَنکه بَرسانِ خانه چند-اتاقی است که برخی اتاق‌ها روشن و برخی تاریگ ‏هستند و برخی هم روشن-و-تاریگ هستند و ما بسته به نیاز-و-بافت، در هر بار به یکی از این اتاق‌ها پا ‏بِگذاریم. پس ساختمانِ واژه تنها از نشانه نیست، وَنکه از تاریخ-و-آزمون-و-سُهِش-و-یاد-و-آرزو-و-هراس نیز ‏هست و کسی که ساختمانِ واژه را تنها در آوا-و-ریشه بِجُویَد، بَرسانِ کسی است که استخوانِ جانْوَر را بِبیند ‏و خودِ جانْوَر را نَبیند.‏

  3. واژه بَرسانِ کُنِش
    نوشته :‌دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    واژه تنها چیزی نیست که جِهان را بِگُزارَد؛ وَنکه چیزی است که در جِهان، کاری را بِفَرجامَد و این کُنِش، ‏بُن‌‌یادِ زِیِش آن است و اگر واژه را پَدْتَه‌ای زِیَنده بِدانیم-و-بِخوانیم، از این‌ است که واژه نه بَرسانِ ابزارهایِ ‏بی‌جان، وَنکه بَرسانِ کَردارهای زِیَنده است و این هِنایِش، در زمانِ دُرُستَش بِتُواند که دل را بِآرامَد یا بِآزارد، ‏دیواری را بَر-بِکَشَد یا دیواری را فرو-بِریزد، دوستی بِسازَد یا دشمنی بِتَراشَد.‏
    هر واژه، هَنگامی که بر زبان بِآید، کاری را نیز در جهان بِآغازد؛ برخی واژه‌ها فرمان‌دِه و برخی فرمان‌پذیرند؛ ‏برخی زخم‌ و برخی زخم‌بَندَند؛ برخی روشنایی‌ و برخی تاریگی هستند و این گون-ا-گونی کُنِش‌ها بِنِمایاند ‏که واژه تنها بَرَنده معنا نیست؛ وَنکه بَرَنده نیروست و نیرو همان چیزی است که آن را زِیَنده بِکُنَد و زِیَنده ‏بِدارد.‏
    رُوزانه در هر گویش، واژه‌هایی را بِگوییم که کوچک‌ترین کَردارهایِمان را بِنِمایند: با واژه بِاندیشیم، واژه را ‏بَرسانِ شمشیر یا بَرسانِ پُلِ پیوندی به کار بِبریم. از این است که واژه، نَه یَک-نشانه، وَنکه بخشی از ‏ساختمانِ کَردار هر جانْوَر و هازمانش است و چُنین نگرشی نشان بِدِهَد که ریشه کُنِشِ زبان، نَه در ‏ساختمان، وَنکه در زِیَندگی است.‏
    واژه، کُنِش است و کُنِش نه‌تنها در گویش، وَنکه در خامُشی نیز رخ بِدِهَد، اَزیرا زمان خامُشی، کاری نیرومندتر ‏از گویش است و این دو-گانه خامُشی-گویش، نشان بِدِهَد که هرگز واژه از جِهان جدا نیست، وَنکه با هر ‏تکانه جهان آمیخته است و هر کُنِشی که واژه بِکُنَد، باز-تابی است از کُنِش‌هایی که جِهان بِکَرد.‏

