درنگی بر نوشته‌ی دویچه‌وله درباره‌ی نوواژگان فرهنگستان

فرهنگستان

پارسی‌انجمن: تارنمای بخش فارسی «دویچه‌وله»، به تازگی، با سر هم کردن گفتاوردهای گوناگون رسانه‌ها، نوشته‌ای درباره‌ی واژگان برساخته‌ی فرهنگستان منتشر کرده [اینجا] که در آن آمده است: «برخی از استادان دانشگاه و زبانشناسان معتقدند بسیاری از واژ‌ه‌های مصوب فرهنگستان زبان فارسی فقط به درد طنز می‌خورد»؛ ولی نگفته است کدام استادان و زبانشناسان و نیز دلیل‌های این استادان! برای طنزآمیز دانستن این نوواژگان چیست. سپس در دنباله از سوی احمد پوری چنین گفتاورد کرده است: «آیا امیدوارید عمه‌ی من از بقال محله‌شان بخواهد به او دو بسته «خمیراک» بدهد و مرد بقال نیز دریابد و دو بسته «ماکارونی» از قفسه بیرون آورد؟!»

در بی‌پایگی و بی‌مایگی چنین دیدگاه‌هایی همین بس که بسیاری از واژگان آشنایی که امروز به کار می‌بریم در آغاز نوواژگانی بودند که گاه حتا از سوی نویسندگانی بزرگ ریشخند شده بودند. «فرودگاه»، «باشگاه»، «شهرداری» و … از شمار این واژگان هستند.

شاید بد نباشد از کسانی که چنین نوشتاری را فراهم و منتشر کرده‌اند پرسید که سنجه و معیار زبانشناختی‌شان برای ریشخند‌آمیز بودن یک واژه چیست؟ برای نمونه با چه سنجه‌های دانشیکی [علمی‌ای] این دوستان«خمیراک» و «زیرموشی» را ریشخندآمیز می‌یابند؛ ولی واژگانی چون «بیزی»، « فیکس»، «سوء هاضمه»، «متقارن» را خوش‌آوا و باکلاس!؟ از دیدگاه زبانشناسی اجتماعی، مشکل کسانی که واژه‌های جااُفتاده و گوش‌آشنا شده‌ای چون«برون‌داد» و «درون‌داد» را ریشخند می‌کنند، ولی خواهان آن‌اند که واژگان درازآهنگ و ناآشنای انگلیسی و فرانسه را با هر سختی که شده بر زبان بیاورند در جایی بیرون از دانش زبانشناسی است!

اینکه به کردوکارهای فرهنگستان کُنونی پَرژَن‌های[نقدهای] بسیاری رواست، سخنی نیست، با این همه چنین به‌ دیده می‌آید که نوشتارهایی از این دست یا آگاهانه و از سر دشمنی با زبان پارسی است یا ناآگاهانه و از سوی کسانی نوشته می‌شود که شوربختانه به انگیزه‌های فرهنگی، سیاسی و .. ریشخند کردن زبان پارسی و فرهنگ ایرانی خود را از نشانه‌های روشنفکری می‌دانند. از دید این کسان هر چه بیشتر زبان پارسی را ریشخند کنی و هر چه بیشتر به تاریخ و فرهنگ خود ناسزا بگویی روشنفکر‌تری!

 

