دربارهی واژهی «میهن» از استاد پورداود
پارسیانجمن: استاد پورداود در این جُستار به واژهی «میهن» پرداختهاند. ریشه و بنِ چند هزار سالهی آن را به همراهِ ارزشِ به کارگیریاش به جای واژهی عربیِ «وطن»، که به چِمِ(معنیِ) «آغل و آخور» است، برنمودهاند.
پارسیانجمن: استاد پورداود در این جُستار به واژهی «میهن» پرداختهاند. ریشه و بنِ چند هزار سالهی آن را به همراهِ ارزشِ به کارگیریاش به جای واژهی عربیِ «وطن»، که به چِمِ(معنیِ) «آغل و آخور» است، برنمودهاند.
پارسیانجمن: زندهیاد پرفسور شاپور شهبازی در این جستار نشان میدهد که «ایدهی ایران» ـ چونان یک کیانِ ملی یا کشوری با یک هویتِ زبانی، سیاسی و قومی ـ به روزگارِ اوستایی بازمیگردد و ایدهی ایران از آن روزگارِ بسیار کهن تا به امروز زنده و استوار بوده است؛ همبدانگه که چنین هویتِ ملیای را یونانیان و رومیان بسیار دیرتر شناختند و بدان دست یافتند. بر این پایه، ایرانیان نخستین ملتِ جهاناند که به خودآگاهیِ ملی دست یافتند و برپایهی آن دولت پی نهادند.
پارسیانجمن: استاد بدرالزمان قریب با پژوهشی در هفتپیکرِ نظامی و نوشتههای مانویان به «هفته در ایرانِ باستان» پرداخته است.
گفتنی است، در فرهنگِ ایرانی یکانِ زمان نه هفته که ماه و روز است و هر روزِ ماه به نامِ مینویی خوانده میشود و تاریخِ هر رویداد نیز برپایهی نامِ ماه و نامِ روز میباشد، همچون ماهِ فروردین روزِ خرداد، زادروز اشوزردشت. نامگذاریِ شنبه، یکشنبه، …، آدینه از ایرانیانِ مانوی وام گرفته شده است.
پارسیانجمن: استاد محمود حسابی در «وندها و گهواژههای فارسی» به پیشوندها، پسوندها، گهواژههای فارسی، واژههای دستورِ زبانِ فارسی و ریشههای گهواژههای فارسی و همتاهای انگلیسیِ آنها پرداخته است.
رهامِ اشه، گردانشِ مزدا (مریمِ) تاجبخش و بزرگمهرِ لقمان: واژهی پارسیگِ ērān (ایران) به چمِ «آریاییان» است، و ērānšahr (ایرانشهر) نامِ شاهنشاهیِ ایران بود به روزگارِ ساسانیان.
پارسیانجمن: «فرهنگِ ریشهشناختیِ زبانِ فارسی» گردآوریِ دکتر محمد حسندوست است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سالِ ۱۳۹۳ در پنج پوشینه چاپخش کرد.
خردهگیریهای دکتر احمدرضا قائممقامی از این فرهنگ را در دنباله میخوانید.
بزرگمهر لقمان: «شیر» به چِمِ «شاه» از -xšaθrya اوستایی به همین چم آید. این واژه در زبانِ بلخی χαρο است.
واژهی شیر، اندر این چم، پیونددار با واژههای پارسیِ پادشاه، شاه، شهر، شهریار، شهریور و … است.
پارسیانجمن: «اساسِ اشتقاقِ فارسی» گردانشِ دو پژوهشِ هرن و هوبشمان دربارهی ریشهشناسیِ زبانِ پارسی است.
بدین کار تنها میتوان چونان پژوهشی آغازین درنگریست، بی آنکه آن را یکسره درست انگاشت؛ چه بیش از یکسدوبیست سال از چاپخش این دو کار میگذرد و دانشِ زبانشناسی در این درازا به پیشرفتهایی چشمگیر دست یافته است، و نیز این دو پژوهش پیش از یافتنِ نوشتههای پارسیِ ترفان نوشته شدهاند.
شهربراز: زبان مادری مولانا جلالالدین محمد بلخی پارسی بود. وی همچنین بر عربی چیره بود و با ترکی و یونانی نیز آشنایی داشت. مولانا دربارهی آشنایی خود با زبان ترکی به روشنی چنین گفته است که نشان میدهد وی نه ترک بوده و نه ترکی میدانسته است: تو ماه تُرکی و من اگرچه ترک نیستم | دانم من این قدر که به ترکی است آب «سو».
به هر روی، در این جستار به بررسی چهار غزل مولانا میپردازم که واژههای یونانی بسیار دارند.
بزرگمهرِ لقمان: از کهنترین نبشتههای بر جای مانده از زبانِ پارسی (از ۲۶۰۰ سالِ پیش) تا به امروز، پارسیگویان زبانِ خویش را «پارسی» میخواندهاند؛ چونان که در زمانِ هخامنشیان «پارسه»، به روزگارِ ساسانیان «پارسیگ» و پس از تازش «پارسی» میگفتهاند.