
عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیبشناسی پارسیانجمن): این زبانزد «سال به سال، دریغ از پارسال» را در این چند روزِ زندگی با تن و جان خویش دریافتیم. آخرین مایهی این دریغناکی خبرهای ناگواری است که از بازماندگان از تحصیل به گوش میرسد.
آمار بازماندگان از تحصیل در دو سال گذشته چندان روشن نیست. واپسین آماری که رسانههای رسمی اعلام کردهاند، به سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ برمیگردد که وضعیت اقتصادی بسیار بهتر از امروز بود و بهای دلار کمتر از ۶۰ هزار تومان. بر پایهی این آمار، در سال تحصیلی یادشده، ۹۲۸ هزار و ۷۲۹ کودک از تحصیل بازماندهاند. (بنگرید به اینجا)
آمار کلی و کشوری سالهای پسین در جایی دیده نمیشود. آمارهایی جزئی و پراکنده از برخی پایهها یا برخی شهرها وجود دارد، اما از آمار کشوری خبری نیست. شاید به سبب بازخوردهای اجتماعی آمار سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که دیگر آمار کشوری منتشر نشد. بیشتر رسانههایی هم که از آمار ۱۴۰۵ سخن میگویند، در پایان به همین آمار پیشین بازبُرد میدهند.

خبرگزاری خبرآنلاین به پژوهشی به نام «تحلیل تطبیقی نرخ پوشش واقعی تحصیلی استانهای کشور طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴» بازبرد میدهد و مینویسد: «بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، اگرچه نرخ پوشش واقعی در مقطع ابتدایی با ثبت رقم ۹۷.۸ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ در سطحی مطلوب و نزدیک به همگانی قرار دارد، اما نوسانات معکوس دو سال اخیر نشان از توقف روند بهبود در این مقطع دارد. صباغی براساس تحقیقات خود، تاکید می کند که چالش اصلی نظام آموزشی در مقاطع متوسطه اول و دوم عیان میشود؛ جایی که شاخصها دستخوش افتی مستمر بوده و نرخ پوشش متوسطه اول به ۸۹.۴ درصد و متوسطه دوم به ۷۹.۲ درصد سقوط کرده است.» (بنگرید به اینجا)
این پژوهش هم به آمار کلی بازماندگان از تحصیل در ۱۴۰۴-۱۴۰۵ اشارهای نکرده است. با توجه به بحران اقتصادیای که از زمستان ۱۴۰۴ آغاز شده است، بازماندگان از تحصیل بیگمان بیشتر از گذشته شدهاند.
چندی پیش سخنان یکی از بازرسان آموزشوپرورش که خبر از «ترک تحصیل ۷۰ دانشآموز در مدرسهای ۳۰۰ نفره» میداد، دست به دست میچرخید. با یک حساب سرانگشتی میشود نتیجهای نسبی گرفت:
اگر در روزگاری که بهای دلار کمتر از ۶۰ هزار تومان بوده نزدیک به یک میلیون نفر از آموزش بازمیمانند، در روزگاری که دلار ۲۲۰ هزار تومان را پشت سر گذاشته و دواسبه میتازد، چند نفر بازخواهند ماند؟
قانون چه میگوید؟
بر پایهی قانون اساسی جمهوری اسلامی و نیز بر پایهی اعلامیهی جهانی حقوق بشر، دولت وظیفههایی دارد:
«اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: «دولت موظف است وسایل آموزشوپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دورهی متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور بهطور رایگان گسترش دهد.»
ماده ۲۶ اعلامیهی جهانی حقوق بشر، بند ۱:
«هر کس حق دارد که از آموزشوپرورش بهرهمند شود. آموزشوپرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد. آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفهای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد تا همه، بنا به استعداد خود، بتواند از آن بهرهمند گردند.»
در این سالها، کمتر مدرسهی دولتیای بوده که به بهانههای گوناگون از دانشآموزان پول نستانده باشد. بماند که میان مدرسههای پولی (غیرانتفاعی!) و مدرسههای دولتی هیچگونه همانندیای نمانده است. اما آنچه در این روزها میگذرد داستانی دیگر است. به نظر میرسد این کودکان برای آنکه عصای دست خانواده باشند، ناگزیر باید به کاری سرگرم شوند. در یکی از بحرانیترین اقتصادهای جهان، حتی مدرسهی رایگان هم برای بسیاری از خانوادههایی هزینهزاست؛ چراکه نانآور بودن در چنین روزگاری به خویشکاری فرزندان، بهویژه پسران، تبدیل میشود.
پیامدها
پیامدهای این بیسوادیها بر کسی پوشیده نیست. انگارهی ایران آینده، سرزمینی با هزاران هزار انسان بیمهارت و فرهنگنیاموخته، جان و روان آدمی را میخراشد. ابوسعید ابوالخیر میگوید: «آدمی را از چهار چیز ناگزیر بود: اول نانی، دوم خُلقانی، سیم ویرانی، چهارم جانانی» (به نقل از قابوسنامه).
گروهی که در نان و خُلقان (تنپوش) خود بمانند، به ویران (سرپناه) هم نخواهند اندیشید، چه رسد به جانان؛ چه این جانان دلدار باشد و چه جامعهای آباد و آزاد و سرزنده.
گرفتاریهای این سرزمین به هم گره خورده است و جداجدا حل نخواهد شد. کار از پند و اندرز نیز گذشته و همه چیز آشکار است.
آگاهی: برای پیوند با ما میتوانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از بهروزرسانیهای تارنما میتوانید هموندِ رویدادنامه پارسیانجمن شوید و نیز میتوانید به تاربرگِ ما در فیسبوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.






دیدگاهی بنویسید.