واژههایی سره از پارسیِ افغانستان
آنچه در این نوشتهی میآید پژوهش ا. ح. اکبری شالچی دربارهی واژههای سره در پارسیِ افغانستان است.
آنچه در این نوشتهی میآید پژوهش ا. ح. اکبری شالچی دربارهی واژههای سره در پارسیِ افغانستان است.
پارسیانجمن: واپسین ویراست دستورنامهی پارسیگ[=پهلوی] هنریک ساموئل نیبرگ (۱۹۷۴-۱۸۸۹) ایرانشناس سوئدی در سالهای ۱۹۶۴ و ۱۹۷۴ در دو دفتر چاپ شد. دفتر نخست برگزیدهی نوشتههای پارسیگ است و دفتر دوم واژهنامه و دستورزبان پارسیگ.
نامه پهلوانی (خودآموز خط و زبان پهلوی اشکانی، ساسانی) گزارش فریدون جنیدی است که برای نخستین بار در سال ۱۳۶۰ از سوی نشر بلخ، وابسته به بنیاد نیشابور، چاپپخش شد. این مادَیان[=کتاب] با انگیزه آموزش زبان پهلوی به همگان نوشته شده و در آغاز، دبیرهی پارسیگ[=پهلوی] و پس از آن دستور زبان پارسیگ آموزش داده شدهاست.
داریوش آشوری: در این چند دهه صدها واژۀ علمی و فنی و فلسفی و هنری بر گنجینۀ واژگان فارسی افزودهاند، چنانکه اکنون زبان فارسی نسبت به پنجاه یا صد سال پیش توانایی بسیار برای بیان مفاهیم مدرن یافته و بخش کمابیش مهمی از آن را در خود جذب کرده و، در نتیجه، همان نسبت به زبان سنتی و دیرینه فاصله گرفته و از آن دور شده است.
علی کافی: برایِ پایداری زبان فارسی باید این زبان را به واژههای نو، برایِ فرایافتهای تازه، زیناوند کرد. شاهنامۀ فردوسی سرچشمهای است که میتوان از آن برایِ گرفتن روشها و آیینهای واژهگزینی بهره گرفت و همچنین در آن واژههایی هست که میتوان از آنها سرراست برایِ فرایافتهای تازه بهره برد.
دکتر حسین وحیدی: امروزه ما بهناچار باید دانش جهان امروز را بیاموزیم پس یا دربرابرِ هر واژهای که بهکار میبریم باید از گنجینۀ بزرگ زبان و ادب پارسی بهره بگیریم و واژهای فارسی بسازیم تا واژگان و زبان دانشی خود را بگسترانیم یا اینکه، مانند کاری که امروز میکنیم، واژۀ بیگانه را بگیریم و همان را بهکار ببریم!