
کورش جنتی: بسیاری میپرسند که آیا علمی و منطقی است که بخواهیم وامواژهای آشنا را از زبان بزداییم و واژهای پارسی را به جایش بگذاریم؟ آری! جز انگیزههای هویتی و میهنپرستانه، دلایل علمی و کارکردیِ دیگری هم هست که از برنامهریزی زبانی با گرایش سَره پشتیبانی میکند. چند دلیل را با هم مرور میکنیم:
۱. انتظار میرود که واژههای بنیادین هر زبان از خودش باشد. وارد شدن وامواژه به لایههای زیرین و بنیادین زبان، از شأن زبان میکاهد. برای نمونه شایسته نیست دانشآموز ایرانی چهار عمل اصلی ریاضی (ضرب، تقسیم، جمع و تفریق) را با واژههای عربی یاد بگیرد، یا اینکه دستور زبان خودش را با واژههای عربی نظیر مفعول، مسند، فعل، مضاف، مضافالیه و… بیاموزد. شیوهی نوشتار کسانی چون حسن تقیزاده و علامه قزوینی نمونهوارِ نوشتههایی است که با کاربرد نابجای وامواژه از شأن زبان پارسی کاستهاند.
۲. واژههای خودی روند آموزش و فهم مطالب را آسان میکنند. چنانکه برای یک ایرانی یادگیری و بهخاطرسپاری واژههای «خورشیدگرفتگی» و «ماهگرفتگی» بسیار آسانتر از «کسوف» و «خسوف» است. از همین روست که برخی کشورها برنامهریزی زبانی خود را به گونهای پیش میبرند که وامواژههای علمی و جاافتاده را هم جایگزین کنند؛ تا جایی که برخی کشورها برای «نوترون» و «پروتون» هم برابرسازی کردهاند.
۳. واژهها، بهویژه واژههای عربی، خوشهای هستند. اگر جلوی یکی را نگیریم، واژههای دیگری هم وارد زبان میشوند؛ چنانکه در پی واژهی «علم»، واژههای عالم، معلوم، علامه، علوم و… نیز وارد زبان شدند.
۴. واژهسازی نگاه به آینده دارد. اگر فرهنگستانِ نخست، واژهی «پزشک» را جایگزین «طبیب» نکرده بود، اکنون برابرهای زیر را نداشتیم:
چشمپزشک، دندانپزشک، دامپزشک، پزشکی، ساختمان پزشکان، پیراپزشکی و…
۵. وامواژهها، بهویژه وامواژههای خوشهای، ساختار دستوری زبان را زیر هَنایش (تأثیر) میگیرند. برای نمونه، هنگامی که «قتل، قاتل و مقتول» جای «کشتن، کشنده و کشته» را میگیرند، در واقع یک ساختار دستوری، جای ساختار دستوریِ دیگری را میگیرد.
آگاهی: برای پیوند با ما میتوانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از بهروزرسانیهای تارنما میتوانید هموندِ رویدادنامه پارسیانجمن شوید و نیز میتوانید به تاربرگِ ما در فیسبوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.






آفرین ، سپاس از شما از برای این نوشتار بخردانه تان ، همانگونه که در این نوشتار نیز نیز یاد آور شدید : دشواری وامواگهای ( واموژگان ) از عربی در پارسی اینست که بدنبال خودش زنجیره ایی از دهها واگ دیگر و نیز نابسامانی های دستورزبانی را نیز در ساختار زبان پارسی می گنجاند و ساختار زبان را تا بسامان و ناهنچار میگرداند برای نمونه ” سبب –» اسباب —» مسبب … ،عمل —اعمال —معمول— عمله … ، حرم –حرمت –حریم –احترام —، و همین روش به منشی می انجامد که این دستور زبان عربی را به نادرستی بایسته در همه واک های پارسی کاربرد بدانند همچون : دفتر دفاتر ، سبزی سبزیجات ..استاد اساتید
و وارون آن واگ های از زبان های اروپایی با دستور زبان پارسی بومی میشود برای نمونه اگر امروزه در زبان فارسی واگ های تلویزیون ، موبایل ، کامپیوتر .. بکار میبرند آنها را با روش دستوری پارسی چند واره ( جمع/ پلورال ) میگردانیم تلویزیونها ، موبایل ها ، گامپیوتر ها و نیز از ریشه های واگ های ازوپایی همچون ” چک ” از آن کارواگ ( فعل ) چک کردن را میسازیم که هنجارمندِ درست زبان پارسی است ، بدیگر سخن : هر چه از زبان عربی به پارسی بیاید گرایش به ویران گری و ناهنجارسازی ساختار زبان پارسی را دارد ولی زبانهای اروپایی از سوی دیگر از راهمسویی و یکسان سازی با ساختار درونی زبان پارسی خود را میگنجانند