
عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیبشناسی پارسیانجمن): توژک یا ویدئویی دیدم که گویندهی تلویزیون با نوجوانی دربارهی زبان نسل زد (z) سخن میگفت. چنانکه در زیر توژک آمده بود، نام گوینده هومن حاجی عبدالهی و نام نوجوان رایان سرلک بود. آنچه این دو بزرگوار زبان نسل زد مینامیدند، چیزی جز به کار بردن چند واژهی بیگانه نبود. اینکه به جای «روانی شدم» بگویی «سایکو شدم»، ویژگی نسلی به شمار نمیرود.
زبان تودهی مردم یا زبان طبقههای گوناگون همیشه وجود داشته و نشانهی پویایی و زایایی زبان است. تودهی مردم در این یک سده از «بذار» [۱] تا «میرزا قلمدون» [۲] و «سگدست» [۳]، صدها و شاید چند هزار واژه ساختهاند. آنچه زبان نسل زد نامیده میشود، یورش افسارگسیختهی واژههای بیگانه برای «شأنیتبخشی» است و نمیتوان این بیماری فرهنگی، این خودباختگی، را ویژگی نسلی نامید و ماستمالیاش کرد.
در سدههای پنجم و ششم هجری، دوروبر هزار سال پیش، همین رواج انفجاری واژههای بیگانه (عربی) در زبان فارسی رخ داده است: از شاعران و نویسندگان تا بازاریان و دیوانسالاران و… در کمتر از یکیدو سده چنان واژههای عربی را آزمندانه به کار بردند که گویی با این روش در جرگهی تازیان قرار خواهند گرفت و بهشت برین جایشان خواهد شد! وقتی به سدهی هفتم، یورش مغول، رسیدیم، دیگر دستگاه واژگانی فارسی به ویروس واژههای خوشهای عربی آلوده شده بود.
آن رویداد اکنون با زبان انگلیسی رخ داده است. اگر چنین پلشتیای نامش ویژگی نسل زد است، ناچار باید پذیرفت که این نسل در هزارهی پیش هم میزیسته است! بیگمان، بهرهگیری گزافهکارانه از واژههای بیگانه و نشاندن آنها به جای واژههای رایج فارسی، چیزی جز خودریزپنداری و نیاز به «شأنیت» نیست.
رسانهی ملی و تازش به زبان فارسی
شبکهی آموزش سیما برنامهای دارد که میکوشد زبان این نسل را از اینی که هست تباهتر و آلودهتر کند. در این برنامه شخصیتی عروسکی به نام پارسا به جای آنکه به مادرش بگوید «آرام باش»، «خونسرد باش» و… میگوید: «ریلکس باش!» بنگرید اینجا!
یکی به من بگوید که چند درصد از نوجوانان این کشور به مادر خود میگویند «ریلکس باش، مامی»؟ چرا رسانهی ملی میکوشد زبان نوجوانان این سرزمین را از این که هست آلودهتر کند؟ این رسانه چه سودی میبرد و چه کسانی پشت این جریان هستند؟ آیا جز مشتی ایرانستیز که در پشت و پَسَلههای این سازمان سنگر گرفتهاند؟
توده زبان خودش را میسازد و این هم چیزی جز زایایی زبان نیست. آنچه رسانه، بهویژه صداوسیما، به بهانهی «نسل زد» در چشم و گوش بیننده و شنونده فرومیکند، مشتی واژهی بیگانه است، نه چیز دیگر.
پینوشت
[۱] بذار (بگذار): این واژه، اگرچه از دیدگاه اخلاقی بهکارگیریاش ناشایست است و توده آن را برای روسپیان ساخته است، توان واژهسازی مردم کوچه و بازار را میرساند. از بنواژهی «گذاشتن» (به معنای اجازه دادن) ساخته شده است. بن «گذار» + «ب» زابساز و حذف «گ»: بگذارنده، بذارنده، بذار. (مانند «برو» که صفت خودرو و اسب و… است.)
[۲] میرزا قلمدان یا میرزا قلمدون: دستهواژهای که برای نویسندگان و کارمندان و اهل قلم در دورهی قاجار و رضاشاه به کار میرفت و بیگمان ساختهی تودهی مردم است. این عبارت نشان میدهد که تودهی مردم اهل قلم را، اگر نگوییم لاغرمردنی، دستکم ظریف و نازکنارنجی (همانند قلمدان) میدیدهاند. (بنگرید به کتاب نقد بیغش، گفتوگوی صدرالدین الهی با خانلری، بخش صادق هدایت.)
[۳] سگدست: قطعهای در خودرو.
آگاهی: برای پیوند با ما میتوانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از بهروزرسانیهای تارنما میتوانید هموندِ رویدادنامه پارسیانجمن شوید و نیز میتوانید به تاربرگِ ما در فیسبوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.






روزنامه دنیای اقتصاد
تاریخ انتشار :
۱۴۰۵/۰۳/۲۱ « زهرا حداد عادل در یک سخنرانی گفت: در جامعه منتشر شده است که آقا با زبان انگلیسی مخالف هستند. اصلا اینگونه نبود. داماد من قبل از اینکه به خواستگاری دخترم بیاید تافل انگلیسی را گرفته بودند. ایشان هر وقت نوه های من را می دیدند، می گفتند انگلیسی یادتان نرود.»
«النّاسُ عَلی دینِ مُلوکِهِم»