درخواست «شهریاری» از «حداد عادل»
«محمود شهریاری»، گردانندهی برنامههای تلویزیونی، در نامهای به فرنشین [= رییس] فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی از او درخواست کرد تا دربهکاربردن درست واژهی «اَمرداد» به جای «اَمرداد»، رسانهها را آگاه کند.
«محمود شهریاری»، گردانندهی برنامههای تلویزیونی، در نامهای به فرنشین [= رییس] فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی از او درخواست کرد تا دربهکاربردن درست واژهی «اَمرداد» به جای «اَمرداد»، رسانهها را آگاه کند.
داریوش آشوری: با جنبش مشروطیت ما وارد دورۀ تازهای میشویم که دگرگونی زبان را نیز ناگزیر میکند. با مشروطیت و زمینۀ آن ما وارد روزگاری میشویم که روی سخن ادبیات دیگر نه با امیران و وزیران یا گروه سرامدان اهل فن بلکه با عامۀ مردم است.
استاد داریوش آشوری- سه سرچشمۀ مایهدهنده برای بهکرد نثر فارسی و توانگر کردن آن و سلامت بخشیدن به آن یکی بیشتر نثرهای کهن تا قرن هفتم، دیگر زبان شعر، بویژه غزل و منظومه و مثنویها، و سوم قالبهای دستوری و سرمایۀ لغت در گفتار امروزیان است که در گویشهای مردم این سرزمین زنده است.
دکتر یحیی ذکا- واژهی «تات»، داستان دراز و پیچیدهای دارد. دانشمندان و شرقشناسان دربارهی آن سخنان بسیار گفته و نوشتهاند، ولی هنوز هم به درستی دانسته نشده که این واژه از چه زبانی است و ریشه و معنی آن چیست؟ در اینجا کوتاهشدهی نگر دانشمندان را یاد میکنیم.
* زبان تازی، گرفتار کالبدهاست و اندیشه را نیز ناگزیر در همان مرز گرفتار کرده. * سازههای زبان تازی، گویایی سازههای زبانهای هندواروپایی را ندارند. * واژگان تازی به انگیزه نبودن نوآوری هر کدام با چند چم بار شدهاند که زبان را گنگ کرده.
استاد محمد حیدری ملایری- «ازداییدن» از فارسی میانه azd «اطلاع، اعلام، معلوم، دانسته» و azdēnidan «اطلاع دادن، آگاه کردن»، از فارسی باستان azdā «دانسته» و اوستایی azdā «دانسته، معلوم» میآید.
«فرهنگ ادبیات فارسی» که نخستین بار در سال 1337 خورشیدی چاپ شده، راهنمای همهی کسانی است که با ادب پارسی سروکار دارند. این کتاب در چارچوب واژهنامه نوشته شده و به شناساندن بزرگان ادب ایران و نام و روزگار شخصیتهای بزرگ داستانی و همچنین …
«فرهنگ رشیدی» در سال 1064 ق. در هندوستان به خامهی «عبدالرشید پسر عبدالغفور حسینی مدنی تتوی» از مردم تته سند نوشته شده است. واژگان آمده در فرهنگ رشیدی از پژوهش در نوشتهها و چامههای کهن پارسی برگزیده شدهاند و از این نگر، این فرهنگ از برجستهترین فرهنگها در این زمینه به شمار میآید.
شهربراز- گیلاس در زبان پارسی نام میوهای است از خانوادهی آلو و از ردهی آلبالو (آلوبالو) که معمولاً شیرین است. شکل آن را در زبان پارسی میانه (پهلوی) و پارسی کهن پیدا نکردم اما در زبان یونانی به درخت این میوه kerasos گفته میشود که شباهت نزدیکی به واژهی گیلاس دارد.
شهربراز- در برابر این همه تازش و دشمنی، سنگر بزرگ و پرتوانی نیست که از زبان پارسی دفاع کند و تنها میتوان به برخی دلسوزان امیدوار بود و به توانایی زبان پارسی که ققنوسوار در همهی تاریخ خود پایدار بوده است و پایدار خواهد ماند.