جستارهای وابسته

  • بنیادهای دانشی واژه‌سازی و واژه‌گزینیبنیادهای دانشی واژه‌سازی و واژه‌گزینی پارسی‌انجمن: جُستار «مبانی علمی واژه‌سازی و واژه‌گزینی» نوشته‌ی علی کافی به «واژه‌گزینی به مثابه‌ی دانش»، «تعریفها»، «چند اصلِ موضوع علم واژه‌گزینی»، «روشهای مهم واژه‌گزینی» و «ضوابط واژه‌گزینی» می‌پردازد که به کار نویسندگان و پژوهشگران و گردانشگران و واژه‌سازان و سنجشگران […]
  • فرهنگستان زبان و سیاست آن (۸)فرهنگستان زبان و سیاست آن (۸) استاد داریوش آشوری: سیاست فرهنگستان زبان ایران در زمینۀ بهره‌گیری از مایه‌های زبان فارسی و حتا زبانهای ایرانی برای گسترش زبان علمی ‌و فنی سیاستی است درست و ناگزیر، ولی اگر این سیاست مطلق و بی‌هیچ استثنا بخواهد اجرا شود، گرفتاریها و تنگناهای خاص خود را پیش […]
  • نوآوریهای ابوریحان بیرونی در ساختن واژه‌های دانشی پارسینوآوریهای ابوریحان بیرونی در ساختن واژه‌های دانشی پارسی استاد جلال متینی در این جستار نوآوریهای بیرونی در ساختِ واژه‌های دانشیِ پارسی را برمی‌نمایند و نیز می‌افزایند که این نوآوریها با بیرونی و پورسینا و دیگر دانشمندانِ ایرانیِ‌ پس از اسلام آغاز نشده‌اند و بی‌گمان ریشه در زبانِ پارسی به روزگارِ هخامنشیان (پارسه/ پارسیِ باستان) و ساسانیان (پارسیگ/ پهلوی) دارند. […]
  • فرهنگستان و کَم‌نگری به واژه‌های همگانیفرهنگستان و کَم‌نگری به واژه‌های همگانی اگرچه جاافتادن نوواژه‌ها در زبانِ دانش آسان‌تر از جاافتادن آنها در زبان همگانی است؛ ولی زبان روزانه مردم نیز برای سبکبار شدن از زیر انبوه‌ وام‌واژه‌های آسیب‌رسان از کاربست رویکردهای پیشروانه بی‌نیاز نیست. فرهنگستان می‌تواند دستاوردهای واژه‌گزینی را به گونه‌ای متعادل‌تر توزیع کند تا زبان روزانه نیز سهم شایستۀ خود را از کنش‌گری‌های […]
  • بارگیریِ «فرهنگِ تازی به پارسیِ» فروزانفربارگیریِ «فرهنگِ تازی به پارسیِ» فروزانفر پارسی‌انجمن: «فرهنگِ تازی به پارسی» گردآوردِ استادِ زنده‌یاد بدیع‌الزمان فروزانفر، چاپ شده‌ی فرهنگستان به سالِ ۱۳۱۹، است. این فرهنگ، اگر بهترین نباشد، بی‌گمان یکی از بهترین فرهنگهایی است که در این زمینه نوشته شده است، ولی دریغ که در پیِ رخدادِ شومِ شهریورِ ۱۳۲۰ و تازشِ ویرانگرانه‌ی بیگانگان به ایران و فروپاشیِ شیرازه‌ی کشور و بسته شدنِ […]
  • 🎥 «مرز پرگوهر» درباره‌ی استاد حسین گل‌گلاب🎥 «مرز پرگوهر» درباره‌ی استاد حسین گل‌گلاب پارسی‌انجمن: استاد زنده‌یاد حسین گل‌گلاب افزون بر این که کارهایی ارزنده در گیاه‌شناسی، چامه‌سرایی، خنیا و ... از خود به یادگار نهاده، واژه‌هایی بسیار ـ به ویژه در زمینه‌ی گیاهشناسی، همچون کاسبرگ، تخمدان، جلبک، گلسنگ ـ نیز ساخته است. در توژ زیر که ساخته‌ی هومن ظریف است با زندگی و کارهای استاد گل‌گلاب بیشتر آشنا […]
0

2 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. دویچه‌وله سابقاً تنها خبرهای و موضوعات کوچکی را پوشش میداد. در چند سال اخیر این بنگاه خبری طیف گسترده‌ای از اخبار پوشش میدهد. و در مواردی به موضاعاتی که گهگاه در شبکه های اجتماعی پررنگ میشوند میپردازد سوار موج میشود. به نظر من دویچه وله آن اعتبار سابق را ندارد.
    بعلاوه ترکیب جمعیتی ایرانیان آلمان شامل افردا زیادی است که زبان مادریشان فارسی نیست. و این متفاوت است با ترکیب جمعیتی ایرانیان مهاجر به کشورهای مثل آمریکا. لازم به یادآوری هم نیست که آلمان با بعضی از کشورهای همسایه ما چه مبادلات تجاری هنگفتی دارد.
    به این به اصطلاح اخبار هم از دویچه وله توجه کنید
    http://www.dw.de/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%82-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%87%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DA%A9/a-18265523
    اگر لینک باز نشد در اینترنت جستجو کنید “تهرانی‌ها در شوق یادگیری زبان ترکی برای فهم سریال‌‌های ترک” و به اصطلاح خبر دویچه وله را در این زمینه ببینید

    1+
  2. دویچه‌وله کاسه‌ی داغتر از آش در خیلی از مسائل ایران شده. نئونازی‌ها انگار خوابند که یک مشت بیگانه در کشورشون چنین جست‌وخیز می‌کنند.

    2+

دیدگاهی بنویسید.


*