  4. واژه و خردمندی
    نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    خِرَدمندیِ آدمی، در بیشترین بخش، با واژه انجام بِگیرد، واژه دستان خِرَد است که در تاریگیِ نا-دانستنی‌ها ‏پیش بِرَوَد و چیزها را بِجُویَد-و-بیابَد-و-به روشنی بِکَشانَد و اگر واژه از خِرَد گرفته بِشُوَد، خِرَد بَرسانِ مرغی ‏بِشُوَد که پَر ندارد و نَپَرَد.‏
    واژه نه‌تنها ابزار خردمندی، وَنکه خود نیز میدانِ پیدایشِ خِرَد است؛ اَزیرا اندیشه تنها در جایی رخ بِدِهَد که ‏واژه هست و هر اندیشه‌ای که در هُوش بِنشیند، پیش از آن که در گفته-یا-نوشته آشکار بِشُوَد، در ژرفای ‏خامُش واژه‌ها رُخ بِگیرد و در همین فرایندِ پَنهان است که واژه نه تکیه‌گاه اندیشه، وَنکه سر-چشمه آن بِشُوَد، ‏سَر-چَشمه‌ای که اگر خُشک بِشُوَد، اندیشه نیز خُشک بخواهد که بِشُوَد.‏
    در نگاهِ ژرف، خِرَد بدون واژه چیزی نیست و واژه بدون خِرَد نیز تَهی است؛ این دو، بَرسانِ دو-بال هستند که ‏اگر یَکی نباشد، پرنده نَتُوانَد که بِپَرَد. از این است که کَرانِ اندیشه همان کَرانِ واژه است و وارُونِ آن.‏
    در این میان، واژه نقشِ دو-گانه‌ای بِدارد: هم سازنده خِرَد است و هم ساخته خِرَد، هم زِهدانِ اندیشه است و ‏هم فرزندِ اندیشه؛ همین پیوندِ در هم پیوسته میانِ واژه-و-خِرَد است که بِتُوانَد تا هر بار معنایِ نُوِی بِزایَد؛ ‏اگر واژه تنها باز-تابنده اندیشه بُوَد، اندیشه سَتَروَن بِشُوَد؛ امّا واژه با تُوانِ خود، اندیشه را به گُستره‌هایی ‏بِکَشانَد که پیش از آن نا-شناس بِبُود.‏

  5. واژه و آزادگی
    نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    واژه، نه‌تنها ‌افزارِ شِناسِش و کُنِش، وَنکه راهِ آزادگی است، اَزیرا که آزادگیِ آدمی بیش از آن که در پیوند به ‏کَردار و کالبَد بِباشد، در پیوند به تُوانِ نام‌گذاری و تُوانِ گویش است و هر جا به شیوه‌هایِ گون-ا-گونِ ‏نِوِیسِش-و-گویش-و-خوانِش، جلوِ «واژه» را بگیرند، بَرسانِ این است که جلوِ «آزادی» را بِگِرفتند و هر جا ‏‏«واژه» را بِگُستَرانند، بَرسانِ این است که «آزادی» را بِگُسترانند.‏
    آدمی در جِهان با «واژه» بَرسانِ غُنجه بِشکُفد، اَزیرا که واژه به وَی، چُنان تُوانایی‌ بِدِهَد تا از اندیشه‌اش را از ‏کَرانِ خامُشی بِگُذَرانَد و به جِهان گُویایی بِرَسانَد و از این رَسانِش است که آزادگی بَر-بِخیزد و همین است که ‏‏«واژه» را بتوانیم تا خاستگاهِ «آزادی» بدانیم-و-بِشناسانیم؛ نَه خاستگاهِ سیاست-و-اقتصاد و … .، اَزیرا که ‏نَخُست، آدمی باید تا «واژه»‌ای را بیابَد تا بتُوانَد که با آن، چیزی را بخواهَد-یا-نَخواهَد، و اگر «واژه» را از وَی ‏بِگیرنَد، بَرسانِ گیرِشِ خواسته است.‏
    آزادگیِ واژه، آزادگیِ اندیشه است و هر جا که واژه را بِبَندند، بی‌گُمان، اندیشه را بِبَندند ، جِهان نیز به هَندازه ‏همان بَند، کوچک بِشُوَد؛ پس واژه نه‌تنها ابزارِ آزادی، وَنکه پناهگاه-و-جایگاهِ آن نیز هست و هر گاه هازمانی ‏واژه را بِتَرساند، هرآینه خود را به ترس بسپارَد. اَزیرا هازمانی که واژه در آن نَتَرسد، آدمی نیز در آن نَتَرسَد.‏

