«جُستارنامگ» چاپ شد
پارسیانجمن: «جُستارنامگ» که گردآوردی از جستارهای مزدا تاجبخش و بزرگمهرِ لقمان است، چاپ شد.
جستارنامگ به دو بخش است: زبانپژوهی و ایرپژوهی.
پارسیانجمن: «جُستارنامگ» که گردآوردی از جستارهای مزدا تاجبخش و بزرگمهرِ لقمان است، چاپ شد.
جستارنامگ به دو بخش است: زبانپژوهی و ایرپژوهی.
بزرگمهرِ لقمان: پس از تازشِ تازیان و از میان رفتنِ دوگانهی دین و شهریاری، زبانِ پارسی تنها نمودگاهِ ایرانیبودن و نگهدارندهی آگاهیِ درهمشکستهی ایرانیان گشت. این زبان، هر چند دنبالهی زبانِ پارسیگ است، از آنجا که زبانِ پساتازشی است زبانی است تازشزده که لایههای واژگانی و دستوریاش در کشمکشی پیوسته با یکدیگرند. هم از این روست که پیشزمینهی بازسازیِ آگاهیِ درهمشکستهی ایرانشهری بازسازی و هماهنگسازیِ ساختارِ دستوری و گنجینهی واژگانی پارسی است.
عباس سلیمی آنگیل: در نوروز امسال زمان دست داد تا چند روزی کنار خانواده باشم. در چنین روزهایی، چنانکه افتد و دانی، بازی با ورق (حکم و چاربرگ و …) یکی از سرگرمیهای خانوادههای ایرانی است. بهار بود و هوا دلپذیر، ما هم نشستیم و چند دستی بازی کردیم. در یکی از دستهای نفسگیر، خواهرزادهی نوجوانم با شادی گفت: «پنج را سر کن. پنج دل را سر کن… .»
پارسیانجمن: «گویاییِ ارستو» (چاپِ سوم، ویرایشِ دوم) و «زبانِ پارسیگ» (چاپِ پنجم، ویرایشِ نخست) چاپخش شده و اینک در دسترسِ استادان، پژوهندگان، دانشجویان و دوستدارانِ گویایی و فرزانگی و فرهنگ و زبانهای ایرانی است.
پارسیانجمن: پارسی، با پیشینهی ۲۶۰۰ سال نویسایی، نه تنها از کهنترین زبانهای زندهی جهان است و گنجینهای شگفت از فرهنگ و دانش جهانیان بدان آفریده شده که تواناییِ شگرفی هم در واژهسازی دارد – تا آن جای که بر پایهی شمارشِ استاد محمودِ حسابی، در پارسی تنها با بهره از وندها میتوان بیش از ۲۲۶ هزارهزار (میلیون) واژه ساخت.
مزدا تاجبخش: در نوشتههای باستانی شهری به نامِ اُستیگان تا کنون یافت نشده است. نیز گواهی (سکه، مهر، سنگنوشته و …) بر بوشِ شهری با این نام نه در روزگارِ پادشاهیِ خسرو انوشیروانِ ساسانی در دست است و نه در زمانی دیگر. بر پایهی آنچه در این جُستار آمده است، میتوان بدین برایند رسید که واژهی اُستیگان در یادگارِ بزرگمهر نه شهری ساسانی که تنها برنامی (لقبی) برای بزرگمهرِ بختگان بوده است.
کورش جنتی: جنبشهای سَرهگرایانه به دنبال آناند که تا آنجا که شدنی است و در چهارچوب دانش و سنجیدارهای (ضوابط) واژهگزینی میگنجد زبان را از وامواژههای بیگانه سبکبار کنند. بر پایۀ دیدگاههای سَرهگرایانه بسیاری از نوواژههای پارسی که در آغاز ناآشنا و شگفت مینمایند در گذر زمان جای خود را در بدنۀ زبان باز میکنند.
جاوید اشکانی: یکی از ویژگیهای زبانهای هند و اروپایی وندافزایی است. این زبانها از هندوستان تا اروپا، از امریکا تا استرالیا و در دیگر سرزمینها رواگمندند و از نگرِ گستردگی یکی از مایهوَرترین شاخههای زبانی در جهان به شمار آیند. این زبانها دارای شاخههای گوناگونیاند که در گُذر روزگار هر یک جداگانه دُچار دگرگشت شده و اندکاندک از هم دور گشتند. گمان بر آن است که ریشهها و سرشاخههای بنیادین آنها یکی بوده …
کورش جنتی: روزگاری ما پارسیزبانان به جای واژۀ «چگالی» از واژۀ «کثافت مخصوص» بهره میبردیم و همان زمان کسانی بودند که میگفتند واژۀ «چگالی» خندهدار است و نمیتواند جای واژۀ زیبا و خوشآوای «کثافت مخصوص» را بگیرد!
کورش جنتی: در پارسی میانه برای واژه «سکوت» برابرنهادههایی چون «خاموشی»، «بستهبانگی»، «تُشتی»، «اَگویایی» و … را داشتهایم. در پارسی سدههای نخست، واژۀ «خاموشی» ایواز(فقط) به معنای «سکوت» کاربرد داشته است و واژههای «کشتن» و «نشاندن»، افزون بر معناهای رواگیدۀ(رایج) خود، رسانندۀ معنای «خاموش کردن آتش و افرازه(شعله)» نیز بودهاند.