دربارۀ واژۀ «آمیغ»

کورش جنتی:‌ در واژه‌نامۀ «برهان قاطع» «آمیغ» هم‌ارز «حقیقت» آورده شده است؛ زنده‌یاد احمد کسروی تبریزی نیز بر همین پایه واژۀ «آمیغ» را در معنای «حقیقت» به کار برده است. با این همه، چه از نگر ریشه‌شناختی و چه از نگر پشتوانۀ کاربرد، «آمیغ» برای واژۀ «ترکیب» درخورتر می‌نماید.

بارگیری «فرهنگ واژه‌های اوستا»ی کانگا، گردانشِ بهرامی، در چهار پوشینه

فریدون جنیدی: احسان بهرامی گزارنده این دفتر از بیست و چهار سال پیش آغاز به کار آن کرده بود و چون در آغاز کار بنیاد نیشابور اندیشیدم که می‎باید فرهنگی از واژه‎های اوستایی فراهم آوریم و بهتر آن است که این فرهنگ ترجمه فرهنگ کانگا باشد که گام نخست را پشت سر یک ایرانی نژاده گذاشته باشیم …

نوآوریهای ابوریحان بیرونی در ساختن واژه‌های دانشی پارسی

استاد جلال متینی در این جستار نوآوریهای بیرونی در ساختِ واژه‌های دانشیِ پارسی را برمی‌نمایند و نیز می‌افزایند که این نوآوریها با بیرونی و پورسینا و دیگر دانشمندانِ ایرانیِ‌ پس از اسلام آغاز نشده‌اند و بی‌گمان ریشه در زبانِ پارسی به روزگارِ هخامنشیان (پارسه/ پارسیِ باستان) و ساسانیان (پارسیگ/ پهلوی) دارند.

بررسیِ خرده‌گویشهای قصران به همراهِ واژه‌نامه‌ی قصرانی

پارسی‌انجمن: قصران بخشی از ریِ باستان است. قصران نامیدن این بخش از ریِ کهن به سده‌ی دوم مَهی برمی‌گردد. گفتنی است که روزگاری تهران یکی از دیه‌های قصران بوده است. در این بررسی، پژوهنده به همراه دستیارانِ دانشجویش، در درازی سه سال، تا آن جای که توانسته‌اند خرده‌گویشهای قصران را گردآوری و آوانویسی کرده‌اند و واژه‌نامه‌ای نیز از این گویشها به دست داده‌اند.

بارگیریِ «خطِ میخیِ فارسیِ باستانِ» قریب

پارسی‌انجمن: زبانِ پارسه (پارسیِ باستان) زبانِ یادمانهای بر جایِ مانده از شاهنشاهانِ هخامنشی است. بیشترِ این یادمانها به دبیره‌ی میخی‌اند که بر کوهها، دیوارِ پلکانها و ستونِ کاخها، پوششِ سنگیِ تندیسها، مُهرها، آوندهای زرین و سیمین و دیگر چیزها کنده شده‌اند. نوشته‌های پارسه بی‌گمان بر پوست و لوخ(پاپیروس) و پارچه و استخوان و چوب هم بوده که در تاریخِ پرآشوب و پرتازشِ برآمده از الکسندرِ گُجسته و تازیان و ترکان و مغولان و دیگر گزندهای روزگار از میان رفته‌اند.

نصرالله مُنشی نباشیم

کورش جنتی: هرچه از سده‌های چهارم و پنجم پیش‌تر می‌آییم نثر پارسی بیشتر با وام‌واژه‌های عربی آمیخته می‌شود و بازی‌های زبانی و سجع‌پردازی، زبان پارسی را از سرشت زاستاری(طبیعی) خود دور و دورتر می‌کند. ترزبانشِ(ترجمۀ) تاریخ طبری ساده‌تر و پارسی‌تر از تاریخ بیهقی است. تاریخ بیهقی پارسی‌تر از کلیله‌و‌دمنه است و کلیله‌ و دمنه پارسی‌تر از تاریخ وَصّاف.

بیانیه‌ی نکوهشگرایانه‌ی «انجمن زبان و ادبیات فارسی» درباره‌ی دسته‌ گلِ تازه‌ی آموزش و پرورش

به تازگی، وزارتِ آموزش و پرورش، در آزمونِ استخدامیِ کشوری، دانش‌آموختگانِ رشته‌ی زبان و ادبیاتِ فارسی را با دارندگانِ مدارکِ حوزه، در استخدام در پیشه‌ی دبیریِ زبان و ادبیاتِ فارسی، برابر دانسته است تا گواهی دیگر بر ستم‌دیدگیِ روزافزونِ زبانِ پارسی در سرزمینِ‌ خود باشد. در واکنش بدین کارِ نابخردانه و نسنجیده، «انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی» بیانیه‌ی زیر را آماده کرده است.

سره‌نویسیِ پارسی در دربارِ‌ ایلخانان: نگاهی به شهنشاه‌نامه‌ی احمدِ تبریزی

پارسی‌انجمن: پیوندِ آذربایگان با زبانِ پارسی، چونان دیگر سرزمینهای ایرانی، پیوندِ ریشه و تنه است که چیستی و چه‌بودش در پیوستگی با پارسی است. در این میان، نویسندگانِ آذربایجانی، چونان احمدِ تبریزی سراینده‌ی شهنشاه‌نامه، از دیرزمان تا امروز، از سرآمدانِ پارسی‌نویسی و پارسی‌سرایی بوده‌اند.