پیشه‌واژه‌های آجرپزان

پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -380x285 پیشه‌واژه‌های آجرپزان عباس سلیمی آنگیل پیشه آجرپزی آجرپزان پارسی انجمن
نیایشگاه چغازنبیل

عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیب‌شناسی پارسی‌انجمن): فرهنگِ شماری از پیشه‌ها نوشته شده و در دسترس است، همچون فرهنگ دوزندگان، کفش‌دوزان، دباغان و… اما واژه‌های بسیاری در پیشه‌های گوناگون هست که هنوز جایی ثبت نشده‌اند. یکی از آن‌ها، واژه‌ها و اصطلاحات صنعت آجرپزی است.

صنعت آجرپزی در ایران پیشینه‌ای دورودراز دارد. برای نمونه، آجرهای نیایشگاه چغازنبیل هنوز هم می‌تواند شگفتی کارخانه‌داران و آجرپزان را برانگیزد. با رواج کوره‌های هوفمن در ایران، شماری از واژه‌ها و کلیدواژه‌های آلمانی به این پیشه راه یافت، اما همچنان بیشترشان فارسی است. ناگفته نماند که میل‌های (هواکش‌های سنتی) برخی از کوره‌های ایران، امروزه در شمار آثار ملی به ثبت رسیده‌اند.

 

شماری از واژه‌های پیشه‌ی آجرپزی

کوره: جای پختن آجر. ساختمان کوره‌های هوفمن بیشتر مستطیلی‌ست و از دو بخش موازی تشکیل شده است که هر بخش (راسته) چند قمیر (اتاقک) را دربرمی‌گیرد. (بیشتر بین ۱۵ تا ۳۰ قمیر).

کوره‌سوز: کسی که مسئولیت پختن آجرها با اوست.

پختبان: کوره‌سوزی که می‌تواند با ابزارها و فن‌آوری‌های به‌روزتر، همچون حسگر دما یا شیرهای خودکار و…، کار کند.

قمیر: هر راسته یا رخ از چند اتاقک پدید آمده است.

راسته: هر کوره دو بخش دارد که هم‌راستا با هم قرار دارند و دیواری آن‌ها را از هم جدا می‌کند. هرکدام از این دو بخش هم‌راستا را یک راسته یا رخ می‌گویند.

رخ: به راسته بنگرید.

آتش‌گردان: راه باریک و کم‌وبیش کوتاهی که دو رخ یا دو راسته را به هم می‌پیوندد.

سرکله: قمیرهای کوچکی که در آغاز یا پایان رخ قرار دارند و آتش‌گردان از دیوار آن بخش‌ها به بخش دیگر می‌رسد.

جهنمی: دهلیز یا کانالی که بر روی دیوار کوره قرار دارد و دود را از قمیر به هواکش می‌رساند.

چرخ‌کش: کارگری که با چرخ‌های دستی خشت‌های خام را به درون قمیر می‌برد.

خام‌چین: کارگری که خشت‌های خام را در درون قمیر می‌چیند.

بارگیر: کارگری که آجرهای پخته را از قمیر بیرون می‌برد.

باجه: سوراخ‌هایی که بر بام قمیر ایجاد شده تا لوله‌های سوخت‌پاش در آن قرار گیرد.

سوخت‌پاش: دستگاهی که سوخت (گاز طبیعی، گازوئیل یا مازوت) را به درون قمیر هدایت می‌کند.

آپرود (آپروت): صفحه‌ای فلزی که دسته‌ای بلند دارد. با برداشتن یا گذاشتن این صفحه‌ها بر سوراخ‌های میان قمیر و دهلیز جهنمی، اندازه‌ی خروج گرما ساماندهی می‌شود.

هوادزدی: اگر بدنه یا یقف کوره شکاف یا سوراخ‌هایی داشته باشد، می‌گویند کوره هوادزدی دارد.

پُر کردن آتش: اگر آتش خوب شعله بگیرد و دمای درون قمیر بالا برود، می‌گویند «آتش پر کرده» یا «آتش خوب پر کرده». و اگر این فرایند به درازا انجامد، می‌گویند «آتش پر نمی‌کند» و… .

پس زدن: اگر دود به‌درستی به راه هواکش منتقل نشود، از پشت آخرین سوخت‌پاش‌ها بیرون می‌زند. در این زمان‌ها می‌گویند: «آتش پس می‌زند.»

