درباره‌ی واژه‌های «ادب» و «نزاکت» و پسوند «یه»

پرسش: آیا به‌راستی «ادب» فارسی است؟ «نزاکت» از «نازک» گرفته شده است؟ و پسوند «یه» در واژه‌هایی چون نظریه، رویه، زعفرانیه و … آیا پسوندی پارسی است؟

پاسخ:
– دیدگاه چیره این است که ریشه‌ی واژه‌ی «ادب»، «دی‌پی» به معنای نوشتن است که از زبان آرامی وارد زبان پارسی‌ باستان شده است. دبیر، دبیره، دبیرستان، دبستان و… از جداشده‌های این واژه‌اند. از همین رو در لغت‌نامه‌ی دهخدا واژه‌ی «ادب» واژه‌ای پارسی و معرب‌ به شمار آمده‌است.
– ابولحسن نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» در زیر درآیه‌ی «نزاکت» چنین نوشته‌است: «این کلمه در عربی به کار نمی‌رود و فارسی‌زبانان در دوران متأخر آن را از روی واژه‌ی نازک فارسی به سیاق مصدر عربی ساخته‌اند.»
– «یه» پسوندی عربی است. در این باره می‌توانید بنگرید به: «فرهنگ پیشوندها و پسوندها» نوشته‌ی خسرو فرشیدورد.

1 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. درود بر شما ، اگر پسوند یه عربی هست ، پس واژه های بمانند سایه ، دایه، با پوزش خایه و … چه هستند ؟ سایه : چیزی بمانند – دایه : کسی بمانند مادر – خایه : چیزی به مانند تخم مرغ
    و یک پرسش دیگر هم داشتم درباره واژه — ست — که به نگر من یانی «۱» — جمع و یکپارچگی چند و چندین تن که در دست کم یک ویژگی با هم در پیوند هستند بسانا«۲»

    دوست == دو + ست : جمع دونفره که در مهربانی و پشت هم بودن پیوند دارند
    تاکستان == تاک + ست + ان : مجموعه ای از درختان تاک
    و واژه هایی همچون رسته و آرسته و وارسته و …
    و همچنین ستاره که اگر ریشه آن را ستارک بدانیم میتوان با در کنار هم گذاشتن آن با رکسانا که همان روشنک ماست به ست در ستاره پی ببریم که میشود جمع آشکارا تابندگان
    اگر چرند نگفته باشم و بتوانیم واژه ست را بپذیریم اندرپسش میتوانیم به واژه های خوبی برسیم که بسانا خود ست میتواند به مانی«۳» جمع به کار گرفته شود و جای شگفت است که واژه ستاد که امروزه همه با آن آشنا هستند به مانی سازمان هماهنگ کننده است و همچنین من بختیاری هستم و ما به آرام دهنده و یا بهتر بگویم به سامان بخش دل میگوییم ستین دل .

    ۱ – یانی را میتوانیم جایگزین واژه — یعنی– کنیم : یانَ در اوستا به مانی یا چم نیکورسان است و میتوانیم این یانَ را به واژه — یعنی — پیوند دهیم و چنین بگوییم که یانی : نیکو رساندن سخن است و ی بنست (آخر) را نیز خود میدانید چیست و میتوانیم یانی را نیز کوتاه کنیم و –ینی– نیز بگوییم
    ۲ -بسانا :این واژه رو خودم ساختم و بگمانم بسیار آسان میشه ازش بجای واژه –مثلا– بهره ببریم
    ۳ -مانی : من مانی یا مانا را برای معنی برگزیدم : میگویند بگویید چم : به نگر بنده مانی نیز میتواند به کار گرفته شود و همچنین واژگانی دیگر :: معنی :: مغز و میان یک سخن که میتوانیم از واژه میان بهره بگیریم چنانکه در لاتین از مین بهره گرفته اند و ما به معنی بگوییم میانا – میانی و کوتاه شده آن مانی و همچنین مانای)

    چندین واژه دیگر هم دارم که اگر بخواهید آنها را نیز برایتان میفرستم و بن دیدگاه من این است که گستره واژگان زبان پارسی بسیار بزرگ است و میتوانیم واژه هایی برابر با گفتار امروزی بیاوریم که آسان تر پذیرفته شوند

    یعنی :: یانَ – یانی – ینی
    معنی :: میانا – میانی – مانی – مانای – مانیک
    مثلا :: بسانا
    با سپاس از شما و پوزش برای این نویسه کمابیش بلندو با امید به اینکه آن را بخوانید 🙂

دیدگاهی بنویسید.


*