بارگیریِ «فرمانهایِ شاهنشاهیِ هخامنشی» شارپ
پارسیانجمن: «فرمانهایِ شاهنشاهیِ هخامنشی» گنجینهای گرانسنگ از واژههایِ زبانِ آریایی یا پارسیِ باستان است؛ زبانی که پارسیِ امروز دنبالهیِ آن به شمار میآید.
پارسیانجمن: «فرمانهایِ شاهنشاهیِ هخامنشی» گنجینهای گرانسنگ از واژههایِ زبانِ آریایی یا پارسیِ باستان است؛ زبانی که پارسیِ امروز دنبالهیِ آن به شمار میآید.
پارسیانجمن: زندهیاد استاد «محمدجان شکوری بخارایی» دانشمندی بنام و هموندِ پیشین فرهنگستانِ زبان و ادب فارسی بودند که پنج سالِ پیش درگذشتند. سراسرِ زندگیِ ایشان به پاسداری و پشتیبانی از زبانِ پارسیِ در ورارود گذشت. در دنباله، گفتوگویِ اسفندیار آدینه با وی را میخوانید.
پارسیانجمن: گویشهایِ ایرانی پشتوانهای سترگ برای زبانِ پارسیاند و اگر روزی فرهنگی همهسویه برای زبانِ پارسی نوشته شود آن فرهنگ باید بر بنیاد فرهنگهایِ گویشهایِ گوناگونِ ایرانی نیز باشد. یکی از این گویشها گویشِ بهدینانِ یزد و کرمان است که خودِ ایشان آن را گویشِ «دری» خوانند.
پارسیانجمن: شکستهنویسی که به کارگیریِ گونهیِ گفتاری زبان در نوشتار است به خورهای ماند که چندی است به جانِ زبان و دبیرهیِ پارسی افتاده. بیش از چهار سالِ پیش، «عباس سلیمی آنگیل» در جُستاری در پارسیانجمن با نامِ «هشداری درباره شکستهنویسی» نگاهی گذرا به چرایی پیامدهایِ شکستهنویسی و چیرگی زبانِ گفتار پرداخت. از آن زمان تا کنون، کاررفتِ این شیوهیِ ناهنجار نه تنها کاهش نیافته که همهگیرتر نیز شده است. یادداشتِ زیر در این زمینه درنگریستنی است.
پارسیانجمن: «واژهنامهیِ گرگانی» که به گویشِ پیشینِ گرگان (استرآباد) میپردازد نوشتهیِ دکتر صادق کیا، استادِ پیشینِ زبانِ پارسیگ (پهلوی) در دانشگاهِ تهران و فرنشینِ فرهنگستانِ زبانِ ایران، است.
فردوس احمدی: من و همزبانانم جایى در تاریخِ افغانستان گُم شدیم. من از قصهی پر غصهی پارسی دری با شما سخن میگویم. از مرثیهاى که چشم را گریان میکند و دل را بریان. این سوز جگر را مگر میتوان در پیکر واژهها ریخت. واژهها میدرند و پاره میشوند و پیراهن بر تن خود چاک میکنند. واژهها لب و دهانم را میسوزانند و گویى تکههاى گداختهى آتشاند در میان انگشتانم.
ارسلانِ پوریا، دیباچهای بر فلسفهی تاریخِ ایران، به کوششِ بزرگمهرِ لقمان، خردنامگ ۲، چاپِ نخست، کتابِ سده، ۱۳۹۶، ۴۰۴ رویه، شابک ۳-۸-۹۷۸۲۳-۶۰۰-۹۷۸.
پارسیانجمن: «دیباچهای بر فلسفهی تاریخِ ایران» نوشتهی زندهیاد ارسلانِ پوریا ـ فیلسوف، نمایشنامهنویس و سرایندهی ایرانی ـ به کوششِ بزرگمهرِ لقمان برایِ نخستینبار چاپ شد.
این دیباچه نخستین کوششِ سامانمندِ فلسفی در بررسی و ارزیابیِ گزارشهای تاریخی برایِ دستیابی به نگرههایی سنجشگرانه و همگانی از تاریخِ ایران است.
داریوش رجبیان: به خاطر حفظ یکپارچگی ملّت، تداوم زبان، گسترش و بالش و شگوفایی آن، سربلندی تاجیکان، حفظ میراث معنوی هزارانسالهی تاجیکان، شراکت در تمام افتخارات فرهنگی پارسیگویان جهان، پیشبرد علوم و فنون تاجیکستان، رشد خودشناسی ملی مردم و دهها نیت خیر دیگر باید نام راستین زبان ملی تاجیکستان را که چیزی جز پارسی نیست به رسمیت شناخت و برنامهی گذار تدریجی به خط پارسی را پیاده کرد.
پارسیانجمن: تاتنشینهایِ بلوکِ زهرا به زندگی روزانهیِ دو دهِ تاتنشینِ «سِزجُوه» (سگزآباد) و «بِرمُوَه» (ابراهیمآباد) از بخشهایِ زهرایِ قزوین میپردازد و در این میان دستور و واجشناسیِ گویشِ تاتی را به همراهِ واژهنامهای از این گویشِ ایرانی به دست میدهد؛ گویشی که با ترکتازیِ روزافزونِ ترکی پا پس میکشد و اندکاندک جایِ خود را بدان میدهد و بر آن همان میرود که پیش از آن بر پهلویِ آذری در آذربایجان رفت.
زبان اول همه ایرانیان فارسی است و آن زبانی که آنها با آن در خانه سخن میگویند درواقع زبان گهواره است و با زبان گهواره نمیتوان در مدرسه تحصیل کرد. آموزش در مدرسه و دانشگاهها باید حتما به زبان اول یا زبان اصلی (فارسی) باشد.