خون سیاوشان
میلاد عظیمی: افراسیاب نمیخواست هیچ ردّ و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه بر خواهد داد …
میلاد عظیمی: افراسیاب نمیخواست هیچ ردّ و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه بر خواهد داد …
کورش جنتی: هر زبانی ساختار و سنجیدارهایی (قواعدی) دارد که آشنایی و پایبندی به آنها بهویژه برای کسانی که با زبان سروکار دارند، بایسته است. اگر این سنجیدارها را رها کنیم زبانمان بیدروپیکر و آشفته خواهد شد. با همۀ این، قالبهای زبانی خشک و ناروادار نیستند. زبان نیز چونان یک زیستمند زاستاری (موجود طبیعی) در روند فَرگَشت خود به فراخور نیاز یا حتی گاهی از روی پیشامد، پایش را از خطکشیهای ازپیشمشخصشده بیرون میگذارد.
شهربراز: واژهی «رأی» در زبان عربی به معنای «دیدن» است و با «رویت» و «مرئی» همریشه است. گزارهی «برأی العین» یعنی دیدن با چشم. ولی «رای» واژهای است پارسی و به معنای اندیشه و خرد و دیدگاه است.
عباس سلیمی آنگیل: فرهنگِ شماری از پیشهها نوشته شده و در دسترس است، همچون فرهنگ دوزندگان، کفشدوزان، دباغان و… اما واژههای بسیاری در پیشههای گوناگون هست که هنوز جایی ثبت نشدهاند. یکی از آنها، واژهها و اصطلاحات صنعت آجرپزی است.
صنعت آجرپزی در ایران پیشینهای دورودراز دارد. برای نمونه، آجرهای نیایشگاه چغازنبیل هنوز هم میتواند شگفتی کارخانهداران و آجرپزان را برانگیزد.
پارسیانجمن: «تاریخِ مختصرِ زبانِ فارسی» نوشتهی دستور (دکتر) محسنِ ابوالقاسمی است. او به سادگی و گزیدگی به پیشینهی زبانِ پارسی که دنبالهی زبانِ پارسیِ میانه که آن نیز به دنبالهی پارسیِ باستان است پرداخته و چنین، گزارشی کوتاه از تاریخِ زبانِ پارسی که از کهنترین زبانهای زندهی جهان است، به دست داده.
بهرامِ فرهوشی: از آن روزگار که بنیادِ شاهنشاهیِ ایران گذاشته شد و سرزمینِ آشور به دست ماد و سپس بابل به فرمانِ کورشِ بزرگ گشوده گشت، اروندرود یا دجله همواره مایهی آبادانیِ سرزمینهای غربیِ شاهنشاهیِ ایران بود و با بندهایی که ایرانیان بر فرات و دجله ساختند، این بخش از شاهنشاهیِ ایران از بارورترین و زرخیزترین بخشهای ایرانِ کهن گشته بود و در کرانهی پرنعمتِ این رود، در درازای چندین سده، تیسپون، این نیرومندترین پایتختِ روزگارِ کهن، برپا بود و …
عباس سلیمی آنگیل: پس از اینکه این کتاب در وبگاه فرهنگستان برای بارگیری گذاشته شد، نقدهای بسیاری دربارهاش نوشتند و خردهها گرفتند درست و نادرست. شمار بالای نقدها و بررسی همهی سویههای کتاب، من را از نوشتن بازداشت. در اینجا میخواهم از چشماندازی دیگر به این کتاب بنگرم؛ از این چشمانداز که خود نویسندگان و ویراستاران این کتابچه تا چه اندازه شیوهنامهی خود را به کار میبندند و در مجموع، ویرایش این کتاب در چه ترازی است.
فرهنگستان ایران با عضویت گروهی از دانشمندان و ادیبان و دو تن از سران ارتش در سال ۱۳۱۴ آغاز به کار کرد و مهمترین کار آن برابریابی برای واژههای بیگانه بود که شامل برگرداندن نام برخی از وزارتخانهها به فارسی نیز میشد. در این گزارش کوتاه، با نگاهی به برخی از اسناد فرهنگستان ایران، پیشنهادها و برابریابیهای فرهنگستان رضاشاهی را برای نام ساختارها و دستگاههای اداری بررسی کردهایم.
عباس سلیمی آنگیل: «نهاد» و «نهان» دو واژهی فارسیاند که واگویهی استانبولی آنها «نیهاد» و «نیهان» میشود. سریالهای تلویزیونی ترکیهای، اگرچه قصهای نو یا نگاهی ویژهای ندارند و بهحق آبکی شمرده میشوند، به یاری سیاستهای فرهنگی این چهار دهه چنان شیفتگانی در ایران دارند که امروزه «نیهاد» و «نیهان» (با واگویهی استانبولی) دو نام پرهوادار در میان خانوادههای ایرانیاند!
علی بلوکباشی: زبان رمزی زبانی است ساختگی که دو یا چند تن و یا یک گروه از مردم در میان خود قرار میدهند تا هنگامی که بخواهند معنا و راز سخنانشان برای دیگران پوشیده و پنهان بماند با آن گفتوگو کنند.
از دیرباز، زبانهای رمزی ساختگی میان ایرانیان به کار میرفتهاند. این زبانهای گونهی نوشتاری نداشتهاند. در قدیم این گونه زبانها را «لوترا» می نامیدند.