آسیبشناسیِ پارسیِ سره
منوچهرِ فروزنده فرد: نگارنده سرِ آن دارد که در این نوشتارِ کوتاه به بررسیِ برخی از نادرستیهای فرهنگِ واژگانِ پارسی بپردازد. آماجِ نگارنده تنها آسیبشناسیِ فرهنگنویسی و پارسینگاریست، نه چیزِ دیگر.
منوچهرِ فروزنده فرد: نگارنده سرِ آن دارد که در این نوشتارِ کوتاه به بررسیِ برخی از نادرستیهای فرهنگِ واژگانِ پارسی بپردازد. آماجِ نگارنده تنها آسیبشناسیِ فرهنگنویسی و پارسینگاریست، نه چیزِ دیگر.
کوروش جنتی: بهتازگی نرمافزار «پارسی را پاس بداریم»، با پیشاورد (= عرضۀ) ویراست تازهای از بستۀ نرمافزاریاش، توانستهاست کارهای پیشتر از خود را به رسایی برساند و بیشوکم همهسونگرترین و توانمندترین ابزار پارسیزبانی را فراهم کند. چنین به دیده میآید که این بستۀ نرمافزاری، با نرمافزارهای هفتگانهاش، بهترین پاسخی بودهاست که تاکنون به نیازها و خواستهای دوستداران زبان پارسی داده شدهاست.
پارسیانجمن: گویشهای پارسی گنجینه و پشتوانهی سترگ این زباناند که با بررسی آنها بسیاری از ناشناختههای زبانشناختی زدوده میشود.
در روزگار کنونی بسیاری از گویشهای ایرانی خاموش شدهاند و بسیاری دیگر رو به فراموشی نهاده و جای خود را به پارسی معیار یا گویشهای دیگر دادهاند و در این میان فنآوری نوین بر شتاب این روند افزوده است. پس جا دارد در این راه گامهای بلندی، تا دیر نشده است، برداریم.
آنچه در پی میآید، برای آنانی که به گردآوری گویشهای ایرانی به گونهی میدانی دلبستگی دارند، راهنمای سودمندی میتواند باشد.
ورود الگوهای دستوریی یک زبان بیگانه ممکن است برای زبان میزبان زبانبخش باشد. در این زمینه میتوان از زبان عربی درسها آموخت. …
استاد فریدون جنیدی: نمونههای فراوان از نوشتههای ایرانی در زمینههای گوناگون دانش جهانی برجای ماندهاست که نشان از توانایی زبان فارسی برای بازکردن دشواریهای رشتههای دانش دارد اما پرسش این است که آیا زبان فارسی را توان آن هست که زبان دانش امروز جهان نیز شود!
حیات نعمت، شاعر و پژوهشگر سمرقندی، فرهنگی از واژگان آثار مولانا جلالالدین بلخی را آماده کرده و برای چاپ به وزارت فرهنگ تاجیکستان سپرده است. شمسیه قاسم پیش از بازگشت حیات نعمت به سمرقند به دیدار او رفته و در گفتوگو از کار و کوششهای او در زمان بودنش در تاجیکستان جویا شده است که در زیر میخوانید.
سامان حسنی: زبان «سواحلی»، «سواحیلی» یا «کی سواحیلی»، که بومیان به آن «سهیلی» میگویند، فراگیرترین زبان قارۀ آفریقا است. این زبان که از شاخه زبانهای بانتو است، از شاخ آفریقا تا موزامبیک (اوگاندا، کنیا، تانزانیا، زنگبار، رواندا، بروندی، مالی، زامبیا، بخشهایی از سومالی، شمال موزامبیک و خاور کنگو) را دربرمیگیرد.
پرسش: در یکی از فرستههای تاربرگ «پارسیانجمن» واژهی «پیراوند» را به عنوان فنواژهای در زمینهی زبانشناسی آورده بودید. تا کنون چنین واژهای نشنیدهام. توضیح بیشتری دربارهی آن میدهید؟