پارسی‌ویراست ابزاری هوشمند برای درست‌نویسی و پارسی‌سازی نوشتار، با بهره از هوشواره‌ی زبانی برای درست‌نویسی و پارسی‌سازی نوشتار بکارگیری

چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها

پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -429x285 چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها کوچ عباس سلیمی آنگیل زبان پارسی ایل پارسی انجمن

 

عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیب‌شناسی پارسی‌انجمن)

کرد، رَم، تیره، دودمان

اگر بخواهیم جمله‌ی فرضیِ «ایل قشقایی از ده‌ها باب و صدها طایفه پدید آمده است» را به زبان فارسیِ پیش از سده‌های ششم و هفتم بگویم، به جای «ایل» و «باب» و «طایفه» چه واژه‌هایی باید به کار برد؟ [۱]

ایرج افشار در کتاب خواندنی و پربار مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران می‌نویسد: «ایل واژه‌ای است ترکی‌مغولی که هم به جای اسم و هم به جای صفت به کار می‌رود و معنی آن صلح، انقیاد، قوم، طایفه، ملت، رعیت و مردم می‌باشد. این لغت از عهد مغولان مکرر به کار رفته و ایلی به معنای انقیاد و متابعت نیز استعمال شده است. … لغت عشیره که مترادف ایل می‌باشد واژه‌‌ای عربی است و به معنی برادران و تبار و نزدیکان از جانب آبا (=پدران) می‌باشد و جمع آن عشایر و عشیرات است. عشیره، اسم فارسی مأخوذ از عربی به معنی خویشان و نزدیکان و تبار اهل خانه و قبیله و طایفه است.» (۱۱)

پرسش این است: پیش از یورش عرب‌ها و مغول‌ها به ایران، مردم این سرزمین کوچ‌نشینان را چه می‌نامیدند؟

ایرج افشار در همان‌جا پاسخ می‌دهد: «در گذشته عشایر کوچ‌نشین را «چوپان» یا «کرد kord» می‌نامیدند، ولی امروزه این نام فقط به چوپانان زاگروس شمالی و کردستان اطلاق می‌شود، در حالی که در قرون وسطی، کلمه «کرد» به تمام چادرنشینان ایران گفته می‌شد.»

پس به جای واژه‌ی ایل واژه‌ی «کرد» را به کار می‌بردند. بدین‌گونه، در آن جمله‌ی فرضی به جای «ایل قشقایی» می‌توان گفت: «کردهای قشقایی».

خب، به جای «ده‌ها باب و صدها طایفه» چه می‌گفتند؟

می‌نویسد: «در دوره‌ی ساسانی و تا مدتی از دوره‌ی اسلامی طوایف مختلف کرد را «رَم» می‌گفتند و این همان کلمه‌‌ای است که در زمان ما «رَمه» شده است و این کلمه به زبان عربی هم رفته که اغلب به خطا آن را «زَم» و جمع آن را که می‌بایست رَموم باشد، زَموم نوشته‌اند.» (۱۲)

یاقوت حموی در کتاب برگزیده‌ی مشترک می‌نویسد: «رم در نزد کردان به معنی تیره است که به عربی «حی» گویند. در فارسی تیره از ایل و در عربی حی و بطن از قبیله کوچک‌ترند.» (همان‌جا)‌

پس واژه‌های «ایل» و «باب» و «طایفه» در جمله‌ی فرضیِ «ایل قشقایی از ده‌ها باب و صدها طایفه پدید آمده است» به فارسیِ پیش از سده‌های ششم و هفتم، کم‌وبیش چنین چیزی می‌شود:

«کردهای قشقایی از ده‌ها رَم و صدها تیره پدید آمده‌اند.»

واژه‌های تیره و دودمان در ایل‌های گوناگون ایران کاربرد همانندی ندارند و معنایشان شناور است. شاید در آغاز سده‌ی چهاردهم خورشیدی می‌شد به جای واژه‌ی قوم (ethnic group) و خوشه‌اش (قومیت و قومی و قوم‌گرا و…) از واژه‌ی «تیره» یا «دودمان» بهره برد.

سه نمونه از کرد نامیدن کوچ‌روان و رمه‌داران در استان‌های فارس و خراسان:

۱. «استخری در توصیف چادرنشینان فارس می‌گوید: و جومهای کردان بیش از آن است کی در شمار آید و گویند که در پارس پانصد هزار خانه بیش باشند کی زمستان و تابستان به چراگاه‌ها نشینند و کس باشد از ایشان کی زمستان و تابستان به چراگاه‌ها نشینند و کس باشد از ایشان کی دویست مرد پیوسته دارد از چوپان و مزدور و شاگرد و غلام آنچ به این ماند و عدد ایشان نتوان شناخت مگر از دیوان صدقات.» (همان‌جا)

۲. «ابن حوقل در مورد قهستان (= قوهستان) از توابع خراسان می‌گوید: در بیابان‌های میانه‌ی شهرها و دیه‌ها اکراد و دامداران (صاحبان شتر و گوسفند) سکونت دارند.» (۱۵)

۳. گی لسترنج در کتاب جغرفیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی می‌گوید«در ناحیه‌ی کوهستانی فارس که بعدها به کوه‌ گیلویه معروف گردید، پنج قبیله‌ی کرد سکنی اختیار کرده بودند که به آنها رَم کردها می‌گفتند.» (۲۸۷)

پانوشت:

[۱] منظورم همین سه واژه است، نه ساختار جمله.