  6. واژه و کرانه‌های گویش
    نوشته :‌دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    واژه، چون که زاده خِرَد-و-آگاهیِ آدمی است، نا-گُزیر در کَرانه‌هایِ گویش، دَم-و-بازدَم بِکُنَد و همان‌گونه ‏که تنِ آدمی در کالبَدَش کَرانه بِدارد، واژه نیز در کَرانه‌های «آن‌ چه بگوییم» و «آن‌ چه نگوییم» بِمانَد و ‏دَم-ا-دَم و دُم-ا-دُم در رَوِش-و-آیِش است. پس این کَران‌ را نَه با دیوارِ ایستا، وَنکه با مِهِ لَغزانِ پویایی ‏بشِناسِیم. با هر گام‌زَنِشی در مِه، آن جای-به-جای بِشُوَد و در پیشِمان راه نُوِی بِگُشایَد و راهِ پَسِمان را بِبندد؛ ‏اَزیرا گویش، میدانِ آشکارگی است و هر میدانِ آشکارگی، کَرانی از نا-پیدایی بِدارد که آن را بَرسانِ سایه ‏بَلَندی هم‌راهی بِکُنَد و در کالبَدِ واژه، رِخنۀ پَنهانی بِگُشایَد.‏
    در این کَرانه‌های لَغزان، واژه هم تُوانا است و هم نا-تُوانا. تُوانا است تا بِتُواند تا تاریگ‌ترین اندر-یابِش‌ها را به ‏روشنایی بِآوَرَد و نا-تُوانا است تا نَتُواند که همه آن‌ چه را بر دوش بگیرد که در دلِ جِهانِ جَهان بِگُذرد و ‏چُنین است که واژه، نَه بَرسانِ سیمرغی است که بر بَلَندای کوهِ کاف بِنشیند و همۀ جِهان را پُر-بِنگَرد، وَنکه ‏همیشه بخشی را روشن بِنگَرَد که در کَرانه آن است و نا-گُزیر، بخشی را در تیرگیِ تاریگی نَنگَرد که در ‏بی‌کَرانگیِ آن است.‏
    کَرانِ گویِش، تُوانایی واژه در کرانگی آن است. کَرانی است که هر نژاده و هر فرهنگ و هر آدمی باید که ‏بِتُواند تا به‌آرامی آن را به پیش بِرانَد و همین پیش‌رانِشِ آرام، همان چیزی است که فرهنگ‌ها را از ایستایی ‏بِدارَد و اندیشه‌ها را از پَژمُردگی بِرَهانَد؛ اَزیرا هر بار که واژه‌ای -هرآینه اگر بِتُوانَد که از کَرانَش بِگُذَرد- آگاهی ‏را نیز بِگُسترانَد و جِهان نیز چهره نُوِی بِگیرد.‏

  7. کَش-ا-کَشِ زبانی
    نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    واژه، برای آن زِینده است که همیشه در کَش-ا-کَشِ نهانی میان پایایی-و-ناپایایی بِزِییَد؛ پایاییِ آن از ‏آن‌جاست که در فرهنگ و پنداره مردمان جای بِگیرد و چهره آشنا بِیابَد و ناپایایی آن از آن‌جاست که هر دَم ‏با نیازها و دِگرِش‌های زِیَندگی رُوی-به-‌رُوی بِشُوَد و باید که تَنَش را در بَر-ا-بَرِ این دِگَرِش‌ها بایستانَد یا ‏پوست بِاَندازَد و تَنَش را با چهره نُوِی بِنِمایانَد.‏
    این کَش-ا-کَش بَرسانِ کَش-ا-کَشِ تَن-و-رُوانِ آدمی در بایِش در این جِهانِ جَهان است؛ تَن بِخواهَد تا ‏بِمانَد و رُوانِ رَوان بِخواهد تا بِرَوَد. واژه نیز چُنین است: «بخشی از آن بِکُوشَد در چهره-و-چِم پایا بِمانَد و ‏بخشِ دیگری بِخواهد تا از بَندِ این پایایی بِرَهَد و دیگر بِشُوَد و چِمِ نُوِی بیابَد. این نَبَردِ جاویدانه، نیرویِ ‏دِگَرِشِ زبان است و اگر این نَبَرد نَبُوَد، زبان از زِیَندگی بمانَد و به سنگواره خاموشی فرو-بِکاهَد».‏
    واژه در هر فرهنگ، بَرسانِ گیاهی است که هم ریشه در زمینَش بِدارد و هم شاخه در آسمانَش؛ ریشه‌اش ‏نَگذارد تا از خاک جدا بِشُوَد و شاخه‌اش نَگذارد تا تنها در خاک بِمانَد. این دو-گانگیِ زیر-رَوِشی و زِبَر-رَوِشی، ‏همان کَش-ا-کَشِ زبانی است. واژه بِپوسد، اگر آن تنها در ریشه بِمانَد و نماَند اگر تنها قلمه بی‌ریشه بِباشد.‏
    از این است که دگرگونی نَه دُشمنِ واژه، وَنکه زِاینده آن است. دگرگونی، همان‌چیزی است که واژه را از ‏فرسایش بِرَهانَد و آن را به سُویِ زایشِ معنایی بِرانَد و چون که این دگرگونی پایان نَدارد، زبان نیز پایان ‏نَدارد و چُنین است که هر واژه، سر-گذشتی و سَر-نوشتی بسیار خوانِشی بِدارد.‏

