چرا سَرهگرایی؟
کورش جنتی: جایگزین کردن واژههای بیگانه با واژگان پارسی (سَرهگرایی)، تنها از سرِ نگرانی برای «کیستی» نیست؛ که بنیادی دانشی دارد و مایهی پاسداشتِ ارجِ زبان، دریافتِ آسانتر، گسترشِ واژهسازی و پاسداری از دستور زبان پارسی میشود.
کورش جنتی: جایگزین کردن واژههای بیگانه با واژگان پارسی (سَرهگرایی)، تنها از سرِ نگرانی برای «کیستی» نیست؛ که بنیادی دانشی دارد و مایهی پاسداشتِ ارجِ زبان، دریافتِ آسانتر، گسترشِ واژهسازی و پاسداری از دستور زبان پارسی میشود.
عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیبشناسی پارسیانجمن): ویدئویی در رسانههای همگانی دستبهدست میشود که در آن دو کارشناس (بر من روشن نشد که در چه کاری شناسا هستند) گفتوگو میکنند و یکیشان میگوید: «هر واژهی فرهنگستان ۶۴ میلیون تومان آب خورده است!»
عباس سلیمی آنگیل: کموبیش، هیچکدام از واژههایی که خوشساخت یا ترانما نبودهاند و یا بر پایهی دستور زبان فارسی ساخته نشدهاند، بخت پذیرش و ماندگاری هم نداشتهاند. این همان نکتهی باریکتر از مویی است که واژهسازان باید آن را پیش چشم بدارند. واژههای پذیرفتهشده، بهویژه واژههایی که در آغاز بر سرشان درگیری و ناهمداستانی بود (مانند دانشگاه و دادگستری و…)، هرکدام قطبنماهایی هستند که راه درست واژهسازی را مینمایند.
پارسیانجمن: امامعلیِ رحمان، پیشوای تاجیکستان، به وزیرخانهی فرهنگ دستوری ویژه داده تا چونیِ (کیفیتِ) آموزشِ دبیرهی پارسی که تاجیکان آن را «الفبای نیاکان» میخوانند، در همهی آموزشگاههای تاجیکستان بهبود یابد. این فرمان در راستای برنامههای کلانِ تاجیکستان در راستای «پژوهش و آموزش و گسترشِ تاریخ و فرهنگِ آریایی» داده شده تا جوانانِ تاجیکستان پیوندی نزدیکتر با فرهنگ و نوشتههای کهنِ خود داشته باشند.
پارسیانجمن: نام «هرمز» در تنگه و آبخوستِ (جزیرهی) هرمز ریشه در نام «اهورامزدا» دارد و برآمده از دگرگونی این واژه در درازنای تاریخ زبانهای ایرانی (از پارسی باستان تا میانه و نو) است.
میلاد عظیمی: افراسیاب نمیخواست هیچ ردّ و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه بر خواهد داد …
کورش جنتی: هر زبانی ساختار و سنجیدارهایی (قواعدی) دارد که آشنایی و پایبندی به آنها بهویژه برای کسانی که با زبان سروکار دارند، بایسته است. اگر این سنجیدارها را رها کنیم زبانمان بیدروپیکر و آشفته خواهد شد. با همۀ این، قالبهای زبانی خشک و ناروادار نیستند. زبان نیز چونان یک زیستمند زاستاری (موجود طبیعی) در روند فَرگَشت خود به فراخور نیاز یا حتی گاهی از روی پیشامد، پایش را از خطکشیهای ازپیشمشخصشده بیرون میگذارد.
شهربراز: واژهی «رأی» در زبان عربی به معنای «دیدن» است و با «رویت» و «مرئی» همریشه است. گزارهی «برأی العین» یعنی دیدن با چشم. ولی «رای» واژهای است پارسی و به معنای اندیشه و خرد و دیدگاه است.
عباس سلیمی آنگیل: فرهنگِ شماری از پیشهها نوشته شده و در دسترس است، همچون فرهنگ دوزندگان، کفشدوزان، دباغان و… اما واژههای بسیاری در پیشههای گوناگون هست که هنوز جایی ثبت نشدهاند. یکی از آنها، واژهها و اصطلاحات صنعت آجرپزی است.
صنعت آجرپزی در ایران پیشینهای دورودراز دارد. برای نمونه، آجرهای نیایشگاه چغازنبیل هنوز هم میتواند شگفتی کارخانهداران و آجرپزان را برانگیزد.
پارسیانجمن: «تاریخِ مختصرِ زبانِ فارسی» نوشتهی دستور (دکتر) محسنِ ابوالقاسمی است. او به سادگی و گزیدگی به پیشینهی زبانِ پارسی که دنبالهی زبانِ پارسیِ میانه که آن نیز به دنبالهی پارسیِ باستان است پرداخته و چنین، گزارشی کوتاه از تاریخِ زبانِ پارسی که از کهنترین زبانهای زندهی جهان است، به دست داده.