پیش‌گرم: به قمیرهایی گویند که قرار است سوخت‌پاش بر روی آن‌ها قرار گیرد. پیشاپیش باید کمی گرمای موجود در کوره به روی قمیرهای پیش‌رو هدایت شود تا سوخت‌پاش بر رویشان قرار گیرد. اگر این کار به‌درستی انجام شود، می‌گویند: «پیش‌گرم این رخ روبه‌راه است» یا «این رخ پیش‌گرم دارد.» و… .

خشک‌کن: جایی که خشت‌های خام با حرارت آتش یا آفتاب خشک می‌شوند و آماده‌ی انتقال به قمیرها. به خشک‌کن‌هایی که در فضای باز قرار دارند، «خشک‌کن آفتابی» و خشک‌کن‌های دیگر را بیشتر «صنعتی» می‌گویند.

جوش شدن: اگر خشت بیش از اندازه حرارت ببیند، آرام‌آرام مچاله می‌‌شود و در نهایت چون گدازه روان می‌گردد. به این رویداد جوش شدن می‌گویند. برای نمونه: «در قمیر سه، نزدیک به دو هزار قطعه آجر جوش شد.»

درگاه: درِ هر قمیر را درگاه می‌گویند.

درگاه‌گیر: کسی که دیواری با آجر و گِل در برابر در قمیر می‌چیند و پس از پخت آجر، دیوار را خراب می‌کند.

شبیل: پرده‌ای کاغذی یا نایلونی که از ورود هوای سرد به بخش گرم کوره جلوگیری می‌کند.

آجر فشاری: آجرهای توپُری که در گذشته رواج بیشتری داشت، اما امروزه استفاده از آن‌ها کمتر شده است.

آجر زبره: همان آجر فشاری‌ست.

آجرگری: آجرهای فشاری قدیمی‌‌تر که سطحشان به بیماری گری می‌زد.

آجرنما: آجری که در نمای بیرونی ساختمان به کار برده می‌شود.

آجرنسوز: آجری که در دماهای بالا تاب می‌آورد.

آجر سه‌سوراخه: گونه‌ای از آجرهای میا‌ن‌تهی. این گونه از آجر دارای سوراخ‌های گوناگونی است که از ان میان «سه‌سوراخه» و «چهارسوراخه» و «شش‌سوراخه» و «ده‌سوراخه» شناخته‌شده‌تر است.

آجر نیمه: قطعی کوچک‌تر از آجر معمولی.

آجر سه‌گل: گونه‌ای از آجر.

چیدمان: شیوه‌ی کنار هم نهادن آجرها در قمیر را چیدمان می‌گویند.

چیدمان تونلی: چیدمانی که در آن فاصله‌ی میان دو قمیر همچون تونل خالی می‌ماند.

چیدمان پایه‌جرگه: چیدمانی که بخشی از آجرها در آن به شکل ستون‌هایی هم‌راستا با هم بالا می‌روند و فاصله‌ی میانشان با یک یا چند ردیف آجر پر می‌شود. آجرهای ستون‌مانند را «پایه» و ردیف میانشان را «جرگه» می‌گویند.

چیدمان زنبوری: شکلی از چیدمان که ممکن است توانلی یا پایه‌جرگه باشد، اما سوراخ‌ آجرها رو به بیرون است و در کنار هم همچون کندوی زنبور به چشم می‌آیند.

پایه: به پایه‌جرگه بنگرید.

جرگه: : به پایه‌جرگه بنگرید.

سر رخ: آغاز هر رخ را سر رخ گویند.

ته رخ: پایان رخ را گویند.

جابه‌جایی: پیش بردن سوخت‌پاش و گذاشتن آن بر قمیر جلویی را جابه‌جایی گویند.

پلنگی شدن آجر: سرخ و زرد بودن بدنه‌ی آجر که نشانه‌ی خامی آن است.

شوره‌دار: گاهی به سبب بهره بردن بیش از اندازه از نمک بدنه‌ی آجر شوره می‌زند.

قنوره: سوراخ‌هایی که در ردیف‌های پایین یا بالای جرگه‌ها ایجاد می‌شود برای حرکت گرما.

قناب: همان قنوره است.

گربه‌رو: همان آتشگردان است.


آگاهی: برای پیوند با ما می‌توانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از به‌روزرسانیهای تارنما می‌توانید هموندِ رویدادنامه پارسی‌انجمن شوید و نیز می‌توانید به تاربرگِ ما در فیس‌بوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.