  8. زِیِشِ روزانه واژه
    نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    واژه نَه در آسمان، وَنکه در زِیَندگیِ رُوزانه بِزایَد و همین زایِشِ رُوزانه نشان بِدِهَد که زبان ‏نه‌تنها ابزارِ ‏زِیَندگی، وَنکه بخشی از خودِ زِیَندگی است. واژه از آمیزشِ تَن-و-رُوان-و-جان-و-‏جِهان بِروید: در تن ریشه ‏بِگیرد، در رُوان معنا بِیابَد، در جان زِیَنده بِشُوَد، و در فرجام با جِهان ‏هم‌آهنگ بِشُوَد. واژه بَرسانِ نسیمی ‏هویدا-و-پیداست؛ بُویِ نُو بِیابد و دَم-ا-‌دَم، خود را با چهره ‏نُوِ جِهان هماهنگ بِکُنَد‎.‎
    زِیِشِ رُوزانه واژه بدین معناست که هرگز واژه ایستا نَمانَد، وَنکه دَم-ا-‌دَم در اکنون‌های پَی-ا-‏‏‌پَی زاده بِشُوَد. ‏واژه در گفت-و-گوهایِ گُذرا، در خامُشیِ نگاه‌ها، در اندوه‌هایی -که نا-گهان سَر ‏بَر-بِآوَرَند- و در شادی‌هایی -‏که بی‌پُرسِش بِرَسَند-، در کوشش-و-آسایش، در پیوند-و-‏گُسست، در اندیشُش، دَم-به-دَم چهره‌ای دیگر ‏بِیابَد. در این رفت-و-‌آمدِ رُوزانه، واژه معناهایی ‏را در خود بِنِشاند و معناهایی را از خود بِرَهانَد؛ بَرسانِ جُویِ ‏رَوان که در گُذَرش از زمین‌هایِ ‏گون-ا-‌گون، نشانی از آن‌ها با خود بِبَرَد و رَدّی از خود به جای بگُذارَد‎.‎
    از این است که هیچ واژه‌نامه‌ای نَتُواند تا واژه را در چهارچوبِ خود زندانی بِکُنَد. واژه‌نامه آن‌ ‏چه را بِنِویسد که ‏تا اکنون بِبُوده است، امّا واژه آن ‌چه را بِزید که هست، و آن‌چه را بِزیَد که ‏بِتُوانَد بِباشد. این زِیَندگی، چیزی ‏نیست که در دفتر-و-دیوان بِگُنجَد.‏
    زِیِشِ رُوزانه واژه همان جایی است که زبان از بَسندگیِ ساختمانِ دستوری فراتر بِرَود و به ‏کَرانه شِناسِش-و-‏هازمان-و-تاریخ-و-تَن-و-رُوان راه بِیابَد. نَسْکِ کُنونی نیز بر همین نگرش ‏استوار-و-پایدار است: واژه در لا-‌به-‏‏‌لایِ زِیَندگی بِرُویَد، نَه در آزمایشگاه؛ همین رُویِشِ رُوزانه ‏است که آن را زِیَنده نگاه بِدارَد‎‏.‏

