توانایی زبان پارسی در زمینههای دانشیک
پرسش: چندیپیش رجب طیب اردوغان گفت: «ترکی قادر به بیان فلسفه نیست!» خیلیها بر او خرده گرفتند از جمله ملیگراها… خوب حق با این مرد بود. ترکی زبان فلسفه نبوده و نیست. فارسی هم همینطور!
پرسش: چندیپیش رجب طیب اردوغان گفت: «ترکی قادر به بیان فلسفه نیست!» خیلیها بر او خرده گرفتند از جمله ملیگراها… خوب حق با این مرد بود. ترکی زبان فلسفه نبوده و نیست. فارسی هم همینطور!
عبدالحی سحر: زبان فارسی در شبهقارۀ جنوب آسیا دستِکم هشت تا نُه سده پیشینه دارد. در پاکستان هم، که در روزگار گسترش فرهنگ اسلامی در شبهقاره بهوجود آمد، تا سدۀ سیزدهم هجری زبان فارسی بهدرازای هفت سده دارای پیشینۀ رسمی، علمی، ادبی، و اداری بودهاست.
«هویت ایرانی و زبان فارسی» نوشتهی شاهرخ مسکوب است. مسکوب بر این باور است که زبان فارسی و تاریخ ملی ایرانزمین دو بنیادیاند که ایرانیان را از حل شدن در امت اسلامی و نیز عربشدن نگه داشت. به گفتهی وی: «درست بر همین دو عامل، هویت ملی یا قومی خود را بنا کردیم. یکی (تاریخ)، پشتوانه، توشهی راه و تکیهگاهمان بود و دیگری (زبان)، شالوده، پایگاه و جانپناه، حصاری که در آن ایستادیم.»
فرهاد قربانزاده: «پیکرهی فارسی روز» پیکرهای است دربردارندهی متنهای معاصر فارسی که به سرپرستی نگارنده در انتشارات تیسا تهیه شده و دربردارندهی ۱۲۷ متن فارسی است. این پیکره برای تألیف اثری با عنوانِ احتمالی «فرهنگ فارسی روز» گردآوری شده و برمبنایِ آن نرمافزاری ویژهی فرهنگنویسی با عنوان پِرلِکس[۱] طراحی و آماده شدهاست.
منوچهرِ فروزنده فرد: نگارنده سرِ آن دارد که در این نوشتارِ کوتاه به بررسیِ برخی از نادرستیهای فرهنگِ واژگانِ پارسی بپردازد. آماجِ نگارنده تنها آسیبشناسیِ فرهنگنویسی و پارسینگاریست، نه چیزِ دیگر.
کوروش جنتی: بهتازگی نرمافزار «پارسی را پاس بداریم»، با پیشاورد (= عرضۀ) ویراست تازهای از بستۀ نرمافزاریاش، توانستهاست کارهای پیشتر از خود را به رسایی برساند و بیشوکم همهسونگرترین و توانمندترین ابزار پارسیزبانی را فراهم کند. چنین به دیده میآید که این بستۀ نرمافزاری، با نرمافزارهای هفتگانهاش، بهترین پاسخی بودهاست که تاکنون به نیازها و خواستهای دوستداران زبان پارسی داده شدهاست.
پارسیانجمن: گویشهای پارسی گنجینه و پشتوانهی سترگ این زباناند که با بررسی آنها بسیاری از ناشناختههای زبانشناختی زدوده میشود.
در روزگار کنونی بسیاری از گویشهای ایرانی خاموش شدهاند و بسیاری دیگر رو به فراموشی نهاده و جای خود را به پارسی معیار یا گویشهای دیگر دادهاند و در این میان فنآوری نوین بر شتاب این روند افزوده است. پس جا دارد در این راه گامهای بلندی، تا دیر نشده است، برداریم.
آنچه در پی میآید، برای آنانی که به گردآوری گویشهای ایرانی به گونهی میدانی دلبستگی دارند، راهنمای سودمندی میتواند باشد.