بارگیری «زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی»
«زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی» کتابی پژوهشی است نوشتۀ دکتر محمدامین ریاحی. این کتاب نخستینبار در سال ۱۳۶۹ در تهران چاپ شدهاست.
«زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی» کتابی پژوهشی است نوشتۀ دکتر محمدامین ریاحی. این کتاب نخستینبار در سال ۱۳۶۹ در تهران چاپ شدهاست.
«واژههای فارسیِ عربیشده» فرهنگوارهای است که به بررسی واژههای پارسی درونشده در زبان عربی میپردازد و از ریشهها و چگونگی دگرگونی این واژهها سخن میگوید. این کتاب را «ادّی الشیر» در سال ۱۹۰۸ در بیروت به چاپ رسانده است. الشیر که به زبانهای پارسی، کردی، لاتین، فرانسوی، عربی، عبری، کلدانی و ترکی چیره بود، در جنگ جهانی نخست به دست ترکان کشته شد.
دکتر مهیار دیباور: دانشمندان ایرانی در پسازاسلام واژههایی نو برای بازنمودن آموزههای دانشی در هر زمینه از رایش، پزشکی، اخترشناسی و فرزانگی پدید آوردهاند. واژههای برساختۀ این دانشمندان یا از گنجینۀ واژگان زبان برگرفته میشدند یا از آمیختن واژهها با یکدیگر، یا با پسوند و پیشوند بهدست میآمدند. سه نوزند «دانشنامۀ علایی» و «رگشناسی» نوشتۀ پورسینا و «التفهیم» نوشتۀ ابوریحان بیرونی از این نگر مهندی دارند.
زندهیاد دکتر محمد امین ریاحی: زبان فارسی در آسیای صغیر چندین سده زبان رسمی بود و طبقۀ مبرز بدان سخن میگفتند و شعر میسرودند و کتاب مینوشتند. نامهنویسی به فارسی بود، وعظ و تدریس به فارسی بود، و در آن دیار، هزاران نسخه از متنهای فارسی را استنساخ کردهاند. اینها همگی اسناد گویایی از نفوذ زبان فارسی در آن سرزمین است. نفوذ فارسی منحصر به قلمرو آسیایی عثمانی نبود و در در ممالک جنوب شرقی اروپا نیز رواج داشت.
عبدالحی سحر: زبان فارسی در شبهقارۀ جنوب آسیا دستِکم هشت تا نُه سده پیشینه دارد. در پاکستان هم، که در روزگار گسترش فرهنگ اسلامی در شبهقاره بهوجود آمد، تا سدۀ سیزدهم هجری زبان فارسی بهدرازای هفت سده دارای پیشینۀ رسمی، علمی، ادبی، و اداری بودهاست.
«هویت ایرانی و زبان فارسی» نوشتهی شاهرخ مسکوب است. مسکوب بر این باور است که زبان فارسی و تاریخ ملی ایرانزمین دو بنیادیاند که ایرانیان را از حل شدن در امت اسلامی و نیز عربشدن نگه داشت. به گفتهی وی: «درست بر همین دو عامل، هویت ملی یا قومی خود را بنا کردیم. یکی (تاریخ)، پشتوانه، توشهی راه و تکیهگاهمان بود و دیگری (زبان)، شالوده، پایگاه و جانپناه، حصاری که در آن ایستادیم.»
استاد فریدون جنیدی: نمونههای فراوان از نوشتههای ایرانی در زمینههای گوناگون دانش جهانی برجای ماندهاست که نشان از توانایی زبان فارسی برای بازکردن دشواریهای رشتههای دانش دارد اما پرسش این است که آیا زبان فارسی را توان آن هست که زبان دانش امروز جهان نیز شود!
سامان حسنی: زبان پهلوی زبانی است توانمند و نسکهای چندی از این زبان با واژههای فراوان به یادگار مانده است. بسیاری از این واژهها وارد زبان پارسی شدهاند؛ ولی بسیاری دیگر به فراموشی سپرده شدهاند. با در نگر داشتن چگونگی روند دگردیسی واژهها در گذر از زبان پهلوی به زبان پارسی میتوان واژههای فراموش شده را دوباره در زبان پارسی به کار گرفت و زبان پارسی را توانمند ساخت.
کوروش جنتی: پادشاهان گورکانی دوستدار زبان فارسی بودند و به گسترش و پروش آن در سرزمین هندوستان یاری بسیاری کردند. در زمان فرمانروایی ۳۰۰ سالهی این دودمان در هند، زبان پارسی زبانی روالمند [رایج] در آن دیار شد. چند تن از پادشاهان این دودمان از دیدِ هنردوستی و فرهنگپروری در تاریخ این کشور بیمانندند.
استاد داریوش آشوری- گرایش به سادگی زبان که با نثر سیاسی و روزنامهنویسی آغاز شد راه خود را به سوی فارسیگرایی باز کرد که گرایشی است درست. این گرایش، البته، با پدید آمدن ملتباوریِ (ناسیونالیسم) مدرن نیز مناسبت داشته است، اما بر روی هم این اثر سودمند را داشت که زبان فارسی را بر روی پایۀ اصلی و طبیعی خود برگرداند و این زبان از توش-و-توان افتاده را جانی تازه داد.