چهرینه به‌جای سلبریتی

پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -285x285 چهرینه به‌جای سلبریتی کورش جنتی سلبریتی چهرینه چهره پارسی انجمن

کورش جنتی: وام‌واژۀ «سلبریتی» یکی از وام‌واژه‌هایی است که در چند سال اخیر به‌گستردگی در زبان پارسی به کار رفته است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژۀ «چهره» را هم‌ارز آن پیشنهاد کرده است؛ ولی به نگر می‌رسد واژۀ «چهره» به دلایلی هم‌ارز خوبی برای این واژه نیست و پارسی‌زبانان همچنان ترجیح می‌دهند از همان وام‌واژه «سلبریتی» بهره ببرند.

چرا «چهره» جای پایی در زبان نیافت؟ به نگرم یکی از دلایل آن این بوده است که واژۀ «چهره» دارای بارهایی معنایی همچنان زنده‌ای است. به جمله‌های زیر بنگرید:

او چهرۀ خوبی دارد.

او یکی از چهره‌های برجسته فیزیک است.

در جملۀ نخست، چهره در معنای «صورت» است و در جملۀ دوم «چهره» در معنای مثبت شخصیت برجسته و نه بایستگانه(لزوما) نامی! به کار رفته است. چنانکه پیداست واژۀ «سلبریتی» با هیچ یک از معناهای بالا همپوشان نیست. سلبریتی برکنار از این که شخص سودمند و برجسته‌ای باشد یا نباشد، در رسانه‌ها شخص شناخته‌شده‌ای است و درواقع این شناخته‌شدگی است که سلبریتی را از دیگر انسان‌ها جدا می‌کند. از همین رو چه‌بسا در فِتادهایی(مواردی) بار معنایی منفی هم داشته باشد؛ چنانکه ممکن است کسی شناخته‌شده باشد، ولی این شناخته‌شدگی را از راه بدزبانی در رایاتار(اینترنت) به دست آورده باشد. مشکل واژۀ «چهره» این است که همین اکنون در دو معنای پیش‌گفته کاربرد دارد و بار کردن معنایی تازه بر آن با اقتصاد زبانی و سنجیدارهای(قواعد) واژه‌گزینی نمی‌خواند. یکی از سنجیدارهای واژه‌گزینی این است که واژه باید «هویت مستقل و جدا» داشته باشد. یعنی تا جایی که شدنی است بهتر است هر واژه ایواز(صرفا) نمایندۀ یک پَرمانه(مفهوم) باشد. به زبان ساده ‌مغز زبان‌ور ترجیح می‌دهد هنگامی که با پَرمانه‌ای تازه روبرو می‌شود واژه‌ای جداسان برای زابِش(توصیف) آن داشته باشد، زیرا داشتن واژۀ جداسان منظور را آسان‌تر می‌رساند و بر دقت و سرعت ارتباط زبانی می‌افزاید؛ برای نمونه، چرا در زبان پارسی به جای همۀ واژه‌های «پیپ»، «سیگار»، «قلیان»، «چپق» و… از واژۀ کلی «دودزا» بهره نمی‌بریم؟ زیرا داشتن واژه‌های جداسان به ما کمک می‌کنند تا منظور خود را سریع‌تر و دقیق‌تر برسانیم.

با این توضیحات به نگر نگارنده ما برای «سلبریتی» به واژه‌ای جداسان‌تر نیاز داریم که بتواند به گونه‌ای اختصاصی تَرابرندۀ (حامل) معنای «سلبریتی» باشد و آن واژه می‌تواند «چهرینه» باشد که هم از واژۀ آشنای «چهره» و معناهای همپیوند آن دور نیست و هم ریخت و ساختار آن کمی با «چهره» دیگرسانی (فرق) دارد.


آگاهی: برای پیوند با ما می‌توانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از به‌روزرسانیهای تارنما می‌توانید هموندِ رویدادنامه پارسی‌انجمن شوید و نیز می‌توانید به تاربرگِ ما در فیس‌بوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.