جستارهای وابسته

  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -خط-فارسی-150x150 پیشه‌واژه‌های آجرپزان عباس سلیمی آنگیل پیشه آجرپزی آجرپزان پارسی انجمنآن‌که آموخت و نکرد (نگاهی به ویراست تازه‌ی دستور خط فارسی) عباس سلیمی آنگیل: پس از اینکه این کتاب در وبگاه فرهنگستان برای بارگیری گذاشته شد، نقدهای بسیاری درباره‌اش نوشتند و خرده‌ها گرفتند درست و نادرست. شمار بالای نقدها و بررسی همه‌ی سویه‌های کتاب، من را از نوشتن بازداشت. در اینجا می‌خواهم از چشم‌اندازی دیگر به این کتاب بنگرم؛ از این چشم‌انداز که خود نویسندگان و ویراستاران این کتابچه تا چه […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی Foolish-Turkish-Series-150x150 پیشه‌واژه‌های آجرپزان عباس سلیمی آنگیل پیشه آجرپزی آجرپزان پارسی انجمنشهر هرت عباس سلیمی آنگیل: «نهاد» و «نهان» دو واژه‌ی فارسی‌اند که واگویه‌ی استانبولی آن‌ها «نیهاد» و «نیهان» می‌شود. سریال‌های تلویزیونی ترکیه‌ای، اگرچه قصه‌ای نو یا نگاهی ویژه‌ای ندارند و به‌حق آبکی شمرده می‌شوند، به یاری سیاست‌های فرهنگی این چهار دهه چنان شیفتگانی در ایران دارند که امروزه «نیهاد» و «نیهان» (با واگویه‌ی استانبولی) دو نام […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -بیگانه-150x150 پیشه‌واژه‌های آجرپزان عباس سلیمی آنگیل پیشه آجرپزی آجرپزان پارسی انجمنقانون‌های زینتی عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیب‌شناسی پارسی‌انجمن): برخی قانون‌ها را برای به کار نبستن تصویب کرده‌اند. همان‌گونه که کسی از مرغ زینتی چشمِ تخم گذاشتن ندارد (گیریم گاهی هم تخمی بگذارد)، از این قانون‌ها هم نباید توقعی داشت. «قانون ممنوعیت به‌کارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه» در بالاسر همه‌ی قانون‌های زینتی ایستاده است و بر […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -فارسی-150x150 پیشه‌واژه‌های آجرپزان عباس سلیمی آنگیل پیشه آجرپزی آجرپزان پارسی انجمنفلانی مثل چی خالی می‌بست! چندی پیش با دوستی درباره‌ی ساخت «مثل چی + کارواژه (فعل)» سخن می‌گفتم. در پایان به این نتیجه رسیدیم که این ساخت برای بزرگ‌نمایی به کار می‌رود، نه همانندسازی.
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -پاسدار-150x150 پیشه‌واژه‌های آجرپزان عباس سلیمی آنگیل پیشه آجرپزی آجرپزان پارسی انجمنیک بام و دو هوا عباس سلیمی آنگیل:  جایزه‌ی یکپارچه‌سازی جایزه‌ای است که دولت آلمان به پناهندگان و مهاجران آلمان‌دوست می‌دهد. این جایزه در سال ٢٠١٧ به یک ایرانی به نام محمد پاسدار داده شد. دویچه‌وله این جایزه را «جایزه‌ی هم‌پیوندی» نامیده بود و چنین نوشته بود: «این جایزه هر سال به افرادی که در هم‌پیوندی و ادغام با جامعه‌ی آلمانی تلاش کرده‌اند اهدا […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -150x150 پیشه‌واژه‌های آجرپزان عباس سلیمی آنگیل پیشه آجرپزی آجرپزان پارسی انجمنبگذار تا از این شب دشوار بگذریم عباس سلیمی آنگیل:‌ از آنجا که مردم افغانستان، چه خود آگاه باشند و چه نباشند، پاره‌ای از فرهنگ و تمدن ایرانی‌اند و از ما، ناچار باید به این مسئله بیندیشیم و به دنبال گشودن گره به دست و نیز حل منطقی مسئله‌ی مهاجران غیرقانونی افغانستانی در ایران برآییم. باید سبب‌ها و انگیزه‌ها را شناخت و بر زمین واقعیت گام نهاد، وگرنه گمراه می‌شویم. […]

دیدگاهی بنویسید.


*