پیر لوکوک

یادی از استاد پیر لوکوک

پارسی‌انجمن: استاد پیر لوکوک (Pierre Lecoq) پژوهشهایی گوناگون و گرانبها درباره‌ی زبان و فرهنگِ ایران به یادگار نهاده است.
گستره‌ی پژوهشهای او از زبانِ پارسه (پارسیِ باستان) و سنگ‌نبشته‌های هخامنشی، زبانِ اوستایی و نسکهای اوستا، زبانهای پهلوانی/ پارتی و پارسیگ (پهلوی)، تا گویشهای امروزِ پارسی و نیز گردانشِ آهنگینِ شاهنامه به زبانِ فرانسه و جستارهای گوناگون در زمینه‌ی زبان و فرهنگِ ایرانِ باستان را دربرمی‌گیرد.

در پشتیبانی از واژۀ «کش‌لقمه»

کورش جنتی: روزگاری ما پارسی‌زبانان به جای واژۀ «چگالی» از واژۀ «کثافت مخصوص» بهره می‌بردیم و همان زمان کسانی بودند که می‌گفتند واژۀ «چگالی» خنده‌دار است و نمی‌تواند جای واژۀ زیبا و خوش‌آوای «کثافت مخصوص» را بگیرد!

بارگیریِ «واژه‌نامه‌ی مازندرانی»

پارسی‌انجمن: از مرزِ سرسبز و خرمی که امروز مازندران نامیده می‌شود در نامه‌های باستان با نامِ تبرستان یاد شده است و پس از اسلام نیز نویسندگانِ ایرانی و انیرانی آن را تبرستان خوانده‌اند و در سده‌های نخستینِ اسلامی نیز یاد و نامِ تبرستان و اسپهبدانِ نژاده‌ی آن سامان در نبیگها (کتب) آمده است.
واژه‌نامه‌ی مازندرانی یا فرهنگِ واژه‌های مازندرانی دربردارنده‌ی بیش از ۲۵۰۰ واژه‌ی مازندرانی است.

زبانِ پارسی در آستانه‌ی تازش و سه سده‌ پس از آن

پارسی‌انجمن: علی‌اشرف صادقی، زبان‌شناس، در نشستِ زبانِ پارسی در سه سده‌ی نخستِ پس از تازش، در آغاز، به نامِ زبانِ پارسی و خاستگاهِ آن پرداخت و گفت که خاستگاهِ زبانِ پارسیِ دری استانِ خراسانِ کهن نیست. نامِ این زبانِ پارسی است و همان‌گونه که از این نام برآید، خاستگاهِ پارسی استانِ پارس است.

سیاستِ آموزشِ رسمی و تک‌زبانه‌‌ به پارسی در زمانِ مظفرالدین‌ شاهِ قاجار

پارسی‌انجمن: بر پایه‌ی دستورنامه‌ی «وزارتِ معارف» که در زمانِ مظفرالدین شاهِ قاجار و به فرمانِ ‌او نوشته شده، زبانِ آموزشیِ همه‌ی دانشها و همه‌ی آموزشگاههای سرتاسرِ ایران‌زمین در آن روزگار هم «پارسی» بوده است و در این میان، زبانِ بیگانه‌ی آموزشیِ نیز فرانسه.

بارگیریِ «فرهنگِ بیذُوُی»

پارسی‌انجمن: در کناره‌ی کویرِ کاشان روستایی بزرگ و آباد است که باشندگانِ روستا آن را «بیذُوُی» نامند و کاشانیان و روستاهای پیرامونش آن را بوزآباد خوانند.
زبانِ این روستا نیز زبانِ «بیذُوُیی» است، چنان‌که گویندگانِ این زبان ازش نام برند و بر زبانش ‌رانند و …

زبان آذربایجان (۲): بنخان‌شناسی زبان آذری

پارسی‌انجمن: در بخش پیشین این جستار استاد زنده‌یاد منوچهر مرتضوی تبریزی به زبان کهن آذربایجان، آذری، که گویشی از پارسی بوده و از زمان صفویه بدین سو جایش را ترکی گرفته است، پرداخت. در بخش دوم به بنخان‌شناسی یا منبع‌شناسی زبان آذربایجان، تا زمان نوشته شدنِ این جستار، سالِ ۱۳۵۳، پرداخته شده است.

زبان آذربایجان (۱)

دکتر منوچهر مرتضوی تبریزی: سرزمین آذربایجان از روزگار دیرین دستخوش پیشامدهای کمرشکن و آماج تیر حوادث بوده ولی هیچ یک از این پیشامدها و حوادث به اندازه تغییر زبان ایرانی این سرزمین و غلبه زبان بیگانه بر زبان آذری تأثرانگیز و پراهمیت نبوده است.

پیشنهاد: «اَواکی» برابرنهاده‌ای برای واژۀ «سکوت»

کورش جنتی: در پارسی میانه برای واژه «سکوت» برابرنهاده‌هایی چون «خاموشی»، «بسته‌بانگی»، «تُشتی»، «اَگویایی» و … را داشته‌ایم. در پارسی سده‌های نخست، واژۀ «خاموشی» ایواز(فقط) به معنای «سکوت» کاربرد داشته است و واژه‌های «کشتن» و «نشاندن»، افزون بر معناهای رواگیدۀ(رایج) خود، رسانندۀ معنای «خاموش کردن آتش و افرازه(شعله)» نیز بوده‌اند.