جستارهای وابسته

  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -150x150 چهرینه به‌جای سلبریتی کورش جنتی سلبریتی چهرینه چهره پارسی انجمنکدام وام‌واژه؟ خوش‌خیم یا بدخیم؟ در این نوشتار، وام‌واژه‌ها به دو دستۀ «خوش‌خیم» (هماهنگ با ساختار زبان و بی‌خوشۀ واژگانی) و «بدخیم» (زورآورده، همراه با خوشۀ واژگانی و جانشینِ واژه‌های ناب) بخش‌بندی شده‌اند. نویسنده بر این باور است که می‌توان وام‌واژه‌های خوش‌خیم را روادارانه پذیرفت؛ با همه‌ این، برای پاسداری از پویایی و دستگاه واژه‌سازی زبان، باید با یافتن، زنده کردن […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -150x150 چهرینه به‌جای سلبریتی کورش جنتی سلبریتی چهرینه چهره پارسی انجمنچرا سَره‌گرایی؟ کورش جنتی:‌ جایگزین کردن واژه‌های بیگانه با واژگان پارسی (سَره‌گرایی)، تنها از سرِ نگرانی برای «کیستی» نیست؛ که بنیادی دانشی دارد و مایه‌ی پاسداشتِ ارجِ زبان، دریافتِ آسان‌تر، گسترشِ واژه‌سازی و پاسداری از دستور زبان پارسی […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -دساتیری-150x150 چهرینه به‌جای سلبریتی کورش جنتی سلبریتی چهرینه چهره پارسی انجمنبا واژه‌های دَساتیری مهربان‌تر باشیم کورش جنتی: هر زبانی ساختار و سنجیدارهایی (قواعدی) دارد که آشنایی و پایبندی به آنها به‌ویژه برای کسانی که با زبان سروکار دارند، بایسته است. اگر این سنجیدارها را رها کنیم زبانمان بی‌دروپیکر و آشفته خواهد شد. با همۀ این، قالب‌های زبانی خشک و ناروادار نیستند. زبان نیز چونان یک زیستمند زاستاری (موجود طبیعی) در روند فَرگَشت خود به فراخور نیاز […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -150x150 چهرینه به‌جای سلبریتی کورش جنتی سلبریتی چهرینه چهره پارسی انجمنتاریخچۀ کوتاهی از دشمنی با نوواژه‌ها کورش جنتی: پادورزی (مخالفت) با نوواژه‌ها عمری به درازای تاریخ واژه‌گزینی دارد. آگاهی به این تاریخچه و سرنوشت نوواژه‌هایی که با آنها پادورزی شده است به پارسی‌زبانان کمک می‌کند تا برخورد پخته‌تر و سنجیده‌تری با نوواژه‌های پارسی داشته […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -رامه-150x150 چهرینه به‌جای سلبریتی کورش جنتی سلبریتی چهرینه چهره پارسی انجمننگاهی به چند سنجیدار در واژه‌گزینی: پیشنهاد «رامه» به جای «پِت» کورش جنتی: ما در زبان پارسی از پیش واژۀ «جانور/ حیوان خانگی» را داشته‌ایم، با همۀ این به نگر می‌رسد این واژه نتوانسته پَنامی (مانعی) برای کاربرد روزافزون واژۀ «پِت» شود. شاید بتوان گفت اگر زبان‌آگاهی، انگیزه و شور پارسی‌گویی در میان مردم بالاتر از اینی بود که هست واژۀ «پِت» هرگز به زبان پارسی اندر نمی‌شد و نمی‌توانست پادکام (به‌رغم) […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -150x150 چهرینه به‌جای سلبریتی کورش جنتی سلبریتی چهرینه چهره پارسی انجمندر پدافند از «درود» کورش جنتی: پاکسازی و پالایش زبان دارای دلایل بسیارِ زبانی و برون‌زبانی است. برای نمونه هنگامی که به جای «جزر» و «مد» می‌گوییم: «فروکشند» و «فراکشند» آموزش این پَرمانه‌ها(مفاهیم) را ساده‌تر کرده‌ایم، زیرا ساختمان این دو واژه‌ی فارسی به گونه‌ای است که معنا را بهتر و دقیق‌تر می‌رساند و دانش‌آموز را از حفظ کردن طوطی‌وار واژه‌های «جزر» و […]