دیگر اینکه بر پایه‌ی گفته‌های افشار در همین کتاب، قشقایی در سده‌ی یازدهم به شکل ایل هویدا می‌شود و آمیزه‌ای از کوچ‌روان ترک‌زبان، فارسی‌زبان و عرب‌زبان است.

کتاب‌شناسی:

۱. جغرفیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، گی لسترنج، برگردان محمود عرفان، تهران: چاپ سوم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۷.

۲. مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران، ایرج افشار، جلد اول، تهران: ناشرمؤلف، ۱۳۶۶.

جستارهای وابسته

  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -آنگیل-150x150 چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها کوچ عباس سلیمی آنگیل زبان پارسی ایل پارسی انجمنشترسواری دولادولا نمی‌شود پاسخ عباس سلیمی آنگیل به تازش بی‌سابقه به زبان فارسی و هویت ملی ایرانیان در مجلس شورای اسلامی
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی parsianjoman چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها کوچ عباس سلیمی آنگیل زبان پارسی ایل پارسی انجمنجستاری در سوگ زبان پارسی «عباس سلیمی آنگیل» در این جستار، هم به گستره‌ی زبان پارسی می‌پردازد و هم به چراییِ پویایی و ایستایی آن.
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -150x150 چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها کوچ عباس سلیمی آنگیل زبان پارسی ایل پارسی انجمنایلام و بازی تازه‌ی ایران‌ستیزان واژه‌ی «کُرد» تا پیش از سده‌ی بیستم در ایران واژه‌ای برای نشان دادن «سبک زندگی» بود. آنچه زبان کردی نامیده می‌شود، چند زبان دگرسان و متفاوت است. کرمانجی، سورانی، گورانی، زازایی، اردلانی، کلهری، لکی و... گویش‌های یک زبان نیستند، بلکه هرکدام زبانی‌اند که دستگاه واژگانی، آوایی و دستور زبان جداگانه‌ی خود را دارند. هرکدام از این زبان‌ها خود […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -زد-150x150 چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها کوچ عباس سلیمی آنگیل زبان پارسی ایل پارسی انجمنزبان نسل زد یا بهانه‌ای برای زبان‌آلایی؟ آنچه امروز با نام «زبان نوجوانان» شناخته می‌شود، نشانه‌ای از پویایی و زایش زبانی توده‌ی مردم نیست؛ که تنها سرپوشی برای به کار بردن واژگان بیگانه و خودنماییِ برآمده از خودکم‌بینی است. این نوشته، تازش کنونیِ واژه‌های انگلیسی را با سرازیر شدنِ آزمندانه‌ی واژگان تازی در هزار سال پیش همسنجی می‌کند که زبان پارسی را به گزندهای سختی دچار کرد. […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -محلی-150x150 چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها کوچ عباس سلیمی آنگیل زبان پارسی ایل پارسی انجمنسیاست‌رانی با زبان‌های محلی پایه‌گذاریِ نهادی تازه با نام «بنیاد زبان ترکی» و زدودنِ آگاهانه‌ی نام «آذربایجان» از آن، این گمان را پررنگ می‌کند که خواسته‌ی نهفته در این کار، راه دادنِ واژگان بیگانه‌ی عثمانی و باکو و نابودیِ گونه‌گونیِ گویش‌های بومیِ ایران به سود قوم‌گرایان است. افزون بر این، دادنِ جایگاهی همتراز با فرهنگستان به یک زبان محلی، نه تنها نابرابری و ستمی […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -از-دانش‌آموزی-150x150 چند واژه‌ی فارسی در بخش کوچ‌نشینی و تبارشناسی آن‌ها کوچ عباس سلیمی آنگیل زبان پارسی ایل پارسی انجمنبازماندن از دانش‌آموزی، واماندن از زندگی پیامدهای بی‌سوادی‌ بر کسی پوشیده نیست. انگاره‌ی ایران آینده، سرزمینی با هزاران هزار انسان بی‌مهارت و فرهنگ‌نیاموخته، جان و روان آدمی را می‌خراشد. ابوسعید ابوالخیر می‌گوید: «آدمی را از چهار چیز ناگزیر بود: اول نانی، دوم خُلقانی، سیم ویرانی،‌ چهارم جانانی» (به نقل از […]

دیدگاهی بنویسید.


*