به پیشبازِ شبِ چله میرویم
ایرانشهریان بر این باورند که در شبِ چله درازترین نبرد با اهریمن درخواهد گرفت. زینرو، برای یاری به پیروزیِ روشنایی، خوانی از واپسین میوههای پاییزی میگسترند و بر گردِ آتش از شام تا بام به شادی میگذرانند.
ایرانشهریان بر این باورند که در شبِ چله درازترین نبرد با اهریمن درخواهد گرفت. زینرو، برای یاری به پیروزیِ روشنایی، خوانی از واپسین میوههای پاییزی میگسترند و بر گردِ آتش از شام تا بام به شادی میگذرانند.
پارسیانجمن: استاد پورداود در این جُستار به واژهی «میهن» پرداختهاند. ریشه و بنِ چند هزار سالهی آن را به همراهِ ارزشِ به کارگیریاش به جای واژهی عربیِ «وطن»، که به چِمِ(معنیِ) «آغل و آخور» است، برنمودهاند.
پارسیانجمن: عبدالحسین نوشین، نویسنده، پژوهنده، هنرمند و بُنیادگذارِ نمایشِ نوین و جهانی در ایران، یکی از چهرههای نامدار روزگارِ ما بود. از او نبیگِ(کتاب) ارزندهی واژهنامک در گزارش واژههای دشوارِ شاهنامه بر جای مانده که دستهکلیدِ گرهگشایی است در دستِ هر پژوهندهی شاهنامهی فردوسیِ بزرگ.
تقی ارانی: «آذربایجان … از ازمنهی قدیمه مسکنِ اقوامِ آریاننژاد و یکی از مهمترین مهدهای تمدنِ ایرانی بوده … بدبختانه پس از حملهی وحشیانِ مشرق … در قسمتِ عمدهی آذربایجان اهالی زبانِ خود را فراموش نموده به زبانِ ترکی متکلم شدهاند. ترکیزبان بودنِ بعضی از قسمتهای ایران باعثِ اشتباهِ برخی مردمانِ بیاطلاع (پانترکیستها) شده بدون اینکه این قبیل اشخاص قدری صفحاتِ تاریخ را ورق زده از حقیقت مطلع شوند فورا ادعا میکنند که این قوم ترک هستند … گویا نمیدانند که یک نفر آذربایجانی ترکشدن را برای خود ننگ میداند.»
پارسیانجمن: «فرهنگِ کرمانی» گردآوریِ زندهیاد منوچهر ستوده است که دربردارندهی بیش از ۴۷۰۰ واژه از گویشِ کرمانی است. همچنین، آیینها، زبانزدها، داستانها و ترانههایی چند از کرمان در این فرهنگ گرد آورده شدهاند.
محمدرضا خسروی: فرهنگستان زبان فارسی که میباید پاسدار بیدار مرزهای زبان پارسی باشد راست به سربازی میماند که در سنگرش خفته باشد.
با نگاه به نامه فرهنگستان میگویم و از گفته برون میآیم که از فرهنگستان پیداست که نویسندگان و کارداران آن یکسره با درد جانکاه زبان بیگانهاند، آنان که میباید به درمان این درد میپرداختند، نمکپاش دل ریش آن شدهاند.
پارسیانجمن: پژوهشهای تاریخی و زبانشناختی به روشنی نشان میدهند که تا پیش از ترکتازیِ ترکان و مغولان به ایرانزمین، زبانِ آذربایجانیان گویشی از پارسی بوده است که پژوهشگران آن را «پهلویِ آذری» خواندهاند. پهلویِ آذری با آنکه کنون جای خویش را به ترکیِ آذری داده با همهی این واژههایی پرشمار از آن در زبانِ امروزِ آذربایجان بر جای مانده است که نگارندهی «زبانِ آذربایجان»، محمدرضا شعار، کوشیده تا شماری از این واژههای کهنِ پارسی را که در گفتوگوهای روزانهی آذربایجانیان شنیده است در این کار گرد آورد، و فرادستِ پژوهندگان نهد.
در این ویژهنامه «پارسیانجمن» در جُستارهایی چند به زبان و ادبِ و دبیرهی پارسی در فرارود و نیز چهبود و چیستیِ تاجیکان ازنگرِ تاریخی و فرهنگی میپردازد.
پارسیانجمن: میرزا علیاکبرخان نفیسی برای گردآوری این فرهنگ بیش از ۲۵ سال رنج برد و فرهنگِ وی که به روزگارِ رضاشاه چاپخش شد تا پیش از فرهنگِ دهخدا بَوَندهترین[=جامعترین] فرهنگی بود که برای زبانِ پارسی نوشته شده است؛ چه این فرهنگ دربردارندهی ۱۵۸ هزار و ۴۳۱ واژه است که در این میان، ۵۸ هزار و ۸۷۹ واژهی آن نیز یکسره پارسیاند.
پارسیانجمن: آذریگان (آگاهیهایی دربارهی گویشِ آذری)، نوشتهی استادِ زندهیاد دکتر صادق کیا، دربردارندهی پیشگفتار، آگاهیهایی تازه از گویشِ آذری، واژههای آذری در لغتِ فرس و برهانِ قاطع، کهنهترین دستنویسِ لغتِ فرسِ اسدیِ توسی و فهرستِ واژههای آذری است. گفتنی است، آذری، پیش از ترکتازیِ ترکان به ایران و همهگیریِ ترکی در آذربایجان، گویشِ مردمانِ آذرآبادگان بوده است.