1 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. با درود به شما و جستار های نیکت تان ، من دهه های پیش که تالار های گفتگوی اینترنتی بسیار پر بازدید بود با کسی بحث ( بله میدانم بحث عربی است ولی جای گفتگو را نمیگیرد ) و او که سراسر سخنش پر از واژگان اعرابی وساختار سخنش نادرست بود تنها با کاربرد ” نبیگ ” بجای کتاب ، میپنداشت که اکنون فارسی ( و نه پارسی ) سره مینویسد ، باید دانست زبان نخست از هر چیزِ دیگری ، ابزار بازتاب اندیشه است و باید گویا و خوش آوا باشد ، دیگرانی نیز هستند که میایند و بجای واکهایی که ( لغتهای که ) استادان پارسی گوی آنها را در دفتر هایشان بکار برده اند را رها میکنند و به واک سازی های زشت و نخراشیده و چندش آور دست میزنند همچون ” پاچه خواری ” بجای ” خودشیرینی ، چاپلوسی ” یا کسی در همین سایت شما در پاسخ به ” قطب نمای واژه سازان ” آمده و « مهیر » را به جای «سرمایه» پیشنهاد کرده !! مگر” سرمایه” که بسیار گویا زیبا و بکار رفته شد از استادان ادب پارسی است ، بیگانه بود که نیازی به لغت زشت و نچسب «مهیر ” باشد ؟ اکنون شما دلواپس این اید که « چهرینه » بازجای خوبی برای ” سلبریتی ” نباشد .من بر این باورم که زبان پارسی از وام واکه ( وام واژه ) ناگزیر است ولی خود شما میتوانستید بجای :
    دلایل = چرای/ چرایش ها ، ترجیح دادن = دوستتر داشتن،چهره دارای بارهای معنایی زنده است = چهره بازگو کننده زندگی چیزی است ، در معنی مثبت شخصیت برجسته = برابر با نیک برجستگی کسی است ، در واقع = براستی ، فتاد های ( موارد ) = درباره ..( باره = موضوع ، مورد )، سنجیدارها ( قواعد ) = دستورها هنجار ها ، ساختار های دستوری ، واژه باید هویت مستقل و جدا داشته باشد = هر لغتی/ هر واژه ایی باید تنها بر خود بسنده باشد/ تنها ازخودش بتواند گویا باشد ، ایواز ) صرفا ) = ناگزیر ،” پر مایه” برابر با “مفهوم” نیست و نادرست است و بجای این ” مفهوم ” بوعلی سینا ” اندریافت / دریافت ” را برایش آورده که گویای concept در زبان لاتین است ، به زبان ساده ‌مغز زبان‌ور ترجیح می‌دهد = ؟ شاید خواستید بگویید : زبانی روشن و ساده را دوستتر میدارند ، واژه‌ای جداسان برای زابِش(توصیف) آن داشته باشد = روشی جداگانه برای بازنمودن ( باز نموذن/ باز کردن را در نوشته های فلسفی سده های ۴-۶ بجای توضیح و توصیف اورده اند، آنجه امروزه از نموده برداشت میشود تازه است به سبک شناسی بهار دفتر دوم نگاه کنید )آن داشته باشد ، واژۀ جداسان منظور را آسان‌تر می‌رساند و بر دقت و سرعت ارتباط زبانی می‌افزاید = سخنی که لغت های / واژگان جداگانه داشته باشد میتواند دیدگاه را زودتر و دقیق تر بازگو و گفتار میان مردمان را آسانتر کند ، واژه‌های جداسان به ما کمک می‌کنند تا منظور خود را سریع‌تر و دقیق‌تر برسانیم = واژه های جداگانه ( از جدا سان چه میخواهید بگویید؟ ) ما را یاری میکنند تادیدگاه خود را زودتر و دقیقتر بازگو کنیم ، که بتواند به گونه‌ای اختصاصی تَرابرندۀ (حامل) معنای «سلبریتی» باشد = که بتواند بویژگی و روشنی گویای سلبریتی باشد ….

دیدگاهی بنویسید.


*