  9. در باره چیستی واژه
    نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    واژه، در نمودِ نَخُست، بَرسانِ دانه کوچکی بِنمایَد، امّا در ژرفایِ خود، جُغدِ دانایی است که بر شاخه تاریگ ‏شب بِنشیند و جِهان را در خامُشی بِنِوازَد؛ واژه در پیکر خویش لایه‌هایی بِدارد که هر یَک باز-تابی از ‏رویدادهای دیرینِ زبان-و-تَن-و-رُوان-و-فرهنگ-و-آگاهی است و این لایه‌ها بَرسانِ حلقه‌های تنه درخت ‏کَهُن‌سالی‌ هستند که از هر دوره زِیِشِ خویش نشانی بر جای بِگُذاشتند.‏
    در این‌جای، واژه را بَرسانِ هستیِ چند-لایه بِنگریم؛ نه آوا به‌تنهایی خاستگاهِ آن است و نه نوشته جایگاهِ ‏پایانی آن، وَنکه ریشه‌هایش در ژرفایِ خِرَد فرو-برفت و رُویشِ آن در کارکرد و زِیَندگیِ آدمی رخ بنمایَد. اَزیرا ‏که معنا، زاده پیوندِ زِیَنده این لایه‌هاست.‏
    واژه را بِتُوانیم که بَرسانِ چَشمه‌ای بدانیم که از دلِ کوهِ اندیشه بِجُوشَد؛ از آوندِ تنِ آوایی بِآغازد، سپس از ‏دهلیزهای ساختمانِ دستوری بِگُذَرَد، در معنا و کرانه‌هایش بِگُستَرَد و در فرجام در شبکه کُنِش به جِهان ‏بِرَسَد و هر کَسِ یَک-سُوی‌نگری یَکی از این کران‌هایش را بِبیند و نَتُوانَد که به همه آن کَران‌ها بِنگَرَد؛ پس ‏بر چُنین کَسی، بخشی از کرانِ واژه روشن است و بخش‌های دیگر در کران‌های گویشِ مِهِ لغزان نا-پیدا است. ‏از این است که شِناسِش «چیستی واژه»، همان شِناسِشِ «چیستی زبان» است و شِناسِش زبان همان ‏شِناسِش آدمی.‏

  10. آوَندِ واژه
    نوشته : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

    آوندِ واژه آن پیکره دینِشی-و-شِنَوِشی است که نَخُستین‌بار با آن رُوی-به-رُوی بِشُوِیم؛ همان تَنِ آوایی که از ‏بَر-خورِشِ دَم با تارهای آوایی و گُذَرِشِ هوا از لب بِپَدیدَد و بَرسانِ موجِ کوچکی بر گستره هوا بِلغزد و گوش ‏آدمی را بِلرزاند.‏
    این آوَند، سرشتِ مادی واژه است؛ همان چیزی است که اگر آن را از میان بَر-بِداریم، واژه نیز به نیستی فرو-‏بِلغزد. امّا این آوند تنها پوسته نیست؛ وَنکه بَرسانِ پُوستِ درخت است. پُوستِ درخت هم نگاهدارنده است و ‏هم پَدَنده ‏ وَرشیم‌هایِ سال (:بهار و تابستان و پاییز و زَمستان)، تَنِ واژه نیز باز-تابی از تاریخِ دگرگونی‌هایِ ‏زبانی است.‏
    چه گونگی گَردِشِ اندامِ زبان در دهان، واز-و-بست شُوِشِ لب‌ها، زیر-و-بَمِ آوا، همه در دَمِ واژه نقش بِدارند و ‏هر واژه بَرسانِ آوایِ آغازینِ جِهان است که بار دیگر از دهانِ آدمی بِزایَد.‏
    آوندِ واژه، هم یادگارِ دیرینِ نیاکان و هم ساخته هر روزه مردمان است. این دو-گانگیِ پایا، همان جانِ واژه ‏است: هم در گُذشته ریشه بدارد، هم در زایِشِ اکنون.‏

1 بازتاب

  1. پارسی انجمن » بارگیری «دستورنامه‌ی پارسیگ» نیبرگ

دیدگاهی بنویسید.


*