رأی و رای
شهربراز: واژهی «رأی» در زبان عربی به معنای «دیدن» است و با «رویت» و «مرئی» همریشه است. گزارهی «برأی العین» یعنی دیدن با چشم. ولی «رای» واژهای است پارسی و به معنای اندیشه و خرد و دیدگاه است.
شهربراز: واژهی «رأی» در زبان عربی به معنای «دیدن» است و با «رویت» و «مرئی» همریشه است. گزارهی «برأی العین» یعنی دیدن با چشم. ولی «رای» واژهای است پارسی و به معنای اندیشه و خرد و دیدگاه است.
عباس سلیمی آنگیل: فرهنگِ شماری از پیشهها نوشته شده و در دسترس است، همچون فرهنگ دوزندگان، کفشدوزان، دباغان و… اما واژههای بسیاری در پیشههای گوناگون هست که هنوز جایی ثبت نشدهاند. یکی از آنها، واژهها و اصطلاحات صنعت آجرپزی است.
صنعت آجرپزی در ایران پیشینهای دورودراز دارد. برای نمونه، آجرهای نیایشگاه چغازنبیل هنوز هم میتواند شگفتی کارخانهداران و آجرپزان را برانگیزد.
«کروچَنده» یکی از تازهترین واژههایی است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی ساخته است. این واژه به چِم یا معنای مزههایی است که هنگام خوردن در دهان آوای کروچکروچ میدهند. کروچنده به جای واژههای انگلیسی «کرانچی» و «کرانچینس» گذاشته شده است.
چندی پیش با دوستی دربارهی ساخت «مثل چی + کارواژه (فعل)» سخن میگفتم. در پایان به این نتیجه رسیدیم که این ساخت برای بزرگنمایی به کار میرود، نه همانندسازی.
کورش جنتی: ما در زبان پارسی از پیش واژۀ «جانور/ حیوان خانگی» را داشتهایم، با همۀ این به نگر میرسد این واژه نتوانسته پَنامی (مانعی) برای کاربرد روزافزون واژۀ «پِت» شود. شاید بتوان گفت اگر زبانآگاهی، انگیزه و شور پارسیگویی در میان مردم بالاتر از اینی بود که هست واژۀ «پِت» هرگز به زبان پارسی اندر نمیشد و نمیتوانست پادکام (بهرغم) واژۀ «حیوان خانگی» راهی در زبان پارسیزبان پیدا کند.
از دیرباز زبان فلسفه در کشور ما بسیار با واژگان بیگانه درآمیخته است. امروز این درآمیختن بیشتر با زبانهای انگلیسی و عربی است. در روزگار ما بسیاری از مترجمان کتابهای فلسفی خود را به رنج نمیاندازند و واژگان تازهدرونشده به فلسفه را به همان سان که هست، بیشتر به گونهی انگلیسی، به زبان فلسفی میآورند.
در این نوشته میخواهیم برخی برابرنهادهای پارسیِ «فلسفهی علم» نوشتهی الکساندر برد با گردانش ساسان مژده را بیاوریم.
پارسیانجمن: احمدِ کسروی کافنامه را در سالهای ۱۳۱۴ و ۱۳۱۵ در ماهنامههای پیمان و ارمغان چاپ کرد و با آن که ۹ دههای است که از چاپخشِ آن میگذرد، هنوز ریزبینیهایی بسیار در آن هست که پژوهشگران بی نیاز از خواندن و بررسیِ این گفتار نیستند.
استاد زندهیاد ابراهیم پورداود در جستارِ «آتورپاتکان و چیچست و سولان (سبلان) و سهند» از دریچهی زبانشناسی و تاریخ به این چهار جایگاه ایرانشهر پرداخته است.
پارسیانجمن: «فرهنگِ ایرانِ باستان» گردآوردی از جستارهای گرانسنگِ استادِ زندهیاد ابراهیمِ پورداود –ایرانشناس، اوستاشناس و استاد فرهنگ و زبانهای کهنِ ایرانی- است که همان گونه که از نامِ نبیگ برمیآید، روشنگریای است دانشی در زمینهی واژههای پیونددار با فرهنگِ ایرانِ کهن.
پارسیانجمن: خوانندگانِ پارسیانجمن پیشتر با «فرهنگِ ریشهی لغاتِ فارسی» و «مسیرِ اشتقاقِ لغاتِ فارسی»ِ دکتر علی نورائی آشنا هستند و اینک سومین کارِ ایشان در این زمینه که «فرهنگِ اشتقاقِ واژههای فارسی» نام دارد و در آن بیش از ۳۴۰۰ واژهی فارسی ریشهیابی شده، چاپخش شده است.